اینبار در اچ آر تاک رفتیم سراغ دکتر میثم نصیری، مدیرعامل لابراتور دکتر اخوی (سی گل) و مدیر آموزش دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تا مسائل منابع انسانی رو از نگاه یک مدیرعامل و مدرس دانشگاه بررسی کنیم.
اچ آر ریویو
اولین رسانه اچ آر ایران
اینبار در اچ آر تاک رفتیم سراغ دکتر میثم نصیری، مدیرعامل لابراتور دکتر اخوی (سی گل) و مدیر آموزش دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تا مسائل منابع انسانی رو از نگاه یک مدیرعامل و مدرس دانشگاه بررسی کنیم.
1.حل پارادوکس بهره وری
با تغییرات اقتصادی قابل توجه، اختلالات و پیشرفت های فناوری در 20 سال گذشته، بهره وری همیشه در دستور کار منابع انسانی قرار داشته است. اگرچه مشارکت کارکنان، تجربه کارکنان و مداخلات رفاهی منجر به بالاترین رضایت شغلی در ایالات متحده در 36 سال گذشته شده است ، اما عمدتاً بر بهرهوری کارکنان تأثیری نداشته است.
2.بهره برداری از نیروی کار پنهان
نیروی کار پنهان که به عنوان «نیروی کار فراموش شده» نیز شناخته میشود، شامل بازنشستگانی است که میخواهند کار کنند، افرادی که مشکلات سلامتی طولانیمدت داشتند، زندانیان و افراد بدون مدرک!
اینها یا قبلاً در نیروی کار شرکت می کنند اما می خواهند بیشتر کار کنند.
ما معتقدیم که سال 2024 سالی است که در آن این نیروی کار دیگر فراموش نخواهد شد.
3.نقطه بدون بازگشت برای DEIB
2024 سال توجه مجدد به تنوع، برابری است.
4.منابع انسانی باعث سازگاری با تغییرات آب و هوایی می شود
در حالی که نقش منابع انسانی دراین بخش نسبتاً جدید است، اما با تلاش شرکتها برای انطباق با چالشهای تغییرات آب و هوایی و اطمینان از انعطافپذیری، آگاه بودن و آماده شدن نیروی کار خود برای اختلالات زیستمحیطی، به سرعت تبدیل به موضوع مورد توجه میشود.
5. از تفکر جزیره ای به راه حل
مدلهای کسبوکار به گونهای تکامل یافتهاند که دیجیتالیتر و سازگارتر با نیازهای در حال تغییر مصرفکنندگان شوند. به همین دلیل است که ماهیت عملکردی و بیحساب مدل عملیاتی محبوب اولریش از نظر توانایی آن در ارائه راهحلهای تجاری متقابل و یکپارچه زیر سوال رفته است.
ما بر این باوریم که در بلندمدت، مدل اولریش به یک مدل عملیاتی منابع انسانی جدید تبدیل خواهد شد که با استراتژی تجاری سازمان منطبق است.
6.نیروی انسانی به سمت خود متمایل می شود
در تاریخچه منابع انسانی، تغییرات و بخش های مختلفی ایجاد شده است – از منابع انسانی گرفته تا سرمایه انسانی، HRBP، people and culture و اخیراً هم تجربه کارکنان.
با این حال، یک تغییر اساسی فراتر از تغییر در نامگذاری برای فعال کردن و ایجاد تحولات تجاری مورد نیاز است.
7. منابع انسانی با روابط عمومی ملاقات می کند
تجربه کارمندان به طور فزاینده ای عمومی شده است. از افرادی که اخراج شدهاند تا اخراجهای مستقیم در TikTok با بیش از 10 میلیون بازدید.
از آنجایی که مسائل اخلاقی و اجتماعی بیشتری نیاز به پاسخ سازمانی دارند، منابع انسانی باید با بازاریابی همکاری کند تا یک استراتژی روابط عمومی برای تأثیرگذاری و کنترل روایت در حوزه عمومی داشته باشد.
کارمندان به طور فزاینده ای بهجای استفاده از کانالهای سازمانی داخلی برای بالا بردن صدایشان، راحتتر به اشتراکگذاری اطلاعات حساس به صورت عمومی هستند.
8. تکامل نیروی کار مبتنی بر هوش مصنوعی
رشد فوقالعاده هوش مصنوعی، مانند ChatGPT، عمیقاً بر نیروی کار در سال 2023 تأثیر گذاشته است. از آنجایی که سازمانها همچنان به پتانسیل تحولآفرین آن پی میبرند، بیشتر آنها هوش مصنوعی را در نیروی کار و عملیات در سال 2024 ادغام خواهند کرد.
با محو شدن خطوط بین وظایف انسانی و عملکرد ماشین، یک رویکرد جامع به هوش مصنوعی در نیروی کار برای رشد پایدار کسب و کار بسیار مهم خواهد بود.
9. تغییر تعادل کار و زندگی به تناسب کار و زندگی
بیماری های همه گیر رابطه ما با کار را از بین برد و استرس و عدم تعادل در زندگی حرفه ای ما را آشکار کرد.
تمایل فزاینده ای برای شیوه های زندگی کاری جایگزین وجود دارد. اکثر کارمندانی که در یک آزمایش آزمایشی چهار روز کار در هفته شرکت کردند، گفتند که نمیخواهند به عقب برگردند و بیش از 4 روز کار کنند.
