photo_2024-04-29_18-21-33

اچ آر تاک با دکتر صادق سپندارند

در این سری از گفتگوهای اچ آر تاک با دکتر صادق سپندارند در مورد موضوعات مربوط به منابع انسانی گپ و گفت کوتاهی داشتیم.

چالش های منابع انسانی در سال سخت پیش رو

نقش هوش مصنوعی در تغییرات شغلی

رشد هوش مصنوعی و نقش آموزش در سازمان

و…

مباحثی هستند که در این گفتگو به آنها پرداخته شد.

 

بایننس

گفتگو با HRBP بایننس

در تاریح 6 ژانویه گفتگویی با Tolulope Adeola مسئول تجربه کارکنان وHRBP  سابق شرکت بایننس با هدف مقایسه و بررسی منابع انسانی در صرافی های ارزدیجیتال در ایران و بایننس شکل گرفت. بخشی از این گفتگو به شرح زیر است. لازم به توضیح است به دلیل مسائل حقوقی انتشار ویدیو ممنوع و گفتگو به صورت متنی در سایت و لینکدین منتشر شد.

 

ممنونم از وقتی که گذاشتی، کمی از نگاه خودت لطفا تجربه کارکنان رو توضیح بده؟

به عنوان یک متخصص تجربه کارکنان، نقش من بر ایجاد یک محیط مثبت و جذاب برای همه کارکنان در سراسر سازمان متمرکز بوده، از رسیدگی به همه نیازهای کارکنان و اطمینان از رضایت کلی محل کار برای همه که منجر به بهره‌وری بیشترو ساخت تیم‌هایی با عملکرد بالا می‌شه.

یک مثال از وظایف این بخش در بایننس میزنی لطفا؟

یکی از راه هایی که تونستم تجربه خوبی برای تیم هایی که مدیریت کرده ام ایجاد کنم، در واقع از مرحله آگهی تا استخدام ما اطمینان حاصل می­کنیم که همه فرآیندها به اندازه کافی برای نامزدهای بالقوه شفاف هستند تا زمانی که آنها بخشی از تیم ما بشن.

ما یک فرآیند برای پیش از ورود به تیم داریم که نیازهای اعضای تیم رو قبل از پیوستن به تیم برآورده می‌کنه. ما تمام آموزش­ها رو پیش از حضور در کار به کارکنان می­دیم.

و یک فرآیند آنبوردینگ بسیار ساده و بی‌نظیر داشتیم که طی 30، 60، 80 روز اول کار رو شامل می­شد تا فرد بتونه در تیم خودش رو تثبیت کنه.

با توجه به دورکار بودن بخشی از تیم چه برنامه­هایی برای تیم داشتین؟

هنگامی که یک تیم راه دور راه اندازی می کنید، اعتماد و شفافیت بین همه اعضا برای ایجاد یک فرهنگ شرکتی یکنواخت و دیدگاه مشترک بسیار مهم هست.

اعتماد پایه ای است که تیم های با عملکرد بالا می تونن به طور یکپارچه با هم کار کنن. شفافیت به کارمندان شرکت اجازه می‌ده ببینن که دیگران چه می‌کنن، که بهشون کمک می‌کنه بهتر بفهمند که چگونه کارشون با تصویر بزرگ‌تر مطابقت داره.

خبرنامه های داخلی ماهانه که نکات مهم و کم اهمیت، پروژه های آتی، آموزش و اخبار شرکت را به تصویر می کشه، فرهنگی را ایجاد می کنه که در آن هر عضو احساس می کنه برای مسئولیت های خود ارزش قائل هست و می بینه که نقش اونها چگونه به اهداف شرکت کمک می کنه.

برای اطمینان از اینکه همه می دونند شغلشون چی هست، مهمه که نقش­ها و مسئولیت­های مشخصی داشته باشید. این به این معنی است که شما باید شرح شغل هر فرد رو تا حد امکان با جزئیات، از جمله مهارت­ها، توانایی­ها و صلاحیت­های اونها تعریف کنید.

وقتی همه فرسنگ­ها از هم فاصله دارن شنیده شدن سخته. بسیاری از ارتباطات در غیاب حالات چهره و تماس یک به یک از بین میره. یک راه خوب برای اطمینان از اینکه همه احساس می کنن صدای خود رو دارند، ایجاد تالارهایی برای نظرات و بازخورد کل تیم هست. این امکان بحث آزاد در مورد هر موضوعی را فراهم می‌کنه، به این معنی که افرادی که مستقیماً در فرآیند تصمیم‌گیری درگیر نیستند هنوز می‌تونن شنیده بشن.

برای مثال نمونه‌ای از این فرم‌های بازخورد که کارکنان می‌تونن سؤالات یا نظرات خودشون رو به‌طور ناشناس ارسال کنن، به‌جای اینکه ایده‌هاشون از طریق مدیریت یا منابع انسانی فیلتر بشه، توسط افراد سطوح بالاتر درسازمان خونده بشه.

 

دیگه چه اقداماتی برای تیم انجام میدادین؟

بسته پاداش به تیم معرفی کنید. شناسایی و پاداش خود به اعضای تیمی که عملکرد خوبی دارن و ارزش افزوده به تیم دارن بدین و تا پایان سال منتظر نمونید.

همچنین یک تشکر سفارشی ساده از مدیرعامل به ایمیل کارکنان حال خوبی در کارکنان ایجاد می­کرد.

همچنین بازخورد کارکنان رو به یک فرآیند مستمر و شفاف در سازمان تبدیل کنین، منتظر زمان ارزیابی عملکرد نباشین تا کارمند در مورد نحوه عملکرد خودش در سازمان بازخورد دریافت کنه.

 

شما چه چالش­هایی در استخدام متخصصین بلاک چین دارین؟

فناوری در حال تکامل یافتن هست و یافتن استعدادهای مناسب با مهارت­های مناسب و با روندهای در حال تغییر فناوری به روز سخت هست، از طرفی عدم قطعیت نظارتی با توجه به مسائل مقررات مختلف در سراسر جهان، این موضوع بر روی استعدادها نیز تأثیر میذاره. یعنی شما استعدادهای بزرگی را با تمام مهارت های لازم پیدا می کنید، اما اونها به دلیل عدم قطعیت نظارتی قانونی در کشورهاشون تمایلی به پیوستن به شرکت شما ندارند.

چه چیزی بایننس رو به مکانی عالی برای کار تبدیل کرده؟

برای من کار در بایننس به من این بستر رو داد تا بخشی از یک تیم جهانی باشم، من این فرصت رو داشتم که با افراد مختلف با پیشینه و فرهنگ متفاوت کار کنم.

من فرصت رشد و یادگیری زیادی داشتم.

مدیران بزرگی داشتم که علاقه زیادی به رشد و پیشرفت کارکنان دارن و این به من کمک کرد تا مدیر بهتری باشم و همچنین مهارت هام رو در مدیریت سهامداران افزایش بدم.

همچنین ما مزایای بسیار خوبی داشتیم، بسته­ های حقوقی رقابتی. و بایننس به رفاه خانواده و تحصیل فرزندان شما علاقه­ مند هست و روی آموزش فرزندان کارکنان هم هزینه می­کنه که این برای من بسیار مهم هست.

ترند تجربه کارکنان

ترندهای تجربه کارکنان در 2024

طی جدیدترین تحقیقات انجام شده توسط تعدادی از متخصصان حوه تجربه کارکنان به سرپرستی Dr. Antonio  Pangallo در 32 کشور و 29 صنعت مختلف ترندهای منابع انسانی در 2024 به شرح زیر اعلام شد:

1.کارمندان ترجیح می دهند هو ش مصنوعی به آنها کمک کند تا مدیرشان!

تحقیقات نشان می‌دهد که کارمندان ترجیح می‌دهند هوش مصنوعی در کنترل و هدایت وظایف آنها مشارکت داشته باشد. اما زمانی که تأثیرات این فناوری بر حرفه و معاش آن‌ها افزایش می‌یابد، نگرش منفی شده و کمتر قابل قبول می‌شود.

نتایج تحقیق نشان می‌دهد که افرادی که در سطوح مدیریتی بالاتر هستند، بیشتر به استفاده از هوش مصنوعی علاقه دارند. احساسات مثبت نسبت به سازمان و اعتماد به آن نیز با نگرش مثبت به هوش مصنوعی مرتبط است.

به عبارت دیگر، افرادی که احساس اعتماد و ارتباط مثبت با سازمان دارند، احتمالاً بهترین تجربه از استفاده از هوش مصنوعی خواهند داشت. از سوی دیگر، اگر کارمندان احساس کنند که هوش مصنوعی به جای ارتقاء تجربه کاری، می‌تواند شغل‌های آن‌ها را جایگزین کند یا به عدم اعتبار شغلی منجر شود، نگرانی و مخالفت به وجود می‌آید.

طی این تحقیق به شفافیت و ارتباط فعال بین کارمندان و مدیریت تأکید می شود و می‌اندیشد که اگر سازمان‌ها بتوانند استفاده مسئولانه و اخلاقی از هوش مصنوعی را نشان دهند و به این فناوری وابستگی زیادی نداشته باشند، می‌توانند اعتماد کارمندان را جلب کنند.

همچنین توجه به نیازها و ترجیحات افراد با معلولیت یا ترنسجندر نشان داده می‌شود که این افراد ممکن است به دلیل کمتر بودن تبعیض اداری ترجیح بیشتری به استفاده از هوش مصنوعی برای امور انسانی مانند ارزیابی عملکرد داشته باشند. در نهایت، ترکیب اصول عدالت اجتماعی و اطلاع‌رسانی به کارکنان می‌تواند به سازمان‌ها در استفاده موفق از هوش مصنوعی کمک کند.

2. کارکنان خط مقدم ناراضی ترین، ضعیف ترین و کم اعتمادترین هستند.

ضرورت و اهمیت توجه به کارکنان خط مقدم یعنی افرادی که به‌طور مستقیم با مشتریان در ارتباط هستند، بسیار بالاست. بر اساس تحقیقات انجام شده، این گروه از کارکنان با مشکلات مکان کاری و عدم تأمین نیازهای اساسی خود مواجه هستند. این شغل‌ها چالش‌برانگیز و طولانی‌ هستند و با وجود این ویژگی‌ها، این کارکنان اغلب از حمایت و ارتقاء‌های مالی کم و فرصت‌های رشد و توسعه کمتری بهره‌مند هستند.

تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباطات ناکافی از جمله دلایل اصلی ناراحتی و عدم اعتماد کارکنان خط مقدم به سازمان‌های خود هستند. توصیه می‌شود که رهبران اقداماتی انجام دهند تا به این کارکنان اطمینان دهند که صداهایشان شنیده شده و نیازهای آن‌ها تأمین شده است.

همچنین، نکته مهمی که وجود دارد، این است که در صورت عدم رفع مسائل کارکنان خط مقدم، این مشکلات ممکن است به مسائل بزرگتری مانند خستگی، نگهداشت نا موفق و تأثیرات منفی بر تجربه مشتری منجر شود. بنابراین، توجه به نیازها و نظرات این گروه از کارکنان از اهمیت ویژه برخوردار است.

نهایتاً، طبق این مقاله به رهبران توصیه می‌شود که به فعالیت‌ها و نیازهای کارکنان خط مقدم توجه کنند و با آن‌ها در ارتباط باشند. ارتقاء ارتباطات و اطمینان از کارکنان در مورد شنیده شدن صداهایشان و انجام تغییرات موجب ایجاد اعتماد و افزایش تأثیرگذاری این گروه در ارتباط با مشتریان و محصولات سازمان خواهد شد.

3.مرحله ماه عسل شغل جدید از بین رفته است.

