ترند تجربه کارکنان

ترندهای تجربه کارکنان در 2024

طی جدیدترین تحقیقات انجام شده توسط تعدادی از متخصصان حوه تجربه کارکنان به سرپرستی Dr. Antonio  Pangallo در 32 کشور و 29 صنعت مختلف ترندهای منابع انسانی در 2024 به شرح زیر اعلام شد:

1.کارمندان ترجیح می دهند هو ش مصنوعی به آنها کمک کند تا مدیرشان!

تحقیقات نشان می‌دهد که کارمندان ترجیح می‌دهند هوش مصنوعی در کنترل و هدایت وظایف آنها مشارکت داشته باشد. اما زمانی که تأثیرات این فناوری بر حرفه و معاش آن‌ها افزایش می‌یابد، نگرش منفی شده و کمتر قابل قبول می‌شود.

نتایج تحقیق نشان می‌دهد که افرادی که در سطوح مدیریتی بالاتر هستند، بیشتر به استفاده از هوش مصنوعی علاقه دارند. احساسات مثبت نسبت به سازمان و اعتماد به آن نیز با نگرش مثبت به هوش مصنوعی مرتبط است.

به عبارت دیگر، افرادی که احساس اعتماد و ارتباط مثبت با سازمان دارند، احتمالاً بهترین تجربه از استفاده از هوش مصنوعی خواهند داشت. از سوی دیگر، اگر کارمندان احساس کنند که هوش مصنوعی به جای ارتقاء تجربه کاری، می‌تواند شغل‌های آن‌ها را جایگزین کند یا به عدم اعتبار شغلی منجر شود، نگرانی و مخالفت به وجود می‌آید.

طی این تحقیق به شفافیت و ارتباط فعال بین کارمندان و مدیریت تأکید می شود و می‌اندیشد که اگر سازمان‌ها بتوانند استفاده مسئولانه و اخلاقی از هوش مصنوعی را نشان دهند و به این فناوری وابستگی زیادی نداشته باشند، می‌توانند اعتماد کارمندان را جلب کنند.

همچنین توجه به نیازها و ترجیحات افراد با معلولیت یا ترنسجندر نشان داده می‌شود که این افراد ممکن است به دلیل کمتر بودن تبعیض اداری ترجیح بیشتری به استفاده از هوش مصنوعی برای امور انسانی مانند ارزیابی عملکرد داشته باشند. در نهایت، ترکیب اصول عدالت اجتماعی و اطلاع‌رسانی به کارکنان می‌تواند به سازمان‌ها در استفاده موفق از هوش مصنوعی کمک کند.

2. کارکنان خط مقدم ناراضی ترین، ضعیف ترین و کم اعتمادترین هستند.

ضرورت و اهمیت توجه به کارکنان خط مقدم یعنی افرادی که به‌طور مستقیم با مشتریان در ارتباط هستند، بسیار بالاست. بر اساس تحقیقات انجام شده، این گروه از کارکنان با مشکلات مکان کاری و عدم تأمین نیازهای اساسی خود مواجه هستند. این شغل‌ها چالش‌برانگیز و طولانی‌ هستند و با وجود این ویژگی‌ها، این کارکنان اغلب از حمایت و ارتقاء‌های مالی کم و فرصت‌های رشد و توسعه کمتری بهره‌مند هستند.

تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباطات ناکافی از جمله دلایل اصلی ناراحتی و عدم اعتماد کارکنان خط مقدم به سازمان‌های خود هستند. توصیه می‌شود که رهبران اقداماتی انجام دهند تا به این کارکنان اطمینان دهند که صداهایشان شنیده شده و نیازهای آن‌ها تأمین شده است.

همچنین، نکته مهمی که وجود دارد، این است که در صورت عدم رفع مسائل کارکنان خط مقدم، این مشکلات ممکن است به مسائل بزرگتری مانند خستگی، نگهداشت نا موفق و تأثیرات منفی بر تجربه مشتری منجر شود. بنابراین، توجه به نیازها و نظرات این گروه از کارکنان از اهمیت ویژه برخوردار است.

نهایتاً، طبق این مقاله به رهبران توصیه می‌شود که به فعالیت‌ها و نیازهای کارکنان خط مقدم توجه کنند و با آن‌ها در ارتباط باشند. ارتقاء ارتباطات و اطمینان از کارکنان در مورد شنیده شدن صداهایشان و انجام تغییرات موجب ایجاد اعتماد و افزایش تأثیرگذاری این گروه در ارتباط با مشتریان و محصولات سازمان خواهد شد.

3.مرحله ماه عسل شغل جدید از بین رفته است.

اصطلاح “ماه عسل شغلی” به زمانی اطلاق می‌شود که یک فرد به تازگی به یک شغل جدید شروع کرده و در این مرحله از شغل، عمدتاً در حال یادگیری و تطبیق با محیط کار جدید است. برخی اصطلاحات دیگر که ممکن است برای توصیف این موقعیت استفاده شوند عبارتند از:

  1. فاز آموزشی
  2. آغاز حرفه‌ای
  3. آغاز کار
  4. دوران شروع
  5. فاز یادگیری
  6. فاز آشنایی با محیط کار

مطابق تحقیقات، کارکنان با کمتر از شش ماه سابقه کار دارای کمترین قصد برای اقامت بلندمدت (سه سال یا بیشتر) در سازمان خود هستند. بیش از یک سوم (39%) از کارکنان اعلام کرده‌اند که در 12 ماه آینده قصد ترک کارفرمای خود را دارند؛ این شاخص نسب به سال گذشته افزایش شش درصدی داشته است.

