سلامت روان کارکنان

سلامت روان کارکنان در محیط کار

سلامت روان کارکنان موضوع مهمی در محیط کاری محسوب می‌شود. غالباً در مقطعی از زندگی از هر چهار نفر یک نفر درگیر مسائل مربوط به سلامت روان می‌شود و این موضوع تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان سایر کارکنان خواهد داشت.

یکی از دلایل اصلی غیبت طولانی مدت از کار، همین مسئله است. کارفرمایان با ارتقای سلامت روانی در محیط کار، باید از کارمندانی که از بیماری‌های روانی مثل اضطراب یا افسردگی رنج می‌برند حمایت کنند.

در حال حاضر بیش از نیمی از جمعیت جهان مشغول به کار هستند و 15 درصد از بزرگسالان در سن کار با یک اختلال روانی روزهایشان را می‌گذرانند. بدون حمایت موثر، اختلالات روانی و سایر مشکلات سلامت روان می‌توانند بر اعتماد به نفس، هویت فرد در محل کار، ظرفیت کار مولد، غیبت‌ها و سهولت حفظ یا به دست آوردن کار تأثیر بگذارند.

حقوق همه افراد جامعه قابل احترام است، کارکنان حق دارند از محیط کار ایمن و سالمی برخوردار باشند. کار می‌تواند تاثیر مثبتی بر سلامت روان داشته و نقش محافظ را ایفا کند، اما در شرایط منفی می تواند موجب بدتر شدن سلامت روان نیز شود.

مشکلات بهداشت روانی ناشی از کار قابل پیشگیری است. همچنین می‌توان کارهای زیادی برای محافظت و ارتقای سلامت روان در محل کار انجام داد و از افراد دارای مشکلات سلامت روان حمایت کرد تا به طور کامل و عادلانه در کار مشارکت داشته باشند.

سلامت روان کارکنان چیست؟

سلامت روان کارکنان مانند سلامت جسم، چیزی است که اکثر افراد از آن بهره‌مندند، اما روح و روان نیز مانند جسم گاهی دچار بیماری می‌شود. طبق مقاله منتشر شده در رسانه CIPD سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان را به عنوان حالتی توصیف می‌کند که فرد توانایی‌های بالقوه خود را درک می‌کند، توانایی کنار آمدن با استرس‌های زندگی را دارد و می‌تواند به طور مولد و ثمربخش کار کند.

بیماری روانی می‌تواند یا از شایع‌ترین آن‌ها مثل اضطراب و افسردگی باشد یا شرایط شدیدتری مثل اختلال دو قطبی.

افراد با وضعیت سلامت روانی یکسان می‌توانند علائم متفاوتی را داشته باشند، بنابراین پشتیبانی در محل کار باید با توجه به نیازهای افراد متفاوت باشد.

با این وجود هنوز سوء تفاهم‌های بسیاری در مورد سلامت روان در جامعه و محل کار وجود دارد. افزایش آگاهی از سلامت روان می‌تواند به شکست این تابو و ایجاد محیطی باز تر و فراگیرتر کمک کند.

گام‌های کلیدی برای حمایت از سلامت روان کارکنان

فرهنگ یک سازمان و میزان آگاهی و اطلاع رسانی در مورد سلامت روان کارکنان، بر ایجاد روابط آزاد گفتگو و عکس‌العمل‌های حمایتی تأثیر می‌گذارد. کارفرمایان برای حمایت بهتر از کارکنان و نشان دادن تعهد خود به سلامت روان باید گام‌های کلیدی را در این جهت بردارند.

توسعه مهارت‌های مدیران

مدیریت خوب افراد می‌تواند به پیشگیری از مسائل و مشکلات روانی در محل کار کمک کند. اگر شیوه مدیریت صحیح باشد، اضطراب و استرس کار به حداقل میزان خود می‌رسد.

مدیران با رفتارهای مثبت می‌توانند تعامل بهتری با کارکنان خود داشته باشند و برای رفاه آن‌ها گام‌های مثبتی بردارند.

تشخیص اولیه مشکلات سلامت روان

کارفرمایان و مدیران باید نسبت به علائم اولیه مشکلات اضطراب و استرس هوشیار بوده و واکنش درستی در مواجه با آن داشته باشند.

مداخله زودهنگام می‌تواند از تشدید چنین مشکلاتی پیشگیری کند، گرچه زمانی که با موارد این‌چنینی مواجه شدند نباید توصیه و تجویز داشته باشند، زیرا به ندرت صلاحیت انجام این کار را دارند و باید از متخصصان این امر درخواست کمک کنند.

تابلوهای راهنما برای پشتیبانی

کارفرمایان برای حمایت از کارکنانی که ممکن است در مقطعی از زندگی دچار مشکلات سلامت روان باشند باید تمهیداتی را بیندیشند.

مثلاً همکاری با مراکز و پزشکان سلامت روان و در اختیار گذاشتن اطلاعات تماس آن‌ها به صورت تابلوی راهنما در محیط کار. در این صورت فرد هنگام مواجه با مشکل، به منظور رفع و جلوگیری از پیشرفت آن سریع به پزشک مراجعه می‌کند.

یادداشت مناسب و بازگشت به کار

زمانی که شرکت با موسسه پزشکی برای حمایت از سلامت روان کارکنان در ارتباط است می‌تواند حتی به صورت الکترونیکی با پزشکان در تماس بوده و از وضعیت سلامت روان کارمند آگاه باشد.