اصطلاح “ماه عسل شغلی” به زمانی اطلاق می‌شود که یک فرد به تازگی به یک شغل جدید شروع کرده و در این مرحله از شغل، عمدتاً در حال یادگیری و تطبیق با محیط کار جدید است. برخی اصطلاحات دیگر که ممکن است برای توصیف این موقعیت استفاده شوند عبارتند از:

  1. فاز آموزشی
  2. آغاز حرفه‌ای
  3. آغاز کار
  4. دوران شروع
  5. فاز یادگیری
  6. فاز آشنایی با محیط کار

مطابق تحقیقات، کارکنان با کمتر از شش ماه سابقه کار دارای کمترین قصد برای اقامت بلندمدت (سه سال یا بیشتر) در سازمان خود هستند. بیش از یک سوم (39%) از کارکنان اعلام کرده‌اند که در 12 ماه آینده قصد ترک کارفرمای خود را دارند؛ این شاخص نسب به سال گذشته افزایش شش درصدی داشته است.

در گذشته، کارمندان حداقل یک سال در یک شغل جدید در سطح بالایی از مشارکت باقی می‌ماند. محققین دلایل این موضوع را بررسی کردن و 3 مساله را دلیل اصلی این موضوع یافتند:

اولین مسئله: نیاز به بازنگری و بازسازی فرآیند ورود به شغل

بسیاری از سازمان‌ها در حال استخدام باحجم بالا بودند و به همین دلیل بیشتر بر خلق تجربه خوب برای کاندیدها اصرار داشتند. اما در حال حاضر، استخدام‌های کمتری در بسیاری از صنایع صورت می‌گیرد و سازمان‌ها منابع خود را به سمت مراحل دیگر سفر کارکنان متمرکز می‌کنند. جهان جدید ما از کار راه دور نیز نقشی در این موضوع ایفا می‌کند. برنامه ورود به شغل و پساکووید سازمان‌ها باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد و برنامه‌ها و ساختارهای جدیدی برای پشتیبانی از تجربه بهتر ایجاد شود.

دومین مسئله: هماهنگی تجربه کارمند جدید با انتظارات

برای برطرف کردن این اختلاف تجربه، سازمان‌ها باید برنامه‌ها و تجربیات کارمندان جدید خود را با انتظارات استخدام شونده ها هماهنگ (و شاید بازطراحی) کنند. این تجارب اساسی نقطه شروع اولیه را نشان می‌دهند که کارمندان تازه کار تصویری از سازمان و تجربه کاری در آن می‌سازند. این شامل جوانب اجتماعی تجربه ورود به شغل است. بررسی اینکه کارمندان در دفتر کار، از راه دور یا ترکیبی از هر دو کار می‌کنند نیز وارد این معادله می‌شود.

سومین مسئله: نیاز به رشد از روز اول

یکی از مسائل اساسی دیگر، احساس کارمندان تازه کار نسبت به رشد و توسعه در سازمانشان است. رشد و توسعه یکی از حیاتی‌ترین حوزه‌ها برای کارمندان است که در حال حاضر سازمان ها عملکرد مناسبی در این حوزه ندارند.

در نهایت، سازمان‌ها باید در مورد کمک به کارمندان تازه کار برای برقراری ارتباطات و ایجاد مسیرهای واضح برای رشد و توسعه، مخصوصاً در دوره ورود به شغل، با دقت عمل کنند. تجربه کارمند تازه، کلید موفقیت سازمانی و کارمندی در آینده است و با دقت بازطراحی فرآیند ورود به شغل، ممکن است به عنوان یک دست آورد استراتژیک قدرتمند کار کند.

4. کارکنان ایمیل‌ها و چت‌های کاری خود را باز می‌کنند، اما نسبت به رسانه‌های اجتماعی شرکت بی‌اعتنا هستند.

کارکنان شما می‌خواهند که به آن‌ها گوش دهید. و نه فقط از طریق نظرسنجی‌ها. به مدت دهه‌ها، تیم‌های منابع انسانی از گوش دادن به روش نظرسنجی‌ها استفاده کرده‌اند، و در حالی که فناوری اکنون این امکان را می‌دهد که از هر منبعی به کارکنان گوش بدهیم.

این تحقیقات نشان می‌دهد که کارکنان بسیار مشتاقانه و در واقع، بیشتر از انتظارات شما، مایلند که کانال‌های ارتباطی کاری خصوصی خود (مانند ایمیل، اسلک و غیره) را باز کنند.

همچنین مشخص شده است که ارتباط واضحی بین مشارکت و انگیزه و باز بودن به انواع گوناگونی که سازمان‌ها ممکن است از طریق ارتباطات خصوصی کاری داده جمع کنند، وجود دارد. این در احساسات کارکنان در سراسر جهان نیز به وضوح نمایان شده است.

کارکنان با کانال‌های اجتماعی شخصی‌شان می‌خواهند بین کار و زندگی شخصی جدایی داشته باشند. این مساله در تحقیقات نشان داد در هر منطقه از سرتاسر دنیا کارکنان به وضوح می‌گویند: “اینجا مرز ماست.” و سازمان‌ها باید به این مرز احترام بگذارند تا ایمنی روانی در محیط کار حفظ شود.

استفاده از داده‌های شبکه های اجتماعی کارکنان ممکن است نگرانی‌هایی در میان آن‌ها درباره شفافیت، کنترل بر روی داده‌هایشان و سوءاستفاده ایجاد کند. ایجاد اعتماد از طریق ارتباط واضح، شفافیت در مورد استفاده از داده و شرکت کارکنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری امری ضروری است تا این نگرانی‌ها را برطرف کند.

گوش دادن مداوم به کارکنان ابزارهای تجزیه و تحلیل احساسات کارکنان قدرتمندی را برای رهبران منابع انسانی فراهم می‌کند تا بتوانند دقیقاً بفهمند که آنها چه نیازهایی دارند. حتی اگر به صورت مستقیم به شما نگویند. با بهره‌گیری از داده‌های کارکنان از منابع مختلف، از جمله بازخوردی که از قبل وجود دارد، شما می‌توانید درک عمیق‌تری از تجربیات کاری کارکنان خود پیدا کنید.

5. چند روز حضوری در دفتر بهتر از دورکاری کامل است !

تقریباً چهار سال پس از آن که ویروس کووید-۱۹ شکل کار را برای ما تغییر داد، سازمان‌ها هنوز در حال ترتیب دادن بهترین رویکردها برای بازگشت به دفتر هستند. این تحقیقات نشان می‌دهد که کارکنانی که پنج روز در دفتر یا مکان حضوری کار می‌کنند، کمترین معیارهای تجربه کاری (EX) را در همه زمینه‌ها دارند. برعکس، کسانی که برنامه کاری هیبرید دارند، در کل شاخص‌های برتر EX را دارند. این احساس در تمام مناطقی که تحقیق شده، یکسان بود.

بر خلاف آنچه انتظار می رفت، زندگی کاری کارکنان، حتی اگر ارزشمند باشد، کارکنان نمی‌خواهند کاملاً خود را در کار از راه دور غرق کنند. این ممکن است به دلایل مختلفی باشد: تمایل به ارتباط حضوری با دیگران؛ تمایل به کشیدن خطوط سخت‌تر بین کار و خانه؛ یا به سادگی تمایل به داشتن دلیلی برای لباس پوشیدن و خانه ترک کردن.

به ویژه برای کارکنان جدید، کار کاملاً از راه دور محدوده تعامل آن‌ها با همکاران و مدیران را کاهش می‌دهد و ممکن است منجر به احساس جدا شدن از تیم شود، به ویژه اگر آن‌ها به ندرت (یا هرگز) آن‌ها را نبینند. بنابراین کارکنان بهترین نتیجه را در مدتی که در یک مکان با همکارانشان هستند می گیرند.

از طرف دیگر، برخی افراد در محیط‌های کاری از راه دور موفق عمل می‌کنند و می‌بینند که این کاهش سطح استرس آن‌ها را فراهم می‌کند. اما حتی برای این کارکنان، یک یا دو روز حضور در دفترکار ممکن است نتایج مثبتی داشته باشد: تحقیقات ما نشان می‌دهد که کارکنانی که یک تا سه روز در دفتر کار می‌کنند، سطح بالاتری از احساس تعلق و رفاه را گزارش می‌دهند نسبت به کسانی که به‌طور کامل از راه دور کار می‌کنند.

 

محققین:

Dr. Antonio Pangallo, PhD
Principal XM Scientist

Dr. Cecelia Herbert, PsyD, XMP
Principal Catalyst, XM Institute
Dr. Benjamin Granger, PhD, XMP
Head of EX Advisory Services, Chief Workplace Psychologist
Matthew Evans
Head of EX Product Science
Sarah Marrs, MSc
Director of EX Strategy Execution

Haley Rushing
EX Solution Producer
Alex Mendoza, MS
XM Scientist
Jared Shorts, MA
Senior XM Consultant
Banide Ouch, MS
XM Scientist

6

ترندهای منابع انسانی در 2024

 

1.حل پارادوکس بهره وری

با تغییرات اقتصادی قابل توجه، اختلالات و پیشرفت های فناوری در 20 سال گذشته، بهره وری همیشه در دستور کار منابع انسانی قرار داشته است. اگرچه مشارکت کارکنان، تجربه کارکنان و مداخلات رفاهی منجر به بالاترین رضایت شغلی در ایالات متحده در 36 سال گذشته شده است ، اما عمدتاً بر بهره‌وری کارکنان تأثیری نداشته است.

2.بهره برداری از نیروی کار پنهان

نیروی کار پنهان که به عنوان «نیروی کار فراموش شده» نیز شناخته می‌شود، شامل بازنشستگانی است که می‌خواهند کار کنند، افرادی که مشکلات سلامتی طولانی‌مدت داشتند، زندانیان و افراد بدون مدرک!

اینها یا قبلاً در نیروی کار شرکت می کنند اما می خواهند بیشتر کار کنند.

ما معتقدیم که سال 2024 سالی است که در آن این نیروی کار دیگر فراموش نخواهد شد.

3.نقطه بدون بازگشت برای DEIB

2024 سال توجه مجدد به تنوع، برابری است.

4.منابع انسانی باعث سازگاری با تغییرات آب و هوایی می شود

در حالی که نقش منابع انسانی دراین بخش نسبتاً جدید است، اما با تلاش شرکت‌ها برای انطباق با چالش‌های تغییرات آب و هوایی و اطمینان از انعطاف‌پذیری، آگاه بودن و آماده شدن نیروی کار خود برای اختلالات زیست‌محیطی، به سرعت تبدیل به موضوع مورد توجه می‌شود.

5. از تفکر جزیره ای به راه حل

مدل‌های کسب‌وکار به گونه‌ای تکامل یافته‌اند که دیجیتالی‌تر و سازگارتر با نیازهای در حال تغییر مصرف‌کنندگان شوند. به همین دلیل است که ماهیت عملکردی و بی‌حساب مدل عملیاتی محبوب اولریش از نظر توانایی آن در ارائه راه‌حل‌های تجاری متقابل و یکپارچه زیر سوال رفته است.

ما بر این باوریم که در بلندمدت، مدل اولریش به یک مدل عملیاتی منابع انسانی جدید تبدیل خواهد شد که با استراتژی تجاری سازمان منطبق است.

6.نیروی انسانی به سمت خود متمایل می شود

در تاریخچه منابع انسانی، تغییرات و بخش های مختلفی ایجاد شده است – از منابع انسانی گرفته تا سرمایه انسانی، HRBP، people and culture و اخیراً هم تجربه کارکنان.

با این حال، یک تغییر اساسی فراتر از تغییر در نامگذاری برای فعال کردن و ایجاد تحولات تجاری مورد نیاز است.