نیاز ها ی کارکنان در حال تغییر وتنوع هستند. منابع انسانی می تواندبه سازمان ها کمک کندتابتوانند آزاد ی، انعطاف پذیر ی و انصاف مورد نیاز کارکنان را مهیا کنند.
10. پایان مشاغل بی فایده
یک مطالعه گسترده که 47 کشور را پوشش می دهد نشان می دهد که 17٪ از کارکنان در مورد سودمندی شغل خود تردید دارند. به طور مشابه، مطالعه دیگری در ایالات متحده گزارش می دهد که 19٪ مشاغل خود را از نظر اجتماعی بی فایده می دانند.
علاوه بر این، پیشرفتهای فناوری بر محتوای شغلی و مهارتهای مورد نیاز برای انجام موفقیتآمیز وظایف مورد نیاز تأثیر میگذارد. با پیشبینی از بین رفتن 83 میلیون شغل و ایجاد 69 میلیون شغل جدید ، طراحی مشاغل معنادار که با نقاط قوت کارکنان مطابقت داشته باشد برای حفظ مزیت رقابتی در یک بازار در حال تحول بسیار مهم است.
11.از استعدادیابی تا دسترسی به استعداد
اتخاذ یک رویکرد فعال تر و پایدارتر که راه هایی برای دسترسی به استعدادها ایجاد می کند در سال 2024 ضروری خواهد بود.
انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب پیامدهای مختص به خود را دارد. از نظر تئوری همه میدانند که انتقاد سازنده این امکان را فراهم میکند که با حفظ تواناییها در روند انجام فرآیندها بدون ایجاد هر حس بدی، بهبود قابل ملاحضهای در فعالیتها مشاهده کنید.
اما نحوه سنجیدن انتقادهایی که در محل کار ممکن است بشنوید کار سادهای نیست. متغیرهای زیادی وجود دارد که برای تشخیص انتقاد مثبت یا مخرب باید در نظر گرفت.
تشخیص انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب کار سادهای نیست. انتقاد سازنده باعث افزایش بهرهوری میشود. فرد را ترغیب میکند تا بهتر کار کند. این نوع انتقاد روی عیب فرد تمرکز ندارد، به او فرصت میدهد از اشتباه درس گفته و رشد کند.
انتقاد مخرب نه تنها باعث افزایش بهرهوری نمیشود بلکه آن را از بین میبرد. در این نوع انتقاد با به رخ کشیدن عیب او باعث کاهش اعتماد به نفس و از بین بردن روحیه فرد میشود. اینگونه کارمند مستعد اشتباه کردن میشود.
در انتقاد مخرب قطعا فرد با یافتن موقعیت بهتر محل کار فعلی خود را ترک میکند، قطعا شما این را نمیخواهید.
قطعا متوجه شدهاید که انتقاد سازنده تفاوت ساختاری با انتقاد مخرب ندارد، اما با اضافه شدن کمی همدلی در کنار تشویق و اشاره به نقاط مثبت، انتقاد را سازنده خواهد کرد.
اکثر افراد معتقدند که خود ما یا شیوه انتقاد است که آن را مخرب یا سازنده میکند، تقریبا همینطور است، اما مسئله مهمی که نباید فراموش شود، خود کارمند است.
پیشینه و خلق و خوی کارمندی که مورد انتقاد قرار میگیرد باید در نظر گرفته شود. انتقادات یکسان از کارمندان با پیشینههای مختلف ممکن است متفاوت عمل کند. قبل از اینکه از کسی انتقاد کنید به قول معروف با کفشهای او چند قدم راه بروید.
بهترین راه برای ارائه انتقاد، رعایت جانب احتیاط است. خصوصا در موقعیتهای حساسی مثل انتقاد از مافوق که مثلا میخواهید در مورد موانع بهرهوری در طولانی مدت با او صحبت کنید.
باید به شیوهای زیرکانه ماهیت انتقادی انتقاد را پنهان کنید.
مثلا نگویید: اگر خط مشی درست بود بهتر کار میکردیم. بگویید: اگر به جای انجام پلن X پلن Y را اجرا کنیم کمتر لطمه میبینیم، اینطور نیست؟ این باعث میشود افرادی که در موقعیتهای قدرتمندتری قرار دارند گزینه جایگزین را یک روش کاری محسوب کنند نه یک انتقاد!
گرچه شاید انتقاد از افراد زیردست و پایینتر به نظر ساده و آسان باشد، اما در صورتی که شکل انتقاد مخرب را داشته باشد همانطور که از نام آن پیداست نتایج مخرب خود را خواهد گذاشت.
یکی از خصوصیات محل کار سمی وجود انتقاد مخرب است، پس به بازخوردها اهمیت دهید.
در واقع هستند کارمندانی که با دریافت راهنمایی و دستورالعملهای مناسب هم، باز مرتکب اشتباه میشوند، با این حال انتقاد مخرب هرگز راهحل مناسبی نیست و تنها وضعیت را بدتر میکند.
قبل از اینکه از کارمندی انتقاد کنید اینها را از خودتان بپرسید و در نظر بگیرید: این فرد کم کاری میکند؟ قبلا هم در این موقعیت کار کرده؟ سوابق کاری او الهام بخش است؟
اگر فرد در گذشته دارای اشتباهات مشابه بوده، این یعنی فرد اشتباه را برای این موقعیت در نظر گرفتهاید و در این هنگام تشویق مثبت به انتقاد منفی تبدیل خواهد شد.