کارفرمایان زمانی که در جریان مشکلات سلامتی کارمندشان هستند، شرایط او را درک کرده و محیط بهتری برای او فراهم می‌کنند و با حمایت درست، به رفع شدن هر چه زودتر مشکل او کمک می‌کنند.

بررسی حجم کاری

تحقیقات نشان می‌دهد که حجم بالا و غیر قابل کنترل کاری عامل اصلی استرس ناشی از کار است. ارائه کار معنادار با زمان بندی واقع بینانه، به مدیریت خطر استرس ناشی از کار کمک می‌کند.

ارتقای آگاهی در مورد بهداشت و سلامت روان در محل کار

ارتقای آگاهی و بینش درست در مورد مسائل بهداشتی و سلامت روان در بین همه کارکنان می‌تواند به کاهش تابوی مشکلات روان در محل کار کمک کند.

تعادل کار و زندگی را ارتقا دهید

کار طولانی مدت راهی است که خیلی زود فرد را با انواع مشکلات سلامت دچار می‌کند. ایجاد تعادل بین کار و زندگی به این معنی است که فرد طراوت و انرژی خود را برای شروع یک روز جدید کاری حفظ کند.

کار انعطاف پذیر

ارائه کار انعطاف پذیر روشی است که می‌توان به منظور جلوگیری از استرس و اضطراب کاری از آن بهره گرفت. روزمرگی یکی از دلایل ایجاد مشکلات سلامت روان کارکنان است.

خطر خودکشی را رفع کنید

فردی که با مشکلات سلامت روان درگیر است و این موضوع از طرف کارفرما جدی گرفته نشده، یک خطر جدی است. معمولاً افرادی که استرس بالایی را در کارشان تجربه می‌کنند، در مورد مسائل شخصی زندگی هم به مشکل بر خواهند خورد. این یعنی انباشته شدن حجم بالایی از ناراحتی‌ها، نگرانی‌ها و انرژی‌های منفی، چنین فردی قطعاً به خودکشی فکر می‌کند و در صورت رقم خوردن این اتفاق هولناک، تأثیر سوئی بر سایر کارکنان و محیط کار خواهد داشت.

بنابراین با اقدامات پیشگیرانه و همدلی با کسانی که مشکلات و مسائل زیادی را در زندگی‌شان به دوش می‌کشند به ارتقای هر چه بیشتر سلامت روان کارکنان کمک کنیم.

با توجه به اینکه همه ما زمان زیادی را در محیط کاری سپری می‌کنیم، تعجبی ندارد که محیط کار بیشترین تاثیر را روی سلامت روان ما داشته باشد.

با توجه به اهمیت سلامت روان و مشکلات مربوط به آن در محیط کار، کارفرمایان باید به فراهم آوردن شرایط ایده‌آل در محیط کار و رفع عوامل استرس‌زا، نیروی کار خود را در محیط ایمنی قرار دهد.

افرادی که در محیط کار ناسالمی هستند، اضافه وزن بیشتری دارند، میزان غیبت‌هایشان بیشتر است و در معرض ابتلا به بیماری‌های مزمن، حملات قلبی قرار داشته و درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی هستند.

درگیری میان کارکنان

درگیری میان کارکنان را چطور حل و فصل کنیم؟

درگیری میان کارکنان معضلی است که تاثیر مستقیم بر عملکردشان دارد. اینجاست که منابع انسانی و مدیریت داخلی باید به شیوه‌ای وارد عمل شوند که آب از آب تکان نخورد.

وقتی کارکنان یک سازمان دچار درگیری لفظی یا فیزیکی می‌شوند باعث حواس پرتی در کل سازمان شده و در نتیجه منجر به کاهش بهره‌وری و روحیه افراد می‌شود.

مسئله مهم دیگر وقت‌گیر بودن این تنش‌هاست. طبق یک گزارش تحقیقاتی جهانی، کارمندان و مدیران هفته‌ای 3-4 ساعت را صرف رسیدگی به این درگیری‌ها می‌کنند و 36 درصد گفته‌اند همیشه با تنش‌های محل کار سروکار دارند.

دلایل درگیری میان کارکنان

سه عامل رایج موجب درگیری میان کارکنان می‌شود:

ارتباطات ضعیف، عدم شفافیت نقش و حجم سنگین کار

یکی از پیامدهای تنش در محیط کار، کاهش رضایت شغلی است، اغلب کارکنانی که زمان بیشتری را صرف رسیدگی به درگیری‌های محیط کار می‌کنند؛ از شغل خود ناراضی‌اند.

دلایل درگیری میان کارکنان

این را هم بگوییم که همه تنش‌ها هم ناسالم نیستند. ایمی گالو می‌گوید: «تعارض سالم شامل بحث‌ها، اختلاف نظرها و گفتگوهایی است که جلسه، مکالمه یا پروژه را به سمت هدف پیش‌ می‌برد.» این تنش فواید بسیاری دارد از جمله نوآوری، نتایج کاری بهتر، بهبود روابط و ایجاد فرصت یادگیری و رشد برای افراد.

گالو اینطور ادامه می‌دهد: « تنش‌ها زمانی ناسالم می‌شود که افراد به یکدیگر بی‌احترامی کرده و درگیر بحث و کشمکش‌های طولانی شده و مشکل را شخصی کنند.»

