بایننس

گفتگو با HRBP بایننس

در تاریح 6 ژانویه گفتگویی با Tolulope Adeola مسئول تجربه کارکنان وHRBP  سابق شرکت بایننس با هدف مقایسه و بررسی منابع انسانی در صرافی های ارزدیجیتال در ایران و بایننس شکل گرفت. بخشی از این گفتگو به شرح زیر است. لازم به توضیح است به دلیل مسائل حقوقی انتشار ویدیو ممنوع و گفتگو به صورت متنی در سایت و لینکدین منتشر شد.

 

ممنونم از وقتی که گذاشتی، کمی از نگاه خودت لطفا تجربه کارکنان رو توضیح بده؟

به عنوان یک متخصص تجربه کارکنان، نقش من بر ایجاد یک محیط مثبت و جذاب برای همه کارکنان در سراسر سازمان متمرکز بوده، از رسیدگی به همه نیازهای کارکنان و اطمینان از رضایت کلی محل کار برای همه که منجر به بهره‌وری بیشترو ساخت تیم‌هایی با عملکرد بالا می‌شه.

یک مثال از وظایف این بخش در بایننس میزنی لطفا؟

یکی از راه هایی که تونستم تجربه خوبی برای تیم هایی که مدیریت کرده ام ایجاد کنم، در واقع از مرحله آگهی تا استخدام ما اطمینان حاصل می­کنیم که همه فرآیندها به اندازه کافی برای نامزدهای بالقوه شفاف هستند تا زمانی که آنها بخشی از تیم ما بشن.

ما یک فرآیند برای پیش از ورود به تیم داریم که نیازهای اعضای تیم رو قبل از پیوستن به تیم برآورده می‌کنه. ما تمام آموزش­ها رو پیش از حضور در کار به کارکنان می­دیم.

و یک فرآیند آنبوردینگ بسیار ساده و بی‌نظیر داشتیم که طی 30، 60، 80 روز اول کار رو شامل می­شد تا فرد بتونه در تیم خودش رو تثبیت کنه.

با توجه به دورکار بودن بخشی از تیم چه برنامه­هایی برای تیم داشتین؟

هنگامی که یک تیم راه دور راه اندازی می کنید، اعتماد و شفافیت بین همه اعضا برای ایجاد یک فرهنگ شرکتی یکنواخت و دیدگاه مشترک بسیار مهم هست.

اعتماد پایه ای است که تیم های با عملکرد بالا می تونن به طور یکپارچه با هم کار کنن. شفافیت به کارمندان شرکت اجازه می‌ده ببینن که دیگران چه می‌کنن، که بهشون کمک می‌کنه بهتر بفهمند که چگونه کارشون با تصویر بزرگ‌تر مطابقت داره.

خبرنامه های داخلی ماهانه که نکات مهم و کم اهمیت، پروژه های آتی، آموزش و اخبار شرکت را به تصویر می کشه، فرهنگی را ایجاد می کنه که در آن هر عضو احساس می کنه برای مسئولیت های خود ارزش قائل هست و می بینه که نقش اونها چگونه به اهداف شرکت کمک می کنه.

برای اطمینان از اینکه همه می دونند شغلشون چی هست، مهمه که نقش­ها و مسئولیت­های مشخصی داشته باشید. این به این معنی است که شما باید شرح شغل هر فرد رو تا حد امکان با جزئیات، از جمله مهارت­ها، توانایی­ها و صلاحیت­های اونها تعریف کنید.

وقتی همه فرسنگ­ها از هم فاصله دارن شنیده شدن سخته. بسیاری از ارتباطات در غیاب حالات چهره و تماس یک به یک از بین میره. یک راه خوب برای اطمینان از اینکه همه احساس می کنن صدای خود رو دارند، ایجاد تالارهایی برای نظرات و بازخورد کل تیم هست. این امکان بحث آزاد در مورد هر موضوعی را فراهم می‌کنه، به این معنی که افرادی که مستقیماً در فرآیند تصمیم‌گیری درگیر نیستند هنوز می‌تونن شنیده بشن.

برای مثال نمونه‌ای از این فرم‌های بازخورد که کارکنان می‌تونن سؤالات یا نظرات خودشون رو به‌طور ناشناس ارسال کنن، به‌جای اینکه ایده‌هاشون از طریق مدیریت یا منابع انسانی فیلتر بشه، توسط افراد سطوح بالاتر درسازمان خونده بشه.

 

دیگه چه اقداماتی برای تیم انجام میدادین؟

بسته پاداش به تیم معرفی کنید. شناسایی و پاداش خود به اعضای تیمی که عملکرد خوبی دارن و ارزش افزوده به تیم دارن بدین و تا پایان سال منتظر نمونید.

همچنین یک تشکر سفارشی ساده از مدیرعامل به ایمیل کارکنان حال خوبی در کارکنان ایجاد می­کرد.

همچنین بازخورد کارکنان رو به یک فرآیند مستمر و شفاف در سازمان تبدیل کنین، منتظر زمان ارزیابی عملکرد نباشین تا کارمند در مورد نحوه عملکرد خودش در سازمان بازخورد دریافت کنه.

 

شما چه چالش­هایی در استخدام متخصصین بلاک چین دارین؟

فناوری در حال تکامل یافتن هست و یافتن استعدادهای مناسب با مهارت­های مناسب و با روندهای در حال تغییر فناوری به روز سخت هست، از طرفی عدم قطعیت نظارتی با توجه به مسائل مقررات مختلف در سراسر جهان، این موضوع بر روی استعدادها نیز تأثیر میذاره. یعنی شما استعدادهای بزرگی را با تمام مهارت های لازم پیدا می کنید، اما اونها به دلیل عدم قطعیت نظارتی قانونی در کشورهاشون تمایلی به پیوستن به شرکت شما ندارند.

چه چیزی بایننس رو به مکانی عالی برای کار تبدیل کرده؟

برای من کار در بایننس به من این بستر رو داد تا بخشی از یک تیم جهانی باشم، من این فرصت رو داشتم که با افراد مختلف با پیشینه و فرهنگ متفاوت کار کنم.

من فرصت رشد و یادگیری زیادی داشتم.

مدیران بزرگی داشتم که علاقه زیادی به رشد و پیشرفت کارکنان دارن و این به من کمک کرد تا مدیر بهتری باشم و همچنین مهارت هام رو در مدیریت سهامداران افزایش بدم.

همچنین ما مزایای بسیار خوبی داشتیم، بسته­ های حقوقی رقابتی. و بایننس به رفاه خانواده و تحصیل فرزندان شما علاقه­ مند هست و روی آموزش فرزندان کارکنان هم هزینه می­کنه که این برای من بسیار مهم هست.

نحوه انجام مصاحبه خروج

نحوه انجام مصاحبه خروج

در هر سازمان و شرکتی ممکن است شرایطی پیش آید که یک یا چند نفر از کارمندان تصمیم به ترک سمت بگیرند و استعفا دهند.

