گیمیفیکیشن در منابع انسانی

گیمیفیکیشن در منابع انسانی یک مزیت استراتژیک

گیمیفیکیشن در منابع انسانی اصطلاح نوظهوری است که با توجه به روند تغییرات گسترده دنیای پیرامون، در حوزه منابع انسانی پدیدار شده است. حوزه‌ای که دیگر شکل و ساختار کسل‌کننده گذشته را نداشته و اهمیت آن در موفقیت سازمان‌ها دیگر بر کسی پوشیده نیست.

استفاده از تکنیک گیمیفیکیشن در منابع انسانی روز به روز در حال افزایش بوده و ابتکاری است که منابع انسانی از جذب و استخدام نیرو تا آموزش و توسعه از آن بهره می‌برد. در این استراتژی از یک سری محرک‌های رفتاری مورد استفاده در بازی‌ها برای موقعیت‌های جدی استفاده می‌کنند. با کمک این روش، رقابت‌ها و فعالیت‌های سازمانی لذت‌بخش‌تر و کارآمدتر خواهد بود، راهی برای جلب توجه کارکنان به فعالیت‌های مرتبط که رسیدن به اهداف سازمان را محقق می‌کند.

کاربرد گیمیفیکیشن در منابع انسانی

منابع انسانی فرصت‌های زیادی برای خودکارسازی و بازی‌سازی عناصر آن سازمان در اختیار دارد، استخدام، آموزش و توسعه، سلامت و تندرستی. این روزها غول‌های فناوری بزرگی چون گوگل و فیس‌بوک از گیمیفیکیشن در فرآیند استخدام نیرو استفاده می‌کنند و به جای برگزاری آزمون‌های سنتی، متقاضیان را با چالش‌های گیمیفیکیشن درگیر کرده که طی این فرآیند استعداد‌ این افراد برجسته شده و نقاط‌ضعفی که دارند برملا می‌شود.

گیمیفیکیشن در استخدام

شاید شما و سازمانتان اندازه گوگل یا فیس‌بوک مطرح و بزرگ نباشید، اما این استراتژی برای هر جایی قابل پیاده‌سازی است. ساده است، به جای برگزاری آزمون‌های استاندارد برای کشف مهارت، معما و چالش‌هایی را برای حل کردن تعریف کنید، نتایج این چالش‌ها به خوبی می‌تواند در آینده نشان دهد افراد در نقش خود چطور عمل خواهند کرد.

گیمیفیکیشن در آموزش

یکی از حوزه‌هایی که گیمیفیکیشن به شدت در آن کاربرد دارد، آموزش نیروها است. آموزش معمولا برای کارکنان بحثی کسل‌کننده است و بیشتر آن‌ها از روی اجبار در  جلسات آموزشی شرکت می‌کنند، اما وقتی ما با موضوعی سرگرم‌کننده روبه‌رو باشیم و احساس کنیم کاملا با آن درگیر شده‌ایم، به خودی خود قدرت فراگیری و جذب اطلاعات بالا رفته و دیگر آن حس خسته‌کننده بودن را نخواهیم داشت. آموزش گیمیفیکینگ روشی است که چنین نتیجه‌ای را به ارمغان خواهد آورد.

وقتی ارائه‌های خواب‌آور و پاورپوینت‌های بی‌انتها با آموزش‌های سرگرم کننده و خودگردان گیمیفیکیشن جایگزین شود بازدهی آموزش چیزی فرای تصور خواهد بود. مثلا فروشگاه بزرگی مثل والمارت با بهره بردن از گیمیفیکینگ برای آموزش ایمنی به کارکنان توانسته موفقیت بزرگی را تجربه کند. حوزه آموزش کارکنان که در دسته کارهای «کسل‌کننده اما بسیار مهم» قرار دارد با کمک گیمیفیکیشن به فرآیندی لذت‌بخش تبدیل می‌شود.

گیمیفیکیشن در سلامتی

حفظ سلامت کارکنان موضوع مهمی است که نباید سازمان تنها به ارائه برنامه سلامتی اکتفا کند. سازمان‌ها باید برای حفظ سلامت کارکنان امتیازاتی را ارائه دهند که به افزایش علاقه و مشارکت کارکنان در برنامه‌های سلامتی کمک کند. کارفرمایان می‌توانند برای ایجاد ارتباط و تشویق عادت‌های حفظ سلامت در محل کار از استراتژی گیمیفیکیشن بهره ببرند، عناصری چون سیستم امتیازدهی و آزمون‌های آنلاین در پرتال کارکنان.

تکلیف منابع انسانی سازمان شما

به سه حوزه‌ای که به آن اشاره شد دقت کنید، استخدام، آموزش و سلامت. اگر هنوز در هر کدام احساس ضعف دارید از استراتژی گیمیفیکیشن در منابع انسانی کمک بگیرید. این استراتژی به سازمان شما جانی دوباره می‌بخشد، اما قبل از هر کاری ابتدا باید نیازهای سازمانتان را بشناسید، چه رفتاری تشویق‌کننده است و چه چیزی را می‌خواهید برجسته کنید.

دلایل و نحوه اخراج کارمندان

دلایل و نحوه اخراج کارمندان که کمتر به آن توجه می‌شود!

همان‌قدر که نحوه استخدام و جذب نیرو مهم است، چگونگی اخراج یک کارمند هم در وجهه و جایگاه شرکت شما موثر است و اشتباه در این مورد ممکن است مشکلاتی را برایتان به وجود بیاورد.

دلایل اخراج کارکنان

تصمیم به اخراج یک نیرو می‌تواند دلایل متعددی داشته و برای شما دشوار باشد. دلایلی که می‌تواند موجب این تصمیم شود به شرح زیر بوده و ممکن است کار را برای شما راحت کند.

مشکلات رفتاری

مسائل رفتاری یکی از دلایل رایج اخراج کارمندان است. اگر برای اصلاح رفتار بد کارمندتان وقت گذاشته‌اید و تذکر هم افاقه نکرده است، وقت آن رسیده که رهایش کنید. وجود چنین فردی الگوی بدی است که به سازمان آسیب می‌رساند.

عملکرد در کار

اگر کارمندی نتواند عملکرد درست داشته باشد، در برآوردن خواسته‌های شما کوتاهی کند و با اینکه به او فرصت بهبود داده‌اید تفاوتی حاصل نشده یعنی او در موقعیت درست قرار نگرفته و بهتر است با اوقطع همکاری کنید.

آزار جنسی در محل کار

کارفرمایانی که به شکایات آزار جنسی توجه نکنند محیط کاری خصمانه‌ای برای کارمندانشان فراهم کرده‌اند. اگر شواهد خاصی وجود دارد آن‌ها را مستند کنید و اگر شواهدی هم نیست بدون ذکر دلیل عذر آن کارمند را بخواهید.

قلدری در محل کار

قلدری در محل کار یا آزار و اذیت دلیل قاطعی برای پایان دادن به همکاری است. مستندات مربوط را جمع آوری کرده و عواقب آن را برای کارکنان روشن کنید.

نحوه اخراج کارکنان

  • دلایل فسخ قرارداد را بررسی کرده و مطمئن شوید دلیلی که می‌آورید تبعیض آمیز نیست و با خط مشی شرکت شما مطابقت دارد.
  • مشکل را مستند کنید.
  • با شخص موردنظر جلسه‌ای ترتیب داده و در مورد مسائل و نگرانی‌ها صحبت کنید.
  • با توجه به دلیل اخراج کارمند به او یک فرصت دوباره دهید و عملکردش را در آن دوره بررسی کنید؛ اگر مشکل همچنان ادامه داشت عذرش را بخواهید.
  • در جلسه‌ای که مدیر و اعضای تیم منابع انسانی حضور دارد مستقیما سر اصل مطلب بروید و خیلی کوتاه خبر اخراج شدن کارمند را به او بدهید. این برخورد باید محترمانه، شفاف و محکم باشد.
  • مراحل اداری فرم‌های مربوط به تسویه را به طور کامل انجام دهید.

سخن پایانی

اخراج یک کارمند کار خوشایندی نیست و قطعا احساس خوبی بعد از این کار نخواهید داشت، اما این بخشی از وظایف شما است. اگر این فرآیند را به درستی انجام دهید قطعا وضعیت بهتری برای سازمان و همکارانتان فراهم کرده‌اید.