محیط را آرام کنید

منابع انسانی باید به مدیران گوشزد کند که مسائل را میان اعضای تیم خود حل کنند تا مشکل بزرگ‌تر نشود. هدف، حل تنش در پایین‌ترین سطح ممکن است.

منابع انسانی نمی‌تواند به طور دائم داور همه‌چیر باشد، بنابراین باید به مدیران آموزش دهد چطور تنش‌ها و درگیری میان کارکنان را حل کرده و چه زمانی نیاز به دخالت منابع انسانی است.

برای حل و فصل مسئله همه را دور هم جمع کرده و همه‌چیز را روشن کنید، در بیشتر مواقع با شفاف سازی تنش به خودی خود حل می‌شود.

گاهی یک عذرخواهی ساده، کلید حل مشکل است و این زمانی محقق می‌شود که طرفین با حضور مدیر گفتگو کرده و اختلاف نظرها را رفع کنند.

خاموش کردن آتش تنش

گاهی هم مشکل ریشه‌دارتر از آن است که با گفتگو حل شود. مدیری را در نظر بگیرید که به دلیل خصومت شخصی و آزار دادن یک کارمند درخواست‌ها و وظایف خارج از توان فرد را به او محول کرده باشد.

شخص هم نه از توان انجام کار برمی‌آید و نه به دلیل ترس از دست دادن کار، سراغ منابع سازمانی می‌رود. آن زمان است که تبدیل به انبار باروت شده و هر زمان ممکن است منفجر شود!

در این موارد منابع انسانی باید با نظارت بر مدیریت و تحقیق دوره‌ای نظر دیگران را جویا شده و در صورت شکایت، مدیر را آموزش داده یا اخراج نماید.

تعیین پروتکل

برای رسیدگی به درگیری میان کارکنان پروتکل‌های خاصی را تعریف کرده و طبق خط مشی مکتوب ضد تبعیض، با آنها مقابله کنید.

این می‌تواند شامل گفتگو با طرفین و جمع آوری شواهد باشد. به متخصصان منابع انسانی توصیه می‌شود نسبت به انواع شکایت‌هایی که ممکن است به تنش‌های بزرگ تبدیل شود هوشیار باشند.

اگر طرح شکایتی دریافت کردید که بی نام و نشان بود و از رفتار بی ادبانه همکاری شکایت شده بود، بهتر است در شروع یک روز کاری همه را جمع کرده و در مورد رفتار شایسته در محیط کار صحبت کنید. اینگونه نشان داده‌اید که به نظرات افراد اهمیت می‌دهید.

احترام متقابل

در نهایت بهترین راه برای پیشگیری از درگیری میان کارکنان ایجاد یک فرهنگ قوی مبنی بر اعتماد، عدالت و احترام متقابل به یکدیگر در تمام سطوح سازمان است.

دوره‌های آموزشی سالانه برگزار کنید و آگاهی لازم برای نحوه ارتباط مدیران با کارکنان را در اختیارشان قرار دهید و اینکه در مواقع مواجه با مشکل چه کاری باید انجام دهند.

 

 

برنامه ریزی فرهنگی

چهار مرحله برای ایجاد برنامه برای فرهنگ سازمانی

در اواخر سال، شرکت‌ها بودجه سال جدید خود را نهایی می‌کنند و مجموعه‌ای از برنامه‌ها را برای سال آینده در نظر می‌گیرند. ایجاد برنامه‌هایی پیرامون استخدام، آموزش و رویدادها اولویت اصلی بسیاری از گروه‌های منابع انسانی در پایان هر سال است.

با این حال، نوع اساسی دیگری از برنامه‌ریزی وجود دارد که بسیاری از شرکت‌ها احتمالاً آن را از برنامه‌ریزی پایان سال خود مجزا کرده‌اند؛ یعنی “برنامه‌ریزی فرهنگی”.

برنامه‌ریزی فرهنگی فرآیند تعیین و مستندسازی کاری است که باید انجام شود تا یک شرکت به فرهنگ سازمانی ایده‌آل خود نزدیک‌تر شود و طرحی عملیاتی برای دستیابی به آن ترسیم شود. برای گروه‌هایی که به دنبال جذب و حفظ استعدادهای برتر هستند، ایجاد یک برنامه فرهنگی یک حرکت استراتژیک است که باید در اولویت قرار گیرد.

در این مقاله، نگاهی دقیق‌تر به مزایای برنامه‌ریزی فرهنگی می‌اندازیم و چهار مرحله برای ایجاد یک برنامه فرهنگی مؤثر را به شما می‌گوییم.

سه دلیل برای الزام به برنامه‌‌ریزی فرهنگی

به طور خلاصه، برنامه‌ریزی فرهنگی، زمینه را برای ایجاد یک محیط کاری آرام‌بخش فراهم می‌کند و به گروه‌های موجود و استعدادهای جدید اجازه می‌دهد تا بهترین کار خود را انجام دهند. در اینجا سه مزیت برنامه‌ریزی فرهنگی را بیان می‌کنیم.

1. فرهنگ، اول شرکت را تضمین می ‌کند

به طور کلی اگر شرکت‌ها از فرهنگ جاری خود مراقبت کنند، تجربه و سوددهی به طور خودکار از خودشان مراقبت خواهند کرد.

ایجاد یک محل کار ایده‌آل و توانمندسازی کارکنان برای بهینه‌سازی کارایی آن‌ها، پایه و اساس موفقیت در سایر زمینه‌های تجاری است.