در گذشته، کارمندان حداقل یک سال در یک شغل جدید در سطح بالایی از مشارکت باقی می‌ماند. محققین دلایل این موضوع را بررسی کردن و 3 مساله را دلیل اصلی این موضوع یافتند:

اولین مسئله: نیاز به بازنگری و بازسازی فرآیند ورود به شغل

بسیاری از سازمان‌ها در حال استخدام باحجم بالا بودند و به همین دلیل بیشتر بر خلق تجربه خوب برای کاندیدها اصرار داشتند. اما در حال حاضر، استخدام‌های کمتری در بسیاری از صنایع صورت می‌گیرد و سازمان‌ها منابع خود را به سمت مراحل دیگر سفر کارکنان متمرکز می‌کنند. جهان جدید ما از کار راه دور نیز نقشی در این موضوع ایفا می‌کند. برنامه ورود به شغل و پساکووید سازمان‌ها باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد و برنامه‌ها و ساختارهای جدیدی برای پشتیبانی از تجربه بهتر ایجاد شود.

دومین مسئله: هماهنگی تجربه کارمند جدید با انتظارات

برای برطرف کردن این اختلاف تجربه، سازمان‌ها باید برنامه‌ها و تجربیات کارمندان جدید خود را با انتظارات استخدام شونده ها هماهنگ (و شاید بازطراحی) کنند. این تجارب اساسی نقطه شروع اولیه را نشان می‌دهند که کارمندان تازه کار تصویری از سازمان و تجربه کاری در آن می‌سازند. این شامل جوانب اجتماعی تجربه ورود به شغل است. بررسی اینکه کارمندان در دفتر کار، از راه دور یا ترکیبی از هر دو کار می‌کنند نیز وارد این معادله می‌شود.

سومین مسئله: نیاز به رشد از روز اول

یکی از مسائل اساسی دیگر، احساس کارمندان تازه کار نسبت به رشد و توسعه در سازمانشان است. رشد و توسعه یکی از حیاتی‌ترین حوزه‌ها برای کارمندان است که در حال حاضر سازمان ها عملکرد مناسبی در این حوزه ندارند.

در نهایت، سازمان‌ها باید در مورد کمک به کارمندان تازه کار برای برقراری ارتباطات و ایجاد مسیرهای واضح برای رشد و توسعه، مخصوصاً در دوره ورود به شغل، با دقت عمل کنند. تجربه کارمند تازه، کلید موفقیت سازمانی و کارمندی در آینده است و با دقت بازطراحی فرآیند ورود به شغل، ممکن است به عنوان یک دست آورد استراتژیک قدرتمند کار کند.

4. کارکنان ایمیل‌ها و چت‌های کاری خود را باز می‌کنند، اما نسبت به رسانه‌های اجتماعی شرکت بی‌اعتنا هستند.

کارکنان شما می‌خواهند که به آن‌ها گوش دهید. و نه فقط از طریق نظرسنجی‌ها. به مدت دهه‌ها، تیم‌های منابع انسانی از گوش دادن به روش نظرسنجی‌ها استفاده کرده‌اند، و در حالی که فناوری اکنون این امکان را می‌دهد که از هر منبعی به کارکنان گوش بدهیم.

این تحقیقات نشان می‌دهد که کارکنان بسیار مشتاقانه و در واقع، بیشتر از انتظارات شما، مایلند که کانال‌های ارتباطی کاری خصوصی خود (مانند ایمیل، اسلک و غیره) را باز کنند.

همچنین مشخص شده است که ارتباط واضحی بین مشارکت و انگیزه و باز بودن به انواع گوناگونی که سازمان‌ها ممکن است از طریق ارتباطات خصوصی کاری داده جمع کنند، وجود دارد. این در احساسات کارکنان در سراسر جهان نیز به وضوح نمایان شده است.

کارکنان با کانال‌های اجتماعی شخصی‌شان می‌خواهند بین کار و زندگی شخصی جدایی داشته باشند. این مساله در تحقیقات نشان داد در هر منطقه از سرتاسر دنیا کارکنان به وضوح می‌گویند: “اینجا مرز ماست.” و سازمان‌ها باید به این مرز احترام بگذارند تا ایمنی روانی در محیط کار حفظ شود.

استفاده از داده‌های شبکه های اجتماعی کارکنان ممکن است نگرانی‌هایی در میان آن‌ها درباره شفافیت، کنترل بر روی داده‌هایشان و سوءاستفاده ایجاد کند. ایجاد اعتماد از طریق ارتباط واضح، شفافیت در مورد استفاده از داده و شرکت کارکنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری امری ضروری است تا این نگرانی‌ها را برطرف کند.

گوش دادن مداوم به کارکنان ابزارهای تجزیه و تحلیل احساسات کارکنان قدرتمندی را برای رهبران منابع انسانی فراهم می‌کند تا بتوانند دقیقاً بفهمند که آنها چه نیازهایی دارند. حتی اگر به صورت مستقیم به شما نگویند. با بهره‌گیری از داده‌های کارکنان از منابع مختلف، از جمله بازخوردی که از قبل وجود دارد، شما می‌توانید درک عمیق‌تری از تجربیات کاری کارکنان خود پیدا کنید.

5. چند روز حضوری در دفتر بهتر از دورکاری کامل است !

تقریباً چهار سال پس از آن که ویروس کووید-۱۹ شکل کار را برای ما تغییر داد، سازمان‌ها هنوز در حال ترتیب دادن بهترین رویکردها برای بازگشت به دفتر هستند. این تحقیقات نشان می‌دهد که کارکنانی که پنج روز در دفتر یا مکان حضوری کار می‌کنند، کمترین معیارهای تجربه کاری (EX) را در همه زمینه‌ها دارند. برعکس، کسانی که برنامه کاری هیبرید دارند، در کل شاخص‌های برتر EX را دارند. این احساس در تمام مناطقی که تحقیق شده، یکسان بود.