فرایند استخدام

ابزار جدید گوگل برای مصاحبه استخدامی

گوگل اخیراً یک ابزار آماده‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی را راه‌اندازی کرده است که به جویندگان کار کمک می‌کند تا با روش آزمایش شده و واقعی برای بهتر شدن در مصاحبه، تمرین کنند.

Google’s Interview Warmup، سؤالات متداول مصاحبه استخدامی را که توسط کارشناسان منابع انسانی انتخاب شده‌اند می‌پرسد، پاسخ‌ها را در زمان واقعی رونویسی می‌کند و از هوش مصنوعی برای ارائه بازخورد استفاده می‌کند.

جسی هینز، مدیر رشد گوگل گفت: «مصاحبه می‌تواند سخت باشد، به خصوص اگر به دوستان، خانواده یا مربیانی در این زمینه که به شما برای آماده شدن کمک کنند دسترسی نداشته باشید. آماده شدن برای مصاحبه همیشه کار زیادی می‌طلبد، اما ‌امیدواریم این ابزار بتواند اعتمادبه‌نفس بیشتری را برای متقاضیان کار ایجاد کند.»

نحوه کار ابزار Warmup

این ابزار، سؤالات کلی مصاحبه شغلی مانند “کمی درباره خودت بگو” و در مورد تجارب کاری گذشته مطرح می‌کند. همچنین سؤالاتی درباره نحوه واکنش متقاضی در موقعیت‌های خاص و سؤالات فنی و مهارتی مربوط به مشاغل در تجزیه و تحلیل داده‌ها، تجارت الکترونیک، مدیریت پروژه، پشتیبانی فناوری اطلاعات یا طراحی تجربه کاربر می‌پرسد.

علاوه‌بر رونویسی مصاحبه ساختگی برای بازبینی شخصی، هوش مصنوعی این ابزار، اصطلاحات مرتبط با شغل و عبارات بیش از حد استفاده شده را شناسایی می‌کند و برای بهبود پاسخ‌ها «نقاط صحبت» مشترک ایجاد می‌کند.

هاینز گفت: «می‌توانید ببینید که چقدر زمان صرف صحبت در مورد زمینه‌هایی مانند تجربه، مهارت‌ها و اهداف خود می‌کنید. پاسخ‌های شما درجه‌بندی یا قضاوت نمی‌شوند و می‌توانید هر چند بار که بخواهید به سؤالات پاسخ دهید. این فضای خصوصی شما برای تمرین و آماده‌سازی است.»

ابزار Warmup درحال‌حاضر فقط در ایالات متحده موجود و رایگان است. صوت و رونوشت‌های جلسات مصاحبه ذخیره نمی‌شوند، اگرچه کاربران می‌توانند به صورت دستی متن‌ها را کپی یا دانلود کنند.

کریس راسل، مدیر عامل RecTech Media، یک شرکت تحقیقاتی و مشاوره فناوری استخدام، گفت: “این ابزار قطعاً مفید است. هر چیزی که به شما در تمرین مصاحبه استخدامی کمک کند‌ تا پاسخ‌های بهتری داشته باشید ایده خوبی است.»

Warmup ابزاری بی‌رقیب

کارولین کلیمن، مربی شغلی و مشاور شغلی ارشد در دانشگاه جورج می‌سون در فیرفکس، از پیشرفت این فناوری در مقایسه با سایر ابزار‌های آماده‌سازی مصاحبه در بازار شگفت‌زده شد.

کلیمن گفت که سایر محصولات معمولاً فقط جلسه تمرین را ضبط می‌کنند. این ابزار‌ها هم می‌توانند مفید باشند، اما ابزار Warmup پاسخ شما را تجزیه کرده و به شما این امکان را می‌دهد که پاسخ‌های خود را بهبود بخشید. جویندگان کار می‌توانند در تمام ساعات شبانه‌روز و بدون آزار دادن شخص دیگری، هر چقدر که می‌خواهند، مصاحبه را تمرین کنند و اضطراب خود را کاهش دهند.

نقطه ضعف Warmup

این ابزار می‌تواند بسیار مفید باشد، اما کارشناسان توصیه می‌کنند که در مقابل افراد دیگر نیز تمرین کنید. فقط یک انسان دیگر می‌تواند کل مهارت‌های ارائه، نشانه‌های فیزیکی و کلامی و توانایی بداهه‌گویی مصاحبه‌شونده را ارزیابی کند. این فناوری فاقد سطحی از تعامل و احساسات است که فقط یک شخص می‌تواند آن را فراهم کند. یکی دیگر از نقاط ضعف این ابزار این است که نمی‌تواند سؤالات بعدی را براساس پاسخ‌های متقاضی ایجاد ‌کند.

هم کلیمن و هم راسل این ابزار را آغازی برای استفاده بیشتر از هوش مصنوعی در مصاحبه شغلی می‌دانند.

کلیمن گفت: «فناوری هوش مصنوعی فضایی برای رشد دارد و می‌تواند بسیار پیشرفته‌تر باشد و باید بیشتر بر تعامل متقابل کار کند»

کاربرد دیگر ابزار Warmup

راسل گفت که این ابزار آینده استخدام‌کنندگان رباتی است و کمک شایانی به سازمان‌های بزرگ، با حجم بالای متقاضی برای غربالگری اولیه خواهد کرد. او گفت: رباتی با شما تماس می‌گیرد، سؤالات اساسی می‌پرسد و بازخورد ارائه می‌کند. سپس تصمیم می‌گیرد که شما را به قیف استخدام منتقل کند یا خیر.

نحوه انجام مصاحبه خروج

نحوه انجام مصاحبه خروج

در هر سازمان و شرکتی ممکن است شرایطی پیش آید که یک یا چند نفر از کارمندان تصمیم به ترک سمت بگیرند و استعفا دهند.

مصاحبه خروج، مکالمه‌ای است بین شما و کارفرمایتان (احتمالاً یک نماینده منابع انسانی). این مصاحبه فرصت مناسبی را برای بحث در مورد رضایت شغلی یا ارائه بازخورد در مورد خط مشی و جهت‌گیری شغلی فراهم می‌کند. به بیان ساده‌تر باید بگوییم که مصاحبه خروج مکالمه‌ای است که بین یک کارفرما و کارمندی که تصمیم به ترک کسب و کار دارد، اتفاق می‌افتد. به جای اینکه بپرسید چرا می‌خواهند به شرکت شما بپیوندند، از آن‌ها بپرسید که چرا تصمیم به ترک شرکت گرفته‌اند.

هدف از مصاحبه خروج

هدف از این مصاحبه، ارزیابی تجربه کلی کارکنان در سازمان شما و شناسایی فرصت‌هایی برای بهبود مشارکت است. داشتن مجموعه‌ای مشخص از استانداردها در هنگام انجام مصاحبه‌های خروج نیز می‌تواند نقشی اساسی در مدیریت بحران داشته باشد.

دلایل اهمیت مصاحبه خروج

ما فهرستی از چند دلیل را گردآوری کرده‌ایم تا داده‌ها و بینش‌های لازم را برای ایجاد یک محیط کاری مثبت‌تر و محافظت از سازمان شما در برابر خطرات دریافت کنید.

  • دلیل خروج یک کارمند را خواهید دانست (ممکن است با چیزی که فکر می‌کنید متفاوت باشد!).
  • مصاحبه خروج به کارمند اجازه می‌دهد تا بازخورد سازنده ارائه دهد و با یک نکته مثبت کار خود را ترک کند.
  • این کار می‌تواند به کاهش بحران و همچنین شناسایی مواردی که ممکن است نیاز به توجه فوری داشته باشد، کمک کند.
  • شما یک ارزیابی صریح از محیط و فرهنگ سازمان خود دریافت خواهید کرد.
  • ممکن است بینش لازم در مورد نیازهای استخدام، حضور در هیئت‌مدیره و آموزش کارکنان آشکار شود.
  • بازخوردهای به‌دست ‌آمده به شما کمک می‌کند تا اقداماتی را که می‌تواند به بهبود حفظ کارکنان کمک کند، شناسایی کنید.
  • فرصت‌های بهبود در توسعه مدیریت و برنامه‌ریزی برای جانشین‌پروری شناسایی می‌شود.