مصاحبه خروج، مکالمه‌ای است بین شما و کارفرمایتان (احتمالاً یک نماینده منابع انسانی). این مصاحبه فرصت مناسبی را برای بحث در مورد رضایت شغلی یا ارائه بازخورد در مورد خط مشی و جهت‌گیری شغلی فراهم می‌کند. به بیان ساده‌تر باید بگوییم که مصاحبه خروج مکالمه‌ای است که بین یک کارفرما و کارمندی که تصمیم به ترک کسب و کار دارد، اتفاق می‌افتد. به جای اینکه بپرسید چرا می‌خواهند به شرکت شما بپیوندند، از آن‌ها بپرسید که چرا تصمیم به ترک شرکت گرفته‌اند.

هدف از مصاحبه خروج

هدف از این مصاحبه، ارزیابی تجربه کلی کارکنان در سازمان شما و شناسایی فرصت‌هایی برای بهبود مشارکت است. داشتن مجموعه‌ای مشخص از استانداردها در هنگام انجام مصاحبه‌های خروج نیز می‌تواند نقشی اساسی در مدیریت بحران داشته باشد.

دلایل اهمیت مصاحبه خروج

ما فهرستی از چند دلیل را گردآوری کرده‌ایم تا داده‌ها و بینش‌های لازم را برای ایجاد یک محیط کاری مثبت‌تر و محافظت از سازمان شما در برابر خطرات دریافت کنید.

  • دلیل خروج یک کارمند را خواهید دانست (ممکن است با چیزی که فکر می‌کنید متفاوت باشد!).
  • مصاحبه خروج به کارمند اجازه می‌دهد تا بازخورد سازنده ارائه دهد و با یک نکته مثبت کار خود را ترک کند.
  • این کار می‌تواند به کاهش بحران و همچنین شناسایی مواردی که ممکن است نیاز به توجه فوری داشته باشد، کمک کند.
  • شما یک ارزیابی صریح از محیط و فرهنگ سازمان خود دریافت خواهید کرد.
  • ممکن است بینش لازم در مورد نیازهای استخدام، حضور در هیئت‌مدیره و آموزش کارکنان آشکار شود.
  • بازخوردهای به‌دست ‌آمده به شما کمک می‌کند تا اقداماتی را که می‌تواند به بهبود حفظ کارکنان کمک کند، شناسایی کنید.
  • فرصت‌های بهبود در توسعه مدیریت و برنامه‌ریزی برای جانشین‌پروری شناسایی می‌شود.

نحوه انجام مصاحبه خروج

هنگامی که یک کارمند تصمیم می‌گیرد کسب‌و‌کار شما را ترک کند، دلیل آن برای شما مهم است. اگر بتوانید دلایل استعفای او را درک کنید، می‌توانید کارمندان دیگر را به ماندن در شرکت تشویق کنید.

اکنون می‌خواهیم در مورد نحوه انجام مصاحبه خروج به عنوان یک کارفرما صحبت کنیم. در زیر چند نکته‌ وجود دارد که هنگام انجام یک مصاحبه خروج باید به خاطر داشته باشید؛ همچنین برخی از نمونه سؤالات مصاحبه خروج ذکر شده است.

  1. هر کارمندی که استعفا می‌دهد، باید مصاحبه مجزا داشته باشد

هر فردی که شرکت شما را ترک می‌کند، شایسته یک مصاحبه خروج است.

  1. آن تایم عمل کنید

بهترین زمان برای برگزاری مصاحبه خروج در آخرین روز ترک یا بلافاصله پس از خروج است.

  1. شفاف عمل کنید

فهرستی از سوالاتی که می‌خواهید بپرسید یا زمینه‌هایی که می‌خواهید بررسی کنید، تهیه و سپس آن را در ایمیلی پیش از موعد به شخص موردنظر ارسال کنید.

  1. مصاحبه را معمولی جلوه دهید؛ راحت باشید

انجام مصاحبه‌های خروجی تا حد امکان راحت است. بهتر است در مکانی غیررسمی‌تر، مانند کافه‌ای در نزدیکی محل کار برگزار شود. این کار به تقویت این ایده کمک می‌کند که یک گفتگوی دوستانه و دوطرفه بین دو همکار قدیمی است.

  1. مصاحبه را شخصی کنید

این کار به شخص موردنظر کمک می‌کند تا نسبت به ارائه بازخورد خود، کمی صادق‌تر باشد. یک ضرب‌المثل قدیمی در محافل منابع انسانی وجود دارد که می‌گوید: مردم شغل خود را رها نمی‌کنند، بلکه مدیران خود را رها می‌کنند.

  1. بیشتر از اینکه صحبت کنید، شنونده باشید

شما آنجا نیستید که از کسب‌وکار خود دفاع کرده یا تصمیمات خود را توجیه کنید؛ بلکه برای یادگیری هرچه بیشتر در مورد سازمان خود، این ملاقات را ترتیب داده‌اید.

  1. گفتگو را کنترل نکنید، بلکه آن را هدایت کنید

به عنوان یک مصاحبه‌کننده، ممکن است وسوسه شوید که مکالمه را به سمت موضوعاتی سوق دهید که عمیقاً تمایل دارید درباره آن‌ها صحبت شود. در دست گرفتن کنترل این گفتگو اشتباه است.

  1. نتایج را به صورت ناشناس به اشتراک بگذارید

این کار کمک می‌کند که رهبران شرکت درک روشنی از نحوه عملکرد در هر بخش از کسب‌وکار پیدا کنند.

  1. براساس نتایج اقدام کنید

همه‌چیز تا این مرحله آسان بوده است. اکنون باید براساس آنچه آموخته‌اید عمل کنید!

نمونه سؤالات مصاحبه خروج

ما به عنوان یک سازمان، به چه چیزهایی نیاز داریم؟

چه چیزی لازم بود تا شما را متقاعد کرد که کارتان را ترک نکنید؟

  • چه کاری را خوب انجام می‌دهیم؟
  • آیا احساس کردید که توسط مدیرتان به درستی حمایت می‌شوید؟
  • آیا احساس ‌کردید که این شرکت از اهداف شغلی شما حمایت می‌کند؟
  • آیا احساس کردید که فرصت‌های یادگیری و توسعه را به خوبی دریافت کرده‌اید؟
  • سخت‌ترین بخش کار در اینجا چیست؟
  • معیارهای شما برای انتخاب کارفرمای جدید چیست؟
  • آیا این شرکت را به دیگرانی که جویای کار هستند، توصیه می‌کنید؟
  • آیا در این شرکت، آموزش مناسب و کاملی دریافت کرده‌اید؟
  • تا به حال پیش آمده است که به کار در این شرکت افتخار کنید؟
  • نظر شما درباره مدیریت چیست و آیا بازخورد یا پیشنهادی برای بهبود عملکرد ما دارید؟
  • چرا سمت خود را ترک می‌کنید یا چه چیزی باعث شد که این تصمیم را بگیرید؟

کلام آخر

تا جایی که می‌توانید، با شخص ترک‌کننده به خاطر کاری که در شرکت شما انجام داده است، با احترام و قدردانی رفتار کنید. آن‌ها در سازمانی دیگر، با افراد زیادی کار خواهند کرد و شما قطعاً تمایل دارید که از رفتار و اتمسفر موجود در شرکت شما، به عنوان یک الگوی مناسب یاد شود.