بر خلاف آنچه انتظار می رفت، زندگی کاری کارکنان، حتی اگر ارزشمند باشد، کارکنان نمی‌خواهند کاملاً خود را در کار از راه دور غرق کنند. این ممکن است به دلایل مختلفی باشد: تمایل به ارتباط حضوری با دیگران؛ تمایل به کشیدن خطوط سخت‌تر بین کار و خانه؛ یا به سادگی تمایل به داشتن دلیلی برای لباس پوشیدن و خانه ترک کردن.

به ویژه برای کارکنان جدید، کار کاملاً از راه دور محدوده تعامل آن‌ها با همکاران و مدیران را کاهش می‌دهد و ممکن است منجر به احساس جدا شدن از تیم شود، به ویژه اگر آن‌ها به ندرت (یا هرگز) آن‌ها را نبینند. بنابراین کارکنان بهترین نتیجه را در مدتی که در یک مکان با همکارانشان هستند می گیرند.

از طرف دیگر، برخی افراد در محیط‌های کاری از راه دور موفق عمل می‌کنند و می‌بینند که این کاهش سطح استرس آن‌ها را فراهم می‌کند. اما حتی برای این کارکنان، یک یا دو روز حضور در دفترکار ممکن است نتایج مثبتی داشته باشد: تحقیقات ما نشان می‌دهد که کارکنانی که یک تا سه روز در دفتر کار می‌کنند، سطح بالاتری از احساس تعلق و رفاه را گزارش می‌دهند نسبت به کسانی که به‌طور کامل از راه دور کار می‌کنند.

 

محققین:

Dr. Antonio Pangallo, PhD
Principal XM Scientist

Dr. Cecelia Herbert, PsyD, XMP
Principal Catalyst, XM Institute
Dr. Benjamin Granger, PhD, XMP
Head of EX Advisory Services, Chief Workplace Psychologist
Matthew Evans
Head of EX Product Science
Sarah Marrs, MSc
Director of EX Strategy Execution

Haley Rushing
EX Solution Producer
Alex Mendoza, MS
XM Scientist
Jared Shorts, MA
Senior XM Consultant
Banide Ouch, MS
XM Scientist

talk time-cover

گفتگو با مدیر ارشد تجربه کارکنان بانک های جهانی ING

ویدیوی زیر گفتگو رسانه اچ آر ریویو با مدیر ارشد طراحی تجربه کارکنان بانک های جهانی ING در هلند و دکتر محمد جواد ثابت(مشاور و مدرس حوزه منابع انسانی و تجربه کارکنان) است. در این گفتگو به معرفی بخش تجربه کارکنان پرداخته شده است. تماشای این ویدیو رو به تمام فعالان حوزه منابع انسانی پیشنهاد می کنیم.

 

 

7 عنصر موثر بر تجربه کارکنان

هفت عنصر موثر بر تجربه کارکنان

کمبود مستمر استعداد و افزایش تقاضای نیرو، تجربه کارکنان را به یک امر ضروری در تجارت تبدیل کرده است. رهبرانی که به دنبال ایجاد نوعی تجربه کارمندی هستند که استخدام و حفظ نیروها را ساده کند، خود را با پیشنهادات بمباران می‌کنند: دورکاری کنید، همه را به دفتر کار بازگردانید، نه آن را ترکیبی کنید! یک برنامه سلامتی ایجاد کنید!

در حالی که همه این پیشنهادات ارزشمند هستند، بررسی و توجه به هفت عنصر کلیدی می‌تواند بخشی از یک تجربه عالی کارمند را رقم بزند. رهبران و سازمان‌ها با در نظر گرفتن یک رویکرد جامع‌تر که کمتر بر ابتکارات خاص و بیشتر بر واکنش افراد به هر مرحله از استخدام تمرکز دارد، می‌توانند ایده بهتری در مورد چگونگی ایجاد شرکتی مادام‌العمر داشته باشند.

در ادامه هفت عنصر تجربه کارمند از دیدگاه نولان گادفری، مشاور حوزه مدیریت آورده شده است:

هیجان

متقاضیان کار می‌خواهند در مورد یک شرکت احساس هیجان داشته باشند و شما می‌خواهید آن‌ها از اینکه مورد توجه قرار گرفته‌اند، هیجان زده شوند. آن‌ها خود را تصور می‌کنند که در آنجا کار کنند و در ماموریت شرکت مشارکت کنند، در حالی که درخواست می‌دهند، مصاحبه می‌کنند و منتظر می‌مانند تا بدانند آیا شغل را پیدا کرده‌اند یا خیر. ایجاد این نوع هیجان در مورد سازمان شما مستلزم تمرکز بر چیزی بیش از پرداخت و مزایا است. شما باید ارزش‌ها و فرهنگ خود را به گونه‌ای در میان بگذارید که مشتریان بالقوه‌ای که برای شرکت شما مناسب هستند، فعالانه به دنبال فرصت‌ها باشند.