این بدان معنی است که مطمئن شوید برنامه‌ریزی فرهنگی به طور مداوم و شفاف انجام می‌شود و گروه‌های منابع انسانی با سایر گروه‌های شرکت همکاری می‌کنند تا این برنامه‌ها را به واقعیت تبدیل کنند.

2. بر سازگاری تأکید دارد

GAN Integrity، متخصص انطباق و ارائه‌دهنده راه‌حل‌ها، فرهنگ انطباق را این‌گونه تعریف می‌کند: «فرهنگ انطباق زمانی اتفاق می‌افتد که انطباق بخش مرکزی و غیرقابل تغییر فرهنگ شرکت باشد». در این فرهنگ، اعضای گروه تلاش می‌کنند تا قوانین و مقررات را رعایت کنند و ارزش زیادی برای آن‌ها قائل شوند. این امر بسیار مهم است، زیرا فرهنگ انطباق به خوبی انجام شده است و اعتماد داخلی را تقویت می‌کند، کارایی عملیاتی را بهبود می‌بخشد و تعامل را افزایش می‌دهد.

به این دلایل، برنامه‌ریزی فرهنگی می‌تواند و باید شامل استراتژی‌هایی برای تقویت فرهنگ انطباق شرکت شما باشد. در طول فرایند برنامه‌ریزی، گروه‌های منابع انسانی می‌توانند انواع آموزش‌های انطباق مورد نیاز را بررسی کنند؛ فرآیندهایی را برای تعیین اینکه چه کسی به آموزش اضافی نیاز دارد، اجرا کرده و آهنگ‌های منظمی را برای اشتراک‌گذاری به‌روزرسانی‌های استانداردهای انطباق تنظیم نمایند.

گنجاندن این اطلاعات در یک برنامه فرهنگی همراه با جدول زمانی و شاخص‌های کلیدی عملکرد، ثبات را بهبود می‌بخشد.

3. به شما کمک می ‌کند نیروهای خود را حفظ کنید

برخی از دلایلی که کارمندان درخواست استعفای خود را ارائه می‌کنند لزوماً به فرهنگ شرکت مربوط نمی‌شود. با این حال، فرهنگ سازمانی مطلوب می‌تواند بر تصمیمات کارمندان برای ماندن در شرکت شما تأثیر بگذارد.

گاهی کارمندان در مورد جایی که در آن پتانسیل پیشرفت می‌بینند، بازخورد خود را به اشتراک می‌گذارند، خواسته‌های خود را در مورد فرهنگ شرکت و تجربه کارمندان نشان می‌دهند. آن‌ها ممکن است به یک محیط کاری انعطاف‌پذیر ابراز علاقه کنند یا اینکه انتظار داشته باشند که شرکت در مورد مسائل اجتماعی سختگیری کند. اگر این انتظارات برآورده نشد، ممکن است مایل به ترک شغل خود باشند.

گروه‌های منابع انسانی که به دنبال رسیدگی به گردش مالی و بهبود وضعیت آن هستند، می‌توانند به طور قابل توجهی از برنامه‌ریزی فرهنگی بهره ببرند.

 

چهار گام برای برنامه‌ ریزی فرهنگی موفق

برنامه‌ریزی فرهنگی نقش مهمی در حفظ استعدادها، استخدام نیروهای جدید موفق و رسیدن به اهداف دیگر در همه بخش‌ها ایفا می‌کند.

برای کمک به شروع، در اینجا یک فرآیند ساده وجود دارد که می‌توانید برای حذف حدس و گمان از برنامه‌ریزی فرهنگی دنبال کنید.

1. جمع ‌آوری بازخورد

حتماً به فکر اضافه کردن یک نظرسنجی در برنامه خود باشید.

برای بالا بردن میزان اثربخشی، مطمئن شوید که تمام اقدامات لازم را انجام می‌دهید:

قبل از نظرسنجی ارتباط برقرار کنید

علاوه بر تدارکات، کارکنان باید بدانند که چرا شرکت در نظرسنجی مهم است تا احساس کنند مجبور به ارائه بازخورد هستند.

نظرسنجی را راه‌اندازی کنید

در روز نظرسنجی، به یاد داشته باشید که از طریق تمام کانال‌های اصلی ارتباط برقرار کنید.

پس از نظرسنجی ارتباط برقرار کنید

پس از پایان نظرسنجی، از کارمندان به خاطر مشارکتشان تشکر کنید و به آن‌ها اطلاع دهید که در آینده چه اتفاقی می‌افتد؛ چه زمانی می‌توانند نتایج را ببینند.

با توجه به نتایج نظرسنجی اقدام کنید

هنگامی که گروه شما بررسی نتایج نظرسنجی را به پایان رساند، نتایج نظرسنجی را به مدیران اطلاع دهید، از جمله اینکه چگونه باید اقدام کنید. سپس، روند را به طور منظم دنبال کرده و به‌روز کنید. این امر بسیار مهمی است؛ زیرا اگر کارمندان احساس ‌کنند که بازخورد آن‌ها منجر به تغییر واقعی نمی‌شود، ممکن است تصمیم بگیرند که در نظرسنجی بعدی شما شرکت نکنند.

2. تعیین و اولویت ‌بندی اهداف

در برنامه خود می‌توانید اهدافی را تعیین کرده و اولویت‌بندی کنید. از امتیازاتی که دریافت کرده‌اید برای تعیین اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت استفاده کنید و تصمیم بگیرید که کدام‌یک را در سال جدید شروع کنید.