تشخیص خفیف یا اشتباه یک مشکل، حتی اگر به شکل مثبت هم ارائه شود موجب ناراحتی فرد میشود. در این مورد انتقاد سازنده شما هیچ فرقی با انتقاد مخرب نخواهد داشت.
این اشتباه، تمام بحثهای انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب را محو میکند.
اینها برخی روشهایی است که شاید انتقاد مخرب را به انتقاد سازنده تبدیل کند. کلید انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب، همدلی است. هر نوع ارتباط همدلانه انتقاد شما را از منفی به مثبت تبدیل میکند.
انتقاد مثبت و سازنده موجب تقویت روحیه افراد سازمان میشود. گرچه هیچ چارچوبی وجود ندارد که مشخص کند انتقاد سازنده کدام است، هر نوع بازخورد مثبت بسته به فرد مقابل و موقعیت میتواند منفی باشد.
همیشه قبل از انتقاد خود را جای طرف مقابل قرار دهید.
به زبان ساده محل کار سمی محیطی است که کار کردن در آن دشوار است. جو و فضای حاکم بر محیط کار به قدری سنگین و منفی است که نفس کشیدن را هم برای کارمندان دشوار میکند.
در چنین محیطی تنش بالاست، تمرکز به شدت پایین است، بیاعتمادی میان افراد غوغا میکند، بهرهوری پایین بوده و کارکنان بسیار بیانگیزه هستند.
رسانه seek در یک نظرسنجی از کارمندان استرالیایی از آنها خواسته محل کار سمی را تعریف کنند، نتیجه جالبی به دست آمد:
45% گفتند: محیط کاری که کارمندان در آن انگار روی پوسته تخم مرغ راه میروند.
44% گفتند: محیطی که در آن تفرقه، دسته دسته شدن افراد و شایعات زیاد است.
44% گفتند: محیطی که در آن کارمندان مختلف حرفهای مختلفی از رهبران میشنوند.
41% گفتند: محیطی که در آن قلدری موج میزند و حتی در صورت گزارش دادن اقدامی صورت نمیگیرد.
کارمندان استرالیایی با تعریف جالبی که داشتند میتوانند بینش بهتری به شما برای تشخیص محل کار سمی بدهند.
محل کار سمی علامتهایی دارد که وقتی به چنین مکانی وارد میشوید آنها را مشاهده خواهید کرد، برخی از این نشانهها آشکار هستند. مثل قلدری علنی، آزار جنسی، پرخاشگری، رهبران بی کفایت و…
در یک محیط کار سمی نباید به دنبال مزیت بود، چون وجود خارجی ندارد! تعجب آور است، اما برخی مدیران بر این باروند که در محیط سمی با فلیتر کردن افراد ضعیف بهرهوری بالا میرود، قطعا اینگونه نیست.
دکتر ریچارد کلایدون، مدیر ارشد شناختی آزمایشگاه EQ در مورد عوارض حضور در محیط کار سمی اینگونه میگوید:
«امروزه کارمند باید در محیطی امن باشد تا در آشفتگیهای محیط کاری عملکردهای بالایی داشته باشد، رفتار سمی مدیر یا فضای کاری نا امن، منجر به هجوم ترس به صورت کورتیزول در بدن شده و خطر ابتلا به انواع بیماریها از جمله افسردگی، بیماریهای قلبی و اختلال شناختی را ناشی میشود، کورتیزول بالا ناشی از اضطراب، استرس و ترس است. »
یک مطالعه یک ساله نشان می دهد که محیط های کاری سمی خطر ابتلا به افسردگی را تا 300 درصد افزایش می دهد.
بر اساس مطالعه Breathe HR در بریتانیا، 27 درصد از کارکنان شغل خود را به دلیل محیط کاری خصمانه یا فرهنگ بد شرکت ترک کردهاند و تنها 25 درصد گفتند که از سلامت روان در طول سال برخوردار بودهاند.
بر اساس نظرسنجی انجام شده در وبینارهای مجله HR، چهار نفر از هر پنج نفر (83٪) متخصصان منابع انسانی در سازمانی با فرهنگ سمی کار کردهاند (یا هنوز هم کار میکنند).
به عبارت ساده و به طور خلاصه باید گفت در محل کار سمی:
برخورد با کارکنان سمی کار سادهای نیست، اما مهم این است که منشا مشکل را پیدا کنید. فرهنگ بد توسط افراد ایجاد میشود، بنابراین برای رفع مشکل مسمومیت محیط کار، ابتدا باید عاملین سمی آن را شناسایی کنید.
مرحله اول: شناسایی فرد یا افراد
یک کارمند بد لزوما کارمند سمی نیست، کارمند سمی کسی است که الگوی تضعیف، نا امیدی و سرکوبی باقی اعضای تیم است. محتملترین عامل فرهنگ سمی را شناسایی کرده و توجه را روی او منعطف کنید.
مرحله دوم: علت را پیدا کنید
حفاری را کمی عمیقتر کنید و به آنچه که موجب رفتار سمی شده نگاه کنید. دلایل مختلفی چون مشکلات شخصی، مشکلات سلامت روان، ناامیدی از همکاران یا نارضایتی شغلی ممکن است دلیل سمی شدن فرد باشد.