پیوستن

پیوستن به شرکت شما باید لحظه‌ای مهم در حرفه یک کارمند جدید باشد. زمانی که شخصی پیشنهاد شغلی را می‌پذیرد، رهبران فرصتی منحصر به فرد برای مشارکت در تجربه کلی دارند. هیجان لحظه را با یک اعلامیه خوش آمدگویی رسمی ثبت کنید و به ایجاد یک تجربه استقبال کامل فکر کنید. چه نوع نقاط تماسی را می‌توانید ایجاد کنید تا افراد با استعداد را برای پیوستن به شرکت خود هیجان زده نگه دارید؟

شروع همکاری

مرحله شروع همکاری یک کارمند اغلب می‌تواند تجربه کلی را ایجاد کند یا از بین ببرد. به فرآیند ورود نیرو به شرکت به دقت توجه کنید، به خصوص اگر تا حد زیادی از راه دور (به صورت دورکاری) باشد. آیا فرآیندی تعریف شده برای استخدام کارمندان جدید وجود دارد، فرآیندی که شامل تمام فناوری‌های لازم و نقاط تماس منابع انسانی باشد؟ آیا آموزش اجباری وجود دارد که همه کارکنان جدید باید آن را تکمیل کنند، و آیا آن آموزش به راحتی در همه بخش‌ها، وظایف و نقش‌ها قابل دسترسی و سازگار است؟ همانطور که فرآیند ورود خود را تعریف می‌کنید، مطمئن شوید که نقاط تماس مهمی را در نظر گرفتید که در آن مدیران با کارمندان جدید ارتباط برقرار می‌کنند تا مطمئن شوند که آن‌ها مجهز و درگیر بوده و احساس می‌کنند عضوی از تیم هستند.

موفقیت

در حالی که پروسه ‌عضویت باید یک دوره تعریف شده باشد، موفقیت در یک نقش جدید می‌تواند در بین کارمندان بسیار متفاوت به نظر برسد و عوامل زیادی می‌توانند بر تعامل و عملکرد در این مرحله تأثیر بگذارند. هنگامی که کارمندان در نقش‌های جدید خود مستقر می‌شوند و شروع به مشارکت در تیم‌ها می‌کنند، رهبران می‌توانند با بررسی و اطمینان از اینکه کارکنان جدید درگیرهستند و کارمی کنند، شتاب ایجاد تجربه پیوستن مثبت را بیشتر کنند. از آنجایی که رهبران یک به یک با کارمندان چک می‌کنند، باید به طور مداوم سوالاتی را برای سنجش میزان مشارکت و رضایت و ارزیابی معیارهای عملکرد برای اطمینان از موفقیت کارکنان بپرسند.

رشد

هنگامی که رهبران یادگیری و توسعه را تشویق می‌کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که کارمندان در یک شرکت بمانند. با این حال، فرهنگ رشد نباید فقط آموزش مرتبط با موقعیت فعلی یک کارمند را تشویق کند. برای نگه داشتن افراد با استعداد به مدت طولانی، شرکت‌ها باید توسعه شغلی بلندمدت را تشویق کنند. با پرورش فرهنگ رشد و توسعه، شرکت‌ها افراد با عملکردهای برتر را درگیر نگه می‌دارند و به کسانی که درمراحل اولیه شغل خود هستند کمک می‌کنند تا عملکرد بالایی داشته باشند.

پاداش

شناخت و پاداش دادن به عملکرد، کلید حفظ کارکنان است. مردم باید احساس کنند که مشارکت آن‌ها برای رشد کلی سازمان ضروری و ارزشمند است. علاوه بر این، شناسایی و پاداش دادن به مشارکت‌ها به کارکنان جدید و در حال توسعه نشان می‌دهد که شرکت شما برای افراد ارزش قائل است. وقتی کارکنان فرهنگ شناخت را می‌بینند و متوجه می‌شوند که تلاش آن‌ها دیده می‌شود، برای دستیابی به موفقیت تلاش خواهند کرد.

قهرمانی

در فرهنگ شرکتی که بر مسئولیت، رشد و شناخت تمرکز دارد، حفظ کارکنان احتمال بیشتری دارد. هنگامی که کارمندان شرکت را ترک می‌کنند، اگر تجربه کارمندی خوبی داشته باشند، همچنان از سایر افراد با عملکرد بالا برای پیوستن به سازمان حمایت می‌کنند.

تمرکز بر این هفت عنصر از تجربه همکاری به سازمان شما کمک می‌کند تا شهرت خود را به عنوان یک کارفرمای پرطرفدار افزایش دهد. با تعامل، بهره‌وری و توانایی بالای حفظ افراد، کارمندان با عملکردهای برتر همچنان به درخواست خود ادامه می‌دهند و شما سازمانی پر از افراد با کیفیت بالا ایجاد خواهید کرد که موفقیت بلندمدت را به همراه خواهند داشت.

ریشه های تجربه کاکنان

تفاوت Employee experience با Engagement!

نولان گادفری یکی از مشاورین حوزه مدیریت در مقاله ای اشاره کرده است که: اخیراً با یکی از مدیران ارشد صحبت کردم و از من پرسید: “تجربه کارمندان (employee experience) از کجا آمده است؟ من دائماً این اصطلاح را می‌شنوم اما نمی‌دانم که آیا این اصطلاح همان مشارکت engagement است یا خیر. آیا قبل از آن آمده است یا جدید است؟ کمکم کن بفهمم. »
تجربه کارمندان به عنوان یک مفهوم و استراتژی، در سال‌های اخیر ایجاد شده است و فهمیدن آن پس از چندین دهه تاکید بر مشارکت کارکنان می‌تواند گیج کننده باشد. بنابراین ایده‌ تجربه کارمندان از کجا آمد و چرا اهمیت دارد؟