7. منابع انسانی با روابط عمومی ملاقات می کند

تجربه کارمندان به طور فزاینده ای عمومی شده است. از افرادی که اخراج شده‌اند تا اخراج‌های مستقیم در TikTok با بیش از 10 میلیون بازدید.

از آنجایی که مسائل اخلاقی و اجتماعی بیشتری نیاز به پاسخ سازمانی دارند، منابع انسانی باید با بازاریابی همکاری کند تا یک استراتژی روابط عمومی برای تأثیرگذاری و کنترل روایت در حوزه عمومی داشته باشد.

کارمندان به طور فزاینده ای به‌جای استفاده از کانال‌های سازمانی داخلی برای بالا بردن صدایشان، راحت‌تر به اشتراک‌گذاری اطلاعات حساس به صورت عمومی هستند.

8. تکامل نیروی کار مبتنی بر هوش مصنوعی

رشد فوق‌العاده هوش مصنوعی، مانند ChatGPT، عمیقاً بر نیروی کار در سال 2023 تأثیر گذاشته است. از آنجایی که سازمان‌ها همچنان به پتانسیل تحول‌آفرین آن پی می‌برند، بیشتر آنها هوش مصنوعی را در نیروی کار و عملیات در سال 2024 ادغام خواهند کرد.

با محو شدن خطوط بین وظایف انسانی و عملکرد ماشین، یک رویکرد جامع به هوش مصنوعی در نیروی کار برای رشد پایدار کسب و کار بسیار مهم خواهد بود.

9. تغییر تعادل کار و زندگی به تناسب کار و زندگی

بیماری های همه گیر رابطه ما با کار را از بین برد و استرس و عدم تعادل در زندگی حرفه ای ما را آشکار کرد.

تمایل فزاینده ای برای شیوه های زندگی کاری جایگزین وجود دارد. اکثر کارمندانی که در یک آزمایش آزمایشی چهار روز کار در هفته شرکت کردند، گفتند که نمی‌خواهند به عقب برگردند و بیش از 4 روز کار کنند.

نیاز ها ی کارکنان در حال تغییر وتنوع هستند. منابع انسانی می تواندبه سازمان ها کمک کندتابتوانند آزاد ی، انعطاف پذیر ی و انصاف مورد نیاز کارکنان را مهیا کنند.

10. پایان مشاغل بی فایده

یک مطالعه گسترده که 47 کشور را پوشش می دهد نشان می دهد که 17٪ از کارکنان در مورد سودمندی شغل خود تردید دارند. به طور مشابه، مطالعه دیگری در ایالات متحده گزارش می دهد که 19٪ مشاغل خود را از نظر اجتماعی بی فایده می دانند.

علاوه بر این، پیشرفت‌های فناوری بر محتوای شغلی و مهارت‌های مورد نیاز برای انجام موفقیت‌آمیز وظایف مورد نیاز تأثیر می‌گذارد. با پیش‌بینی از بین رفتن 83 میلیون شغل و ایجاد 69 میلیون شغل جدید ، طراحی مشاغل معنادار که با نقاط قوت کارکنان مطابقت داشته باشد برای حفظ مزیت رقابتی در یک بازار در حال تحول بسیار مهم است.

11.از استعدادیابی تا دسترسی به استعداد

اتخاذ یک رویکرد فعال تر و پایدارتر که راه هایی برای دسترسی به استعدادها ایجاد می کند در سال 2024 ضروری خواهد بود.

انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب

انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب در محل کار

انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب پیامدهای مختص به خود را دارد. از نظر تئوری همه می‌دانند که انتقاد سازنده این امکان را فراهم می‌کند که با حفظ توانایی‌ها در روند انجام فرآیندها بدون ایجاد هر حس بدی، بهبود قابل ملاحضه‌ای در فعالیت‌ها مشاهده کنید.

اما نحوه سنجیدن انتقادهایی که در محل کار ممکن است بشنوید کار ساده‌ای نیست. متغیرهای زیادی وجود دارد که برای تشخیص انتقاد مثبت یا مخرب باید در نظر گرفت.

درک انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب

تشخیص انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب کار ساده‌ای نیست. انتقاد سازنده باعث افزایش بهره‌وری می‌شود. فرد را ترغیب می‌کند تا بهتر کار کند. این نوع انتقاد روی عیب فرد تمرکز ندارد، به او فرصت می‌دهد از اشتباه درس گفته و رشد کند.

انتقاد مخرب نه تنها باعث افزایش بهره‌وری نمی‌شود بلکه آن را از بین می‌برد. در این نوع انتقاد با به رخ کشیدن عیب او باعث کاهش اعتماد به نفس و از بین بردن روحیه فرد می‌شود. اینگونه کارمند مستعد اشتباه کردن می‌شود.

در انتقاد مخرب قطعا فرد با یافتن موقعیت بهتر محل کار فعلی خود را ترک می‌کند، قطعا شما این را نمی‌خواهید.

نمونه‌هایی از انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب

  • سازنده: شاید بتوانیم با کمی فکر و ایجاد تغییر نمونه اولیه را بهبود ببخشیم، نظر شما چیست؟
  • مخرب: اصلا این کار را دوست ندارم، زمان بیشتری بگذارید و طراحی جدیدی ارائه دهید!
  • سازنده: واقعا تحت تاثیر نتایجی هستم که تا به حال کسب شده، اما به نظر من رفتن از مسیر X به جای Y سود بیشتری برای ما خواهد داشت.
  • مخرب: چرا روش X؟! روش Y را باید انجام دهیم!

قطعا متوجه شده‌اید که انتقاد سازنده تفاوت ساختاری با انتقاد مخرب ندارد، اما با اضافه شدن کمی همدلی در کنار تشویق و اشاره به نقاط مثبت، انتقاد را سازنده خواهد کرد.

اکثر افراد معتقدند که خود ما یا شیوه انتقاد است که آن را مخرب یا سازنده می‌کند، تقریبا همینطور است، اما مسئله مهمی که نباید فراموش شود، خود کارمند است.

پیشینه و خلق و خوی کارمندی که مورد انتقاد قرار می‌گیرد باید در نظر گرفته شود. انتقادات یکسان از کارمندان با پیشینه‌های مختلف ممکن است متفاوت عمل کند. قبل از اینکه از کسی انتقاد کنید به قول معروف با کفش‌های او چند قدم راه بروید.

تا جایی که ممکن است ایمن بازی کنید

بهترین راه برای ارائه انتقاد، رعایت جانب احتیاط است. خصوصا در موقعیت‌های حساسی مثل انتقاد از مافوق که مثلا میخواهید در مورد موانع بهره‌وری در طولانی مدت با او صحبت کنید.

باید به شیوه‌ای زیرکانه ماهیت انتقادی انتقاد را پنهان کنید.

مثلا نگویید: اگر خط مشی درست بود بهتر کار می‌کردیم. بگویید: اگر به جای انجام پلن X پلن Y را اجرا کنیم کمتر لطمه می‌بینیم، اینطور نیست؟ این باعث می‌شود افرادی که در موقعیت‌های قدرتمندتری قرار دارند گزینه جایگزین را یک روش کاری محسوب کنند نه یک انتقاد!

بازخورد مهم است

گرچه شاید انتقاد از افراد زیردست و پایین‌تر به نظر ساده و آسان باشد، اما در صورتی که شکل انتقاد مخرب را داشته باشد همانطور که از نام آن پیداست نتایج مخرب خود را خواهد گذاشت.

یکی از خصوصیات محل کار سمی وجود انتقاد مخرب است، پس به بازخوردها اهمیت دهید.

در واقع هستند کارمندانی که با دریافت راهنمایی و دستورالعمل‌های مناسب هم، باز مرتکب اشتباه می‌شوند، با این حال انتقاد مخرب هرگز راه‌حل مناسبی نیست و تنها وضعیت را بدتر می‌کند.

حواستان به تجربیات گذشته کارمند باشد

قبل از اینکه از کارمندی انتقاد کنید اینها را از خودتان بپرسید و در نظر بگیرید: این فرد کم کاری می‌کند؟ قبلا هم در این موقعیت کار کرده؟ سوابق کاری او الهام بخش است؟

اگر فرد در گذشته دارای اشتباهات مشابه بوده، این یعنی فرد اشتباه را برای این موقعیت در نظر گرفته‌اید و در این هنگام تشویق مثبت به انتقاد منفی تبدیل خواهد شد.

تشخیص خفیف یا اشتباه یک مشکل، حتی اگر به شکل مثبت هم ارائه شود موجب ناراحتی فرد می‌شود. در این مورد انتقاد سازنده شما هیچ فرقی با انتقاد مخرب نخواهد داشت.

این اشتباه، تمام بحث‌های انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب را محو می‌کند.

بهترین شیوه‌های ارائه انتقاد سازنده یا تبدیل انتقاد مخرب به سازنده

  1. هشدار: دادن هشدار به کارمند قبل از ارائه انتقاد این امکان را به او می‌دهد تا عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار داده و او را از هر گونه غافلگیری یا شوک نجات دهد. اگر کارمندی سخت روی پروژه ای کار کرده باشد و چیزی کم باشد که از آن اطلاعی ندارد، او در ذهن خود کار شگفت انگیزی انجام داده و انتظار قدردانی دارد.انتقاد ناگهانی شما همه چیز را از بین می‌برد.
  2. انتقاد را به سوال تبدیل کنید: اگر کارمندی مرتکب اشتباه شد از او بپرسید که کارش را بررسی کرده است؟ اگرگفت همه چیز خوب پیش رفته از او بخواهید دوباره بررسی کند. در صورتی که کارمند به این روش اشتباه خود را پیدا کند، در آینده نیز بیشتر مراقب خواهد بود.
  3. ابتدا از اشتباهات مشابه صحبت کنید: شاید صحبت در مورد اشتباهی که خودتان در گذشته مرتکب شده‌اید به کارمند گوشزد کند که او این اشتباه را تکرار نکند. اینگونه به کارمند این فرصت را داده‌اید که همه چیز را در ذهن خود بررسی کند، تا او این اشتباه را نکرده باشد.

این‌ها برخی روش‌هایی است که شاید انتقاد مخرب را به انتقاد سازنده تبدیل کند. کلید انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب، همدلی است. هر نوع ارتباط همدلانه انتقاد شما را از منفی به مثبت تبدیل می‌کند.

انتقاد مثبت و سازنده موجب تقویت روحیه افراد سازمان می‌شود. گرچه هیچ چارچوبی وجود ندارد که مشخص کند انتقاد سازنده کدام است، هر نوع بازخورد مثبت بسته به فرد مقابل و موقعیت می‌تواند منفی باشد.

همیشه قبل از انتقاد خود را جای طرف مقابل قرار دهید.

 

 

محل کار سمی

محل کار سمی چیست و چگونه باید با کارکنان سمی برخورد کرد؟

به زبان ساده محل کار سمی محیطی است که کار کردن در آن دشوار است. جو و فضای حاکم بر محیط کار به قدری سنگین و منفی است که نفس کشیدن را هم برای کارمندان دشوار می‌کند.

در چنین محیطی تنش بالاست، تمرکز به شدت پایین است، بی‌اعتمادی میان افراد غوغا می‌کند، بهره‌وری پایین بوده و کارکنان بسیار بی‌انگیزه هستند.

تعریف محل کار سمی از زبان کارمندان

رسانه seek در یک نظرسنجی از کارمندان استرالیایی از آنها خواسته محل کار سمی را تعریف کنند، نتیجه جالبی به دست آمد:

45% گفتند: محیط کاری که کارمندان در آن انگار روی پوسته تخم مرغ راه می‌روند.

44% گفتند: محیطی که در آن تفرقه، دسته دسته شدن افراد و شایعات زیاد است.