نحوه انجام مصاحبه خروج

هنگامی که یک کارمند تصمیم می‌گیرد کسب‌و‌کار شما را ترک کند، دلیل آن برای شما مهم است. اگر بتوانید دلایل استعفای او را درک کنید، می‌توانید کارمندان دیگر را به ماندن در شرکت تشویق کنید.

اکنون می‌خواهیم در مورد نحوه انجام مصاحبه خروج به عنوان یک کارفرما صحبت کنیم. در زیر چند نکته‌ وجود دارد که هنگام انجام یک مصاحبه خروج باید به خاطر داشته باشید؛ همچنین برخی از نمونه سؤالات مصاحبه خروج ذکر شده است.

  1. هر کارمندی که استعفا می‌دهد، باید مصاحبه مجزا داشته باشد

هر فردی که شرکت شما را ترک می‌کند، شایسته یک مصاحبه خروج است.

  1. آن تایم عمل کنید

بهترین زمان برای برگزاری مصاحبه خروج در آخرین روز ترک یا بلافاصله پس از خروج است.

  1. شفاف عمل کنید

فهرستی از سوالاتی که می‌خواهید بپرسید یا زمینه‌هایی که می‌خواهید بررسی کنید، تهیه و سپس آن را در ایمیلی پیش از موعد به شخص موردنظر ارسال کنید.

  1. مصاحبه را معمولی جلوه دهید؛ راحت باشید

انجام مصاحبه‌های خروجی تا حد امکان راحت است. بهتر است در مکانی غیررسمی‌تر، مانند کافه‌ای در نزدیکی محل کار برگزار شود. این کار به تقویت این ایده کمک می‌کند که یک گفتگوی دوستانه و دوطرفه بین دو همکار قدیمی است.

  1. مصاحبه را شخصی کنید

این کار به شخص موردنظر کمک می‌کند تا نسبت به ارائه بازخورد خود، کمی صادق‌تر باشد. یک ضرب‌المثل قدیمی در محافل منابع انسانی وجود دارد که می‌گوید: مردم شغل خود را رها نمی‌کنند، بلکه مدیران خود را رها می‌کنند.

  1. بیشتر از اینکه صحبت کنید، شنونده باشید

شما آنجا نیستید که از کسب‌وکار خود دفاع کرده یا تصمیمات خود را توجیه کنید؛ بلکه برای یادگیری هرچه بیشتر در مورد سازمان خود، این ملاقات را ترتیب داده‌اید.

  1. گفتگو را کنترل نکنید، بلکه آن را هدایت کنید

به عنوان یک مصاحبه‌کننده، ممکن است وسوسه شوید که مکالمه را به سمت موضوعاتی سوق دهید که عمیقاً تمایل دارید درباره آن‌ها صحبت شود. در دست گرفتن کنترل این گفتگو اشتباه است.

  1. نتایج را به صورت ناشناس به اشتراک بگذارید

این کار کمک می‌کند که رهبران شرکت درک روشنی از نحوه عملکرد در هر بخش از کسب‌وکار پیدا کنند.

  1. براساس نتایج اقدام کنید

همه‌چیز تا این مرحله آسان بوده است. اکنون باید براساس آنچه آموخته‌اید عمل کنید!

نمونه سؤالات مصاحبه خروج

ما به عنوان یک سازمان، به چه چیزهایی نیاز داریم؟

چه چیزی لازم بود تا شما را متقاعد کرد که کارتان را ترک نکنید؟

  • چه کاری را خوب انجام می‌دهیم؟
  • آیا احساس کردید که توسط مدیرتان به درستی حمایت می‌شوید؟
  • آیا احساس ‌کردید که این شرکت از اهداف شغلی شما حمایت می‌کند؟
  • آیا احساس کردید که فرصت‌های یادگیری و توسعه را به خوبی دریافت کرده‌اید؟
  • سخت‌ترین بخش کار در اینجا چیست؟
  • معیارهای شما برای انتخاب کارفرمای جدید چیست؟
  • آیا این شرکت را به دیگرانی که جویای کار هستند، توصیه می‌کنید؟
  • آیا در این شرکت، آموزش مناسب و کاملی دریافت کرده‌اید؟
  • تا به حال پیش آمده است که به کار در این شرکت افتخار کنید؟
  • نظر شما درباره مدیریت چیست و آیا بازخورد یا پیشنهادی برای بهبود عملکرد ما دارید؟
  • چرا سمت خود را ترک می‌کنید یا چه چیزی باعث شد که این تصمیم را بگیرید؟

کلام آخر

تا جایی که می‌توانید، با شخص ترک‌کننده به خاطر کاری که در شرکت شما انجام داده است، با احترام و قدردانی رفتار کنید. آن‌ها در سازمانی دیگر، با افراد زیادی کار خواهند کرد و شما قطعاً تمایل دارید که از رفتار و اتمسفر موجود در شرکت شما، به عنوان یک الگوی مناسب یاد شود.

به هر حال فردی که استخدام کرده‌اید تصمیم به ترک شغل گرفته است و می‌خواهد همه دلایل آن تصمیم را به شما بگوید. بله، خروج کارکنان به این معنی است که شرکت شما در حال تغییر است، اما تا زمانی که شما کنترل مسیر سفر کسب‌وکار خود را در دست دارید، این امر مثبتی خواهد بود.

چهار افسانه حوزه تجربه کارکنان

چهار افسانه حوزه تجربه کارکنان که باید با آن‌ مقابله کرد

منابع انسانی باید با افسانه‌های رایج در مورد تجربه کارمندان آگاه باشند، گرفتار شدن در دام این افسانه‌ها می‌تواند به موفقیت کلی یک سازمان آسیب برساند. بسیار مهم است که منابع انسانی درک کند که کارکنان واقعاً از کارفرمایان خود چه می‌خواهند.

افسانه اول: آنچه کارکنان از تجربه کارمند خود می‌خواهند اساساً تغییر کرده است

فرهنگ مبتنی بر مصرف‌کننده به این معنی است که می‌توان تصور کرد کارکنان با امتیازات انگیزه می‌گیرند؛ اما در واقع اینطور نیست. “تحقیقات نشان داده که تجربیات کارمندان به دلیل تجربیات آن‌ها به عنوان مصرف‌کننده تغییر کرده است. این برای شرکت‌هایی مانند آمازون منطقی است که می‌توانند خواسته‌های مردم را پیش‌بینی کنند و در کمتر از دو روز به آن‌ها برسانند. ما شرکت‌هایی را می‌بینیم که انواع امتیازات را ارائه می‌کنند، مانند پاداش‌های مالی برای گرفتن مرخصی و انواع مرخصی جدید مثل مرخصی برای کسانی که حیوان خانگی جدید دارند. در واقع این مزایا آن چیزی نیست که کارمندان واقعاً می‌خواهند. تحقیقاتی که در سال‌های ۲۰۱۳، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ انجام شده نشان داده است که جبران خسارت، تعادل کار وزندگی و ثبات، سه اولویت اصلی برای کارکنان بود.

افسانه دوم: این تنها مسئولیت مدیران است که تجربه کارکنان را ارائه دهند

باید به کارمندان کنترل و مسئولیت بیشتری برای ارائه تجربه‌ای که برای آن‌ها مناسب است داده شود. بسیاری تصور می‌کنند که اگر مردم می‌خواهند از تجربه شخصی‌تر در محل کار لذت ببرند، باید با مدیرانشان توافق کنند؛ اما این مربوط به خود کارمندان نیز می‌شود. کارکنان در واقع می‌خواهند تجربه خود را داشته باشند و آن را هدایت کنند. چه کسی می‌تواند بیشتر از خودش در مورد آنچه از محل کار می‌خواهد بداند؟ فقط حدود یک سوم کارمندان فکر می‌کنند که مدیران آن‌ها اهداف شخصی آن‌ها را درک می‌کنند. پس مدیران چگونه بدانند چه چیزی برای کارکنانشان مناسب است؟ در HR ما باید مطمئن شویم که به کارمندان حق انتخاب را می‌دهیم تا کاری را که برای آن‌ها مناسب است انجام دهند، احساس قدرت کرده و تجربه‌ای را ایجاد کنند که برای آن‌ها مناسب است.