حالا لازم نیست با توپ پر سراغ فرد سمی بروید، از او بپرسید چرا؟ چه شده و چه مشکلی دارد؟ گاهی حل مشکل تنها با یک «حالت چطور است؟» شروع میشود.
اگر سازمان رفتار همدلانه داشته باشد و سعی در رفع مشکل فرد خاطی کند، احتمالا مشکل محل کار سمی به خودی خود حل میشود.
مرحله سوم: ارائه بازخورد مستقیم و صحبت در مورد عواقب
خیلی وقتها فرد ندانسته مرتکب رفتارهای نادرستی میشود که روی افراد دیگر و سازمان هم تاثیر منفی دارد. با این افراد به طور مستقیم و صادقانه صحبت کنید، کمک کنید مشکل را حل کرده و مهمتر از همه به او فرصت اصلاح بدهید.
در صحبتهایتان از بازخوردهای مثبت و منفی بگویید و مثالهایی از رفتار سمی به او ارائه دهید. مثل پروسه فروش مجموعهای از اهداف واضح و قابل اندازهگیری به او ارائه دهید، چیزهایی که میخواهید او به آنها دست پیدا کند.
به روشی غیر تهدید آمیز او را از پیامدهای رفتار منفی و سمی آگاه کنید، اینکه این رفتارها بر بررسی عملکرد، ارتقا و امنیت شغلی تاثیر خواهد گذاشت.
مرحله چهار: پذیرش و فاصله
اگر با گذر از تمام سه مرحله عنوان شده دیدید چیزی تغییر نکرده، باید بپذیرید که برخی افراد نمیخواهند تغییر کنند.
بر اساس تحقیقات پورات برخی افراد فقط این کار را برای اینکه «سرگرم کننده است» انجام میدهند. در صورتی که نمیتوانید مشکل را با بازخورد مثبت حل کنید، از گزینههای جدیتر استفاده کنید.
یک راه حل این است که فرد را برای مدتی از باقی اعضای تیم دور کنید، گرچه این کار مشکل را چندان حل نمیکند.
همه چیز را مستند کنید، پس از هر ارتباطی بین منابع انسانی، فرد مشکل ساز و سایر اعضای سازمان، ایمیلی از صورت جلسه به طور رسمی برای آنها ارسال کنید. هر سند اضافی مثل شکایت رسمی کارمند باید مستند شود.
شما باید به عنوان منابع انسانی تمرکزتان را روی باقی مسائل حفظ کنید، بررسی و رفع مشکل محل کار سمی قطعا طولانی و زمانبر خواهد بود، بنابراین تمرکزتان را از دست نداده و دچار فرسودگی نشوید.
تنها راه مقابه با منفی نگری، مثبت اندیشی است. بنابراین خسته نشوید، روحیه خود را حفظ کرده و قوی باشید و در آخر مراقب خودتان باشید.
گیمیفیکیشن در منابع انسانی اصطلاح نوظهوری است که با توجه به روند تغییرات گسترده دنیای پیرامون، در حوزه منابع انسانی پدیدار شده است. حوزهای که دیگر شکل و ساختار کسلکننده گذشته را نداشته و اهمیت آن در موفقیت سازمانها دیگر بر کسی پوشیده نیست.
استفاده از تکنیک گیمیفیکیشن در منابع انسانی روز به روز در حال افزایش بوده و ابتکاری است که منابع انسانی از جذب و استخدام نیرو تا آموزش و توسعه از آن بهره میبرد. در این استراتژی از یک سری محرکهای رفتاری مورد استفاده در بازیها برای موقعیتهای جدی استفاده میکنند. با کمک این روش، رقابتها و فعالیتهای سازمانی لذتبخشتر و کارآمدتر خواهد بود، راهی برای جلب توجه کارکنان به فعالیتهای مرتبط که رسیدن به اهداف سازمان را محقق میکند.
منابع انسانی فرصتهای زیادی برای خودکارسازی و بازیسازی عناصر آن سازمان در اختیار دارد، استخدام، آموزش و توسعه، سلامت و تندرستی. این روزها غولهای فناوری بزرگی چون گوگل و فیسبوک از گیمیفیکیشن در فرآیند استخدام نیرو استفاده میکنند و به جای برگزاری آزمونهای سنتی، متقاضیان را با چالشهای گیمیفیکیشن درگیر کرده که طی این فرآیند استعداد این افراد برجسته شده و نقاطضعفی که دارند برملا میشود.
شاید شما و سازمانتان اندازه گوگل یا فیسبوک مطرح و بزرگ نباشید، اما این استراتژی برای هر جایی قابل پیادهسازی است. ساده است، به جای برگزاری آزمونهای استاندارد برای کشف مهارت، معما و چالشهایی را برای حل کردن تعریف کنید، نتایج این چالشها به خوبی میتواند در آینده نشان دهد افراد در نقش خود چطور عمل خواهند کرد.
یکی از حوزههایی که گیمیفیکیشن به شدت در آن کاربرد دارد، آموزش نیروها است. آموزش معمولا برای کارکنان بحثی کسلکننده است و بیشتر آنها از روی اجبار در جلسات آموزشی شرکت میکنند، اما وقتی ما با موضوعی سرگرمکننده روبهرو باشیم و احساس کنیم کاملا با آن درگیر شدهایم، به خودی خود قدرت فراگیری و جذب اطلاعات بالا رفته و دیگر آن حس خستهکننده بودن را نخواهیم داشت. آموزش گیمیفیکینگ روشی است که چنین نتیجهای را به ارمغان خواهد آورد.