به عنوان بخشی از برنامه فرهنگی خود، به این موضوع بپردازید که برای اهداف شما چگونه به واقعیت تبدیل خواهند شد؟ اگر نظرسنجی‌ها به شما نشان داده است که هم‌گروهی‌های رده پایین و میانی در شرکت شما احساس می‌کنند که توسط مدیران ارشد شنیده نمی‌شوند، ایجاد فرهنگ گوش دادن در شرکت، یک هدف بلندمدت عالی خواهد بود.

3. تقسیم وظایف

هنگامی که اهداف خود را شناختید، زمان آن رسیده است که تعیین کنید مسئولیت هر بخش از برنامه بر عهده چه کسی خواهد بود.

در گروه خود، می‌توانید تعیین کنید که چه کسی برای مدیریت هر هدف مناسب‌تر است. تقسیم مسئولیت‌ها تأکید می‌کند که برنامه‌ریزی فرهنگی یک تلاش گروهی است که به مهارت‌ها و بینش افراد متعدد نیاز دارد.

4. انتظارات خود را تنظیم کنید

اگرچه برنامه‌ریزی فرهنگی ممکن است یک فعالیت سالانه (یا حتی بیشتر) باشد، اما یک بازی طولانی نیز هست. اگر شرکت شما چندین هدف پیچیده را در برنامه فرهنگی خود دارد، ممکن است سال‌ها طول بکشد تا بتوانید برخی از آن‌ها را عملی کنید. پس باید بدانید که فرهنگ یک سازمان یک‌شبه تغییر نمی‌کند.

همان‌طور که استراتژی‌های جدیدی را برای رسیدن به اهداف خاص در طول سال امتحان می‌کنید، ممکن است لازم باشد برنامه خود را براساس اینکه چه مزایا و معایبی دارد، به‌روز کنید. نیازهای جدید ممکن است خود را نشان دهند، بنابراین به کاوش در مورد آنچه کارکنان سازمان شما برای موفقیت به آن نیاز دارند، ادامه دهید.

یک برنامه فرهنگی بسازید که کارکنان را در اولویت قرار دهد

برنامه‌ریزی فرهنگی، بخش جدایی‌ناپذیر یک شرکت است. نیازهای کارکنان را اولویت‌بندی می‌کند، بر اخلاقیات و انطباق تأکید دارد و احتمال حفظ استعدادها را افزایش می‌دهد.

هنگام ایجاد یک برنامه فرهنگی، با توجه کردن به دغدغه‌های کارکنان در کل سازمان، آگاهی از نیازهای آن‌ها و استفاده از آن اطلاعات برای توسعه و اولویت‌بندی اهداف خود، کار را شروع کنید.

به یاد داشته باشید که اجرای برنامه‌ها یک تلاش گروهی است، کاری که مستلزم همکاری رهبری، مدیران و کارمندانی است که می‌خواهید از آن‌ها حمایت کنید. برنامه خود را انعطاف‌پذیر نگه دارید و آن را در صورت لزوم با همه تطبیق دهید، حتی زمانی که گروه شما، شرکت شما و کل چشم‌انداز کاری همچنان در حال تکامل هستند.

فرهنگ سازمانی

منظور از فرهنگ سازمانی!

مفهوم فرهنگ سازمانی معمولاً به باورها، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری و درک مشترک اعضای یک سازمان اطلاق می‌شود.

این موارد ممکن است با نمادهای سازمانی، داستان‌ها و اسطوره‌هایی مرتبط باشند که بیانگر فرهنگ هستند و به اجتماعی شدن افراد در سازمان کمک می‌کنند؛ تصاویر، محصولات، لباس‌ها، ساختمان‌ها و دیگر مصنوعاتی که به طور فیزیکی فرهنگ را تجسم می‌کنند.

با این حال، تفاوت‌های قابل‌توجهی بین محققان در مورد چگونگی تعریف فرهنگ سازمانی و نحوه مطالعه آن وجود دارد.

فرهنگ سازمانی چیست؟

درواقع فرهنگ سازمانی مجموعه‌ای از ارزش‌ها، انتظارات و شیوه‌هایی است که اقدامات همه اعضای تیم را هدایت و مدیریت می‌کند. به این مفهوم، به عنوان مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی نگاه کنید که شرکت شما را به آن چیزی که می‌خواهد تبدیل می‌کند. یک فرهنگ عالی، نمونه‌ای از ویژگی‌های مثبت است که منجر به بهبود عملکرد می‌شود، در حالی که فرهنگ شرکتی ناکارآمد، ویژگی‌هایی را نشان می‌دهد که حتی می‌تواند مانع موفقیت سازمان‌ها شود.

فرهنگ را با اهداف سازمانی یا بیانیه مأموریت اشتباه نگیرید، اگرچه هردوی این مفاهیم می‌توانند به تعریف آن کمک کنند. فرهنگ از طریق رفتارهای منسجم و معتبر ایجاد می‌شود، نه بیانیه‌های مطبوعاتی و نه اسناد سیاسی. وقتی می‌بینید که چگونه یک مدیرعامل به یک بحران واکنش نشان می‌دهد، چگونه یک تیم با خواسته‌های مشتری جدید سازگار می‌شود یا چگونه یک مدیر امور کارمندی را که دچار اشتباه شده است، اصلاح می‌کند، در واقع شما در حال تماشای فرهنگ شرکت هستید.