تجربه کارمند بسیار بیشتر از مشارکت است

در حالی که مشارکت برای چندین دهه به عنوان معیار کارمندان حکمفرما بود و در بسیاری از سازمان‌ها هنوز یک معیار کلیدی است، نتایج وعده داده شده لزوما به طور کامل محقق نشده است. در بسیاری از سازمان‌ها، مشارکت درست حول و حوش زمان انتشار یک نظرسنجی پیرامون بحث مشارکت افزایش می‌یابد، و سپس به همان سطح قبل باز می‌گردد. بسیاری از سازمان‌ها بیش از حد بر دستکاری یا افزایش امتیاز نظرسنجی مشارکت متمرکز شده‌اند که تلاش شریفی است؛ اما تا حدودی باعث خطای نزدیک بینی میشود و مدیران را از درک درست واقعیت دور می‌کند. در حالی که مشارکت قطعا مهم است، سازمان‌ها متوجه شده‌اند که اندازه‌گیری مشارکت کافی نیست. بسیاری از اوقات تلاش‌های افزایش مشارکت مقطعی و موقت است تا ایجاد تغییر پایدار و سیستماتیک. ممکن است برای لحظه‌ای جذاب‌تر به نظر برسد؛ اما جایی برای پرداختن به دلایل زیربنایی که منجر به امتیازات می‌شود، وجود ندارد. تمرکز بر مشارکت، برنامه‌های اقدام تاکتیکی و کوتاه‌مدت را هدایت می‌کند که در بهترین حالت تمایل دارند بر مجموعه محدودی از نیازهای کارکنان تمرکز کنند.
از سوی دیگر، تمرکز بر تجربه کارمند، تصویری بزرگ و استراتژیک از چگونگی عملکرد یک سازمان در کل چرخه عمر کارکنان به ویژه در «لحظه‌هایی که اهمیت دارد» ارائه می‌دهد. این شامل مواردی است از قبیل اینکه چه چیزی نیروهای بالقوه را جذب می‌کند و در عین حال، رابطه یک فرد با سرپرست خود را رقم می‌زند. یا اینکه آن‌ها چقدر به تجربه خود با همکاران یا سایر افراد می‌نگرند. از این منظر، مشارکت کارکنان یک معیار نتیجه‌ای است که به یک قسمت (معمولاً تلاش اختیاری) از یک پازل بزرگ‌تر (هر چیزی که به تجربه کلی یک کارمند با یک سازمان کمک می‌کند) نگاه می‌کند.

درس‌هایی از تجربه مشتری برای تجربه کارکنان

دسترسی مصرف‌کنندگان به محصولات و خدمات مشابه، همراه با دسترسی بیشتر به اطلاعات در مورد شما و رقبای شما، همچنان افزایش می‌یابد. مشتریان گزینه‌های بیشتری دارند، می‌توانند به راحتی به استفاده از محصولات و خدمات رقیب روی بیاورند و قدرت بیشتری برای تأثیرگذاری بر کسب و کار شما نسبت به قبل دارند.
تلاش‌های تجربه مشتری با تمایل به ایجاد مزیت رقابتی جدید آغاز شد. تلاش‌های تجربه مشتری به ‌جای مشاهده تعاملات مشتری به‌عنوان نقاط داده‌های مجزا، تلاش می‌کنند تا سفر کامل مشتری با یک برند را درک کنند، از تعاملات آنلاین، فروشگاه‌ها و با تیم‌های خدمات مشتری. با این تصویر بزرگ، برندها و سازمان‌ها می‌توانند چندین نقطه داده متفاوت را در یک نقشه واحد پیوند دهند و می‌توانند تمام تعاملات را برای ایجاد یک سری تجربیات مثبت و به یاد ماندنی برای مشتری طراحی کنند. از این نقطه نظر استراتژیک‌تر، واضح است که تمرکز فقط بر یک تعامل، مثلا نقطه خرید، می‌تواند منجر به تجربه کلی ضعیف مشتری شود.

کارمندان شما چه تجربه‌ای دارند؟

مصرف‌کنندگان از همه این اطلاعات جدید فقط برای تمرکز بر روی برندهایی که می‌خواهند بخرند استفاده نمی‌کنند، بلکه از همین رویکرد برای تعیین شرکت‌ها و سازمان‌هایی که می‌خواهند برای آن کار کنند استفاده می‌کنند. رسانه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌های بررسی شرکت، نگاهی شفاف به کار برای شرکت شما ارائه می‌دهند. در شرایطی که رقابت برای استعدادهای برتر از هر زمان دیگری شدیدتر است، اتخاذ همین رویکرد و در نظر گرفتن کل تجربه کارمند بسیار مهم است؛ از لحظه‌ای که یک کارمند بالقوه درباره سازمان شما یاد می‌گیرد، از طریق استخدام کامل و خروج از آن.