44% گفتند: محیطی که در آن کارمندان مختلف حرف‌های مختلفی از رهبران می‌شنوند.

41% گفتند: محیطی که در آن قلدری موج می‌زند و حتی در صورت گزارش دادن اقدامی صورت نمی‌گیرد.

کارمندان استرالیایی با تعریف جالبی که داشتند می‌توانند بینش بهتری به شما برای تشخیص محل کار سمی بدهند.

پرچم‌های سرخ را بشناسید

محل کار سمی علامت‌هایی دارد که وقتی به چنین مکانی وارد می‌شوید آنها را مشاهده خواهید کرد، برخی از این نشانه‌ها آشکار هستند. مثل قلدری علنی، آزار جنسی، پرخاشگری، رهبران بی کفایت و…

  • اگر یک تیم خاص یا گروهی از افراد در سازمان دارای گردش مالی بسیار بالایی هستند، دلیل بسیار خوبی برای محیط کار سمی است.
  • تبعیض جنسی، نژاد پرستی، تبعیض سنی و بسیاری دیگر از این اشکال نشانه سمی بودن آن محیط است و نباید نادیده گرفته شود.
  • تمرکز داشتن بر نقاط منفی و فرهنگ بد یک سازمان از سمی بودن آن محیط نشات می‌گیرد.
  • اگر بیشتر افراد یک سازمان دچار عدم تعادل بین کار و زندگی‌شان هستند و بر رشد شخصیتی تمرکز ندارند، یعنی یک چیز در آن سازمان مشکل دارد.
  • تعریف این مورد شاید کار ساده‌ای نباشد چون چیزی است که باید آن را حس کنید. داشتن حس بد در مورد یک محیط، نشانه مسمویت آن مکان است.

عواقب یک محل کار سمی

در یک محیط کار سمی نباید به دنبال مزیت بود، چون وجود خارجی ندارد! تعجب آور است، اما برخی مدیران بر این باروند که در محیط سمی با فلیتر کردن افراد ضعیف بهره‌وری بالا می‌رود، قطعا اینگونه نیست.

دکتر ریچارد کلایدون، مدیر ارشد شناختی آزمایشگاه EQ در مورد عوارض حضور در محیط کار سمی اینگونه می‌گوید:

«امروزه کارمند باید در محیطی امن باشد تا در آشفتگی‌های محیط کاری عملکردهای بالایی داشته باشد، رفتار سمی مدیر یا فضای کاری نا امن، منجر به هجوم ترس به صورت کورتیزول در بدن شده و خطر ابتلا به انواع بیماری‌ها از جمله افسردگی، بیماری‌های قلبی و اختلال شناختی را ناشی می‌شود، کورتیزول بالا ناشی از اضطراب، استرس و ترس است. »

یک مطالعه یک ساله نشان می دهد که محیط های کاری سمی خطر ابتلا به افسردگی را تا 300 درصد افزایش می دهد.

بر اساس مطالعه Breathe HR در بریتانیا، 27 درصد از کارکنان شغل خود را به دلیل محیط کاری خصمانه یا فرهنگ بد شرکت ترک کرده‌اند و تنها 25 درصد گفتند که از سلامت روان در طول سال برخوردار بوده‌اند.

بر اساس نظرسنجی انجام شده در وبینارهای مجله HR، چهار نفر از هر پنج نفر (83٪) متخصصان منابع انسانی در سازمانی با فرهنگ سمی کار کرده‌اند (یا هنوز هم کار می‌کنند).

به عبارت ساده و به طور خلاصه باید گفت در محل کار سمی:

  • سلامت روان آسیب خواهد دید.
  • بهره‌وری کاهش خواهد یافت.
  • هم افراد و هم سازمان قرباتی محیط کار سمی خواهند بود.

نحوه برخورد با کارکنان سمی

برخورد با کارکنان سمی کار ساده‌ای نیست، اما مهم این است که منشا مشکل را پیدا کنید. فرهنگ بد توسط افراد ایجاد می‌شود، بنابراین برای رفع مشکل مسمومیت محیط کار، ابتدا باید عاملین سمی آن را شناسایی کنید.

مرحله اول: شناسایی فرد یا  افراد

یک کارمند بد لزوما کارمند سمی نیست، کارمند سمی کسی است که الگوی تضعیف، نا امیدی و سرکوبی باقی اعضای تیم است. محتمل‌ترین عامل فرهنگ سمی را شناسایی کرده و توجه را روی او منعطف کنید.

مرحله دوم: علت را پیدا کنید

حفاری را کمی عمیق‌تر کنید و به آنچه که موجب رفتار سمی شده نگاه کنید. دلایل مختلفی چون مشکلات شخصی، مشکلات سلامت روان، ناامیدی از همکاران یا نارضایتی شغلی ممکن است دلیل سمی شدن فرد باشد.

حالا لازم نیست با توپ پر سراغ فرد سمی بروید، از او بپرسید چرا؟ چه شده و چه مشکلی دارد؟ گاهی حل مشکل تنها با یک «حالت چطور است؟» شروع می‌شود.

اگر سازمان رفتار همدلانه داشته باشد و سعی در رفع مشکل فرد خاطی کند، احتمالا مشکل محل کار سمی به خودی خود حل می‌شود.

مرحله سوم: ارائه بازخورد مستقیم و صحبت در مورد عواقب

خیلی وقت‌ها فرد ندانسته مرتکب رفتارهای نادرستی می‌شود که روی افراد دیگر و سازمان هم تاثیر منفی دارد. با این افراد به طور مستقیم و صادقانه صحبت کنید، کمک کنید مشکل را حل کرده و مهم‌تر از همه به او فرصت اصلاح بدهید.

در صحبت‌هایتان از بازخوردهای مثبت و منفی بگویید و مثال‌هایی از رفتار سمی به او ارائه دهید. مثل پروسه فروش مجموعه‌ای از اهداف واضح و قابل اندازه‌گیری به او ارائه دهید، چیزهایی که می‌خواهید او به آنها دست پیدا کند.

به روشی غیر تهدید آمیز او را از پیامدهای رفتار منفی و سمی آگاه کنید، اینکه این رفتارها بر بررسی عملکرد، ارتقا و امنیت شغلی تاثیر خواهد گذاشت.

مرحله چهار: پذیرش و فاصله

اگر با گذر از تمام سه مرحله عنوان شده دیدید چیزی تغییر نکرده، باید بپذیرید که برخی افراد نمی‌خواهند تغییر کنند.

بر اساس تحقیقات پورات برخی افراد فقط این کار را برای اینکه «سرگرم کننده است» انجام می‌دهند. در صورتی که نمی‌توانید مشکل را با بازخورد مثبت حل کنید، از گزینه‌های جدی‌تر استفاده کنید.

یک راه حل این است که فرد را برای مدتی از باقی اعضای تیم دور کنید، گرچه این کار مشکل را چندان حل نمی‌کند.

نکته پایانی

همه چیز را مستند کنید، پس از هر ارتباطی بین منابع انسانی، فرد مشکل ساز و سایر اعضای سازمان، ایمیلی از صورت جلسه به طور رسمی برای آنها ارسال کنید. هر سند اضافی مثل شکایت رسمی کارمند باید مستند شود.

شما باید به عنوان منابع انسانی تمرکزتان را روی باقی مسائل حفظ کنید، بررسی و رفع مشکل محل کار سمی قطعا طولانی و زمان‌بر خواهد بود، بنابراین تمرکزتان را از دست نداده و دچار فرسودگی نشوید.

تنها راه مقابه با منفی نگری، مثبت اندیشی است. بنابراین خسته نشوید، روحیه خود را حفظ کرده و قوی باشید و در آخر مراقب خودتان باشید.

 

 

سلامت روان کارکنان

سلامت روان کارکنان در محیط کار

سلامت روان کارکنان موضوع مهمی در محیط کاری محسوب می‌شود. غالباً در مقطعی از زندگی از هر چهار نفر یک نفر درگیر مسائل مربوط به سلامت روان می‌شود و این موضوع تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان سایر کارکنان خواهد داشت.

یکی از دلایل اصلی غیبت طولانی مدت از کار، همین مسئله است. کارفرمایان با ارتقای سلامت روانی در محیط کار، باید از کارمندانی که از بیماری‌های روانی مثل اضطراب یا افسردگی رنج می‌برند حمایت کنند.

در حال حاضر بیش از نیمی از جمعیت جهان مشغول به کار هستند و 15 درصد از بزرگسالان در سن کار با یک اختلال روانی روزهایشان را می‌گذرانند. بدون حمایت موثر، اختلالات روانی و سایر مشکلات سلامت روان می‌توانند بر اعتماد به نفس، هویت فرد در محل کار، ظرفیت کار مولد، غیبت‌ها و سهولت حفظ یا به دست آوردن کار تأثیر بگذارند.

حقوق همه افراد جامعه قابل احترام است، کارکنان حق دارند از محیط کار ایمن و سالمی برخوردار باشند. کار می‌تواند تاثیر مثبتی بر سلامت روان داشته و نقش محافظ را ایفا کند، اما در شرایط منفی می تواند موجب بدتر شدن سلامت روان نیز شود.

مشکلات بهداشت روانی ناشی از کار قابل پیشگیری است. همچنین می‌توان کارهای زیادی برای محافظت و ارتقای سلامت روان در محل کار انجام داد و از افراد دارای مشکلات سلامت روان حمایت کرد تا به طور کامل و عادلانه در کار مشارکت داشته باشند.

سلامت روان کارکنان چیست؟

سلامت روان کارکنان مانند سلامت جسم، چیزی است که اکثر افراد از آن بهره‌مندند، اما روح و روان نیز مانند جسم گاهی دچار بیماری می‌شود. طبق مقاله منتشر شده در رسانه CIPD سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان را به عنوان حالتی توصیف می‌کند که فرد توانایی‌های بالقوه خود را درک می‌کند، توانایی کنار آمدن با استرس‌های زندگی را دارد و می‌تواند به طور مولد و ثمربخش کار کند.

بیماری روانی می‌تواند یا از شایع‌ترین آن‌ها مثل اضطراب و افسردگی باشد یا شرایط شدیدتری مثل اختلال دو قطبی.

افراد با وضعیت سلامت روانی یکسان می‌توانند علائم متفاوتی را داشته باشند، بنابراین پشتیبانی در محل کار باید با توجه به نیازهای افراد متفاوت باشد.

با این وجود هنوز سوء تفاهم‌های بسیاری در مورد سلامت روان در جامعه و محل کار وجود دارد. افزایش آگاهی از سلامت روان می‌تواند به شکست این تابو و ایجاد محیطی باز تر و فراگیرتر کمک کند.

گام‌های کلیدی برای حمایت از سلامت روان کارکنان

فرهنگ یک سازمان و میزان آگاهی و اطلاع رسانی در مورد سلامت روان کارکنان، بر ایجاد روابط آزاد گفتگو و عکس‌العمل‌های حمایتی تأثیر می‌گذارد. کارفرمایان برای حمایت بهتر از کارکنان و نشان دادن تعهد خود به سلامت روان باید گام‌های کلیدی را در این جهت بردارند.

توسعه مهارت‌های مدیران

مدیریت خوب افراد می‌تواند به پیشگیری از مسائل و مشکلات روانی در محل کار کمک کند. اگر شیوه مدیریت صحیح باشد، اضطراب و استرس کار به حداقل میزان خود می‌رسد.

مدیران با رفتارهای مثبت می‌توانند تعامل بهتری با کارکنان خود داشته باشند و برای رفاه آن‌ها گام‌های مثبتی بردارند.

تشخیص اولیه مشکلات سلامت روان

کارفرمایان و مدیران باید نسبت به علائم اولیه مشکلات اضطراب و استرس هوشیار بوده و واکنش درستی در مواجه با آن داشته باشند.