افسانه سوم: تعامل هر آنچه را که باید در مورد تجربه کارمند بدانیم به ما می‌گوید

  کارکنان ممکن است به شدت درگیر کار باشند؛ اما تجربه ضعیفی در کار داشته باشند. ممکن است در سازمان تعداد زیادی کارمند بسیار متعهد وجود داشته باشند که هنوز هم تجربه خوبی از کار ندارند. با انجام نظرسنجی‌ها باید چیزی بیش از میزان مشارکت را اندازه‌گیری کرد، مواردی مثل بهره‌وری و رضایت و ویژگی‌های خاصی که در تجربه‌ کارکنان وجود دارد.

افسانه چهارم: پاسخگویی و سرعت همه‌چیز هستند

. منطقی است که کارفرمایان فکر کنند اگر مشکلی در تجربه کارمندان وجود دارد، باید سریعاً در مورد آن بدانند و باید سریعاً آن را برطرف کنند. گاهی کارفرما تصور می‌کند سرعت، امری کلیدی است، بنابراین روی سیستم‌های های مختلف بازخورد سرمایه‌گذاری می‌کنند تا بازخورد سریع بگیرند؛ اما سرعت همیشه خوب نیست. گاهی مهم‌ترین یا معنی دارترین بازخورد را بلافاصله دریافت نمی‌کنید. بنابراین نیازی نیست که روی بازخورد‌های بی‌درنگ وسواس داشته باشید یا بیش از حد انرژی صرف کنید که در واقع فقط ناشی از احساسات لحظه‌ای هستند و در نهایت شما را به بیراهه می‌کشانند.
برنامه ریزی فرهنگی

چهار مرحله برای ایجاد برنامه برای فرهنگ سازمانی

در اواخر سال، شرکت‌ها بودجه سال جدید خود را نهایی می‌کنند و مجموعه‌ای از برنامه‌ها را برای سال آینده در نظر می‌گیرند. ایجاد برنامه‌هایی پیرامون استخدام، آموزش و رویدادها اولویت اصلی بسیاری از گروه‌های منابع انسانی در پایان هر سال است.

با این حال، نوع اساسی دیگری از برنامه‌ریزی وجود دارد که بسیاری از شرکت‌ها احتمالاً آن را از برنامه‌ریزی پایان سال خود مجزا کرده‌اند؛ یعنی “برنامه‌ریزی فرهنگی”.

برنامه‌ریزی فرهنگی فرآیند تعیین و مستندسازی کاری است که باید انجام شود تا یک شرکت به فرهنگ سازمانی ایده‌آل خود نزدیک‌تر شود و طرحی عملیاتی برای دستیابی به آن ترسیم شود. برای گروه‌هایی که به دنبال جذب و حفظ استعدادهای برتر هستند، ایجاد یک برنامه فرهنگی یک حرکت استراتژیک است که باید در اولویت قرار گیرد.

در این مقاله، نگاهی دقیق‌تر به مزایای برنامه‌ریزی فرهنگی می‌اندازیم و چهار مرحله برای ایجاد یک برنامه فرهنگی مؤثر را به شما می‌گوییم.

سه دلیل برای الزام به برنامه‌‌ریزی فرهنگی

به طور خلاصه، برنامه‌ریزی فرهنگی، زمینه را برای ایجاد یک محیط کاری آرام‌بخش فراهم می‌کند و به گروه‌های موجود و استعدادهای جدید اجازه می‌دهد تا بهترین کار خود را انجام دهند. در اینجا سه مزیت برنامه‌ریزی فرهنگی را بیان می‌کنیم.

1. فرهنگ، اول شرکت را تضمین می ‌کند

به طور کلی اگر شرکت‌ها از فرهنگ جاری خود مراقبت کنند، تجربه و سوددهی به طور خودکار از خودشان مراقبت خواهند کرد.

ایجاد یک محل کار ایده‌آل و توانمندسازی کارکنان برای بهینه‌سازی کارایی آن‌ها، پایه و اساس موفقیت در سایر زمینه‌های تجاری است.

این بدان معنی است که مطمئن شوید برنامه‌ریزی فرهنگی به طور مداوم و شفاف انجام می‌شود و گروه‌های منابع انسانی با سایر گروه‌های شرکت همکاری می‌کنند تا این برنامه‌ها را به واقعیت تبدیل کنند.

2. بر سازگاری تأکید دارد

GAN Integrity، متخصص انطباق و ارائه‌دهنده راه‌حل‌ها، فرهنگ انطباق را این‌گونه تعریف می‌کند: «فرهنگ انطباق زمانی اتفاق می‌افتد که انطباق بخش مرکزی و غیرقابل تغییر فرهنگ شرکت باشد». در این فرهنگ، اعضای گروه تلاش می‌کنند تا قوانین و مقررات را رعایت کنند و ارزش زیادی برای آن‌ها قائل شوند. این امر بسیار مهم است، زیرا فرهنگ انطباق به خوبی انجام شده است و اعتماد داخلی را تقویت می‌کند، کارایی عملیاتی را بهبود می‌بخشد و تعامل را افزایش می‌دهد.

به این دلایل، برنامه‌ریزی فرهنگی می‌تواند و باید شامل استراتژی‌هایی برای تقویت فرهنگ انطباق شرکت شما باشد. در طول فرایند برنامه‌ریزی، گروه‌های منابع انسانی می‌توانند انواع آموزش‌های انطباق مورد نیاز را بررسی کنند؛ فرآیندهایی را برای تعیین اینکه چه کسی به آموزش اضافی نیاز دارد، اجرا کرده و آهنگ‌های منظمی را برای اشتراک‌گذاری به‌روزرسانی‌های استانداردهای انطباق تنظیم نمایند.

گنجاندن این اطلاعات در یک برنامه فرهنگی همراه با جدول زمانی و شاخص‌های کلیدی عملکرد، ثبات را بهبود می‌بخشد.

3. به شما کمک می ‌کند نیروهای خود را حفظ کنید

برخی از دلایلی که کارمندان درخواست استعفای خود را ارائه می‌کنند لزوماً به فرهنگ شرکت مربوط نمی‌شود. با این حال، فرهنگ سازمانی مطلوب می‌تواند بر تصمیمات کارمندان برای ماندن در شرکت شما تأثیر بگذارد.

گاهی کارمندان در مورد جایی که در آن پتانسیل پیشرفت می‌بینند، بازخورد خود را به اشتراک می‌گذارند، خواسته‌های خود را در مورد فرهنگ شرکت و تجربه کارمندان نشان می‌دهند. آن‌ها ممکن است به یک محیط کاری انعطاف‌پذیر ابراز علاقه کنند یا اینکه انتظار داشته باشند که شرکت در مورد مسائل اجتماعی سختگیری کند. اگر این انتظارات برآورده نشد، ممکن است مایل به ترک شغل خود باشند.

گروه‌های منابع انسانی که به دنبال رسیدگی به گردش مالی و بهبود وضعیت آن هستند، می‌توانند به طور قابل توجهی از برنامه‌ریزی فرهنگی بهره ببرند.

 

چهار گام برای برنامه‌ ریزی فرهنگی موفق

برنامه‌ریزی فرهنگی نقش مهمی در حفظ استعدادها، استخدام نیروهای جدید موفق و رسیدن به اهداف دیگر در همه بخش‌ها ایفا می‌کند.

برای کمک به شروع، در اینجا یک فرآیند ساده وجود دارد که می‌توانید برای حذف حدس و گمان از برنامه‌ریزی فرهنگی دنبال کنید.

1. جمع ‌آوری بازخورد

حتماً به فکر اضافه کردن یک نظرسنجی در برنامه خود باشید.

برای بالا بردن میزان اثربخشی، مطمئن شوید که تمام اقدامات لازم را انجام می‌دهید:

قبل از نظرسنجی ارتباط برقرار کنید

علاوه بر تدارکات، کارکنان باید بدانند که چرا شرکت در نظرسنجی مهم است تا احساس کنند مجبور به ارائه بازخورد هستند.

نظرسنجی را راه‌اندازی کنید

در روز نظرسنجی، به یاد داشته باشید که از طریق تمام کانال‌های اصلی ارتباط برقرار کنید.