تجربه کارمند به عنوان یک متمایزکننده

حدود ۸۹ درصد از شرکت‌ها از نوعی استراتژی تجربه مشتری استفاده می‌کنند و این رویکرد به‌عنوان یک متمایزکننده از راه‌های مهم مدنظر است. این محرک اصلی تمرکز جدید بر تجربه کارمند است. گام بعدی در متمایز کردن برندتان، تمرکز بر تجربه کارمند است. بر اساس یک مطالعه، ۶۵٪ از مصرف‌کنندگان در هنگام تعیین اینکه آیا آن‌ها محصول یا خدمات شما را خریداری می‌کنند یا خیر، در نظر می‌گیرند که چگونه با کارمندان خوب رفتار می‌شود. اگر مصرف کنندگان از ایده کار کردن برای سازمان شما هیجان زده باشند، احتمالاً نسبت به برند شما مشتاق خواهند بود.
تجربه کارمند، زمانی که به خوبی انجام شود، نتایج خوبی را به همراه دارد. هیلتون یک مثال عالی است. هیلتون یک تمایز استراتژیک کلیدی در تجربه مصرف‌کننده ایجاد کرده است. کریستوفر ناستا، به‌عنوان مدیر عامل، سرمایه‌گذاری‌های زیادی را نیز در طول زمان انجام داده است تا با تمرکز بر تجربه کارمندان هیلتون، این تجربه را تقویت و متمایز کند.
هیلتون کارهایی مانند طراحی مجدد فضاهای استراحت برای کارمندان، ارائه توسعه رهبری در زمان واقعی و کوچک برای رهبران پرمشغله، همراه با مزایای تجربه بهتر برای افراد خود انجام داده است. تمرکز تجربه کارمندان آن‌ها بر روی مزایا نبوده است، بلکه در مورد آنچه فرهنگ و استراتژی منحصر به فرد آن‌ها در راستای اهداف کلی کسب و کارشان می‌طلبد، بوده است. نتایج چشمگیر بوده، سهام و امتیاز خالص پروموتر آن‌ها به خوبی عمل کرده است، در حالی که در همان زمان، آن‌ها به عنوان بهترین شرکت فورچون برای کار در سال ۲۰۱۹ انتخاب شدند.
صرف نظر از اینکه سازمان شما امروز کجاست، برداشتن گام‌هایی برای تاکید و بهبود تجربه کارکنان می‌تواند نتایج قوی کارکنان مانند تعامل و حفظ و همچنین نتایج تجاری را به ارمغان آورد.

چهار افسانه حوزه تجربه کارکنان

چهار افسانه حوزه تجربه کارکنان که باید با آن‌ مقابله کرد

منابع انسانی باید با افسانه‌های رایج در مورد تجربه کارمندان آگاه باشند، گرفتار شدن در دام این افسانه‌ها می‌تواند به موفقیت کلی یک سازمان آسیب برساند. بسیار مهم است که منابع انسانی درک کند که کارکنان واقعاً از کارفرمایان خود چه می‌خواهند.

افسانه اول: آنچه کارکنان از تجربه کارمند خود می‌خواهند اساساً تغییر کرده است

فرهنگ مبتنی بر مصرف‌کننده به این معنی است که می‌توان تصور کرد کارکنان با امتیازات انگیزه می‌گیرند؛ اما در واقع اینطور نیست. “تحقیقات نشان داده که تجربیات کارمندان به دلیل تجربیات آن‌ها به عنوان مصرف‌کننده تغییر کرده است. این برای شرکت‌هایی مانند آمازون منطقی است که می‌توانند خواسته‌های مردم را پیش‌بینی کنند و در کمتر از دو روز به آن‌ها برسانند. ما شرکت‌هایی را می‌بینیم که انواع امتیازات را ارائه می‌کنند، مانند پاداش‌های مالی برای گرفتن مرخصی و انواع مرخصی جدید مثل مرخصی برای کسانی که حیوان خانگی جدید دارند. در واقع این مزایا آن چیزی نیست که کارمندان واقعاً می‌خواهند. تحقیقاتی که در سال‌های ۲۰۱۳، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ انجام شده نشان داده است که جبران خسارت، تعادل کار وزندگی و ثبات، سه اولویت اصلی برای کارکنان بود.

افسانه دوم: این تنها مسئولیت مدیران است که تجربه کارکنان را ارائه دهند

باید به کارمندان کنترل و مسئولیت بیشتری برای ارائه تجربه‌ای که برای آن‌ها مناسب است داده شود. بسیاری تصور می‌کنند که اگر مردم می‌خواهند از تجربه شخصی‌تر در محل کار لذت ببرند، باید با مدیرانشان توافق کنند؛ اما این مربوط به خود کارمندان نیز می‌شود. کارکنان در واقع می‌خواهند تجربه خود را داشته باشند و آن را هدایت کنند. چه کسی می‌تواند بیشتر از خودش در مورد آنچه از محل کار می‌خواهد بداند؟ فقط حدود یک سوم کارمندان فکر می‌کنند که مدیران آن‌ها اهداف شخصی آن‌ها را درک می‌کنند. پس مدیران چگونه بدانند چه چیزی برای کارکنانشان مناسب است؟ در HR ما باید مطمئن شویم که به کارمندان حق انتخاب را می‌دهیم تا کاری را که برای آن‌ها مناسب است انجام دهند، احساس قدرت کرده و تجربه‌ای را ایجاد کنند که برای آن‌ها مناسب است.

افسانه سوم: تعامل هر آنچه را که باید در مورد تجربه کارمند بدانیم به ما می‌گوید

  کارکنان ممکن است به شدت درگیر کار باشند؛ اما تجربه ضعیفی در کار داشته باشند. ممکن است در سازمان تعداد زیادی کارمند بسیار متعهد وجود داشته باشند که هنوز هم تجربه خوبی از کار ندارند. با انجام نظرسنجی‌ها باید چیزی بیش از میزان مشارکت را اندازه‌گیری کرد، مواردی مثل بهره‌وری و رضایت و ویژگی‌های خاصی که در تجربه‌ کارکنان وجود دارد.