مداخله زودهنگام می‌تواند از تشدید چنین مشکلاتی پیشگیری کند، گرچه زمانی که با موارد این‌چنینی مواجه شدند نباید توصیه و تجویز داشته باشند، زیرا به ندرت صلاحیت انجام این کار را دارند و باید از متخصصان این امر درخواست کمک کنند.

تابلوهای راهنما برای پشتیبانی

کارفرمایان برای حمایت از کارکنانی که ممکن است در مقطعی از زندگی دچار مشکلات سلامت روان باشند باید تمهیداتی را بیندیشند.

مثلاً همکاری با مراکز و پزشکان سلامت روان و در اختیار گذاشتن اطلاعات تماس آن‌ها به صورت تابلوی راهنما در محیط کار. در این صورت فرد هنگام مواجه با مشکل، به منظور رفع و جلوگیری از پیشرفت آن سریع به پزشک مراجعه می‌کند.

یادداشت مناسب و بازگشت به کار

زمانی که شرکت با موسسه پزشکی برای حمایت از سلامت روان کارکنان در ارتباط است می‌تواند حتی به صورت الکترونیکی با پزشکان در تماس بوده و از وضعیت سلامت روان کارمند آگاه باشد.

کارفرمایان زمانی که در جریان مشکلات سلامتی کارمندشان هستند، شرایط او را درک کرده و محیط بهتری برای او فراهم می‌کنند و با حمایت درست، به رفع شدن هر چه زودتر مشکل او کمک می‌کنند.

بررسی حجم کاری

تحقیقات نشان می‌دهد که حجم بالا و غیر قابل کنترل کاری عامل اصلی استرس ناشی از کار است. ارائه کار معنادار با زمان بندی واقع بینانه، به مدیریت خطر استرس ناشی از کار کمک می‌کند.

ارتقای آگاهی در مورد بهداشت و سلامت روان در محل کار

ارتقای آگاهی و بینش درست در مورد مسائل بهداشتی و سلامت روان در بین همه کارکنان می‌تواند به کاهش تابوی مشکلات روان در محل کار کمک کند.

تعادل کار و زندگی را ارتقا دهید

کار طولانی مدت راهی است که خیلی زود فرد را با انواع مشکلات سلامت دچار می‌کند. ایجاد تعادل بین کار و زندگی به این معنی است که فرد طراوت و انرژی خود را برای شروع یک روز جدید کاری حفظ کند.

کار انعطاف پذیر

ارائه کار انعطاف پذیر روشی است که می‌توان به منظور جلوگیری از استرس و اضطراب کاری از آن بهره گرفت. روزمرگی یکی از دلایل ایجاد مشکلات سلامت روان کارکنان است.

خطر خودکشی را رفع کنید

فردی که با مشکلات سلامت روان درگیر است و این موضوع از طرف کارفرما جدی گرفته نشده، یک خطر جدی است. معمولاً افرادی که استرس بالایی را در کارشان تجربه می‌کنند، در مورد مسائل شخصی زندگی هم به مشکل بر خواهند خورد. این یعنی انباشته شدن حجم بالایی از ناراحتی‌ها، نگرانی‌ها و انرژی‌های منفی، چنین فردی قطعاً به خودکشی فکر می‌کند و در صورت رقم خوردن این اتفاق هولناک، تأثیر سوئی بر سایر کارکنان و محیط کار خواهد داشت.

بنابراین با اقدامات پیشگیرانه و همدلی با کسانی که مشکلات و مسائل زیادی را در زندگی‌شان به دوش می‌کشند به ارتقای هر چه بیشتر سلامت روان کارکنان کمک کنیم.

با توجه به اینکه همه ما زمان زیادی را در محیط کاری سپری می‌کنیم، تعجبی ندارد که محیط کار بیشترین تاثیر را روی سلامت روان ما داشته باشد.

با توجه به اهمیت سلامت روان و مشکلات مربوط به آن در محیط کار، کارفرمایان باید به فراهم آوردن شرایط ایده‌آل در محیط کار و رفع عوامل استرس‌زا، نیروی کار خود را در محیط ایمنی قرار دهد.

افرادی که در محیط کار ناسالمی هستند، اضافه وزن بیشتری دارند، میزان غیبت‌هایشان بیشتر است و در معرض ابتلا به بیماری‌های مزمن، حملات قلبی قرار داشته و درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی هستند.

درگیری میان کارکنان

درگیری میان کارکنان را چطور حل و فصل کنیم؟

درگیری میان کارکنان معضلی است که تاثیر مستقیم بر عملکردشان دارد. اینجاست که منابع انسانی و مدیریت داخلی باید به شیوه‌ای وارد عمل شوند که آب از آب تکان نخورد.

وقتی کارکنان یک سازمان دچار درگیری لفظی یا فیزیکی می‌شوند باعث حواس پرتی در کل سازمان شده و در نتیجه منجر به کاهش بهره‌وری و روحیه افراد می‌شود.

مسئله مهم دیگر وقت‌گیر بودن این تنش‌هاست. طبق یک گزارش تحقیقاتی جهانی، کارمندان و مدیران هفته‌ای 3-4 ساعت را صرف رسیدگی به این درگیری‌ها می‌کنند و 36 درصد گفته‌اند همیشه با تنش‌های محل کار سروکار دارند.

دلایل درگیری میان کارکنان

سه عامل رایج موجب درگیری میان کارکنان می‌شود:

ارتباطات ضعیف، عدم شفافیت نقش و حجم سنگین کار

یکی از پیامدهای تنش در محیط کار، کاهش رضایت شغلی است، اغلب کارکنانی که زمان بیشتری را صرف رسیدگی به درگیری‌های محیط کار می‌کنند؛ از شغل خود ناراضی‌اند.

دلایل درگیری میان کارکنان

این را هم بگوییم که همه تنش‌ها هم ناسالم نیستند. ایمی گالو می‌گوید: «تعارض سالم شامل بحث‌ها، اختلاف نظرها و گفتگوهایی است که جلسه، مکالمه یا پروژه را به سمت هدف پیش‌ می‌برد.» این تنش فواید بسیاری دارد از جمله نوآوری، نتایج کاری بهتر، بهبود روابط و ایجاد فرصت یادگیری و رشد برای افراد.

گالو اینطور ادامه می‌دهد: « تنش‌ها زمانی ناسالم می‌شود که افراد به یکدیگر بی‌احترامی کرده و درگیر بحث و کشمکش‌های طولانی شده و مشکل را شخصی کنند.»

محیط را آرام کنید

منابع انسانی باید به مدیران گوشزد کند که مسائل را میان اعضای تیم خود حل کنند تا مشکل بزرگ‌تر نشود. هدف، حل تنش در پایین‌ترین سطح ممکن است.

منابع انسانی نمی‌تواند به طور دائم داور همه‌چیر باشد، بنابراین باید به مدیران آموزش دهد چطور تنش‌ها و درگیری میان کارکنان را حل کرده و چه زمانی نیاز به دخالت منابع انسانی است.

برای حل و فصل مسئله همه را دور هم جمع کرده و همه‌چیز را روشن کنید، در بیشتر مواقع با شفاف سازی تنش به خودی خود حل می‌شود.

گاهی یک عذرخواهی ساده، کلید حل مشکل است و این زمانی محقق می‌شود که طرفین با حضور مدیر گفتگو کرده و اختلاف نظرها را رفع کنند.

خاموش کردن آتش تنش

گاهی هم مشکل ریشه‌دارتر از آن است که با گفتگو حل شود. مدیری را در نظر بگیرید که به دلیل خصومت شخصی و آزار دادن یک کارمند درخواست‌ها و وظایف خارج از توان فرد را به او محول کرده باشد.

شخص هم نه از توان انجام کار برمی‌آید و نه به دلیل ترس از دست دادن کار، سراغ منابع سازمانی می‌رود. آن زمان است که تبدیل به انبار باروت شده و هر زمان ممکن است منفجر شود!

در این موارد منابع انسانی باید با نظارت بر مدیریت و تحقیق دوره‌ای نظر دیگران را جویا شده و در صورت شکایت، مدیر را آموزش داده یا اخراج نماید.

تعیین پروتکل

برای رسیدگی به درگیری میان کارکنان پروتکل‌های خاصی را تعریف کرده و طبق خط مشی مکتوب ضد تبعیض، با آنها مقابله کنید.

این می‌تواند شامل گفتگو با طرفین و جمع آوری شواهد باشد. به متخصصان منابع انسانی توصیه می‌شود نسبت به انواع شکایت‌هایی که ممکن است به تنش‌های بزرگ تبدیل شود هوشیار باشند.

اگر طرح شکایتی دریافت کردید که بی نام و نشان بود و از رفتار بی ادبانه همکاری شکایت شده بود، بهتر است در شروع یک روز کاری همه را جمع کرده و در مورد رفتار شایسته در محیط کار صحبت کنید. اینگونه نشان داده‌اید که به نظرات افراد اهمیت می‌دهید.

احترام متقابل

در نهایت بهترین راه برای پیشگیری از درگیری میان کارکنان ایجاد یک فرهنگ قوی مبنی بر اعتماد، عدالت و احترام متقابل به یکدیگر در تمام سطوح سازمان است.

دوره‌های آموزشی سالانه برگزار کنید و آگاهی لازم برای نحوه ارتباط مدیران با کارکنان را در اختیارشان قرار دهید و اینکه در مواقع مواجه با مشکل چه کاری باید انجام دهند.

 

 

download-Recovered

چطور نتفلیکس اچ آر را از نو تعریف می‌کند!

پتی مک کورد از سال 1998 تا 2012 مدیر ارشد استعدادیابی نتفلیکس (پلتفرم و شرکت تولیدکنندهٔ محتوای آمریکایی) بود و اکنون هم به استارت‌آپ‌ها و کارآفرینان مشاوره می‌دهد. از همان سال‌ها تا اکنون، HR نتفلیکس در مرکز توجه جامعهٔ منابع انسانی قرار گرفته است. متن پیش رو، مقاله‌ای از مک کورد است که در سایت هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است. پیشنهاد می‌کنیم این مقالهٔ روان و ارزشمند را به هیچ عنوان از دست ندهید.

patty maccord

 

شریل سند برگ (Sheryl Sandberg) این مقاله را یکی از مهم‌ترین اسنادی می ­داند که تابه‌حال از سیلیکون ولی منتشر شده است و بیش از 5 میلیون بازدید در اینترنت داشته است. در حقیقت وقتی رید هستینگز (Reed Hastings)، من و چندین تن از همکارانمان یک پاور­پوینت در مورد اینکه ما چطور فرهنگ و عملکرد کار با انگیزه را در نتفلیکس شکل دادیم (زیرا هستینگ CEO و من مدیر ارشد استعداد­یابی نتفلیکس از سال 1998 تا 2012 بوده­ایم) را منتشر کردیم اصلا فکرش را نمی­ کردیم که تا این حد مورد توجه قرار بگیرد. ما متوجه شدیم که برخی از ایده­ هایی که مرتبط با “مدیریت ارشد استعداد یابی” بود و ما در آن پیش قدم شدیم (مثل اینکه کارکنان باید اجازه داشته باشند هر زمان که به نظرشان مناسب بود به تعطیلات بروند) تا حدی دیوانه وار به نظر می­رسیدند (حداقل تا زمانی که دیگر کمپانی­ ها هم از این ایده­ ها استقبال کردند و آنها را پیاده کردند). اما شگفت زده شدیم وقتی دیدیم که 127 اسلاید پاور پوینت­ ما، بدون تزئین، ساده، بدون موسیقی و بدون انیمیشن، تا این حد مورد توجه قرار گرفته است.