وقتی ارائههای خوابآور و پاورپوینتهای بیانتها با آموزشهای سرگرم کننده و خودگردان گیمیفیکیشن جایگزین شود بازدهی آموزش چیزی فرای تصور خواهد بود. مثلا فروشگاه بزرگی مثل والمارت با بهره بردن از گیمیفیکینگ برای آموزش ایمنی به کارکنان توانسته موفقیت بزرگی را تجربه کند. حوزه آموزش کارکنان که در دسته کارهای «کسلکننده اما بسیار مهم» قرار دارد با کمک گیمیفیکیشن به فرآیندی لذتبخش تبدیل میشود.
حفظ سلامت کارکنان موضوع مهمی است که نباید سازمان تنها به ارائه برنامه سلامتی اکتفا کند. سازمانها باید برای حفظ سلامت کارکنان امتیازاتی را ارائه دهند که به افزایش علاقه و مشارکت کارکنان در برنامههای سلامتی کمک کند. کارفرمایان میتوانند برای ایجاد ارتباط و تشویق عادتهای حفظ سلامت در محل کار از استراتژی گیمیفیکیشن بهره ببرند، عناصری چون سیستم امتیازدهی و آزمونهای آنلاین در پرتال کارکنان.
به سه حوزهای که به آن اشاره شد دقت کنید، استخدام، آموزش و سلامت. اگر هنوز در هر کدام احساس ضعف دارید از استراتژی گیمیفیکیشن در منابع انسانی کمک بگیرید. این استراتژی به سازمان شما جانی دوباره میبخشد، اما قبل از هر کاری ابتدا باید نیازهای سازمانتان را بشناسید، چه رفتاری تشویقکننده است و چه چیزی را میخواهید برجسته کنید.
گوگل اخیراً یک ابزار آمادهسازی مبتنی بر هوش مصنوعی را راهاندازی کرده است که به جویندگان کار کمک میکند تا با روش آزمایش شده و واقعی برای بهتر شدن در مصاحبه، تمرین کنند.
Google’s Interview Warmup، سؤالات متداول مصاحبه استخدامی را که توسط کارشناسان منابع انسانی انتخاب شدهاند میپرسد، پاسخها را در زمان واقعی رونویسی میکند و از هوش مصنوعی برای ارائه بازخورد استفاده میکند.
جسی هینز، مدیر رشد گوگل گفت: «مصاحبه میتواند سخت باشد، به خصوص اگر به دوستان، خانواده یا مربیانی در این زمینه که به شما برای آماده شدن کمک کنند دسترسی نداشته باشید. آماده شدن برای مصاحبه همیشه کار زیادی میطلبد، اما امیدواریم این ابزار بتواند اعتمادبهنفس بیشتری را برای متقاضیان کار ایجاد کند.»
این ابزار، سؤالات کلی مصاحبه شغلی مانند “کمی درباره خودت بگو” و در مورد تجارب کاری گذشته مطرح میکند. همچنین سؤالاتی درباره نحوه واکنش متقاضی در موقعیتهای خاص و سؤالات فنی و مهارتی مربوط به مشاغل در تجزیه و تحلیل دادهها، تجارت الکترونیک، مدیریت پروژه، پشتیبانی فناوری اطلاعات یا طراحی تجربه کاربر میپرسد.
علاوهبر رونویسی مصاحبه ساختگی برای بازبینی شخصی، هوش مصنوعی این ابزار، اصطلاحات مرتبط با شغل و عبارات بیش از حد استفاده شده را شناسایی میکند و برای بهبود پاسخها «نقاط صحبت» مشترک ایجاد میکند.
هاینز گفت: «میتوانید ببینید که چقدر زمان صرف صحبت در مورد زمینههایی مانند تجربه، مهارتها و اهداف خود میکنید. پاسخهای شما درجهبندی یا قضاوت نمیشوند و میتوانید هر چند بار که بخواهید به سؤالات پاسخ دهید. این فضای خصوصی شما برای تمرین و آمادهسازی است.»
ابزار Warmup درحالحاضر فقط در ایالات متحده موجود و رایگان است. صوت و رونوشتهای جلسات مصاحبه ذخیره نمیشوند، اگرچه کاربران میتوانند به صورت دستی متنها را کپی یا دانلود کنند.
کریس راسل، مدیر عامل RecTech Media، یک شرکت تحقیقاتی و مشاوره فناوری استخدام، گفت: “این ابزار قطعاً مفید است. هر چیزی که به شما در تمرین مصاحبه استخدامی کمک کند تا پاسخهای بهتری داشته باشید ایده خوبی است.»
کارولین کلیمن، مربی شغلی و مشاور شغلی ارشد در دانشگاه جورج میسون در فیرفکس، از پیشرفت این فناوری در مقایسه با سایر ابزارهای آمادهسازی مصاحبه در بازار شگفتزده شد.