پس از نظرسنجی ارتباط برقرار کنید

پس از پایان نظرسنجی، از کارمندان به خاطر مشارکتشان تشکر کنید و به آن‌ها اطلاع دهید که در آینده چه اتفاقی می‌افتد؛ چه زمانی می‌توانند نتایج را ببینند.

با توجه به نتایج نظرسنجی اقدام کنید

هنگامی که گروه شما بررسی نتایج نظرسنجی را به پایان رساند، نتایج نظرسنجی را به مدیران اطلاع دهید، از جمله اینکه چگونه باید اقدام کنید. سپس، روند را به طور منظم دنبال کرده و به‌روز کنید. این امر بسیار مهمی است؛ زیرا اگر کارمندان احساس ‌کنند که بازخورد آن‌ها منجر به تغییر واقعی نمی‌شود، ممکن است تصمیم بگیرند که در نظرسنجی بعدی شما شرکت نکنند.

2. تعیین و اولویت ‌بندی اهداف

در برنامه خود می‌توانید اهدافی را تعیین کرده و اولویت‌بندی کنید. از امتیازاتی که دریافت کرده‌اید برای تعیین اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت استفاده کنید و تصمیم بگیرید که کدام‌یک را در سال جدید شروع کنید.

به عنوان بخشی از برنامه فرهنگی خود، به این موضوع بپردازید که برای اهداف شما چگونه به واقعیت تبدیل خواهند شد؟ اگر نظرسنجی‌ها به شما نشان داده است که هم‌گروهی‌های رده پایین و میانی در شرکت شما احساس می‌کنند که توسط مدیران ارشد شنیده نمی‌شوند، ایجاد فرهنگ گوش دادن در شرکت، یک هدف بلندمدت عالی خواهد بود.

3. تقسیم وظایف

هنگامی که اهداف خود را شناختید، زمان آن رسیده است که تعیین کنید مسئولیت هر بخش از برنامه بر عهده چه کسی خواهد بود.

در گروه خود، می‌توانید تعیین کنید که چه کسی برای مدیریت هر هدف مناسب‌تر است. تقسیم مسئولیت‌ها تأکید می‌کند که برنامه‌ریزی فرهنگی یک تلاش گروهی است که به مهارت‌ها و بینش افراد متعدد نیاز دارد.

4. انتظارات خود را تنظیم کنید

اگرچه برنامه‌ریزی فرهنگی ممکن است یک فعالیت سالانه (یا حتی بیشتر) باشد، اما یک بازی طولانی نیز هست. اگر شرکت شما چندین هدف پیچیده را در برنامه فرهنگی خود دارد، ممکن است سال‌ها طول بکشد تا بتوانید برخی از آن‌ها را عملی کنید. پس باید بدانید که فرهنگ یک سازمان یک‌شبه تغییر نمی‌کند.

همان‌طور که استراتژی‌های جدیدی را برای رسیدن به اهداف خاص در طول سال امتحان می‌کنید، ممکن است لازم باشد برنامه خود را براساس اینکه چه مزایا و معایبی دارد، به‌روز کنید. نیازهای جدید ممکن است خود را نشان دهند، بنابراین به کاوش در مورد آنچه کارکنان سازمان شما برای موفقیت به آن نیاز دارند، ادامه دهید.

یک برنامه فرهنگی بسازید که کارکنان را در اولویت قرار دهد

برنامه‌ریزی فرهنگی، بخش جدایی‌ناپذیر یک شرکت است. نیازهای کارکنان را اولویت‌بندی می‌کند، بر اخلاقیات و انطباق تأکید دارد و احتمال حفظ استعدادها را افزایش می‌دهد.

هنگام ایجاد یک برنامه فرهنگی، با توجه کردن به دغدغه‌های کارکنان در کل سازمان، آگاهی از نیازهای آن‌ها و استفاده از آن اطلاعات برای توسعه و اولویت‌بندی اهداف خود، کار را شروع کنید.

به یاد داشته باشید که اجرای برنامه‌ها یک تلاش گروهی است، کاری که مستلزم همکاری رهبری، مدیران و کارمندانی است که می‌خواهید از آن‌ها حمایت کنید. برنامه خود را انعطاف‌پذیر نگه دارید و آن را در صورت لزوم با همه تطبیق دهید، حتی زمانی که گروه شما، شرکت شما و کل چشم‌انداز کاری همچنان در حال تکامل هستند.

فرهنگ سازمانی

منظور از فرهنگ سازمانی!

مفهوم فرهنگ سازمانی معمولاً به باورها، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری و درک مشترک اعضای یک سازمان اطلاق می‌شود.

این موارد ممکن است با نمادهای سازمانی، داستان‌ها و اسطوره‌هایی مرتبط باشند که بیانگر فرهنگ هستند و به اجتماعی شدن افراد در سازمان کمک می‌کنند؛ تصاویر، محصولات، لباس‌ها، ساختمان‌ها و دیگر مصنوعاتی که به طور فیزیکی فرهنگ را تجسم می‌کنند.

با این حال، تفاوت‌های قابل‌توجهی بین محققان در مورد چگونگی تعریف فرهنگ سازمانی و نحوه مطالعه آن وجود دارد.

فرهنگ سازمانی چیست؟

درواقع فرهنگ سازمانی مجموعه‌ای از ارزش‌ها، انتظارات و شیوه‌هایی است که اقدامات همه اعضای تیم را هدایت و مدیریت می‌کند. به این مفهوم، به عنوان مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی نگاه کنید که شرکت شما را به آن چیزی که می‌خواهد تبدیل می‌کند. یک فرهنگ عالی، نمونه‌ای از ویژگی‌های مثبت است که منجر به بهبود عملکرد می‌شود، در حالی که فرهنگ شرکتی ناکارآمد، ویژگی‌هایی را نشان می‌دهد که حتی می‌تواند مانع موفقیت سازمان‌ها شود.

فرهنگ را با اهداف سازمانی یا بیانیه مأموریت اشتباه نگیرید، اگرچه هردوی این مفاهیم می‌توانند به تعریف آن کمک کنند. فرهنگ از طریق رفتارهای منسجم و معتبر ایجاد می‌شود، نه بیانیه‌های مطبوعاتی و نه اسناد سیاسی. وقتی می‌بینید که چگونه یک مدیرعامل به یک بحران واکنش نشان می‌دهد، چگونه یک تیم با خواسته‌های مشتری جدید سازگار می‌شود یا چگونه یک مدیر امور کارمندی را که دچار اشتباه شده است، اصلاح می‌کند، در واقع شما در حال تماشای فرهنگ شرکت هستید.

سطوح فرهنگ سازمانی

مشکلات دیگر در تعریف این مفهوم، با آنچه “سطوح” فرهنگ نامیده می‌شود مرتبط است.

فرهنگ در جوامع پیشرفته را می‌توان در سطح ملی، منطقه‌ای (به معنای بیشتر در محدوده مرزهای ژئوپلیتیکی اما نه منحصراً)، نهادی سازمانی و در سطح خرده‌فرهنگ‌های درونی سازمان‌هایی که حول گروه‌های اجتماعی رسمی یا غیررسمی هستند، شناسایی کرد. با این حال، خرده‌فرهنگ‌ها ممکن است در سطوح ملی و منطقه‌ای وجود داشته باشند و از مرزهای سازمانی نیز عبور کنند.

سازمان‌های متنوع به طور خاص ممکن است با چندین فرهنگ منطقه‌ای و ملی تلاقی داشته باشند، به طوری که تشخیص فرهنگ سازمان به عنوان المانی جدا از فرهنگ‌های محلی و ملی که در آن گنجانده شده است، دشوار می‌شود. برخی از نویسندگان بین فرهنگ مدیریت ارشد یا فرهنگ رسمی شرکت و فرهنگ سازمانی یا فرهنگ محل کار تمایز قائل می‌شوند. فرهنگ سازمانی یا محل کار آن چیزی است که در سازمان رشد یا ظهور می‌کند و بر خلاقیت اعضای سازمان که بر عنوان “فرهنگ‌ساز” تأکید می‌کنند، شاید حتی در مقابل فرهنگ غالب مقاومت کند.