مردم رویکرد نتفلیکس به برخورد با “استعداد” و “فرهنگ کار” را به چند دلیل قانع کننده می­ دانند. واضح ترین و روشن ترین دلیل، اینکه نتفلیکس با این رویکردی که تابه‌حال پیش گرفته، واقعا موفق بوده است: تنها در سال 2013 سهام آن بیش از سه برابر شد، سه جایزه امی (Emmy) دریافت کرد و تعداد مشترکان آن در ایالات متحده به 29 میلیون نفر افزایش پیدا کرد. همه این­ ها به کنار، این رویکرد قانع کننده است زیرا از عقل سلیم و حس مشترک انسان ­ها نشات می ­گیرد. من در این مقاله از نکات مهم اما سطحی فراتر می‌روم و پنج ایده را توضیح می‌دهم که نحوه جذب، حفظ و مدیریت استعداد توسط نتفلیکس را مشخص می­ کنند. اما ابتدا مکالمه­ای را که با دو تن از کارمندان قدیمی نتفلیکس داشته­ ام را با شما به اشترک می­ گذارم. لازم به ذکر است که دیدگاه این دو کارمند به شدت در شکل گیری فلسفه­ ی نتفلیکس موثر بوده است.

اولین مکالمه در اواخر سال 2001 اتفاق افتاد. نتفلیکس به سرعت در حال رشد بود، تعداد کارمندان ما به 120 کارمند رسیده بود و در حال برنامه­ ریزی برای عرضه اولیه بودیم. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام و وقوع حملات 11 سپتامبر، اوضاع تغییر کرد. معلوم شد که باید عرضه اولیه سهام را به حالت تعلیق درآوریم و حدود یک سوم از کارکنان خود را اخراج کنیم؛ که حقیقتا بی رحمانه بود. کمی بعد، تا حدودی غیرمنتظره، پخش کننده­ های DVD ما تبدیل به هدیه ­ای محبوب در دوران کریسمس شد. در اوایل سال 2002، کسب و کار اشتراک DVD-by-mail ما دیوانه وار رشد می­ کرد؛ حالا ما کار­های زیادی برای انجام دادن داشتیم با 30 درصد نیروی کار کمتر.

یک روز داشتم با یکی از بهترین مهندس­ هایمان صحبت می ­کردم، کارمندی که او را جان صدا می ­کنم. قبل از اخراج ­های زیادی که انجام دادیم، او مدیریت سه مهندس را بر عهده داشت اما اکنون او یک تیم تک نفره بود که ساعت‌های زیادی را کار می‌کرد. به جان گفتم امیدوارم شرایط طوری مهیا شود که زودتر شخصی را برای کمک به او استخدام کنم. پاسخ جان شگفت زده ­ام کرد. گفت:( عجله ای نیست. من اینطوری خوشحال ترم). معلوم شد مهندسانی که ما اخراج کرده بودیم، در اصل “نیاز” نبودند، بلکه صرفا صلاحیت داشتند. جان متوجه شده بود که زمان زیادی را صرف مدیریت کردن و رفع اشتباهات آنها می­ کرد. او گفت: (فهمیدم که ترجیح می­دهم خودم تنهایی کار کنم تا اینکه بخواهم با افراد پایین تر از خودم سر و کله بزنم). هر زمان که می­خواهم مهم‌ترین عنصر فلسفه ی نتفلیکس را توضیح دهم، جملات او در ذهن من طنین انداز می ­شوند “بهترین کاری که برای کارمندان می­ توانید انجام دهید (کاری جالب تر و بهتر از فوتبال یا سوشی رایگان) این است که فقط کارمندان درجه A را برای کار با آنها در نظر بگیرید. همکاران حرفه ای بر هر چیزی برتری دارند”.

مکالمه­ ی دوم در سال 2002، چند ماه بعد از عرضه اولیه عمومی ما انجام شد. لورا حسابدار ما، باهوش، سخت کوش و خلاق بود. او برای رشد اولیه ما بسیار مهم بود، به این دلیل که سیستمی را برای ردیابی دقیق اجاره فیلم ابداع کرد تا بتوانیم حق امتیاز را درست و دقیق پرداخت کنیم. اما در آن زمان ما به‌عنوان یک شرکت عمومی، به CPA و متخصصان حسابداری کاملاً معتبر و با تجربه نیاز داشتیم و لورا فقط مدرک کاردانی از یک کالج محلی داشت. با وجود اخلاق خوب، سوابق کاری و این واقعیت که همه ما واقعاً او را دوست داشتیم، مهارت­ های او دیگر برای ما کافی نبود. برخی از ما سعی کردیم که جایگاه و سمت دیگری برای او در نظر بگیریم اما در آخر نتیجه گرفتیم که این کار هم درست نیست.

در نهایت من با لورا صحبت کردم و وضعیت را شرح دادم و گفتم که با توجه به خدمات فوق العاده ­ی او، یک پیشنهاد سنوات فوق العاده به او می­ دهیم. بعد از گفتن این حرف، من منتظر سیل اشک­ ها و اتفاقات دراماتیک بودم، اما ری اکشن لورا عالی بود: او از رفتن ناراحت بود، اما متوجه بود که این جدایی به او اجازه می‌دهد دوباره خودش را پیدا کند، آموزش ببیند و مسیر شغلی جدیدی را پیدا کند. این اتفاق به ما کمک کرد تا عنصر اساسی دیگر فلسفه مدیریت استعدادمان را ایجاد کنیم: اگر ما فقط کارکنان درجه A را در تیم خود می‌خواستیم، باید افرادی را که دیگر مهارت‌هایشان برایمان کافی نیست را صرف نظر از اینکه چقدر کمک‌هایشان ارزشمند است، رها کنیم. از روی انصاف و برای رعایت عدالت در قبال چنین افرادی – و صادقانه بگویم، برای کمک به خودمان برای غلبه بر ناراحتی خود از ترخیص آنها – یاد گرفتیم که بسته­ های غنی و خوبی را برای بازنشسته کردن کارمندان ارائه دهیم.

با در نظر گرفتن این دو اصل کلی، ما رویکرد خود را به استعداد را با استفاده از پنج اصل زیر شکل دادیم.

 

  1. فقط بزرگسالان به بلوغ رسیده را استخدام کنید، پاداش دهید و حتی در صورت لزوم تحمل کنید.

در طول سال‌ها یاد گرفتیم که اگر از آدم­ها بخواهیم به‌جای سیاست‌های خشک و رسمی به منطق و عقل سلیم تکیه کنند، بیشتر اوقات نتایج بهتری با هزینه ­های کمتری می­ گیریم. اگر دقت کنید افرادی را استخدام کنید که منافع شرکت را در اولویت قرار می­ دهند، کسانی که تمایل شرکت به کار با عملکرد بالا را درک کرده و حمایت می ­کنند، 97٪ از کارمندان شما کار درست را انجام خواهند داد. (بیشتر شرکت­ ها زمان و هزینه­ های هنگفتی را صرف نوشتن و اجرای سیاست ­های منابع انسانی برای مقابله با مشکلاتی می­ کنند که 3 درصد باقی مانده ممکن است ایجاد کنند). در عوض، ما تلاش کردیم تا آن افراد را استخدام نکنیم و اگر هم مشخص شد که اشتباه استخدام کرده‌ایم، آنها را رها کنیم.

رفتار بزرگسالانه به این معناست که در مورد مسائل با رئیس، همکاران و زیردستان خود صحبت کنید. این قضیه به معنی فهمیدن این مسئله است که حتی در شرکت‌هایی که مجموعه‌ای از سیاست‌های منابع انسانی دارند، سیاست­هایی که اغلب توسط مدیران نادیده گرفته می‌شوند، به صورت موردی مشخص می­ کند که چقدر چیز منطقی است.

اجازه بدهید دو مثال واضح بزنم:

زمانی که نتفلیکس راه اندازی شد، ما یک خط مشی استاندارد درباره­ ی مرخصی با حقوق داشتیم: کارکنان 10 روز مرخصی، 10 روز تعطیلی و چند روزاستراحت مختص به بیماری داشتند. ما از یک سیستم قاعده ­مند استفاده می­ کردیم که طبق آن کارمندان روزهایی را که می خواستند تعطیل باشند را بررسی می‌کردند و پس از آن به مدیران خود اطلاع می‌دادند که چه زمانی سر کار نخواهند بود. پس از انتشار عمومی این روش، ماموران ما ترسیدند. آنها گفتند که ساربنس آکسلی دستور داده است که گزارش روزهای تعطیل ارائه شود. پس ما به فکرایجاد یک سیستم ردیابی افتادیم. اما بعد از آن رید از ما پرسید ” شرکت­ ها که نیاز ندارند وقت­ های تعطیلی و تایم آف خودشان را اعلام کنند، درسته؟ پس چرا ما بیخیال این سیستم گزارش و شمارش بیخود نمی ­شویم و این کار را به صورت غیر رسمی و عادی پیش نمی­ بریم؟”. من هم تحقیقاتی انجام دادم و در نهایت متوجه شدم که در واقع هیچ قانونی در کالیفرنیا در مورد زمان تعطیلات وجود ندارد.

بنابراین ما به جای استفاده از یک سیستم رسمی، روش برعکس آن را برگزیدیم: به کارمندان حقوق بگیر گفته شد که هر قدر زمان که فکر می­ کنند برایشان مناسب است را برای خود در نظر بگیرند. از روسا و کارمندان دیگر هم خواسته شد تا این موضوع را بین خودشان حل و فصل کنند. ( البته به کارگران ساعتی که در مراکز تماس و انبارها کار می کردند، خط مشی ساختارمندتری داده شد). در نهایت ما یک راهنمای جزئی تر هم تهیه کردیم. مثلا اگر در حسابداری یا امور مالی کار می‌کردید، نباید در ابتدا یا پایان یک سه‌ماهه، بیرون از محل کار باشید. زیرا این زمان­ ها، دوران اوج شلوغی کاری بود. اگر 30 روز متوالی مرخصی می­ خواستید، باید با HR ملاقات می­ کردید و با او در میان می ­گذاشتید. از رهبران ارشد خواسته شد که به تعطیلات بروند و کارکنان را در مورد آنها با خبر سازند زیرا آنها الگوهایی برای این سیاست بودند. بیشتر افراد با این روند موافق بودند، هر چند برخی از آنها  نگران این بودند که این سیستم چندان هم مناسب و سازگار نباشد؛ یعنی در حالی که برخی از روسا زمان های زیادی را مرخصی می­ دهند، برخی دیگر خسیس باشند و زیر بار نروند. اما به طور کلی، من بیشتر نگران رعایت شدن عدالت بودم تا ثبات. زیرا واقعیت این است که در هر سازمانی، کارکنان با انگیزه و حرفه ای و ارزشمند، آزادی عمل بیشتری نیاز دارند.