کلیمن گفت که سایر محصولات معمولاً فقط جلسه تمرین را ضبط میکنند. این ابزارها هم میتوانند مفید باشند، اما ابزار Warmup پاسخ شما را تجزیه کرده و به شما این امکان را میدهد که پاسخهای خود را بهبود بخشید. جویندگان کار میتوانند در تمام ساعات شبانهروز و بدون آزار دادن شخص دیگری، هر چقدر که میخواهند، مصاحبه را تمرین کنند و اضطراب خود را کاهش دهند.
این ابزار میتواند بسیار مفید باشد، اما کارشناسان توصیه میکنند که در مقابل افراد دیگر نیز تمرین کنید. فقط یک انسان دیگر میتواند کل مهارتهای ارائه، نشانههای فیزیکی و کلامی و توانایی بداههگویی مصاحبهشونده را ارزیابی کند. این فناوری فاقد سطحی از تعامل و احساسات است که فقط یک شخص میتواند آن را فراهم کند. یکی دیگر از نقاط ضعف این ابزار این است که نمیتواند سؤالات بعدی را براساس پاسخهای متقاضی ایجاد کند.
هم کلیمن و هم راسل این ابزار را آغازی برای استفاده بیشتر از هوش مصنوعی در مصاحبه شغلی میدانند.
کلیمن گفت: «فناوری هوش مصنوعی فضایی برای رشد دارد و میتواند بسیار پیشرفتهتر باشد و باید بیشتر بر تعامل متقابل کار کند»
راسل گفت که این ابزار آینده استخدامکنندگان رباتی است و کمک شایانی به سازمانهای بزرگ، با حجم بالای متقاضی برای غربالگری اولیه خواهد کرد. او گفت: رباتی با شما تماس میگیرد، سؤالات اساسی میپرسد و بازخورد ارائه میکند. سپس تصمیم میگیرد که شما را به قیف استخدام منتقل کند یا خیر.
در هر سازمان و شرکتی ممکن است شرایطی پیش آید که یک یا چند نفر از کارمندان تصمیم به ترک سمت بگیرند و استعفا دهند.
مصاحبه خروج، مکالمهای است بین شما و کارفرمایتان (احتمالاً یک نماینده منابع انسانی). این مصاحبه فرصت مناسبی را برای بحث در مورد رضایت شغلی یا ارائه بازخورد در مورد خط مشی و جهتگیری شغلی فراهم میکند. به بیان سادهتر باید بگوییم که مصاحبه خروج مکالمهای است که بین یک کارفرما و کارمندی که تصمیم به ترک کسب و کار دارد، اتفاق میافتد. به جای اینکه بپرسید چرا میخواهند به شرکت شما بپیوندند، از آنها بپرسید که چرا تصمیم به ترک شرکت گرفتهاند.
هدف از این مصاحبه، ارزیابی تجربه کلی کارکنان در سازمان شما و شناسایی فرصتهایی برای بهبود مشارکت است. داشتن مجموعهای مشخص از استانداردها در هنگام انجام مصاحبههای خروج نیز میتواند نقشی اساسی در مدیریت بحران داشته باشد.
ما فهرستی از چند دلیل را گردآوری کردهایم تا دادهها و بینشهای لازم را برای ایجاد یک محیط کاری مثبتتر و محافظت از سازمان شما در برابر خطرات دریافت کنید.
هنگامی که یک کارمند تصمیم میگیرد کسبوکار شما را ترک کند، دلیل آن برای شما مهم است. اگر بتوانید دلایل استعفای او را درک کنید، میتوانید کارمندان دیگر را به ماندن در شرکت تشویق کنید.
اکنون میخواهیم در مورد نحوه انجام مصاحبه خروج به عنوان یک کارفرما صحبت کنیم. در زیر چند نکته وجود دارد که هنگام انجام یک مصاحبه خروج باید به خاطر داشته باشید؛ همچنین برخی از نمونه سؤالات مصاحبه خروج ذکر شده است.
هر فردی که شرکت شما را ترک میکند، شایسته یک مصاحبه خروج است.
بهترین زمان برای برگزاری مصاحبه خروج در آخرین روز ترک یا بلافاصله پس از خروج است.
فهرستی از سوالاتی که میخواهید بپرسید یا زمینههایی که میخواهید بررسی کنید، تهیه و سپس آن را در ایمیلی پیش از موعد به شخص موردنظر ارسال کنید.
انجام مصاحبههای خروجی تا حد امکان راحت است. بهتر است در مکانی غیررسمیتر، مانند کافهای در نزدیکی محل کار برگزار شود. این کار به تقویت این ایده کمک میکند که یک گفتگوی دوستانه و دوطرفه بین دو همکار قدیمی است.
این کار به شخص موردنظر کمک میکند تا نسبت به ارائه بازخورد خود، کمی صادقتر باشد. یک ضربالمثل قدیمی در محافل منابع انسانی وجود دارد که میگوید: مردم شغل خود را رها نمیکنند، بلکه مدیران خود را رها میکنند.
شما آنجا نیستید که از کسبوکار خود دفاع کرده یا تصمیمات خود را توجیه کنید؛ بلکه برای یادگیری هرچه بیشتر در مورد سازمان خود، این ملاقات را ترتیب دادهاید.
به عنوان یک مصاحبهکننده، ممکن است وسوسه شوید که مکالمه را به سمت موضوعاتی سوق دهید که عمیقاً تمایل دارید درباره آنها صحبت شود. در دست گرفتن کنترل این گفتگو اشتباه است.