اهمیت مفهوم فرهنگ سازمانی

  • مفهوم فرهنگ سازمانی هم به دلیل اینکه توجه را به خود جلب می‌کرد و هم به دلیل آن قدرتی که ایجاد می‌کرد، اهمیت پیدا کرد. این مفهوم بر این واقعیت تأکید می‌کند که سازمان‌ها چندبعدی هستند و اینکه چگونه افراد نسبت به آن‌ها احساس و درک پیدا خواهند کرد.
  • بر پتانسیل خلاق پنهان انسان برای دگرگونی سازمان‌ها و اهمیت آنچه در روابط روزمره اتفاق می‌افتد “به جای گزارش صرف در شرکت” تأکید می‌کند.
  • موجی از علاقه به ابعاد انسانی و عناصر “انسانی‌تر” سازمان‌دهی را منتشر و بستری را برای متخصصان منابع انسانی فراهم می‌کند تا در مورد همسویی بیشتر سبک‌های رهبری، چشم‌انداز، روش‌های استخدام، ساختارهای پاداش و روش‌های غیررسمی مدیریت در رابطه استدلال کنند.
  • علیرغم ارتباط ناخوشایند فرهنگ با مدگرایی، به یک مفهوم اصلی در تئوری سازمان تبدیل شده و درک ما از مدیریت منابع انسانی، مدیریت تغییر سازمانی و اجرای استراتژی را تغییر داده است.

چهار نوع فرهنگ سازمانی

  1. فرهنگ ادوکراسی: ایجاد فرهنگ پویا و کارآفرین
  2. فرهنگ قبیله‌ای: فرهنگ مشارکتی مردم مدار و دوستانه
  3. فرهنگ سلسله مراتبی: فرهنگ کنترلی فرآیندگرا و ساختاریافته
  4. فرهنگ بازاری: فرهنگ نتیجه‌گرا و رقابتی

چگونه فرهنگ سازمانی مناسبی را برای کسب و کار خود انتخاب کنیم؟

برای تعیین مناسب‌ترین فرهنگ، اهداف سازمانی خود، سبک‌های کاری تیم و همچنین تغییراتی را که کسب‌وکار شما در حال انجام است، در نظر بگیرید. صرف نظر از فرهنگ سازمانی که انتخاب می‌کنید، ارائه یک تجربه مثبت برای کارکنان و موفقیت در بازار کار امروز، برای سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای حیاتی شده است.

شما می‌توانید از ابزار ارزیابی فرهنگی سازمانی (OCAI) براساس چارچوب ارزش‌های رقابتی استفاده کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا درک کنید که فرهنگ فعلی و ترجیحی محل کار شما چیست. به این ترتیب، می‌توانید مسیر خود را به سمت فرهنگ محل کار مورد نظر خود ادامه دهید.

تحول فرهنگی، فرآیند تغییر فرهنگ سازمانی شما است تا فرهنگ را با چشم‌انداز، مأموریت و ارزش‌های اصلی سازمان و در جهت دستیابی به اهداف استراتژیک خود تطبیق دهید.

نقش منابع انسانی در شکل دادن به فرهنگ سازمانی

رهبری، نقش مهمی در شکل دادن به فرهنگ ایفا می‌کند. منابع انسانی نیز نقش مهمی در شکل دادن به فرهنگ و تأثیرگذاری بر رهبری دارد. رهبران منابع انسانی، مسئول همسویی مدیران و کارکنان با فرهنگ مورد نظر، پرورش احساس مالکیت برای آن فرهنگ و حفظ مسئولیت در تمام سطوح شرکت هستند. بنابراین، منابع انسانی باید رهبران و مدیران را آموزش و تجهیز کند تا از ارزش‌های فرهنگی الگوبرداری کنند و نقش‌های خود را در پرورش فرهنگ مطلوب بر عهده بگیرند.

فرهنگ یک سازمان در کل چرخه زندگی کارکنان، خود را در زمینه‌هایی زیر نشان می‌دهد:

  • فرآیند استخدام
  • ورود کارکنان به سازمان و واحدهای تجاری
  • مدیریت اجرایی
  • توسعه مهارت‌ها
  • نحوه انضباط و برقراری نظم در بین کارکنان
  • تصمیمات گرفته‌شده از نتایج بررسی اقدامات کارکنان

ویژگی‌های یک فرهنگ سازمانی عالی

فرهنگ هر سازمانی متفاوت است و مهم این است که شما به دنبال آن چیزی باشید که شرکت شما را منحصربه‌فرد می‌کند. با این حال، فرهنگ سازمان‌های با عملکرد بالا به‌طور مداوم ویژگی‌های خاصی را منعکس می‌کند که باید به دنبال پرورش آن‌ها باشید:

  1. همسویی

زمانی اتفاق می‌افتد که اهداف شرکت و انگیزه‌های کارکنان آن همه در یک جهت باشد.

  1. قدردانی

می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد: تجلیل عمومی، یادداشت تشکر، ترفیع.

  1. اعتماد

برای یک سازمان حیاتی است. با فرهنگ اعتماد، اعضای تیم می‌توانند خود را ابراز کنند و از همکاران خود نیز، در هنگام ارائه ایده‌های جدید حمایت نمایند.

  1. عملکرد اصلی

یک شاخص کلیدی است، زیرا شرکت‌های بزرگ فرهنگی ایجاد می‌کنند که به معنای تجارت است.

  1. انعطاف‌پذیری

یک کیفیت بسیار مهم در محیط‌های بسیار پویا است که در آن تغییرات به طور مداوم وجود دارد. فرهنگ انعطاف‌پذیر به رهبران آموزش می‌دهد که مراقب تغییرات باشند و به راحتی به آن واکنش نشان دهند.

  1. کار تیمی

که شامل همکاری، ارتباط و احترام بین اعضای تیم است. وقتی همه اعضای تیم از یکدیگر حمایت می‌کنند، کارمندان کارهای بیشتری انجام می‌دهند و در حین انجام آن احساس خوشحالی بیشتری می‌کنند.

  1. صداقت

برای همه تیم‌ها، زمانی که برای تصمیم‌گیری به یکدیگر متکی هستند، حیاتی است. صداقت و شفافیت مؤلفه‌های حیاتی این جنبه از فرهنگ است.

  1. نوآوری در کار

سازمان‌ها را به سمت استفاده حداکثری از فناوری‌ها، منابع و بازارهای موجود سوق می‌دهد. فرهنگ نوآوری به این معنی است که شما تفکر خلاق را در تمام جنبه‌های کسب و کار خود، به کار می‌گیرید.

  1. ایمنی روانی

حمایتی را که کارکنان برای ریسک کردن و ارائه بازخورد صادقانه نیاز دارند، فراهم می‌کند.

کلام آخر

فرهنگ سازمانی، بر نحوه رویکرد شرکت شما به کار و تجارت، برند آن و اینکه آیا به اهداف سازمانی خود می‌رسد یا خیر، تأثیر قابل توجهی دارد. با آگاهی از انواع مختلف فرهنگ سازمانی، متوجه می‌شوید که سازمان شما آرزوی داشتن کدام نوع را دارد و برای رسیدن به آن، چه چیزی را باید تغییر دهید.

رهبران منابع انسانی همچنین می‌دانند که در شکل دادن به فرهنگ سازمانی، تأثیرگذار و عامل تغییر هستند. مهم‌تر از همه، می‌دانند که چه ابتکاراتی بر اساس فرهنگ فعلی یا فرهنگی که سازمانش آرزوی آن را دارند، مفیدتر است.

تاثیر محیط کار بر کارکنان

چگونه محیط فیزیکی می‌تواند بر تجربه کارکنان مؤثر باشد؟

جیکوب مورگان آینده‌پژوه، سخنران و نویسنده‌ کتاب‌های پرفروشی در حوزه‌های مدیریت ازجمله رهبری و تجربه کارکنان است.

از نظر او سه عامل کلیدی مفهوم تجربه کارمندان را شکل میدهند:

  1. تکنولوژی
  2. فرهنگ
  3. محیط فیزیکی

در مقاله حاضر قصد داریم به ارائه خلاصه نکات مورگان در مورد اثر محیط فیزیکی بر تجربه کارکنان بپردازیم.