ما همچنین از سیاست­ های رسمی و خشک درباره ی سفر و هزینه­ ها دوری کردیم و تصمیم گرفتیم اتکا کردن به رفتار بزرگسالانه را در اینجا هم پیاده کنیم. سیاست اصلی نتفلیکس این است که:”به صلاح نتفلیکس عمل کنید”. به کارمندان گفتیم که همه انسان­ های بالغی هستیم و ما از شما انتظار داریم پول شرکت را با صرفه جویی و دلسوزی خرج کنید، انگار که این پول متعلق به خودتان است. با حذف کردن سیاست رسمی و صرف نظر کردن از صورت هزینه­ های اداری، مسئولیت را به مدیران ارشد یعنی به کسانی که باید، منتقل کردیم که این کار هزینه ها را به شدت کاهش داد:

مثلا بسیاری از شرکت‌های بزرگ، برای اجرای سیاست­ های مربوط به سفر، همچنان از آژانس ­های مسافرتی برای رزرو سفر­ها استفاده می ­کنند و حق الزحمه آن آژانس­ ها را هم پرداخت می­ کنند. در حالی که آنها می­ توانند با اجازه دادن به کارمندانشان برای رزرو آنلاین سفرهایشان، در هزینه­ ها صرفه جویی کنند. از طرف دیگر من هم گاها مانند بسیاری از مدیران نتفلیکس، مجبور بودم با کارمندانی که در رستوران­ های مجلل غذا می­ خوردند صحبت کنم (غذاهایی که برای یک کارمند تازه استخدام شده خوب بود، اما نه برای صرف غذا به تنهایی یا نهایتا با یک همکار نتفلیکسی). حتی مدتی حواسمان را بچه­ های IT خود جمع کردیم که مستعد خرید ابزارهای زیادی بودند. اما به طور کلی متوجه شدیم که هزینه­ ها یکی دیگر از زمینه­ هایی هستند که اگر تصویر روشنی از رفتار مسئولانه ایجاد کنید، اکثر کارمندان از آن پیروی خواهند کرد.

 

  1. درباره­ ی عملکرد کاری، حقیقت را بگویید.

سال‌ها پیش ما بررسی­ های رسمی درباره ی “عملکرد کاری” را حذف کردیم. در اصل ما آنها را برای مدتی نگه داشتیم، اما متوجه شدیم که آنها منطقی نیستند و بیش از حد تشریفاتی­ اند. و به جای آن از مدیران و کارمندان خود خواستیم تا در مورد عملکرد کاری خود به عنوان بخشی ارگانیک که با سایر بخش­ ها در ارتباط است، با یکدیگر گفتگو کنند. در بسیاری از عملکرد­های کاری مثل بخش فروش، مهندسی، توسعه محصول و… کاملاً واضح است که افراد تا چه حد خوب و با کیفیت کار می­ کنند اما در بعضی بخش ­ها نه. ایجاد یک سیستم بوروکراسی و اجرای تشریفات دقیق برای اندازه‌گیری عملکرد کاری کارکنان، معمولاً آن را بهبود نمی‌بخشد.

بررسی­ های رسمی درباره عملکرد شرکت­ ها عمدتاً ناشی از ترس از طرح دعوی قضایی است. یعنی پیگیری این تئوری که اگر می‌خواهید از شر کسی خلاص شوید، به یک مدرک کاغذی نیاز دارید که نشان دهنده­ ی عملکرد ضعیف آنها باشد. در بسیاری از شرکت ­ها، افرادی که عملکرد پایینی دارند در “برنامه­ های بهبود عملکرد” قرار می­ گیرند. من از این برنامه­ ها متنفرم و فکر می کنم که آنها اساساً کارآمد و درست نیستند: چون آنها هرگز آنچه از نامشان پیداست را انجام نمی دهند.

یکی از مدیران نتفلیکس برای یک مهندس کنترل کیفیت به نام ماریا، که برای کمک به توسعه سرویس پخش ما استخدام شده بود، درخواست برنامه­ ی بهبود عملکرد یا همان PIP  کرد. این فناوری جدید بود و خیلی سریع در حال رشد بود. کار ماریا یافتن حشرات بود. او سریع، شهودی و سخت کوش بود. اما ما پس از مدتی متوجه شدیم که چگونه تست­ های QA خود را خودکار کنیم در حالی که ماریا اتوماسیون را دوست نداشت و در آن مهارت خاصی هم نداشت. رئیس جدید او (که برای ایجاد یک تیم اتوماسیون در سطح جهانی آمده بود) به من گفت که می‌خواهد یک برنامه­ ی بهبود عملکرد برای او در نظر بگیرد.

به او گفتم:(چرا خودت را به زحمت می­اندازی؟ ما که می ­دانیم قضیه چطور پیش خواهد رفت. شما اهداف و موارد قابل ارائه­ ای را برای او می­ نویسید که او نمی ­تواند به آنها دست یابد، زیرا مهارت­ های لازم را برای آنها ندارد. هر چهارشنبه شما زمانی را از کار واقعی خود به بحث و بررسی (و مستندسازی) کاستی­ های او اختصاص می­ دهید. و لابد سه‌شنبه‌ شب­ ها هم نمی‌خوابید، زیرا می‌دانید که این ملاقات افتضاحی خواهد بود و همین امر در مورد او(ماریا) نیز صادق خواهد بود. بعد از چند وقت هم اوضاع به هم می ریزد. این داستان تا سه ماه ادامه خواهد داشت. کل تیم متوجه خواهند شد و در پایان او را اخراج خواهید کرد. البته هیچ‌کدام از این‌ها برای او اهمیتی ندارد، زیرا او به مدت پنج سال به طور مداوم به خاطر عالی بودن در شغلش پاداش دریافت می­ کرد شغلی که اکنون دیگر وجود ندارد. حالا به من بگویید نتفلیکس این وسط چه سودی می­ برد؟ در عوض بگذارید حقیقت را بگوییم: تکنولوژی تغییر کرده، شرکت تغییر کرده و مهارت‌های ماریا دیگر کاربرد ندارد. این برای او تعجب آور نخواهد بود: او در دل کار بوده و جریانات اطراف خود را تماشا کرده است. به او پیشنهاد خدماتی عالی برای پایان خدمت بدهید که زمانی که اسناد را امضا می‌کند، احتمال شکایت را به طور چشمگیری کاهش دهد. (البته اگر به کل حذف نکند). در تجربه من، مردم تا زمانی که حقیقت به آنها گفته شود، می­ توانند از عهده هر کاری برآیند و این موضوع در مورد ماریا هم صادق است.

خلاصه زمانی که انجام بررسی­ های رسمی عملکرد کاری را متوقف کردیم، بررسی­ های غیررسمی را آغاز کردیم که 360 درجه با قبلی­ ها تفاوت داشتند. در اصل آن­ها را عادلانه و ساده نگه داشتیم: از کارمندان خواستیم تا چیزهایی را که همکاران دیگر باید متوقف کنند، شروع کنند یا ادامه دهند، شناسایی کنند. ابتدا از یک سیستم نرم‌افزاری ناشناس استفاده می‌کردیم، اما به مرور زمان به بازخورد امضا شده و معلوم روی آوردیم و بسیاری از بازخورد­های خود را رو در رو اعلام می­ کردیم.

راستش را بخواهید افراد منابع انسانی نمی­ توانند باور کنند که شرکتی به بزرگی نتفلیکس، بررسی­ های سالانه انجام نمی ­دهد. گاهی اوقات از من می­پرسند که “نکند این چیز­ها را سر هم میکنی تا حال ما را خراب­تر کنی؟”. اما خوب اینطور نیست. اگر به طور منظم در مورد عملکرد کاری کارمندان، ساده و صادقانه صحبت کنید، می­ توانید نتایج خوبی به دست آورید. حتی احتمالاً نتایج بهتری از شرکت­ هایی که همه چیز و همه کس را در مقیاس های پنج درجه ای رتبه بندی می کند.

  1. مدیران وظیفه دارند که تیم­ های بزرگی ایجاد کنند؛ باید ایجاد کنند.

دونالد رامسفلد (Donald Rumsfeld)، وزیر دفاع سابق آمریکا، در بحث درباره عملکرد ارتش در طول جنگ عراق، یک بار حرف جالبی زد که بسیار هم معروف شد. او گفت” شما با ارتشی که دارید به جنگ می­ روید، نه ارتشی که ممکن است بخواهید یا بخواهید بعداً داشته باشید”. وقتی با مدیران درباره ایجاد تیم‌های بزرگ صحبت می‌کنم، به آنها می‌گویم که دقیقاً برعکس این فرآیند را پیش بگیرند.

من در کار مشاوره‌ای‌ام، از مدیران می‌خواهم که مستندی را در مورد دستاوردهای تیمشان در شش ماه آینده تصور کنند. اینکه آنها چه نتایج مشخصی را می­بینند؟ کار شما در آن زمان چقدر با کاری که تیم شما امروز انجام می ­دهد متفاوت است؟ بعد، از آنها می خواهم در مورد مهارت­ های مورد نیاز برای تبدیل شدن این تصاویر به واقعیت فکر کنند. در هیچ کجای مراحل اولیه این فرآیند به آنها توصیه نمی­ کنم که به تیمی که در واقع همین الان دارند فکر کنند. فقط بعد از اینکه آنها کار تجسم نتیجه ایده آل و مجموعه مهارت ­های لازم برای دستیابی به آن تصویر را انجام دادند، می­ توانند تجزیه و تحلیل کنند که تیم فعلی خود، چقدر با آنچه که نیاز دارند، مطابقت دارد.

اگر شما در یک محیط کاری هستید که به سرعت در حال رشد و تغییر است، قطعا با بی­ تناسبی های زیادی رو به رو خواهید شد. در این صورت، باید صحبت‌های صادقانه‌ای داشته باشید و به برخی از اعضای تیم خود اجازه دهید جایی را پیدا کنند که مطابق با مهارت‌هایشان است و از طرف دیگر باید افرادی را با مهارت ­های مناسب استخدام کنید.

 

ما با دومین چالش در نتفلیکس با روشی نسبتاً دراماتیک روبرو شدیم، زیرا شروع به تغییر از دی وی دی از طریق پست به یک سرویس استریم کردیم. ما مجبور بودیم حجم عظیمی از فایل ­ها را در فضای ابری ذخیره کنیم و بفهمیم که چگونه تعداد زیادی از مردم می­ توانند به صورت کاملا امن به آنها دسترسی داشته باشند (بر اساس برخی تخمین‌ها، حدود یک سوم ترافیک اینترنتی مسکونی در ایالات متحده از مشتریانی است که فیلم‌های نتفلیکس را استریم می‌کنند). بنابراین ما باید افرادی را پیدا می‌کردیم که عمیقاً در زمینه خدمات ابری با تجربه باشند و در مقیاس بزرگ این کار را انجام داده باشند. یعنی افرادی در کمپانی­ هایی مانند گوگل، آمازون، ایبی و فیسبوک، که هر کسی به راحتی در آنها استخدام نمی شود.

فلسفه ­ی جبران ما در این قسمت کمک بزرگی کرد. بیشتر اصول آن از ایده‌آل‌هایی سرچشمه می‌گیرد که قبلاً توضیح داده شد: صادق باشید و با مردم مانند انسان­ های بالغ رفتار کنید. به عنوان مثال در دوران اشتغال من، نتفلیکس پاداش عملکرد پرداخت نکرد. زیرا ما معتقد بودیم که اگر افراد مناسب را استخدام کنید، آنها کار­ها را خود به خود انجام خواهند داد و نیازی به پاداش تعیین کردن نیست. اگر کارمندان شما بزرگسالانی کاملاً شکل گرفته هستند که شرکت را با دلسوزی در اولویت قرار می ­دهند، پاداش سالانه آنها را سخت کوش­تر یا هوشمندتر نمی­ کند. ما همچنین به پرداخت دستمزد مبتنی بر نرخ بازار اعتقاد داشتیم و به کارمندان می‌گفتیم که داشتن گفت و گویی با رقبا در زمانی که فرصت تصمیم گیری دارند، کار هوشمندانه ­ای است برای اینکه بتوانند درک خوبی از نرخ بازار در قبال استعداد هایشان داشته باشند. حتی با اینکه بسیاری از افراد منابع انسانی از صحبت کارمندان با استخدام‌کنندگان خوششان نمی‌آید، من همیشه به کارمندان می‌گفتم تماس بگیرند، نرخ و قیمت را بپرسند و عدد نهایی را به من بگویند. راستش را بخواهید این­ها اطلاعات ارزشمندی به شمار می­ روند.