افسانه چهارم: پاسخگویی و سرعت همه‌چیز هستند

. منطقی است که کارفرمایان فکر کنند اگر مشکلی در تجربه کارمندان وجود دارد، باید سریعاً در مورد آن بدانند و باید سریعاً آن را برطرف کنند. گاهی کارفرما تصور می‌کند سرعت، امری کلیدی است، بنابراین روی سیستم‌های های مختلف بازخورد سرمایه‌گذاری می‌کنند تا بازخورد سریع بگیرند؛ اما سرعت همیشه خوب نیست. گاهی مهم‌ترین یا معنی دارترین بازخورد را بلافاصله دریافت نمی‌کنید. بنابراین نیازی نیست که روی بازخورد‌های بی‌درنگ وسواس داشته باشید یا بیش از حد انرژی صرف کنید که در واقع فقط ناشی از احساسات لحظه‌ای هستند و در نهایت شما را به بیراهه می‌کشانند.
مدیریت غم و اندوه در کارکنان

مدیریت غم و اندوه در کارکنان

اندوه یک مساله جهانی بوده و یکی از دردناک‌ترین احساساتی است که همه ما در طول زندگی تجربه خواهیم کرد. همه می‌دانیم که از دست دادن عزیزان، همه جنبه‌های زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این روزها که بیش از هر زمانی خبر مرگ به گوشمان می‌رسد باید بدانیم مدیران سازمان‌ها علاوه‌بر انجام کارهای کلیشه‌ای مانند ارسال گل و آگهی ترحیم، وظایف اساسی‌تری نسبت به فرد داغدار دارند. در واقع فرهنگ سوگواری از جمله مواردی است که در سازمان‌ها نادیده گرفته شده است. برای خلق یک تجربه خوب برای کارکنان باید همه ابعاد زندگی شغلی را در نظر گرفت و برایش برنامه‌ریزی داشت. هم اتفاقات خوشایند و هم اتفاقات تلخ و ناخوشایندی مثل داغدار شدن. بعد از تجربه از دست دادن عزیزان، یکی از سخت‌ترین کارها برگشت به دنیای کار و زندگی عادی است. کنترل غم و اندوه در محل کار در چنین مواقعی می‌تواند برای فرد، همکاران و مدیران سازمان بسیار چالش‌برانگیز باشد. معمولا فرهنگ کاری ما به جز مرخصی و پرداخت وام در چنین مواقعی هیچ استانداردی برای رسیدگی به غم و اندوه کارکنان ندارد. باید بدانیم برای بعضی افراد داغدار برگشت سریع به کار باعث حواس‌پرتی از غم شده و مفید است؛ اما برای بعضی افراد اینطور نبوده و مدیریت احساسات در کار بسیار سخت و استرس زا است. مخصوصا برای افرادی که در مدت مرخصی، فرصت سوگواری نداشته و درگیر برنامه‌ریزی مراسم خاکسپاری و عزاداری بوده‌اند. در چنین مواقعی، مدیریت مسئولیت شغلی و اندوه در محل کار بسیار طاقت فرساست. در این روزها چیزهای جزیی هم می‌تواند فرد را یاد فقدان عزیزانش بیندازد و در طول روز با احساس غم و اشک همراه باشد. در چنین مواقعی وظیفه مدیران و منابع انسانی سازمان‌ها این است که در مرحله سوگواری کنار کارکنان خود باشند و بدانند:

مدت زمان سوگواری برای همه یکسان نیست

در نظر داشته باشید مدت و نحوه سوگواری آدم‌ها باهم متفاوت است و باید صبورانه در این مراحل کنار کارکنان خود باشید.

انتظارات خود را کاهش و به شخص عزادار اطلاع دهید

یکی از استرس‌های کارکنان در این مواقع این است که نتوانند طبق انتظارات مدیر خود عمل کنند و این مساله اندوه و اضطراب درونی را در فرد افزایش خواهد داد. با کارکنان خود در مورد اینکه در این شرایط انتظار بالایی از او ندارید صحبت کنید. به او اطمینان دهید در این مرحله الویت فقط سلامتی و آرامش اوست و نه انجام با کیفیت کار. این اطمینان خاطر باعث کاهش اضطراب در فرد خواهد شد.

به حریم خصوصی شخص عزادار احترام بگذارید

هر یک از همکاران پس از مطلع شدن از سوگ همکار باید از او سوال کنند که آیا تمایلی دارد این مساله در سطح سازمان مطرح گردد یا خیر. گاهی اطلاع‌رسانی همگانی و عرض تسلیت وقت و بی‌وقت همکاران پس از بازگشت، باعث اندوه بیشتر خواهد شد و گاهی برعکس دلداری همکاران باعث قوت قلب خواهد شد. حتما این مساله را از خود فرد جویا شوید. به حریم خصوصی فرد احترام گذاشته و تا زمانی‌ که فرد تمایلی به مطرح کردن جزییات مرگ عزیزانش نداشته، هیچ سوالی از او نپرسید.

حجم کار فرد داغدار را کاهش دهید

به جای استفاده از کلمات و حرف‌های تکراری در عرض تسلیت، به طرز چشمگیری حجم وظایف فرد را کاهش دهید تا استرس ناشی از کار، حال روحی فرد را بدتر نکند. داشتن حجم کاری سبک، به طی کردن سریع‌تر این دوران کمک خواهد کرد و همچنین نشان‌دهنده حمایت شما از او است.

برای بازگشت همکار داغدار برنامه‌ریزی داشته باشید

در مورد تفویض بخشی از وظایف همکار داغدار در مدت اندوه، به شخص دیگر برنامه‌ریزی و جایگزین تعیین کنید. متناسب با اتفاق افتاده روانشناس یا روانپزشکی را جهت کمک به سلامت روان همکار بیابید و حتما پس از بازگشت، همکار را تشویق به استفاده از مشاور کنید. یا برای مثال روز مادر برنامه ویژه‌ای برای همکاری که مادر خود را به تازگی از دست داده داشته باشید.