محیط فیزیکی به بیان ساده یعنی پیرامون و اطراف ما و هرآنچه که در آن وجود داشته و در آن اتفاق میوفتد. از تابلوهای هنری که روی دیوار آویزان می‌کنیم گرفته تا وعده غذایی که از طرف شرکت برای کارمندان تدارک دیده می‌شود. همه این‌ها حدود ۳۰ درصد از تجربه‌ کارمندان را رقم می‌زند.

همه افراد علاقه دارند که در طول روز زمان خود را در محیطی انرژی‌بخش و الهام‌دهنده بگذرانند. محیطی که این ویژگی‌ها را داشته باشد باعث رشد خلاقیت و افزایش میزان درگیری و تعامل کارمندان با سازمان می‌شود. علاوه‌برآن محیط فیزیکی به‌نحوی تداعی‌کننده ماهیت شرکت است. درصورتی‌که افراد از محیط فیزیکی خود راضی باشند و حس مثبتی دریافت کنند نسبت‌به کل سازمان حس مثبتی خواهند داشت و برعکس آن هم درست است.

با گسترش فضای کار اشتراکی و بستر اتصال جهانی و فناوری‌هایی که همکاری بین افراد را آسان‌تر می‌کنند بسیاری از مردم فکر می‌کردند که به‌زودی مفهوم دفتر کار از بین برود. این ایده تا زمانی درست است که مفهوم دفتر به‌معنای سنتی آن را در نظرداشته باشیم. یعنی اتاقی با دیوارهای خاکستری و وسایل رنگ و رو رفته!

چنین مفهومی در حال از بین رفتن است اما ساختمان‌ها و دفاتر درحال پشت سر گذاشتن رنسانس در طراحی هستند و این‌بار دفاتر کار به‌عنوان پایگاهی که تجربه کارکنان در آن‌جا رقم می‌خورد باز طراحی خواهند شد و به فعالیت خود ادامه خواهند داد.

طبق گزارشات، املاک تجاری در آمریکا به بالاترین قیمت خود در سال‌های گذشته رسیدند و شرکت‌های بزرگی مثل آمازون، سامسونگ، دی لویت، مایکروسافت و… درحال سرمایه‌گذاری روی محیط فیزیکی به‌عنوان مرکز تجربه کارمندان هستند.

این فرایند مثل طراحی مجدد یک ماشین است زمانی‌که موتور آن را ارتقا دهیم اما اتاق داخلی آن مثل قبل باشد. در این حالت ممکن است که خودرو قدرت‌مندتر شده باشد اما باز هم افراد دوست ندارند در آن زمان بگذرانند. مطالعه‌ای در مجله مدیریت بریتانیا نشان داد که بین فضای کاری کارکنان و هویت اجتماعی و آسایش روانی آن‌ها ارتباط مستقیم وجود دارد‌.

برای اینکه سازمان ها بتوانند یک محیط فیزیکی عالی برای کارکنان خود ایجاد کنند باید روی ویژگی‌های اصلی آن تمرکز کرده که در ادامه به‌اختصار توضیح داده خواهند شد:

  • افراد بتوانند دوستان و بازدیدکنندگانی را به محیط کار دعوت کنند.
  • کارها دارای انعطاف باشد.
  • ارزش‌های سازمان منعکس شود.
  • از گزینه‌های فضای کاری متعدد استفاده شود.

با تمرکز بر این حوزه‌ها شرکت‌ها می‌تواند محیط فیزیکی مناسبی را برای کارکنان خود ایجاد کرده و آن‌ها را تشویق کنند تا درگیر کار شوند و بهترین عملکرد را از خود نشان بدهند.

مدیریت غم و اندوه در کارکنان

مدیریت غم و اندوه در کارکنان

اندوه یک مساله جهانی بوده و یکی از دردناک‌ترین احساساتی است که همه ما در طول زندگی تجربه خواهیم کرد. همه می‌دانیم که از دست دادن عزیزان، همه جنبه‌های زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این روزها که بیش از هر زمانی خبر مرگ به گوشمان می‌رسد باید بدانیم مدیران سازمان‌ها علاوه‌بر انجام کارهای کلیشه‌ای مانند ارسال گل و آگهی ترحیم، وظایف اساسی‌تری نسبت به فرد داغدار دارند. در واقع فرهنگ سوگواری از جمله مواردی است که در سازمان‌ها نادیده گرفته شده است. برای خلق یک تجربه خوب برای کارکنان باید همه ابعاد زندگی شغلی را در نظر گرفت و برایش برنامه‌ریزی داشت. هم اتفاقات خوشایند و هم اتفاقات تلخ و ناخوشایندی مثل داغدار شدن. بعد از تجربه از دست دادن عزیزان، یکی از سخت‌ترین کارها برگشت به دنیای کار و زندگی عادی است. کنترل غم و اندوه در محل کار در چنین مواقعی می‌تواند برای فرد، همکاران و مدیران سازمان بسیار چالش‌برانگیز باشد. معمولا فرهنگ کاری ما به جز مرخصی و پرداخت وام در چنین مواقعی هیچ استانداردی برای رسیدگی به غم و اندوه کارکنان ندارد. باید بدانیم برای بعضی افراد داغدار برگشت سریع به کار باعث حواس‌پرتی از غم شده و مفید است؛ اما برای بعضی افراد اینطور نبوده و مدیریت احساسات در کار بسیار سخت و استرس زا است. مخصوصا برای افرادی که در مدت مرخصی، فرصت سوگواری نداشته و درگیر برنامه‌ریزی مراسم خاکسپاری و عزاداری بوده‌اند. در چنین مواقعی، مدیریت مسئولیت شغلی و اندوه در محل کار بسیار طاقت فرساست. در این روزها چیزهای جزیی هم می‌تواند فرد را یاد فقدان عزیزانش بیندازد و در طول روز با احساس غم و اشک همراه باشد. در چنین مواقعی وظیفه مدیران و منابع انسانی سازمان‌ها این است که در مرحله سوگواری کنار کارکنان خود باشند و بدانند:

مدت زمان سوگواری برای همه یکسان نیست

در نظر داشته باشید مدت و نحوه سوگواری آدم‌ها باهم متفاوت است و باید صبورانه در این مراحل کنار کارکنان خود باشید.

انتظارات خود را کاهش و به شخص عزادار اطلاع دهید

یکی از استرس‌های کارکنان در این مواقع این است که نتوانند طبق انتظارات مدیر خود عمل کنند و این مساله اندوه و اضطراب درونی را در فرد افزایش خواهد داد. با کارکنان خود در مورد اینکه در این شرایط انتظار بالایی از او ندارید صحبت کنید. به او اطمینان دهید در این مرحله الویت فقط سلامتی و آرامش اوست و نه انجام با کیفیت کار. این اطمینان خاطر باعث کاهش اضطراب در فرد خواهد شد.

به حریم خصوصی شخص عزادار احترام بگذارید

هر یک از همکاران پس از مطلع شدن از سوگ همکار باید از او سوال کنند که آیا تمایلی دارد این مساله در سطح سازمان مطرح گردد یا خیر. گاهی اطلاع‌رسانی همگانی و عرض تسلیت وقت و بی‌وقت همکاران پس از بازگشت، باعث اندوه بیشتر خواهد شد و گاهی برعکس دلداری همکاران باعث قوت قلب خواهد شد. حتما این مساله را از خود فرد جویا شوید. به حریم خصوصی فرد احترام گذاشته و تا زمانی‌ که فرد تمایلی به مطرح کردن جزییات مرگ عزیزانش نداشته، هیچ سوالی از او نپرسید.

حجم کار فرد داغدار را کاهش دهید

به جای استفاده از کلمات و حرف‌های تکراری در عرض تسلیت، به طرز چشمگیری حجم وظایف فرد را کاهش دهید تا استرس ناشی از کار، حال روحی فرد را بدتر نکند. داشتن حجم کاری سبک، به طی کردن سریع‌تر این دوران کمک خواهد کرد و همچنین نشان‌دهنده حمایت شما از او است.