به هر حال فردی که استخدام کرده‌اید تصمیم به ترک شغل گرفته است و می‌خواهد همه دلایل آن تصمیم را به شما بگوید. بله، خروج کارکنان به این معنی است که شرکت شما در حال تغییر است، اما تا زمانی که شما کنترل مسیر سفر کسب‌وکار خود را در دست دارید، این امر مثبتی خواهد بود.

talk time-cover

گفتگو با مدیر ارشد تجربه کارکنان بانک های جهانی ING

ویدیوی زیر گفتگو رسانه اچ آر ریویو با مدیر ارشد طراحی تجربه کارکنان بانک های جهانی ING در هلند و دکتر محمد جواد ثابت(مشاور و مدرس حوزه منابع انسانی و تجربه کارکنان) است. در این گفتگو به معرفی بخش تجربه کارکنان پرداخته شده است. تماشای این ویدیو رو به تمام فعالان حوزه منابع انسانی پیشنهاد می کنیم.

 

 

7 عنصر موثر بر تجربه کارکنان

هفت عنصر موثر بر تجربه کارکنان

کمبود مستمر استعداد و افزایش تقاضای نیرو، تجربه کارکنان را به یک امر ضروری در تجارت تبدیل کرده است. رهبرانی که به دنبال ایجاد نوعی تجربه کارمندی هستند که استخدام و حفظ نیروها را ساده کند، خود را با پیشنهادات بمباران می‌کنند: دورکاری کنید، همه را به دفتر کار بازگردانید، نه آن را ترکیبی کنید! یک برنامه سلامتی ایجاد کنید!

در حالی که همه این پیشنهادات ارزشمند هستند، بررسی و توجه به هفت عنصر کلیدی می‌تواند بخشی از یک تجربه عالی کارمند را رقم بزند. رهبران و سازمان‌ها با در نظر گرفتن یک رویکرد جامع‌تر که کمتر بر ابتکارات خاص و بیشتر بر واکنش افراد به هر مرحله از استخدام تمرکز دارد، می‌توانند ایده بهتری در مورد چگونگی ایجاد شرکتی مادام‌العمر داشته باشند.

در ادامه هفت عنصر تجربه کارمند از دیدگاه نولان گادفری، مشاور حوزه مدیریت آورده شده است:

هیجان

متقاضیان کار می‌خواهند در مورد یک شرکت احساس هیجان داشته باشند و شما می‌خواهید آن‌ها از اینکه مورد توجه قرار گرفته‌اند، هیجان زده شوند. آن‌ها خود را تصور می‌کنند که در آنجا کار کنند و در ماموریت شرکت مشارکت کنند، در حالی که درخواست می‌دهند، مصاحبه می‌کنند و منتظر می‌مانند تا بدانند آیا شغل را پیدا کرده‌اند یا خیر. ایجاد این نوع هیجان در مورد سازمان شما مستلزم تمرکز بر چیزی بیش از پرداخت و مزایا است. شما باید ارزش‌ها و فرهنگ خود را به گونه‌ای در میان بگذارید که مشتریان بالقوه‌ای که برای شرکت شما مناسب هستند، فعالانه به دنبال فرصت‌ها باشند.

پیوستن

پیوستن به شرکت شما باید لحظه‌ای مهم در حرفه یک کارمند جدید باشد. زمانی که شخصی پیشنهاد شغلی را می‌پذیرد، رهبران فرصتی منحصر به فرد برای مشارکت در تجربه کلی دارند. هیجان لحظه را با یک اعلامیه خوش آمدگویی رسمی ثبت کنید و به ایجاد یک تجربه استقبال کامل فکر کنید. چه نوع نقاط تماسی را می‌توانید ایجاد کنید تا افراد با استعداد را برای پیوستن به شرکت خود هیجان زده نگه دارید؟

شروع همکاری

مرحله شروع همکاری یک کارمند اغلب می‌تواند تجربه کلی را ایجاد کند یا از بین ببرد. به فرآیند ورود نیرو به شرکت به دقت توجه کنید، به خصوص اگر تا حد زیادی از راه دور (به صورت دورکاری) باشد. آیا فرآیندی تعریف شده برای استخدام کارمندان جدید وجود دارد، فرآیندی که شامل تمام فناوری‌های لازم و نقاط تماس منابع انسانی باشد؟ آیا آموزش اجباری وجود دارد که همه کارکنان جدید باید آن را تکمیل کنند، و آیا آن آموزش به راحتی در همه بخش‌ها، وظایف و نقش‌ها قابل دسترسی و سازگار است؟ همانطور که فرآیند ورود خود را تعریف می‌کنید، مطمئن شوید که نقاط تماس مهمی را در نظر گرفتید که در آن مدیران با کارمندان جدید ارتباط برقرار می‌کنند تا مطمئن شوند که آن‌ها مجهز و درگیر بوده و احساس می‌کنند عضوی از تیم هستند.

موفقیت

در حالی که پروسه ‌عضویت باید یک دوره تعریف شده باشد، موفقیت در یک نقش جدید می‌تواند در بین کارمندان بسیار متفاوت به نظر برسد و عوامل زیادی می‌توانند بر تعامل و عملکرد در این مرحله تأثیر بگذارند. هنگامی که کارمندان در نقش‌های جدید خود مستقر می‌شوند و شروع به مشارکت در تیم‌ها می‌کنند، رهبران می‌توانند با بررسی و اطمینان از اینکه کارکنان جدید درگیرهستند و کارمی کنند، شتاب ایجاد تجربه پیوستن مثبت را بیشتر کنند. از آنجایی که رهبران یک به یک با کارمندان چک می‌کنند، باید به طور مداوم سوالاتی را برای سنجش میزان مشارکت و رضایت و ارزیابی معیارهای عملکرد برای اطمینان از موفقیت کارکنان بپرسند.

رشد

هنگامی که رهبران یادگیری و توسعه را تشویق می‌کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که کارمندان در یک شرکت بمانند. با این حال، فرهنگ رشد نباید فقط آموزش مرتبط با موقعیت فعلی یک کارمند را تشویق کند. برای نگه داشتن افراد با استعداد به مدت طولانی، شرکت‌ها باید توسعه شغلی بلندمدت را تشویق کنند. با پرورش فرهنگ رشد و توسعه، شرکت‌ها افراد با عملکردهای برتر را درگیر نگه می‌دارند و به کسانی که درمراحل اولیه شغل خود هستند کمک می‌کنند تا عملکرد بالایی داشته باشند.

پاداش

شناخت و پاداش دادن به عملکرد، کلید حفظ کارکنان است. مردم باید احساس کنند که مشارکت آن‌ها برای رشد کلی سازمان ضروری و ارزشمند است. علاوه بر این، شناسایی و پاداش دادن به مشارکت‌ها به کارکنان جدید و در حال توسعه نشان می‌دهد که شرکت شما برای افراد ارزش قائل است. وقتی کارکنان فرهنگ شناخت را می‌بینند و متوجه می‌شوند که تلاش آن‌ها دیده می‌شود، برای دستیابی به موفقیت تلاش خواهند کرد.