سطوح فرهنگ سازمانی

مشکلات دیگر در تعریف این مفهوم، با آنچه “سطوح” فرهنگ نامیده می‌شود مرتبط است.

فرهنگ در جوامع پیشرفته را می‌توان در سطح ملی، منطقه‌ای (به معنای بیشتر در محدوده مرزهای ژئوپلیتیکی اما نه منحصراً)، نهادی سازمانی و در سطح خرده‌فرهنگ‌های درونی سازمان‌هایی که حول گروه‌های اجتماعی رسمی یا غیررسمی هستند، شناسایی کرد. با این حال، خرده‌فرهنگ‌ها ممکن است در سطوح ملی و منطقه‌ای وجود داشته باشند و از مرزهای سازمانی نیز عبور کنند.

سازمان‌های متنوع به طور خاص ممکن است با چندین فرهنگ منطقه‌ای و ملی تلاقی داشته باشند، به طوری که تشخیص فرهنگ سازمان به عنوان المانی جدا از فرهنگ‌های محلی و ملی که در آن گنجانده شده است، دشوار می‌شود. برخی از نویسندگان بین فرهنگ مدیریت ارشد یا فرهنگ رسمی شرکت و فرهنگ سازمانی یا فرهنگ محل کار تمایز قائل می‌شوند. فرهنگ سازمانی یا محل کار آن چیزی است که در سازمان رشد یا ظهور می‌کند و بر خلاقیت اعضای سازمان که بر عنوان “فرهنگ‌ساز” تأکید می‌کنند، شاید حتی در مقابل فرهنگ غالب مقاومت کند.

اهمیت مفهوم فرهنگ سازمانی

  • مفهوم فرهنگ سازمانی هم به دلیل اینکه توجه را به خود جلب می‌کرد و هم به دلیل آن قدرتی که ایجاد می‌کرد، اهمیت پیدا کرد. این مفهوم بر این واقعیت تأکید می‌کند که سازمان‌ها چندبعدی هستند و اینکه چگونه افراد نسبت به آن‌ها احساس و درک پیدا خواهند کرد.
  • بر پتانسیل خلاق پنهان انسان برای دگرگونی سازمان‌ها و اهمیت آنچه در روابط روزمره اتفاق می‌افتد “به جای گزارش صرف در شرکت” تأکید می‌کند.
  • موجی از علاقه به ابعاد انسانی و عناصر “انسانی‌تر” سازمان‌دهی را منتشر و بستری را برای متخصصان منابع انسانی فراهم می‌کند تا در مورد همسویی بیشتر سبک‌های رهبری، چشم‌انداز، روش‌های استخدام، ساختارهای پاداش و روش‌های غیررسمی مدیریت در رابطه استدلال کنند.
  • علیرغم ارتباط ناخوشایند فرهنگ با مدگرایی، به یک مفهوم اصلی در تئوری سازمان تبدیل شده و درک ما از مدیریت منابع انسانی، مدیریت تغییر سازمانی و اجرای استراتژی را تغییر داده است.

چهار نوع فرهنگ سازمانی

  1. فرهنگ ادوکراسی: ایجاد فرهنگ پویا و کارآفرین
  2. فرهنگ قبیله‌ای: فرهنگ مشارکتی مردم مدار و دوستانه
  3. فرهنگ سلسله مراتبی: فرهنگ کنترلی فرآیندگرا و ساختاریافته
  4. فرهنگ بازاری: فرهنگ نتیجه‌گرا و رقابتی

چگونه فرهنگ سازمانی مناسبی را برای کسب و کار خود انتخاب کنیم؟

برای تعیین مناسب‌ترین فرهنگ، اهداف سازمانی خود، سبک‌های کاری تیم و همچنین تغییراتی را که کسب‌وکار شما در حال انجام است، در نظر بگیرید. صرف نظر از فرهنگ سازمانی که انتخاب می‌کنید، ارائه یک تجربه مثبت برای کارکنان و موفقیت در بازار کار امروز، برای سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای حیاتی شده است.

شما می‌توانید از ابزار ارزیابی فرهنگی سازمانی (OCAI) براساس چارچوب ارزش‌های رقابتی استفاده کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا درک کنید که فرهنگ فعلی و ترجیحی محل کار شما چیست. به این ترتیب، می‌توانید مسیر خود را به سمت فرهنگ محل کار مورد نظر خود ادامه دهید.

تحول فرهنگی، فرآیند تغییر فرهنگ سازمانی شما است تا فرهنگ را با چشم‌انداز، مأموریت و ارزش‌های اصلی سازمان و در جهت دستیابی به اهداف استراتژیک خود تطبیق دهید.

نقش منابع انسانی در شکل دادن به فرهنگ سازمانی

رهبری، نقش مهمی در شکل دادن به فرهنگ ایفا می‌کند. منابع انسانی نیز نقش مهمی در شکل دادن به فرهنگ و تأثیرگذاری بر رهبری دارد. رهبران منابع انسانی، مسئول همسویی مدیران و کارکنان با فرهنگ مورد نظر، پرورش احساس مالکیت برای آن فرهنگ و حفظ مسئولیت در تمام سطوح شرکت هستند. بنابراین، منابع انسانی باید رهبران و مدیران را آموزش و تجهیز کند تا از ارزش‌های فرهنگی الگوبرداری کنند و نقش‌های خود را در پرورش فرهنگ مطلوب بر عهده بگیرند.