برای بازگشت همکار داغدار برنامه‌ریزی داشته باشید

در مورد تفویض بخشی از وظایف همکار داغدار در مدت اندوه، به شخص دیگر برنامه‌ریزی و جایگزین تعیین کنید. متناسب با اتفاق افتاده روانشناس یا روانپزشکی را جهت کمک به سلامت روان همکار بیابید و حتما پس از بازگشت، همکار را تشویق به استفاده از مشاور کنید. یا برای مثال روز مادر برنامه ویژه‌ای برای همکاری که مادر خود را به تازگی از دست داده داشته باشید.

متوجه نیازهای خاص همکار داغدار باشید

به شرایط و نیازهای خاص همکار سوگوار توجه داشته باشید. مثلا یافتن یک مربی مطمئن برای نگهداری از فرزند خردسال همکاری که همسرش را از دست داده یا پرداخت مبلغی بیش از حقوق به همکاری که پس از صرف هزینه‌های هنگفت پزشکی، عزیز خود را از دست داده. توجه داشته باشید که این حمایت‌ها صرفا باعث ایجاد دلگرمی در شخص سوگوار نخواهد شد و باقی کارکنان نیز با دیدن حمایت‌های سازمان دلگرم‌تر و دلبسته‌تر به مشارکت در کارها خواهند پرداخت. در پایان جمله معروفی هست که می گوید: “اندوه مانند یک اقیانوس است؛ با امواج فروکش کرده و جاری می‌شود. گاهی آب آرام است و گاهی اوقات خروشان. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که شنا را بیاموزیم.”
شش هدف اصلی تجربه کارکنان

شش هدف اصلی تجربه کارکنان

همان‌طور که شرایط و وضعیت بازار کار به طور چشمگیری در حال تغییر است، متخصصان تجربه کارکنان  وظیفه بسیار مهم و چشم‌گیری پیدا کرده‌اند.

نسل جدید مدیریت تجربه کارمندان، نقش‌های مختلفی را ایفا می‌کند و سرعت بالای رشد آن‌ اثباتی بر این ادعا است که تجربه کارمندان به عنوان وسیله‌ای برای توسعه و ارزیابی مجدد نقش سنتی منابع انسانی، به یک شریک تجاری استراتژیک تبدیل شده است.

متخصصان تجربه کارکنان که به اطلاعات مربوط به کارکنان خود آگاه هستند، با طراحی روش‌هایی برای بهبود روش‌های مدیریت نیروی کار، با چالش‌های زیادی روبرو می‌شوند. به عنوان مثال، این موارد شامل استخدام نیروی جدید، مدیریت تجربه کاری نیروها، و بهینه‌سازی کارهای طولانی‌مدت است.

بدیهی است که در حال حاضر تجربه کارمندان در حال تغییر و اصلاح محیط کار است. بنابراین باید بدانیم که اهداف اصلی مدیریت تجربه کارکنان چیست؟

1. قرار دادن ارتباطات در دل تجربه کارمند

متخصصان تجربه کارمندان در حال توسعه و ارتقای دامنه منابع انسانی هستند تا تمام راه‌های ارتباطی را که کارمندان در طول کار در شرکت دارند، شامل شود. یکی از نتایج اصلی تحول تجربه کارمندان، تغییر وضعیت ساختاری ارتباطات داخلی است.

هدف اصلی این است که تا حد ممکن کل تجربه کارمند را ارتقا دهیم. این مسئله را می‌توان بیشتر به 3 هدف اصلی تقسیم کرد:

  • جذب کارکنان بااستعداد
  • نگه‌داشتن کارکنان در فضای کار برای مدت طولانی‌تر از میانگین ملی
  • تبدیل کارکنان به سفیران برند کارفرمایی

مدیران تجربه کارمند، مسئول طراحی برنامه‌های سازمان خود هستند تا تجربه کاری کارکنان را تا حد امکان سودمند و بهینه کنند.

در این بخش، استراتژی‌های بازاریابی از طریق ارتباطات داخلی به دست می‌آید و هدف آن کانال‌های خاصی خواهد بود.

2. ایجاد و حفظ فرهنگ محل کار

مهم‌ترین هدف تجربه کارکنان در یک شرکت، ایجاد راه‌هایی برای تحقق بخشیدن به اهداف آن شرکت است. بنابراین، این امر یکی از مسئولیت‌های حیاتی مدیران تجربه کارمندان است.

برای بسیاری از رهبران تجربه کارکنان، اولویت اول، تعریف فرهنگ سازمانی برای شرکتشان است. این فرآیند با شناسایی مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های کاری یک شرکت آغاز می‌شود.

  • مأموریت

چگونه به کارمندان، مشتریان و شرکای خود توضیح می‌دهید که کسب‌وکار شما به چه کار می‌آید؟

  • چشم‌انداز

شرکت شما در راستای تبدیل شدن به چه چیزی است؟ برنامه شما برای رسیدن به آن چیست؟

  • ارزش‌ها

شما و کارمندان شما به چه چیزی باور دارید و چگونه این باورها را عملی می‌کنید؟

3. تطبیق اطلاعات کارکنان با بینش سازمان

نقشی که توسط فناوری تجزیه و تحلیل ایفا می‌شود، با ابزارهای جدید طراحی شده برای استخراج معیارهای کلیدی لازم برای ایجاد پایه و اساس کل سفر کارکنان، منابع انسانی را به شدت متحول می‌کند.

اطلاعات مربوط به افراد، که آن‌ها را در سازمان توصیف می‌کند، تجربه کاری کارمندان را شخصی‌سازی می‌کند و تجربیات هدفمندی را به وجود می‌آورد که با اهداف آموزش فردی و مسیرهای شغلی همسو می‌شوند. به عبارت دیگر، ایده اصلی، تطبیق علایق کارکنان با اهداف سازمانی است.

همه اطلاعات از جمله داده‌های مربوط به پیشرفت شغلی، انتقالات شغلی و عملکرد افراد به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا ارزش طول عمر استعدادها را محاسبه کنند، مهم‌تر از همه، بینش‌های مفیدی را ارائه می‌کند که می‌تواند به بهینه‌سازی مجموعه‌ای از راه‌های ارتباطی در طول فعالیت کارمند کمک کند.

5. رسیدن به نسل جدید کارکنان

یکی از عوامل اصلی افزایش و متناسب بودن تجربه کارکنان، افزایش تعداد هزاره‌ها و نسل Z در محل کار است. حضور و انتظارات این کارکنان جوان‌تر، سازمان‌های آینده‌نگر را ملزم ساخته است که ساختار و هدف خود را به طور اساسی بازتعریف نمایند.

باید بدانیم که نگرانی‌های نسل‌های مختلف کارکنان به تعامل ختم نمی‌شود. نسل هزاره نیز محتمل‌ترین نسلی هستند که شغل خود را تغییر می‌دهند و از هر ده نفر، برای شش نفر آن‌ها فرصت‌های شغلی جدید وجود دارد.

در واقع نسل Z که در سال 2020 بیست درصد از نیروی کار را تشکیل می‌داد، انتظار دارند که ارتباطات سریع، ثابت و در دسترس با همکارانشان داشته باشند.

البته ترفند درگیر کردن یک نسل در محل کار این است که این کار را بدون احتمال ایجاد احساس غریبی با چهار نسل دیگر انجام دهیم. هر فرد ازهر نسلی از کارکنان می‌خواهد به اخبار، اطلاعات و خدمات مکفی دسترسی داشته باشد؛ اما تمایل دارد دسترسی به آن‌ها آسان نیز باشد.

6. بهبود نام تجاری کارفرما

مسئولیت اصلی مدیریت تجربه کارکنان، برقراری ارتباط با برند کارفرمایی آن‌ها است. بنابراین، این وظیفه متخصصان تجربه کارکنان است که به طور استراتژیک در مورد چگونگی تبلیغ برند خود در داخل و خارج سازمان و همچنین درک نحوه تأثیرگذاری بر نگرش در مورد آن، برنامه‌ریزی کنند.

اعتبار برند یک سازمان بهترین راه برای جذب و حفظ افرادی است که باعث موفقیت آن سازمان می‌شوند.

متخصصان تجربه کارکنان می‌دانند که برند سازمان چیزی نیست که بتوان به بازار دیکته کرد. می‌توان گفت که این افراد باید در به دست آوردن تصویری دقیق از نحوه نگرش مردم به سازمان خود ماهر باشند.