این کار کمک میکند که رهبران شرکت درک روشنی از نحوه عملکرد در هر بخش از کسبوکار پیدا کنند.
همهچیز تا این مرحله آسان بوده است. اکنون باید براساس آنچه آموختهاید عمل کنید!
ما به عنوان یک سازمان، به چه چیزهایی نیاز داریم؟
چه چیزی لازم بود تا شما را متقاعد کرد که کارتان را ترک نکنید؟
تا جایی که میتوانید، با شخص ترککننده به خاطر کاری که در شرکت شما انجام داده است، با احترام و قدردانی رفتار کنید. آنها در سازمانی دیگر، با افراد زیادی کار خواهند کرد و شما قطعاً تمایل دارید که از رفتار و اتمسفر موجود در شرکت شما، به عنوان یک الگوی مناسب یاد شود.
به هر حال فردی که استخدام کردهاید تصمیم به ترک شغل گرفته است و میخواهد همه دلایل آن تصمیم را به شما بگوید. بله، خروج کارکنان به این معنی است که شرکت شما در حال تغییر است، اما تا زمانی که شما کنترل مسیر سفر کسبوکار خود را در دست دارید، این امر مثبتی خواهد بود.
مدیریت عملکرد یا ارزیابی عملکرد فرآیند نامآشنای منابع انسانی بوده که در بسیاری شرکتها و سازمانها در حال اجرا است ولی اگر از مدیران درخصوص کارایی و اثربخشی آن سئوال بپرسیم، با احتمال بالایی اکثریت آنها احساس نمیکنند این فرآیند تاثیر ویژهای بر بالا بردن سطح عملکرد و کیفیت خروجی در سازمان داشته است. چرا اینگونه است؟
عدم اثربخشی یا عدم امکان اندازهگیری اثربخشی این فرآیند میتواند دلایل متفاوتی داشته باشد از جمله اینکه برای اجرای درست این فرآیند ابتدا نیاز است:
عموما انجام با کیفیت همه این اقدامات پرهزینه و از حوصله سازمان خارج است. حتی با فرض اینکه این بخش پیچیده و سخت، با کیفیت قابل قبول انجام شده باشد، مانع مهم بعدی فرهنگ سازمانی است.
فرهنگ سازمانی باید از بلوغ خوبی برخوردار باشد و ارزیابی افراد بیشتر از اینکه مبتنی بر احساسات و آخرین تجربههای تعاملی باشد، مبتنی بر واقعیت عملکرد افراد و فارغ از ملاحظات درون تیمی و سازمانی یا نظارت سختگیرانه باشد.
به واسطه همین موانع و پیچیدگیها، نظامهای مدیریت عملکردی که در سازمانها اجرا میشود معمولا شفافیت بالایی ندارند و عملا کارکنان به سختی امکان دسترسی به نتایج ارزیابی خود را خواهند داشت و اگر هم داشته باشند، معمولا توضیح شفافی برای آنچه ارزیابی شده دریافت نمیکنند. در واقع عموما گفتوگوی موثری درخصوص نتایج ارزیابی و اینکه چه اتفاقی باید بیفتد تا عملکرد بالا برود صورت نمیگیرد. به این ترتیب در عمل با اجرای حتی با کیفیت یک الگوی ارزیابی عملکرد، نمیتوانیم با قاطعیت در مورد اثربخشی آن بر بالا رفتن بهرهوری فردی و سازمانی صحبت کنیم.
در این میان معمولا یک موضوع اساسی در فرآیند مدیریت عملکرد نادیده گرفته میشود: گفت و شنود در خصوص عملکرد!
اگر مسئله ارزیابی عملکرد را بیشتر از اینکه یک فرآیند اندازهگیری کمی بدانیم و آن را بیشتر تبدیل به یک مسیر کیفی گفتوگو و بازخورد (گفت و شنود) در مورد عملکرد کرده و سیر رشد آن را هم از طریق گفتوگو و به صورت کیفی دنبال کنیم، در این شرایط احتمالا خیلی بیشتر از گذشته میتوانیم به اثربخشی این فرایند امیدوار باشیم. البته که برای ارتباط با این روش و استفاده از مزایای آن نیاز داریم کمی از باورهای گذشته خود دست بکشیم و از الگوی نظارتی بر عملکرد و کنترل بر افکار و روش عملکرد افراد، روی مربیگری، تسهیلگری و راهبری همکارانمان متمرکز شویم.
مشکل اینجا است که ما چه در نقش واحد منابع انسانی و چه مدیر یک تیم، باور داریم که میدانیم بهترین شیوه عملکرد چگونه است و انتظار داریم همکاران ما نیز درک مشابهی از این موضوع داشته باشند، حتی بدون آنکه در مورد آن گفتوگو کنیم. در این میان دچار خطا میشویم و تفاوتهای فردی را نادیده میگیریم، علایق، انتخابها و همچنین محدودیتهای ذهنی همکار خود را در نظر نمیگیریم و بدتر آنکه در مورد این موارد حتی گفتوگوی موثر هم نمیکنیم.
نتیجه این میشود که با اینکه زمان زیادی را با همکاران خود سپری میکنیم، ولی همچنان به یک زبان مشترک در مورد عملکرد بالا نرسیدهایم. اجرای برنامههای مدیریت عملکرد بیشتر از اینکه یک سیستم و نظام باشد، یک فرهنگ است که من تمایل دارم نام آن را فرهنگ گفتوگو و بازخورد دوسویه بگذارم که البته وابستگی بالایی به سطح بلوغ سازمانی دارد.