فرهنگ یک سازمان در کل چرخه زندگی کارکنان، خود را در زمینه‌هایی زیر نشان می‌دهد:

  • فرآیند استخدام
  • ورود کارکنان به سازمان و واحدهای تجاری
  • مدیریت اجرایی
  • توسعه مهارت‌ها
  • نحوه انضباط و برقراری نظم در بین کارکنان
  • تصمیمات گرفته‌شده از نتایج بررسی اقدامات کارکنان

ویژگی‌های یک فرهنگ سازمانی عالی

فرهنگ هر سازمانی متفاوت است و مهم این است که شما به دنبال آن چیزی باشید که شرکت شما را منحصربه‌فرد می‌کند. با این حال، فرهنگ سازمان‌های با عملکرد بالا به‌طور مداوم ویژگی‌های خاصی را منعکس می‌کند که باید به دنبال پرورش آن‌ها باشید:

  1. همسویی

زمانی اتفاق می‌افتد که اهداف شرکت و انگیزه‌های کارکنان آن همه در یک جهت باشد.

  1. قدردانی

می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد: تجلیل عمومی، یادداشت تشکر، ترفیع.

  1. اعتماد

برای یک سازمان حیاتی است. با فرهنگ اعتماد، اعضای تیم می‌توانند خود را ابراز کنند و از همکاران خود نیز، در هنگام ارائه ایده‌های جدید حمایت نمایند.

  1. عملکرد اصلی

یک شاخص کلیدی است، زیرا شرکت‌های بزرگ فرهنگی ایجاد می‌کنند که به معنای تجارت است.

  1. انعطاف‌پذیری

یک کیفیت بسیار مهم در محیط‌های بسیار پویا است که در آن تغییرات به طور مداوم وجود دارد. فرهنگ انعطاف‌پذیر به رهبران آموزش می‌دهد که مراقب تغییرات باشند و به راحتی به آن واکنش نشان دهند.

  1. کار تیمی

که شامل همکاری، ارتباط و احترام بین اعضای تیم است. وقتی همه اعضای تیم از یکدیگر حمایت می‌کنند، کارمندان کارهای بیشتری انجام می‌دهند و در حین انجام آن احساس خوشحالی بیشتری می‌کنند.

  1. صداقت

برای همه تیم‌ها، زمانی که برای تصمیم‌گیری به یکدیگر متکی هستند، حیاتی است. صداقت و شفافیت مؤلفه‌های حیاتی این جنبه از فرهنگ است.

  1. نوآوری در کار

سازمان‌ها را به سمت استفاده حداکثری از فناوری‌ها، منابع و بازارهای موجود سوق می‌دهد. فرهنگ نوآوری به این معنی است که شما تفکر خلاق را در تمام جنبه‌های کسب و کار خود، به کار می‌گیرید.

  1. ایمنی روانی

حمایتی را که کارکنان برای ریسک کردن و ارائه بازخورد صادقانه نیاز دارند، فراهم می‌کند.

کلام آخر

فرهنگ سازمانی، بر نحوه رویکرد شرکت شما به کار و تجارت، برند آن و اینکه آیا به اهداف سازمانی خود می‌رسد یا خیر، تأثیر قابل توجهی دارد. با آگاهی از انواع مختلف فرهنگ سازمانی، متوجه می‌شوید که سازمان شما آرزوی داشتن کدام نوع را دارد و برای رسیدن به آن، چه چیزی را باید تغییر دهید.

رهبران منابع انسانی همچنین می‌دانند که در شکل دادن به فرهنگ سازمانی، تأثیرگذار و عامل تغییر هستند. مهم‌تر از همه، می‌دانند که چه ابتکاراتی بر اساس فرهنگ فعلی یا فرهنگی که سازمانش آرزوی آن را دارند، مفیدتر است.

شش هدف اصلی تجربه کارکنان

شش هدف اصلی تجربه کارکنان

همان‌طور که شرایط و وضعیت بازار کار به طور چشمگیری در حال تغییر است، متخصصان تجربه کارکنان  وظیفه بسیار مهم و چشم‌گیری پیدا کرده‌اند.

نسل جدید مدیریت تجربه کارمندان، نقش‌های مختلفی را ایفا می‌کند و سرعت بالای رشد آن‌ اثباتی بر این ادعا است که تجربه کارمندان به عنوان وسیله‌ای برای توسعه و ارزیابی مجدد نقش سنتی منابع انسانی، به یک شریک تجاری استراتژیک تبدیل شده است.

متخصصان تجربه کارکنان که به اطلاعات مربوط به کارکنان خود آگاه هستند، با طراحی روش‌هایی برای بهبود روش‌های مدیریت نیروی کار، با چالش‌های زیادی روبرو می‌شوند. به عنوان مثال، این موارد شامل استخدام نیروی جدید، مدیریت تجربه کاری نیروها، و بهینه‌سازی کارهای طولانی‌مدت است.

بدیهی است که در حال حاضر تجربه کارمندان در حال تغییر و اصلاح محیط کار است. بنابراین باید بدانیم که اهداف اصلی مدیریت تجربه کارکنان چیست؟

1. قرار دادن ارتباطات در دل تجربه کارمند

متخصصان تجربه کارمندان در حال توسعه و ارتقای دامنه منابع انسانی هستند تا تمام راه‌های ارتباطی را که کارمندان در طول کار در شرکت دارند، شامل شود. یکی از نتایج اصلی تحول تجربه کارمندان، تغییر وضعیت ساختاری ارتباطات داخلی است.