علاوه بر این، ما از سیستم پاداش سهام بسیار متفاوت­تر از روشی که اکثر شرکت ­ها انجام می­ دهند، استفاده کردیم. به‌جای اینکه گزینه‌های سهام را در کنار حقوق  به صورت رقابتی قرار دهیم، به کارمندان اجازه می‌دهیم تا میزان (در صورت وجود) پاداش را به صورت سهام عدالت انتخاب کنند. اگر کارمندان خواهان اختیار خرید سهام بودند، حقوق آنها را بر این اساس کاهش می­ دادیم. ما بر این باور بودیم که آنها به اندازه کافی حرف ه­ای بودند تا بتوانند شرایط مبادلات را درک کنند، تحمل شخصی خود را برای خطر بسنجند و تصمیم بگیرند که چه چیزی برای آنها و خانواده هایشان بهترین است. ما هر ماه آپشن ­هایمان را با تخفیفی جزئی نسبت به قیمت بازار توزیع می­ کردیم. علاوه بر این ما زمان اعطا کردن خاصی نداشتیم و سهام ­ها هر وقت که لازم بود می­ توانستند نقد شوند. اکثر شرکت‌های فناوری محور یک برنامه چهارساله برای اعطای سهام دارند و سعی می­ کنند از هر طریقی که می­ توانند، راهکار­هایی را به کار ببرند و اصطلاحا “دستبند های طلا” ای را به دست کارکنان ببندند تا بتوانند از حضور نیروی خود مطمئن شوند. البته ما هرگز فکر نکردیم که این کار، کار منطقی است. اگر در جای دیگری فرصت بهتری می­بینید، باید به شما اجازه داده شود که آنچه را که به دست آورده اید را بردارید و بروید. اگر دیگر نمی­ خواهید با ما کار کنید، ما نمی­ خواهیم شما را گروگان بگیریم.

ما به طور مداوم به مدیران می گفتیم که ساختن یک تیم فوق العاده مهمترین وظیفه آنهاست. ما آنها را بر این اساس نسنجیدیم که آیا آنها مدیران عالی هستند یا کارهای اداری و کاغذ بازی­ های خود را به موقع انجام می­ دهند یا نه. تیم­ های بزرگ کارهای بزرگی را انجام می ­دهند و استخدام تیم درست، اولویت اصلی ما بود.

 

  1. رهبران وظیفه ایجاد “فرهنگ” را در شرکت­ ها دارند.

بعد از اینکه نتفلیکس را ترک کردم و کار مشاوره را آغاز کردم، از یک استارت آپ تازه در سانفرانسیسکو بازدید کردم. 60 کارمند در یک دفتر روباز به سبک شیروانی با یک میز فوتبال، دو میز بیلیارد و یک آشپزخانه داشت که در آن یک آشپز هم برای کل کارکنان ناهار می­پخت. همانطور که مدیرعامل به من نشان داد، او در مورد ایجاد یک فضای سرگرم کننده صحبت می ­کرد. جایی از او پرسیدم که مهمترین ارزش برای شرکتش چیست؟ او پاسخ داد: “کارایی و سودمندی”. گفتم “بسیار خوب. تصور کنید که من اینجا کار می ­کنم، و ساعت 2:58 بعد از ظهر است. من در حال انجام دادن یک بازی سفت و سخت هستم و فکر می­ کنم بتوانم بازی را تا 5 دقیقه­ ی دیگر تمام کنم. اما نکته اینجاست که ما ساعت 3 با هم جلسه داریم. حالا به نظر شما باید بمانم و بازی را ببرم یا به جلسه­ ام برسم؟”

گفت “باید بازی ات را تمام کنی”. راستش را بخواهید تعجب نکردم. مانند بسیاری از استارت‌آپ‌های فناوری، اینجا مکانی معمولی بود که در آن کارمندان هودی می‌پوشیدند و حیوانات خانگی شان را به سر کار می‌آوردند، و این سبک معمولا به وقت‌شناسی منجر نمی‌شود. معمولا در این شیوه­ ی کاری کمتر وقت شناسی به چشم می­خورد. گفتم” صبر کن ببینم. شما به من گفتید که کارایی مهمترین ارزش فرهنگی شماست. به تأخیر انداختن یک جلسه و منتظر نگه داشتن همکاران به خاطر یک بازی “کارآمد” نیست. به نظر شما بین ارزش‌هایی که از آنها حرف می زنید و رفتارهایی که پیش می گیرید یا تشویق می‌کنید، تناقضی وجود ندارد؟”

وقتی به رهبران در مورد شکل‌دهی یک فرهنگ شرکتی توصیه می‌کنم، سه موضوع مهم را ذکر می کنم. این شکل از عدم تطابق هم یکی از آن­هاست. این یک مشکل خاص در استارت‌آپ‌ها است. جایی که راحت بودن و گاها سرسری گرفتن با رفتارهای سودمند و پر بازدهی که رهبران می‌خواهند، مغایرت دارد. من بیشتر اوقات در جلسات شرکت می­نشینم تا درک کنم که مردم چگونه کار می ­کنند. من اغلب مدیران عاملی را می­بینم که فاقد یک برنامه واقعی هستند. آنها از اسلایدهایی استفاده می ­کنند که معلوم است یک ساعت قبل کنار هم چیده شده اند و تهیه شده اند و  یا از جلسات قبلی بازیافت شده اند.کارکنان متوجه این چیزها می­ شوند و اگر رهبری را ببینند که آماده نیست و به جذابیت صرف، ضریب هوشی و بداهه گویی متکی است، بر عملکرد آنها نیز تأثیر می­ گذارد. با آب و تاب بیان کردن ایده‌هایی که درباره ارزش‌ها و فرهنگ است، چیزی جز وقت تلف کردن نیست اگر که رفتار هایی که مطابقت اهدافتان هستند را تشویق نکنید و به آنها پاداشی ندهید.

موضوع دوم مربوط به مطمئن شدن از درک کارکنان از اهرم‌هایی است که کسب و کار را هدایت می‌کند. من اخیراً از یک استارت آپ در تگزاس بازدید کردم که کارمندان آن اکثراً مهندسان بیست و چند ساله بودند. به مدیر مالی آنها گفتم: “شرط می‌بندم نصف افرادی که در این اتاق حاضر هستند، هرگز P&L را نخوانده‌اند”. او پاسخ داد “درست است. آنها چیزی از ماهیت بیزینس کردن نمی­دانند و بزرگترین چالش ما این است که به آنها آموزش دهیم که یک بیزینس واقعی چطور کار می­ کند و اصلا بیزینس یعنی چه؟” حتی اگر افرادی را استخدام کرده‌اید که خودشان می‌خواهند عملکرد خوبی داشته باشند و مستعد هستند، باید به وضوح نحوه کسب درآمد شرکت و راه­ هایی که منجر به موفقیت شرکت می‌شود را به وضوح بیان کنید. به عنوان مثال، در نتفلیکس، کارمندان بیش از حد روی افزایش مشترکین تمرکز می­ کردند، بدون اینکه آگاه باشند که ما جداگانه هزینه­ های زیادی را صرف این کار می­ کردیم: ما مبالغ هنگفتی را برای خرید دی‌وی‌دی، راه‌اندازی مراکز توزیع، و سفارش برنامه‌های اصلی هزینه می‌کردیم، همه قبل از اینکه یک سنت از مشترکین جدیدمان جمع آوری کنیم. کارمندان ما باید یاد بگیرند که حتی با وجود افزایش درآمد، مدیریت هزینه­ ها واقعا مهم است.

موضوع سوم چیزی است که من آن را “استارت‌آپ چند شخصیتی” می‌نامم. در شرکت‌های فناوری، این معمولاً خود را به‌عنوان شکافی بین مهندسان و تیم فروش نشان می‌دهد، اما می‌تواند اشکال دیگری نیز داشته باشد. به عنوان مثال، در نتفلیکس، گاهی اوقات مجبور می­شدم به مردم یادآوری کنم که تفاوت ­های زیادی بین کارکنان حرف ه­ای حقوق بگیر در دفتر مرکزی و کارگران ساعتی در مراکز تماس وجود دارد. در مقطعی تیم مالی ما می‌خواست کل پرداختی­ های شرکت را به سمت چک‌های پرداخت مستقیم ببرد، و من مجبور شدم به این نکته اشاره کنم که برخی از کارگران ساعتی ما حتی حساب بانکی ندارند. این یک مثال کوچک است، اما به یک نکته بزرگ‌تر اشاره می‌کند: وقتی رهبران یک فرهنگ شرکتی را ایجاد می‌کنند، باید به خرده فرهنگ‌هایی که ممکن است به مدیریت متفاوتی نیاز داشته باشند، آگاه باشند.

  1. مدیران خوب، اول شبیه به بیزینس من ها و افراد مبتکر فکر می ­کنند و آخر شبیه به یک مدیر HR

من در طول دوران کاری خود، به انجمن­ های حرفه ای از مدیران منابع انسانی تعلق داشته ­ام. اگرچه من شخصیت افراد این گروه­ ها را بسیار دوست دارم، اما اغلب با  نظر آنها مخالفم. بیشتر این افراد وقت خود را به به کار بستن راه ­های “بهبود روحیه” اختصاص می ­دهند. در برخی مکان‌ها، کل تیم‌ها به معرفی کردن شرکت خود به لیست «بهترین مکان‌ها برای کار» تمرکز می‌کنند (که وقتی روش‌ها را بررسی می‌کنید، واقعاً فقط بر اساس مزایا هستند). در کنفرانسی که اخیراً برگزار شد، با فردی از یک شرکت آشنا شدم که خودش را «افسر ارشد خوشحالی» را می ­نامید که تقریبا حالم را بهم زد.

در طول 30 سال فعالیت در حوزه اچ آر، من هرگز ابتکار  جالبی از سمت نیروی منابع انسانی ندیده ­ام که روحیه را بهبود ببخشد. دپارتمان‌های منابع انسانی ممکن است مهمانی‌هایی ترتیب دهند و تی‌شرت‌هایی را توزیع کنند، اما اگر قیمت سهام در حال کاهش باشد یا محصولات شرکت مورد قبول واقع نشوند، افراد حاضر در همان مهمانی‌ها شکایت خواهند کرد و از تی‌شرت‌ها هم برای شستن ماشین­ هایشان استفاده خواهند کرد.

به جای تشویق کردن، افرادی که در حرفه من هستند باید خود را یک “بیزینس من” بدانند. بدانند چه چیزی برای شرکت خوب است؟ چگونه آن را به کارمندان منتقل کنیم؟ چگونه می ­توانیم به هر کدام از کارکنان کمک کنیم تا منظور ما از بهره وری و سودمندی را بفهمد؟ در اینجا یک تست ساده وجود دارد: اگر شرکت شما برنامه پاداش عملکرد دارد، به صورت رندوم به سراغ یک کارمند بروید و بپرسید: “آیا دقیقا می­دانید در حال حاضر چه کاری باید انجام دهید تا به پاداش عملکرد دست پیدا کنید؟” اگر او پاسخ این سوالات را نداند، یعنی تیم منابع انسانی همه چیز را آنطور که باید روشن نکرده است.

در نتفلیکس با همکارانی کار کردم که روش استفاده مردم از سرگرمی‌های فیلم‌برداری شده را تغییر می‌دادند. که یک کار فوق‌العاده “نوآورانه” است – اما جالب است که وقتی من آنجا کارم را شروع کردم، انتظار این بود که به طور پیش‌فرض از بهترین شیوه‌های شرکت‌های دیگر تقلید کنم ( که بسیاری از آنها قدیمی هستند)، که به نظر بهترین راه برای اچ آری ­ها بود. من آن محدودیت­ ها را رد کردم. چون دلیلی وجود ندارد که تیم منابع انسانی هم نتواند “نوآور” باشد.