قهرمانی

در فرهنگ شرکتی که بر مسئولیت، رشد و شناخت تمرکز دارد، حفظ کارکنان احتمال بیشتری دارد. هنگامی که کارمندان شرکت را ترک می‌کنند، اگر تجربه کارمندی خوبی داشته باشند، همچنان از سایر افراد با عملکرد بالا برای پیوستن به سازمان حمایت می‌کنند.

تمرکز بر این هفت عنصر از تجربه همکاری به سازمان شما کمک می‌کند تا شهرت خود را به عنوان یک کارفرمای پرطرفدار افزایش دهد. با تعامل، بهره‌وری و توانایی بالای حفظ افراد، کارمندان با عملکردهای برتر همچنان به درخواست خود ادامه می‌دهند و شما سازمانی پر از افراد با کیفیت بالا ایجاد خواهید کرد که موفقیت بلندمدت را به همراه خواهند داشت.

ریشه های تجربه کاکنان

تفاوت Employee experience با Engagement!

نولان گادفری یکی از مشاورین حوزه مدیریت در مقاله ای اشاره کرده است که: اخیراً با یکی از مدیران ارشد صحبت کردم و از من پرسید: “تجربه کارمندان (employee experience) از کجا آمده است؟ من دائماً این اصطلاح را می‌شنوم اما نمی‌دانم که آیا این اصطلاح همان مشارکت engagement است یا خیر. آیا قبل از آن آمده است یا جدید است؟ کمکم کن بفهمم. »
تجربه کارمندان به عنوان یک مفهوم و استراتژی، در سال‌های اخیر ایجاد شده است و فهمیدن آن پس از چندین دهه تاکید بر مشارکت کارکنان می‌تواند گیج کننده باشد. بنابراین ایده‌ تجربه کارمندان از کجا آمد و چرا اهمیت دارد؟

تجربه کارمند بسیار بیشتر از مشارکت است

در حالی که مشارکت برای چندین دهه به عنوان معیار کارمندان حکمفرما بود و در بسیاری از سازمان‌ها هنوز یک معیار کلیدی است، نتایج وعده داده شده لزوما به طور کامل محقق نشده است. در بسیاری از سازمان‌ها، مشارکت درست حول و حوش زمان انتشار یک نظرسنجی پیرامون بحث مشارکت افزایش می‌یابد، و سپس به همان سطح قبل باز می‌گردد. بسیاری از سازمان‌ها بیش از حد بر دستکاری یا افزایش امتیاز نظرسنجی مشارکت متمرکز شده‌اند که تلاش شریفی است؛ اما تا حدودی باعث خطای نزدیک بینی میشود و مدیران را از درک درست واقعیت دور می‌کند. در حالی که مشارکت قطعا مهم است، سازمان‌ها متوجه شده‌اند که اندازه‌گیری مشارکت کافی نیست. بسیاری از اوقات تلاش‌های افزایش مشارکت مقطعی و موقت است تا ایجاد تغییر پایدار و سیستماتیک. ممکن است برای لحظه‌ای جذاب‌تر به نظر برسد؛ اما جایی برای پرداختن به دلایل زیربنایی که منجر به امتیازات می‌شود، وجود ندارد. تمرکز بر مشارکت، برنامه‌های اقدام تاکتیکی و کوتاه‌مدت را هدایت می‌کند که در بهترین حالت تمایل دارند بر مجموعه محدودی از نیازهای کارکنان تمرکز کنند.
از سوی دیگر، تمرکز بر تجربه کارمند، تصویری بزرگ و استراتژیک از چگونگی عملکرد یک سازمان در کل چرخه عمر کارکنان به ویژه در «لحظه‌هایی که اهمیت دارد» ارائه می‌دهد. این شامل مواردی است از قبیل اینکه چه چیزی نیروهای بالقوه را جذب می‌کند و در عین حال، رابطه یک فرد با سرپرست خود را رقم می‌زند. یا اینکه آن‌ها چقدر به تجربه خود با همکاران یا سایر افراد می‌نگرند. از این منظر، مشارکت کارکنان یک معیار نتیجه‌ای است که به یک قسمت (معمولاً تلاش اختیاری) از یک پازل بزرگ‌تر (هر چیزی که به تجربه کلی یک کارمند با یک سازمان کمک می‌کند) نگاه می‌کند.

درس‌هایی از تجربه مشتری برای تجربه کارکنان

دسترسی مصرف‌کنندگان به محصولات و خدمات مشابه، همراه با دسترسی بیشتر به اطلاعات در مورد شما و رقبای شما، همچنان افزایش می‌یابد. مشتریان گزینه‌های بیشتری دارند، می‌توانند به راحتی به استفاده از محصولات و خدمات رقیب روی بیاورند و قدرت بیشتری برای تأثیرگذاری بر کسب و کار شما نسبت به قبل دارند.
تلاش‌های تجربه مشتری با تمایل به ایجاد مزیت رقابتی جدید آغاز شد. تلاش‌های تجربه مشتری به ‌جای مشاهده تعاملات مشتری به‌عنوان نقاط داده‌های مجزا، تلاش می‌کنند تا سفر کامل مشتری با یک برند را درک کنند، از تعاملات آنلاین، فروشگاه‌ها و با تیم‌های خدمات مشتری. با این تصویر بزرگ، برندها و سازمان‌ها می‌توانند چندین نقطه داده متفاوت را در یک نقشه واحد پیوند دهند و می‌توانند تمام تعاملات را برای ایجاد یک سری تجربیات مثبت و به یاد ماندنی برای مشتری طراحی کنند. از این نقطه نظر استراتژیک‌تر، واضح است که تمرکز فقط بر یک تعامل، مثلا نقطه خرید، می‌تواند منجر به تجربه کلی ضعیف مشتری شود.

کارمندان شما چه تجربه‌ای دارند؟

مصرف‌کنندگان از همه این اطلاعات جدید فقط برای تمرکز بر روی برندهایی که می‌خواهند بخرند استفاده نمی‌کنند، بلکه از همین رویکرد برای تعیین شرکت‌ها و سازمان‌هایی که می‌خواهند برای آن کار کنند استفاده می‌کنند. رسانه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌های بررسی شرکت، نگاهی شفاف به کار برای شرکت شما ارائه می‌دهند. در شرایطی که رقابت برای استعدادهای برتر از هر زمان دیگری شدیدتر است، اتخاذ همین رویکرد و در نظر گرفتن کل تجربه کارمند بسیار مهم است؛ از لحظه‌ای که یک کارمند بالقوه درباره سازمان شما یاد می‌گیرد، از طریق استخدام کامل و خروج از آن.