متوجه نیازهای خاص همکار داغدار باشید

به شرایط و نیازهای خاص همکار سوگوار توجه داشته باشید. مثلا یافتن یک مربی مطمئن برای نگهداری از فرزند خردسال همکاری که همسرش را از دست داده یا پرداخت مبلغی بیش از حقوق به همکاری که پس از صرف هزینه‌های هنگفت پزشکی، عزیز خود را از دست داده. توجه داشته باشید که این حمایت‌ها صرفا باعث ایجاد دلگرمی در شخص سوگوار نخواهد شد و باقی کارکنان نیز با دیدن حمایت‌های سازمان دلگرم‌تر و دلبسته‌تر به مشارکت در کارها خواهند پرداخت. در پایان جمله معروفی هست که می گوید: “اندوه مانند یک اقیانوس است؛ با امواج فروکش کرده و جاری می‌شود. گاهی آب آرام است و گاهی اوقات خروشان. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که شنا را بیاموزیم.”
ویژگی های یک هندبوک جذاب سازمانی

یک HAND BOOK جذاب چه اطلاعاتی به ما میده!

مدیر سابق استعدادیابی نتفلیکس در مورد قوانین محل کار جمله‌ی معروفی دارد و می گوید: ما هیچ دستورالعمل پوششی برای کارکنان نداریم ولی اخیرا هم کسی برهنه سرکار نیامده است!!!

حالا این نوع نگاه را با #هندبوک یا کتابچه جامعه پذیری یا کتابچه راهنما یا منشورهای اخلاقی و… مرسوم در شرکت ها مقایسه کنید! معمولا شرکت‌ها موضوعات کتابچه فرهنگ را با دفترچه راهنمای کارکنان اشتباه می‌گیرند و یا با ترکیب این دو، به بخش فرهنگ و ارزش‌ها کمتر می‌پردازند. در صورتی که کارکرد اصلی هندبوک در بحث تجربه کارکنان راهنمای فرهنگی سازمان بوده و هدفش آشنا کردن کارکنان جدید با ارزش‌ها و فرهنگ ایده‌آل شرکت هست، بعضی شرکت‌ها ترجیح می‌دهند اولین فرصت طلایی مواجه نیروی انسانی با سازمان را به جای پرداختن به فرهنگ سازمان با ذکر قوانین جورواجور بسوزانند!

موضوعات کتابچه فرهنگ با دفترچه راهنمای کارکنان کاملا متفاوت هست. دفترچه راهنمای کارکنان از بخش‌هایی مربوط به مزایا، خط‌مشی‌ها، مقررات و اطلاعات قانونی و فنی لازم برای کارکنان تشکیل می‌شوند در حالی که در کتابچه فرهنگ باید به موضوعاتی مانند موارد زیر اشاره شود:

1 – داستان شرکت

اینکه آیا شما یک تازه‌کار یا یک کهنه‌کار در صنعت خود هستید، حتما شرکت شما داستانی ارزشمند برای گفتن دارد! اینکه دقیقاً منشاء شما کجاست! داستان شرکت شما، باید اولین بخش کتاب فرهنگ شرکت شما را تشکیل دهد!

2 – ارزش شرکت

کارکنان تمایل دارند بدانند و درک کنند که برای شرکت شما چه چیزی مهم است.  اینکه آیا برای کارکنان مسئول و با اخلاق ارزش بیشتری قائل هستید یا برای کارکنانی که انگیزه و تخصص کافی برای پیشرو بودن در صنعت را دارند؟

کتابچه فرهنگ ابزار ارزشمندی برای کمک به کارکنان در درک ارزش‌های کلیدی شرکت شما است. برای درک اهمیت همسویی کارکنان با فرهنگ سازمان، تحقیقی صورت گرفته و مشخص شده 91 درصد مدیران ارشد ایالت متحده آمریکا معتقدند همسویی کارکنان جدید با فرهنگ و ارزش‌های شرکت، برابر یا حتی مهم‌تر از مهارت و تجربه کارکنان هست.

3 – بیانیه ماموریت شرکت

شرکت شما تلاش می‌کند که چه چیزی باشد؟ شکی نیست که کارکنان در زمان‌های مختلف بر روی پروژه‌های مختلفی کار می‌کنند و به همین دلیل ممکن است اهداف کلی فراموش شده و یا دیگر در اولویت قرار نگیرند. اینجاست که باید بر ماموریت شرکت بیشتر از هر زمانی تمرکز کنید.

4 – اهداف آینده

آیا شرکت شما اهداف مالی یا سازمانی مشخصی دارد که می‌خواهید در آینده به آن‌ها برسید؟ در حالی که همه کارکنان شما می‌دانند که شرکت شما می‌خواهد به طور مداوم پیشرفت کند، باید در جریان اهداف بزرگ و کوچک سازمان قرار بگیرند. جالب است بدانید در یک تحقیقی متوجه شدند که بیشتر مدیران ارشد سازمان‌ها قادر نیستند در چند ثانیه و به صورت سریع اهداف آینده شرکت را بازگو کنند! این در حالی است که اهداف باید در تمام کارکنان درونی شود!

5 – مشوق‌های خیریه

سازمان‌ها باید برای کمک به افراد نیازمند برنامه‌ای داشته باشند. اکثر کارکنان از همکاری در سازمانی که نیکوکاری در آن رواج داشته و بر بهبود جهان اطراف خودش متمرکز است، لذت می‌برند. کتاب فرهنگ شرکت شما به کارکنان اجازه می‌دهد ببینند که سازمان شما دقیقاً چگونه بر امور خیریه تمرکز می‌کند.

توجه به این موراد می‌تواند راهنمای خوبی برای شروع تدوین یک محتوای مناسب برای کارکنان تازه وارد باشد!