هدف اصلی این است که تا حد ممکن کل تجربه کارمند را ارتقا دهیم. این مسئله را می‌توان بیشتر به 3 هدف اصلی تقسیم کرد:

  • جذب کارکنان بااستعداد
  • نگه‌داشتن کارکنان در فضای کار برای مدت طولانی‌تر از میانگین ملی
  • تبدیل کارکنان به سفیران برند کارفرمایی

مدیران تجربه کارمند، مسئول طراحی برنامه‌های سازمان خود هستند تا تجربه کاری کارکنان را تا حد امکان سودمند و بهینه کنند.

در این بخش، استراتژی‌های بازاریابی از طریق ارتباطات داخلی به دست می‌آید و هدف آن کانال‌های خاصی خواهد بود.

2. ایجاد و حفظ فرهنگ محل کار

مهم‌ترین هدف تجربه کارکنان در یک شرکت، ایجاد راه‌هایی برای تحقق بخشیدن به اهداف آن شرکت است. بنابراین، این امر یکی از مسئولیت‌های حیاتی مدیران تجربه کارمندان است.

برای بسیاری از رهبران تجربه کارکنان، اولویت اول، تعریف فرهنگ سازمانی برای شرکتشان است. این فرآیند با شناسایی مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های کاری یک شرکت آغاز می‌شود.

  • مأموریت

چگونه به کارمندان، مشتریان و شرکای خود توضیح می‌دهید که کسب‌وکار شما به چه کار می‌آید؟

  • چشم‌انداز

شرکت شما در راستای تبدیل شدن به چه چیزی است؟ برنامه شما برای رسیدن به آن چیست؟

  • ارزش‌ها

شما و کارمندان شما به چه چیزی باور دارید و چگونه این باورها را عملی می‌کنید؟

3. تطبیق اطلاعات کارکنان با بینش سازمان

نقشی که توسط فناوری تجزیه و تحلیل ایفا می‌شود، با ابزارهای جدید طراحی شده برای استخراج معیارهای کلیدی لازم برای ایجاد پایه و اساس کل سفر کارکنان، منابع انسانی را به شدت متحول می‌کند.

اطلاعات مربوط به افراد، که آن‌ها را در سازمان توصیف می‌کند، تجربه کاری کارمندان را شخصی‌سازی می‌کند و تجربیات هدفمندی را به وجود می‌آورد که با اهداف آموزش فردی و مسیرهای شغلی همسو می‌شوند. به عبارت دیگر، ایده اصلی، تطبیق علایق کارکنان با اهداف سازمانی است.

همه اطلاعات از جمله داده‌های مربوط به پیشرفت شغلی، انتقالات شغلی و عملکرد افراد به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا ارزش طول عمر استعدادها را محاسبه کنند، مهم‌تر از همه، بینش‌های مفیدی را ارائه می‌کند که می‌تواند به بهینه‌سازی مجموعه‌ای از راه‌های ارتباطی در طول فعالیت کارمند کمک کند.

5. رسیدن به نسل جدید کارکنان

یکی از عوامل اصلی افزایش و متناسب بودن تجربه کارکنان، افزایش تعداد هزاره‌ها و نسل Z در محل کار است. حضور و انتظارات این کارکنان جوان‌تر، سازمان‌های آینده‌نگر را ملزم ساخته است که ساختار و هدف خود را به طور اساسی بازتعریف نمایند.

باید بدانیم که نگرانی‌های نسل‌های مختلف کارکنان به تعامل ختم نمی‌شود. نسل هزاره نیز محتمل‌ترین نسلی هستند که شغل خود را تغییر می‌دهند و از هر ده نفر، برای شش نفر آن‌ها فرصت‌های شغلی جدید وجود دارد.

در واقع نسل Z که در سال 2020 بیست درصد از نیروی کار را تشکیل می‌داد، انتظار دارند که ارتباطات سریع، ثابت و در دسترس با همکارانشان داشته باشند.

البته ترفند درگیر کردن یک نسل در محل کار این است که این کار را بدون احتمال ایجاد احساس غریبی با چهار نسل دیگر انجام دهیم. هر فرد ازهر نسلی از کارکنان می‌خواهد به اخبار، اطلاعات و خدمات مکفی دسترسی داشته باشد؛ اما تمایل دارد دسترسی به آن‌ها آسان نیز باشد.

6. بهبود نام تجاری کارفرما

مسئولیت اصلی مدیریت تجربه کارکنان، برقراری ارتباط با برند کارفرمایی آن‌ها است. بنابراین، این وظیفه متخصصان تجربه کارکنان است که به طور استراتژیک در مورد چگونگی تبلیغ برند خود در داخل و خارج سازمان و همچنین درک نحوه تأثیرگذاری بر نگرش در مورد آن، برنامه‌ریزی کنند.

اعتبار برند یک سازمان بهترین راه برای جذب و حفظ افرادی است که باعث موفقیت آن سازمان می‌شوند.

متخصصان تجربه کارکنان می‌دانند که برند سازمان چیزی نیست که بتوان به بازار دیکته کرد. می‌توان گفت که این افراد باید در به دست آوردن تصویری دقیق از نحوه نگرش مردم به سازمان خود ماهر باشند.