تجربه کارمند به عنوان یک متمایزکننده

حدود ۸۹ درصد از شرکت‌ها از نوعی استراتژی تجربه مشتری استفاده می‌کنند و این رویکرد به‌عنوان یک متمایزکننده از راه‌های مهم مدنظر است. این محرک اصلی تمرکز جدید بر تجربه کارمند است. گام بعدی در متمایز کردن برندتان، تمرکز بر تجربه کارمند است. بر اساس یک مطالعه، ۶۵٪ از مصرف‌کنندگان در هنگام تعیین اینکه آیا آن‌ها محصول یا خدمات شما را خریداری می‌کنند یا خیر، در نظر می‌گیرند که چگونه با کارمندان خوب رفتار می‌شود. اگر مصرف کنندگان از ایده کار کردن برای سازمان شما هیجان زده باشند، احتمالاً نسبت به برند شما مشتاق خواهند بود.
تجربه کارمند، زمانی که به خوبی انجام شود، نتایج خوبی را به همراه دارد. هیلتون یک مثال عالی است. هیلتون یک تمایز استراتژیک کلیدی در تجربه مصرف‌کننده ایجاد کرده است. کریستوفر ناستا، به‌عنوان مدیر عامل، سرمایه‌گذاری‌های زیادی را نیز در طول زمان انجام داده است تا با تمرکز بر تجربه کارمندان هیلتون، این تجربه را تقویت و متمایز کند.
هیلتون کارهایی مانند طراحی مجدد فضاهای استراحت برای کارمندان، ارائه توسعه رهبری در زمان واقعی و کوچک برای رهبران پرمشغله، همراه با مزایای تجربه بهتر برای افراد خود انجام داده است. تمرکز تجربه کارمندان آن‌ها بر روی مزایا نبوده است، بلکه در مورد آنچه فرهنگ و استراتژی منحصر به فرد آن‌ها در راستای اهداف کلی کسب و کارشان می‌طلبد، بوده است. نتایج چشمگیر بوده، سهام و امتیاز خالص پروموتر آن‌ها به خوبی عمل کرده است، در حالی که در همان زمان، آن‌ها به عنوان بهترین شرکت فورچون برای کار در سال ۲۰۱۹ انتخاب شدند.
صرف نظر از اینکه سازمان شما امروز کجاست، برداشتن گام‌هایی برای تاکید و بهبود تجربه کارکنان می‌تواند نتایج قوی کارکنان مانند تعامل و حفظ و همچنین نتایج تجاری را به ارمغان آورد.

چهار افسانه حوزه تجربه کارکنان

چهار افسانه حوزه تجربه کارکنان که باید با آن‌ مقابله کرد

منابع انسانی باید با افسانه‌های رایج در مورد تجربه کارمندان آگاه باشند، گرفتار شدن در دام این افسانه‌ها می‌تواند به موفقیت کلی یک سازمان آسیب برساند. بسیار مهم است که منابع انسانی درک کند که کارکنان واقعاً از کارفرمایان خود چه می‌خواهند.

افسانه اول: آنچه کارکنان از تجربه کارمند خود می‌خواهند اساساً تغییر کرده است

فرهنگ مبتنی بر مصرف‌کننده به این معنی است که می‌توان تصور کرد کارکنان با امتیازات انگیزه می‌گیرند؛ اما در واقع اینطور نیست. “تحقیقات نشان داده که تجربیات کارمندان به دلیل تجربیات آن‌ها به عنوان مصرف‌کننده تغییر کرده است. این برای شرکت‌هایی مانند آمازون منطقی است که می‌توانند خواسته‌های مردم را پیش‌بینی کنند و در کمتر از دو روز به آن‌ها برسانند. ما شرکت‌هایی را می‌بینیم که انواع امتیازات را ارائه می‌کنند، مانند پاداش‌های مالی برای گرفتن مرخصی و انواع مرخصی جدید مثل مرخصی برای کسانی که حیوان خانگی جدید دارند. در واقع این مزایا آن چیزی نیست که کارمندان واقعاً می‌خواهند. تحقیقاتی که در سال‌های ۲۰۱۳، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ انجام شده نشان داده است که جبران خسارت، تعادل کار وزندگی و ثبات، سه اولویت اصلی برای کارکنان بود.

افسانه دوم: این تنها مسئولیت مدیران است که تجربه کارکنان را ارائه دهند

باید به کارمندان کنترل و مسئولیت بیشتری برای ارائه تجربه‌ای که برای آن‌ها مناسب است داده شود. بسیاری تصور می‌کنند که اگر مردم می‌خواهند از تجربه شخصی‌تر در محل کار لذت ببرند، باید با مدیرانشان توافق کنند؛ اما این مربوط به خود کارمندان نیز می‌شود. کارکنان در واقع می‌خواهند تجربه خود را داشته باشند و آن را هدایت کنند. چه کسی می‌تواند بیشتر از خودش در مورد آنچه از محل کار می‌خواهد بداند؟ فقط حدود یک سوم کارمندان فکر می‌کنند که مدیران آن‌ها اهداف شخصی آن‌ها را درک می‌کنند. پس مدیران چگونه بدانند چه چیزی برای کارکنانشان مناسب است؟ در HR ما باید مطمئن شویم که به کارمندان حق انتخاب را می‌دهیم تا کاری را که برای آن‌ها مناسب است انجام دهند، احساس قدرت کرده و تجربه‌ای را ایجاد کنند که برای آن‌ها مناسب است.

افسانه سوم: تعامل هر آنچه را که باید در مورد تجربه کارمند بدانیم به ما می‌گوید

  کارکنان ممکن است به شدت درگیر کار باشند؛ اما تجربه ضعیفی در کار داشته باشند. ممکن است در سازمان تعداد زیادی کارمند بسیار متعهد وجود داشته باشند که هنوز هم تجربه خوبی از کار ندارند. با انجام نظرسنجی‌ها باید چیزی بیش از میزان مشارکت را اندازه‌گیری کرد، مواردی مثل بهره‌وری و رضایت و ویژگی‌های خاصی که در تجربه‌ کارکنان وجود دارد.

افسانه چهارم: پاسخگویی و سرعت همه‌چیز هستند

. منطقی است که کارفرمایان فکر کنند اگر مشکلی در تجربه کارمندان وجود دارد، باید سریعاً در مورد آن بدانند و باید سریعاً آن را برطرف کنند. گاهی کارفرما تصور می‌کند سرعت، امری کلیدی است، بنابراین روی سیستم‌های های مختلف بازخورد سرمایه‌گذاری می‌کنند تا بازخورد سریع بگیرند؛ اما سرعت همیشه خوب نیست. گاهی مهم‌ترین یا معنی دارترین بازخورد را بلافاصله دریافت نمی‌کنید. بنابراین نیازی نیست که روی بازخورد‌های بی‌درنگ وسواس داشته باشید یا بیش از حد انرژی صرف کنید که در واقع فقط ناشی از احساسات لحظه‌ای هستند و در نهایت شما را به بیراهه می‌کشانند.
برنامه ریزی فرهنگی

چهار مرحله برای ایجاد برنامه برای فرهنگ سازمانی

در اواخر سال، شرکت‌ها بودجه سال جدید خود را نهایی می‌کنند و مجموعه‌ای از برنامه‌ها را برای سال آینده در نظر می‌گیرند. ایجاد برنامه‌هایی پیرامون استخدام، آموزش و رویدادها اولویت اصلی بسیاری از گروه‌های منابع انسانی در پایان هر سال است.

با این حال، نوع اساسی دیگری از برنامه‌ریزی وجود دارد که بسیاری از شرکت‌ها احتمالاً آن را از برنامه‌ریزی پایان سال خود مجزا کرده‌اند؛ یعنی “برنامه‌ریزی فرهنگی”.

