اندوه یک مساله جهانی بوده و یکی از دردناکترین احساساتی است که همه ما در طول زندگی تجربه خواهیم کرد. همه میدانیم که از دست دادن عزیزان، همه جنبههای زندگی را تحت تاثیر قرار میدهد. در این روزها که بیش از هر زمانی خبر مرگ به گوشمان میرسد باید بدانیم مدیران سازمانها علاوهبر انجام کارهای کلیشهای مانند ارسال گل و آگهی ترحیم، وظایف اساسیتری نسبت به فرد داغدار دارند. در واقع فرهنگ سوگواری از جمله مواردی است که در سازمانها نادیده گرفته شده است. برای خلق یک تجربه خوب برای کارکنان باید همه ابعاد زندگی شغلی را در نظر گرفت و برایش برنامهریزی داشت. هم اتفاقات خوشایند و هم اتفاقات تلخ و ناخوشایندی مثل داغدار شدن.
بعد از تجربه از دست دادن عزیزان، یکی از سختترین کارها برگشت به دنیای کار و زندگی عادی است. کنترل غم و اندوه در محل کار در چنین مواقعی میتواند برای فرد، همکاران و مدیران سازمان بسیار چالشبرانگیز باشد.
معمولا فرهنگ کاری ما به جز مرخصی و پرداخت وام در چنین مواقعی هیچ استانداردی برای رسیدگی به غم و اندوه کارکنان ندارد.
باید بدانیم برای بعضی افراد داغدار برگشت سریع به کار باعث حواسپرتی از غم شده و مفید است؛ اما برای بعضی افراد اینطور نبوده و مدیریت احساسات در کار بسیار سخت و استرس زا است. مخصوصا برای افرادی که در مدت مرخصی، فرصت سوگواری نداشته و درگیر برنامهریزی مراسم خاکسپاری و عزاداری بودهاند.
در چنین مواقعی، مدیریت مسئولیت شغلی و اندوه در محل کار بسیار طاقت فرساست. در این روزها چیزهای جزیی هم میتواند فرد را یاد فقدان عزیزانش بیندازد و در طول روز با احساس غم و اشک همراه باشد.
در چنین مواقعی وظیفه مدیران و منابع انسانی سازمانها این است که در مرحله سوگواری کنار کارکنان خود باشند و بدانند:
مدت زمان سوگواری برای همه یکسان نیست
در نظر داشته باشید مدت و نحوه سوگواری آدمها باهم متفاوت است و باید صبورانه در این مراحل کنار کارکنان خود باشید.
انتظارات خود را کاهش و به شخص عزادار اطلاع دهید
یکی از استرسهای کارکنان در این مواقع این است که نتوانند طبق انتظارات مدیر خود عمل کنند و این مساله اندوه و اضطراب درونی را در فرد افزایش خواهد داد. با کارکنان خود در مورد اینکه در این شرایط انتظار بالایی از او ندارید صحبت کنید. به او اطمینان دهید در این مرحله الویت فقط سلامتی و آرامش اوست و نه انجام با کیفیت کار. این اطمینان خاطر باعث کاهش اضطراب در فرد خواهد شد.
به حریم خصوصی شخص عزادار احترام بگذارید
هر یک از همکاران پس از مطلع شدن از سوگ همکار باید از او سوال کنند که آیا تمایلی دارد این مساله در سطح سازمان مطرح گردد یا خیر. گاهی اطلاعرسانی همگانی و عرض تسلیت وقت و بیوقت همکاران پس از بازگشت، باعث اندوه بیشتر خواهد شد و گاهی برعکس دلداری همکاران باعث قوت قلب خواهد شد. حتما این مساله را از خود فرد جویا شوید. به حریم خصوصی فرد احترام گذاشته و تا زمانی که فرد تمایلی به مطرح کردن جزییات مرگ عزیزانش نداشته، هیچ سوالی از او نپرسید.
حجم کار فرد داغدار را کاهش دهید
به جای استفاده از کلمات و حرفهای تکراری در عرض تسلیت، به طرز چشمگیری حجم وظایف فرد را کاهش دهید تا استرس ناشی از کار، حال روحی فرد را بدتر نکند. داشتن حجم کاری سبک، به طی کردن سریعتر این دوران کمک خواهد کرد و همچنین نشاندهنده حمایت شما از او است.
برای بازگشت همکار داغدار برنامهریزی داشته باشید
در مورد تفویض بخشی از وظایف همکار داغدار در مدت اندوه، به شخص دیگر برنامهریزی و جایگزین تعیین کنید. متناسب با اتفاق افتاده روانشناس یا روانپزشکی را جهت کمک به سلامت روان همکار بیابید و حتما پس از بازگشت، همکار را تشویق به استفاده از مشاور کنید. یا برای مثال روز مادر برنامه ویژهای برای همکاری که مادر خود را به تازگی از دست داده داشته باشید.
متوجه نیازهای خاص همکار داغدار باشید
به شرایط و نیازهای خاص همکار سوگوار توجه داشته باشید. مثلا یافتن یک مربی مطمئن برای نگهداری از فرزند خردسال همکاری که همسرش را از دست داده یا پرداخت مبلغی بیش از حقوق به همکاری که پس از صرف هزینههای هنگفت پزشکی، عزیز خود را از دست داده.
توجه داشته باشید که این حمایتها صرفا باعث ایجاد دلگرمی در شخص سوگوار نخواهد شد و باقی کارکنان نیز با دیدن حمایتهای سازمان دلگرمتر و دلبستهتر به مشارکت در کارها خواهند پرداخت.
در پایان جمله معروفی هست که می گوید:
“اندوه مانند یک اقیانوس است؛ با امواج فروکش کرده و جاری میشود. گاهی آب آرام است و گاهی اوقات خروشان. تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که شنا را بیاموزیم.”
دیدگاه شما چیست؟