برنامه‌ریزی فرهنگی فرآیند تعیین و مستندسازی کاری است که باید انجام شود تا یک شرکت به فرهنگ سازمانی ایده‌آل خود نزدیک‌تر شود و طرحی عملیاتی برای دستیابی به آن ترسیم شود. برای گروه‌هایی که به دنبال جذب و حفظ استعدادهای برتر هستند، ایجاد یک برنامه فرهنگی یک حرکت استراتژیک است که باید در اولویت قرار گیرد.

در این مقاله، نگاهی دقیق‌تر به مزایای برنامه‌ریزی فرهنگی می‌اندازیم و چهار مرحله برای ایجاد یک برنامه فرهنگی مؤثر را به شما می‌گوییم.

سه دلیل برای الزام به برنامه‌‌ریزی فرهنگی

به طور خلاصه، برنامه‌ریزی فرهنگی، زمینه را برای ایجاد یک محیط کاری آرام‌بخش فراهم می‌کند و به گروه‌های موجود و استعدادهای جدید اجازه می‌دهد تا بهترین کار خود را انجام دهند. در اینجا سه مزیت برنامه‌ریزی فرهنگی را بیان می‌کنیم.

1. فرهنگ، اول شرکت را تضمین می ‌کند

به طور کلی اگر شرکت‌ها از فرهنگ جاری خود مراقبت کنند، تجربه و سوددهی به طور خودکار از خودشان مراقبت خواهند کرد.

ایجاد یک محل کار ایده‌آل و توانمندسازی کارکنان برای بهینه‌سازی کارایی آن‌ها، پایه و اساس موفقیت در سایر زمینه‌های تجاری است.

این بدان معنی است که مطمئن شوید برنامه‌ریزی فرهنگی به طور مداوم و شفاف انجام می‌شود و گروه‌های منابع انسانی با سایر گروه‌های شرکت همکاری می‌کنند تا این برنامه‌ها را به واقعیت تبدیل کنند.

2. بر سازگاری تأکید دارد

GAN Integrity، متخصص انطباق و ارائه‌دهنده راه‌حل‌ها، فرهنگ انطباق را این‌گونه تعریف می‌کند: «فرهنگ انطباق زمانی اتفاق می‌افتد که انطباق بخش مرکزی و غیرقابل تغییر فرهنگ شرکت باشد». در این فرهنگ، اعضای گروه تلاش می‌کنند تا قوانین و مقررات را رعایت کنند و ارزش زیادی برای آن‌ها قائل شوند. این امر بسیار مهم است، زیرا فرهنگ انطباق به خوبی انجام شده است و اعتماد داخلی را تقویت می‌کند، کارایی عملیاتی را بهبود می‌بخشد و تعامل را افزایش می‌دهد.

به این دلایل، برنامه‌ریزی فرهنگی می‌تواند و باید شامل استراتژی‌هایی برای تقویت فرهنگ انطباق شرکت شما باشد. در طول فرایند برنامه‌ریزی، گروه‌های منابع انسانی می‌توانند انواع آموزش‌های انطباق مورد نیاز را بررسی کنند؛ فرآیندهایی را برای تعیین اینکه چه کسی به آموزش اضافی نیاز دارد، اجرا کرده و آهنگ‌های منظمی را برای اشتراک‌گذاری به‌روزرسانی‌های استانداردهای انطباق تنظیم نمایند.

گنجاندن این اطلاعات در یک برنامه فرهنگی همراه با جدول زمانی و شاخص‌های کلیدی عملکرد، ثبات را بهبود می‌بخشد.

3. به شما کمک می ‌کند نیروهای خود را حفظ کنید

برخی از دلایلی که کارمندان درخواست استعفای خود را ارائه می‌کنند لزوماً به فرهنگ شرکت مربوط نمی‌شود. با این حال، فرهنگ سازمانی مطلوب می‌تواند بر تصمیمات کارمندان برای ماندن در شرکت شما تأثیر بگذارد.

گاهی کارمندان در مورد جایی که در آن پتانسیل پیشرفت می‌بینند، بازخورد خود را به اشتراک می‌گذارند، خواسته‌های خود را در مورد فرهنگ شرکت و تجربه کارمندان نشان می‌دهند. آن‌ها ممکن است به یک محیط کاری انعطاف‌پذیر ابراز علاقه کنند یا اینکه انتظار داشته باشند که شرکت در مورد مسائل اجتماعی سختگیری کند. اگر این انتظارات برآورده نشد، ممکن است مایل به ترک شغل خود باشند.

گروه‌های منابع انسانی که به دنبال رسیدگی به گردش مالی و بهبود وضعیت آن هستند، می‌توانند به طور قابل توجهی از برنامه‌ریزی فرهنگی بهره ببرند.

 

چهار گام برای برنامه‌ ریزی فرهنگی موفق

برنامه‌ریزی فرهنگی نقش مهمی در حفظ استعدادها، استخدام نیروهای جدید موفق و رسیدن به اهداف دیگر در همه بخش‌ها ایفا می‌کند.

برای کمک به شروع، در اینجا یک فرآیند ساده وجود دارد که می‌توانید برای حذف حدس و گمان از برنامه‌ریزی فرهنگی دنبال کنید.

1. جمع ‌آوری بازخورد

حتماً به فکر اضافه کردن یک نظرسنجی در برنامه خود باشید.

برای بالا بردن میزان اثربخشی، مطمئن شوید که تمام اقدامات لازم را انجام می‌دهید:

قبل از نظرسنجی ارتباط برقرار کنید

علاوه بر تدارکات، کارکنان باید بدانند که چرا شرکت در نظرسنجی مهم است تا احساس کنند مجبور به ارائه بازخورد هستند.

نظرسنجی را راه‌اندازی کنید

در روز نظرسنجی، به یاد داشته باشید که از طریق تمام کانال‌های اصلی ارتباط برقرار کنید.

پس از نظرسنجی ارتباط برقرار کنید

پس از پایان نظرسنجی، از کارمندان به خاطر مشارکتشان تشکر کنید و به آن‌ها اطلاع دهید که در آینده چه اتفاقی می‌افتد؛ چه زمانی می‌توانند نتایج را ببینند.

با توجه به نتایج نظرسنجی اقدام کنید

هنگامی که گروه شما بررسی نتایج نظرسنجی را به پایان رساند، نتایج نظرسنجی را به مدیران اطلاع دهید، از جمله اینکه چگونه باید اقدام کنید. سپس، روند را به طور منظم دنبال کرده و به‌روز کنید. این امر بسیار مهمی است؛ زیرا اگر کارمندان احساس ‌کنند که بازخورد آن‌ها منجر به تغییر واقعی نمی‌شود، ممکن است تصمیم بگیرند که در نظرسنجی بعدی شما شرکت نکنند.

2. تعیین و اولویت ‌بندی اهداف

در برنامه خود می‌توانید اهدافی را تعیین کرده و اولویت‌بندی کنید. از امتیازاتی که دریافت کرده‌اید برای تعیین اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت استفاده کنید و تصمیم بگیرید که کدام‌یک را در سال جدید شروع کنید.

به عنوان بخشی از برنامه فرهنگی خود، به این موضوع بپردازید که برای اهداف شما چگونه به واقعیت تبدیل خواهند شد؟ اگر نظرسنجی‌ها به شما نشان داده است که هم‌گروهی‌های رده پایین و میانی در شرکت شما احساس می‌کنند که توسط مدیران ارشد شنیده نمی‌شوند، ایجاد فرهنگ گوش دادن در شرکت، یک هدف بلندمدت عالی خواهد بود.

3. تقسیم وظایف

هنگامی که اهداف خود را شناختید، زمان آن رسیده است که تعیین کنید مسئولیت هر بخش از برنامه بر عهده چه کسی خواهد بود.

در گروه خود، می‌توانید تعیین کنید که چه کسی برای مدیریت هر هدف مناسب‌تر است. تقسیم مسئولیت‌ها تأکید می‌کند که برنامه‌ریزی فرهنگی یک تلاش گروهی است که به مهارت‌ها و بینش افراد متعدد نیاز دارد.

4. انتظارات خود را تنظیم کنید

اگرچه برنامه‌ریزی فرهنگی ممکن است یک فعالیت سالانه (یا حتی بیشتر) باشد، اما یک بازی طولانی نیز هست. اگر شرکت شما چندین هدف پیچیده را در برنامه فرهنگی خود دارد، ممکن است سال‌ها طول بکشد تا بتوانید برخی از آن‌ها را عملی کنید. پس باید بدانید که فرهنگ یک سازمان یک‌شبه تغییر نمی‌کند.

همان‌طور که استراتژی‌های جدیدی را برای رسیدن به اهداف خاص در طول سال امتحان می‌کنید، ممکن است لازم باشد برنامه خود را براساس اینکه چه مزایا و معایبی دارد، به‌روز کنید. نیازهای جدید ممکن است خود را نشان دهند، بنابراین به کاوش در مورد آنچه کارکنان سازمان شما برای موفقیت به آن نیاز دارند، ادامه دهید.

یک برنامه فرهنگی بسازید که کارکنان را در اولویت قرار دهد

برنامه‌ریزی فرهنگی، بخش جدایی‌ناپذیر یک شرکت است. نیازهای کارکنان را اولویت‌بندی می‌کند، بر اخلاقیات و انطباق تأکید دارد و احتمال حفظ استعدادها را افزایش می‌دهد.

هنگام ایجاد یک برنامه فرهنگی، با توجه کردن به دغدغه‌های کارکنان در کل سازمان، آگاهی از نیازهای آن‌ها و استفاده از آن اطلاعات برای توسعه و اولویت‌بندی اهداف خود، کار را شروع کنید.

به یاد داشته باشید که اجرای برنامه‌ها یک تلاش گروهی است، کاری که مستلزم همکاری رهبری، مدیران و کارمندانی است که می‌خواهید از آن‌ها حمایت کنید. برنامه خود را انعطاف‌پذیر نگه دارید و آن را در صورت لزوم با همه تطبیق دهید، حتی زمانی که گروه شما، شرکت شما و کل چشم‌انداز کاری همچنان در حال تکامل هستند.

تاثیر محیط کار بر کارکنان

چگونه محیط فیزیکی می‌تواند بر تجربه کارکنان مؤثر باشد؟

جیکوب مورگان آینده‌پژوه، سخنران و نویسنده‌ کتاب‌های پرفروشی در حوزه‌های مدیریت ازجمله رهبری و تجربه کارکنان است.

از نظر او سه عامل کلیدی مفهوم تجربه کارمندان را شکل میدهند:

  1. تکنولوژی
  2. فرهنگ
  3. محیط فیزیکی

در مقاله حاضر قصد داریم به ارائه خلاصه نکات مورگان در مورد اثر محیط فیزیکی بر تجربه کارکنان بپردازیم.

محیط فیزیکی به بیان ساده یعنی پیرامون و اطراف ما و هرآنچه که در آن وجود داشته و در آن اتفاق میوفتد. از تابلوهای هنری که روی دیوار آویزان می‌کنیم گرفته تا وعده غذایی که از طرف شرکت برای کارمندان تدارک دیده می‌شود. همه این‌ها حدود ۳۰ درصد از تجربه‌ کارمندان را رقم می‌زند.

همه افراد علاقه دارند که در طول روز زمان خود را در محیطی انرژی‌بخش و الهام‌دهنده بگذرانند. محیطی که این ویژگی‌ها را داشته باشد باعث رشد خلاقیت و افزایش میزان درگیری و تعامل کارمندان با سازمان می‌شود. علاوه‌برآن محیط فیزیکی به‌نحوی تداعی‌کننده ماهیت شرکت است. درصورتی‌که افراد از محیط فیزیکی خود راضی باشند و حس مثبتی دریافت کنند نسبت‌به کل سازمان حس مثبتی خواهند داشت و برعکس آن هم درست است.

با گسترش فضای کار اشتراکی و بستر اتصال جهانی و فناوری‌هایی که همکاری بین افراد را آسان‌تر می‌کنند بسیاری از مردم فکر می‌کردند که به‌زودی مفهوم دفتر کار از بین برود. این ایده تا زمانی درست است که مفهوم دفتر به‌معنای سنتی آن را در نظرداشته باشیم. یعنی اتاقی با دیوارهای خاکستری و وسایل رنگ و رو رفته!

چنین مفهومی در حال از بین رفتن است اما ساختمان‌ها و دفاتر درحال پشت سر گذاشتن رنسانس در طراحی هستند و این‌بار دفاتر کار به‌عنوان پایگاهی که تجربه کارکنان در آن‌جا رقم می‌خورد باز طراحی خواهند شد و به فعالیت خود ادامه خواهند داد.

طبق گزارشات، املاک تجاری در آمریکا به بالاترین قیمت خود در سال‌های گذشته رسیدند و شرکت‌های بزرگی مثل آمازون، سامسونگ، دی لویت، مایکروسافت و… درحال سرمایه‌گذاری روی محیط فیزیکی به‌عنوان مرکز تجربه کارمندان هستند.

این فرایند مثل طراحی مجدد یک ماشین است زمانی‌که موتور آن را ارتقا دهیم اما اتاق داخلی آن مثل قبل باشد. در این حالت ممکن است که خودرو قدرت‌مندتر شده باشد اما باز هم افراد دوست ندارند در آن زمان بگذرانند. مطالعه‌ای در مجله مدیریت بریتانیا نشان داد که بین فضای کاری کارکنان و هویت اجتماعی و آسایش روانی آن‌ها ارتباط مستقیم وجود دارد‌.

برای اینکه سازمان ها بتوانند یک محیط فیزیکی عالی برای کارکنان خود ایجاد کنند باید روی ویژگی‌های اصلی آن تمرکز کرده که در ادامه به‌اختصار توضیح داده خواهند شد:

  • افراد بتوانند دوستان و بازدیدکنندگانی را به محیط کار دعوت کنند.
  • کارها دارای انعطاف باشد.
  • ارزش‌های سازمان منعکس شود.
  • از گزینه‌های فضای کاری متعدد استفاده شود.

با تمرکز بر این حوزه‌ها شرکت‌ها می‌تواند محیط فیزیکی مناسبی را برای کارکنان خود ایجاد کرده و آن‌ها را تشویق کنند تا درگیر کار شوند و بهترین عملکرد را از خود نشان بدهند.

شش هدف اصلی تجربه کارکنان

شش هدف اصلی تجربه کارکنان

همان‌طور که شرایط و وضعیت بازار کار به طور چشمگیری در حال تغییر است، متخصصان تجربه کارکنان  وظیفه بسیار مهم و چشم‌گیری پیدا کرده‌اند.

نسل جدید مدیریت تجربه کارمندان، نقش‌های مختلفی را ایفا می‌کند و سرعت بالای رشد آن‌ اثباتی بر این ادعا است که تجربه کارمندان به عنوان وسیله‌ای برای توسعه و ارزیابی مجدد نقش سنتی منابع انسانی، به یک شریک تجاری استراتژیک تبدیل شده است.

متخصصان تجربه کارکنان که به اطلاعات مربوط به کارکنان خود آگاه هستند، با طراحی روش‌هایی برای بهبود روش‌های مدیریت نیروی کار، با چالش‌های زیادی روبرو می‌شوند. به عنوان مثال، این موارد شامل استخدام نیروی جدید، مدیریت تجربه کاری نیروها، و بهینه‌سازی کارهای طولانی‌مدت است.

بدیهی است که در حال حاضر تجربه کارمندان در حال تغییر و اصلاح محیط کار است. بنابراین باید بدانیم که اهداف اصلی مدیریت تجربه کارکنان چیست؟

1. قرار دادن ارتباطات در دل تجربه کارمند

متخصصان تجربه کارمندان در حال توسعه و ارتقای دامنه منابع انسانی هستند تا تمام راه‌های ارتباطی را که کارمندان در طول کار در شرکت دارند، شامل شود. یکی از نتایج اصلی تحول تجربه کارمندان، تغییر وضعیت ساختاری ارتباطات داخلی است.

هدف اصلی این است که تا حد ممکن کل تجربه کارمند را ارتقا دهیم. این مسئله را می‌توان بیشتر به 3 هدف اصلی تقسیم کرد:

  • جذب کارکنان بااستعداد
  • نگه‌داشتن کارکنان در فضای کار برای مدت طولانی‌تر از میانگین ملی
  • تبدیل کارکنان به سفیران برند کارفرمایی

مدیران تجربه کارمند، مسئول طراحی برنامه‌های سازمان خود هستند تا تجربه کاری کارکنان را تا حد امکان سودمند و بهینه کنند.

در این بخش، استراتژی‌های بازاریابی از طریق ارتباطات داخلی به دست می‌آید و هدف آن کانال‌های خاصی خواهد بود.

2. ایجاد و حفظ فرهنگ محل کار

مهم‌ترین هدف تجربه کارکنان در یک شرکت، ایجاد راه‌هایی برای تحقق بخشیدن به اهداف آن شرکت است. بنابراین، این امر یکی از مسئولیت‌های حیاتی مدیران تجربه کارمندان است.

برای بسیاری از رهبران تجربه کارکنان، اولویت اول، تعریف فرهنگ سازمانی برای شرکتشان است. این فرآیند با شناسایی مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های کاری یک شرکت آغاز می‌شود.

  • مأموریت

چگونه به کارمندان، مشتریان و شرکای خود توضیح می‌دهید که کسب‌وکار شما به چه کار می‌آید؟

  • چشم‌انداز

شرکت شما در راستای تبدیل شدن به چه چیزی است؟ برنامه شما برای رسیدن به آن چیست؟

  • ارزش‌ها

شما و کارمندان شما به چه چیزی باور دارید و چگونه این باورها را عملی می‌کنید؟

3. تطبیق اطلاعات کارکنان با بینش سازمان

نقشی که توسط فناوری تجزیه و تحلیل ایفا می‌شود، با ابزارهای جدید طراحی شده برای استخراج معیارهای کلیدی لازم برای ایجاد پایه و اساس کل سفر کارکنان، منابع انسانی را به شدت متحول می‌کند.

اطلاعات مربوط به افراد، که آن‌ها را در سازمان توصیف می‌کند، تجربه کاری کارمندان را شخصی‌سازی می‌کند و تجربیات هدفمندی را به وجود می‌آورد که با اهداف آموزش فردی و مسیرهای شغلی همسو می‌شوند. به عبارت دیگر، ایده اصلی، تطبیق علایق کارکنان با اهداف سازمانی است.

همه اطلاعات از جمله داده‌های مربوط به پیشرفت شغلی، انتقالات شغلی و عملکرد افراد به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا ارزش طول عمر استعدادها را محاسبه کنند، مهم‌تر از همه، بینش‌های مفیدی را ارائه می‌کند که می‌تواند به بهینه‌سازی مجموعه‌ای از راه‌های ارتباطی در طول فعالیت کارمند کمک کند.

5. رسیدن به نسل جدید کارکنان

یکی از عوامل اصلی افزایش و متناسب بودن تجربه کارکنان، افزایش تعداد هزاره‌ها و نسل Z در محل کار است. حضور و انتظارات این کارکنان جوان‌تر، سازمان‌های آینده‌نگر را ملزم ساخته است که ساختار و هدف خود را به طور اساسی بازتعریف نمایند.

باید بدانیم که نگرانی‌های نسل‌های مختلف کارکنان به تعامل ختم نمی‌شود. نسل هزاره نیز محتمل‌ترین نسلی هستند که شغل خود را تغییر می‌دهند و از هر ده نفر، برای شش نفر آن‌ها فرصت‌های شغلی جدید وجود دارد.

در واقع نسل Z که در سال 2020 بیست درصد از نیروی کار را تشکیل می‌داد، انتظار دارند که ارتباطات سریع، ثابت و در دسترس با همکارانشان داشته باشند.

البته ترفند درگیر کردن یک نسل در محل کار این است که این کار را بدون احتمال ایجاد احساس غریبی با چهار نسل دیگر انجام دهیم. هر فرد ازهر نسلی از کارکنان می‌خواهد به اخبار، اطلاعات و خدمات مکفی دسترسی داشته باشد؛ اما تمایل دارد دسترسی به آن‌ها آسان نیز باشد.

6. بهبود نام تجاری کارفرما

مسئولیت اصلی مدیریت تجربه کارکنان، برقراری ارتباط با برند کارفرمایی آن‌ها است. بنابراین، این وظیفه متخصصان تجربه کارکنان است که به طور استراتژیک در مورد چگونگی تبلیغ برند خود در داخل و خارج سازمان و همچنین درک نحوه تأثیرگذاری بر نگرش در مورد آن، برنامه‌ریزی کنند.

اعتبار برند یک سازمان بهترین راه برای جذب و حفظ افرادی است که باعث موفقیت آن سازمان می‌شوند.

متخصصان تجربه کارکنان می‌دانند که برند سازمان چیزی نیست که بتوان به بازار دیکته کرد. می‌توان گفت که این افراد باید در به دست آوردن تصویری دقیق از نحوه نگرش مردم به سازمان خود ماهر باشند.