برای گفتوگو نیاز به صراحت بالا داریم و اینکه فرهنگ صراحت را در تیم خود جاری کنیم. شاید عجیب باشد ولی به نظر میرسد مدیران ترس بیشتری برای برگزاری جلسات بازخورد و شفافیت در تعامل با همکارانشان دارند.
دلایلی مثل:
دلایل ذکر شده مدیران را در شرایط محافظهکاری بالا قرار میدهد که خیلی از اوقات صراحت را آسیبرسان میدانند و به سمت آن نمیروند.
با این توضیحات واقعی به نظر میرسد که از طریق گفتوگو و با مشارکت دادن خود همکار در فرآیند انتخاب کار و شیوه انجام آن و در نهایت تعیین نتایج مطلوب آن میتوان بیشتر از قبل به تحقق هدف اصلی سیستم مدیریت عملکرد که بالا بردن بهرهوری و کیفیت انجام کارها هست امیدوار بود. در این مسیر نقش مدیر به عنوان تسهیلگر برای فراهم نمودن امکانات و نیازمندیهای انجام کار به جای ریاست بر شیوه انجام کار تاثیر ویژهای در این الگو دارد.
برای ایجاد این فرهنگ و قبل از اینکه بتوانید به همکارتان بازخورد موثر بدهید و گفتوگو کنید. ابتدا نیاز دارید تا فضای ارتباطی بین شما فضای اعتماد متقابل بشود و ابتدا باید بستر این گفتوگو را مهیا کنید.
با ایجاد بستر ارتباطی امن و با اعتماد، میتوانید وارد مسیر جلسات دورهای گفتوگو و بازخورد با همکار خود بشوید و در این شرایط می توانید آسودگی خاطر بیشتری داشته باشید تا آنچه شما میگویید با احتمال بیشتری به درستی شنیده و به کار بسته شود.
اصل مهم در برگزاری اینگونه جلسات دوسویه بودن فرآیند گفتوگو و بازخورد است. یعنی این فضای امن باید به نحوی شرایط را برای همکار شما مهیا کند که او نیز بتواند به شما بازخورد بدهد. بتواند نسبت به عملکرد یا رویکرد شما و فرآیندهای تیم و شرکت بازخورد بدهد و سئوال بپرسد و اطمینان داشته باشید که بازخورد وی شنیده میشود و در صورت نیاز به کار بسته میشود.
در جریان این گفتوگوها میتوانید روی نتایج ارزیابیهای عملکرد رسمی نیز صحبت کنید. توجه به این نکته مهم است که الگوی سرزنشگری که در زمان عملکرد پایین بسیار رواج دارد (هرچند که برخی مدیران حتی در شرایط عملکرد خوب، الگوی رفتاری سرزنشگری را انتخاب میکنند تا تشویق)، نسبت به گذشته کارایی خود را از دست داده است.
اتفاقا در شرایطی که عملکرد خوب نیست، به عنوان مدیر تیم نیاز است نقش و سهم خود را در رسیدن به نتایج ضعیف ببینید و در این خصوص در کمال صداقت با همکار خود گفتوگو کرده و الگوی مربیگری را جایگزین مقصریابی و الگوی سرزنشگری کنید.
فاصله بین گفتوگوها با همکاران خود را کوتاهتر کنید تا فضای ارتباطی صمیمیتر و منعطفتری شکل بگیرد. در گفتوگوها و تعاملات روزمره بستر ارتباطی را مهیا کنید و در جلسات گفتوگوی اختصاصی با همکار از آنها کمک بگیرید و موثر بازخورد بدهید و بازخورد بشنوید و روی عملکرد عالی و اهداف شغلی توافق کنید. بازخورد را فقط محدود به اشکالات و موانع عملکردی نکنید و اتفاقا با تاکید برآنچه که خوب انجام شده فضای گفتوگو را مثبت نگه دارید.
وقتی فضای مدیریت عملکرد از ارزیابی براساس فرم وارد فضای گفتوگوهایی اینچنینی شود، بعد از چندین جلسه از یک فضای ناامن که فقط فرهنگ ابراز نارضایتی یا غرزدن بر آن غالب بوده، به جلسات گفتوگویی که در آن همدلی و همافزایی شکل گرفته است سوق پیدا میکند. در این شرایط در هر دوره زمانی هم شما پیشرفت همکار را خواهید دید و خودش هم آن را تجربه خواهد کرد و در صورت عدم پیشرفت و بهبود عملکرد، فضای بازخورد جدیتر را خواهید داشت.
برای ایجاد این فرهنگ، مدیران تیمها باید علاوهبر اینکه بر اهداف کسبوکاری تیم خود متمرکز هستند و نسبت به آن پاسخگویی دارند، نیاز است در قبال فرآیندهای منابع انسانی تیم خود نیز پاسخگو باشند و این موضوع جزو اولویتهای کاری آنها باشد، درغیر اینصورت جلسات گفتوگو و بازخورد وارد فضای کلیشهای و غیرموثر خواهد شد که ماحصل آن بیاعتمادی بیشتر بین اعضای تیم و مدیران خواهد بود.
کلام آخر اینکه هرچند ایجاد این فرهنگ صبوری و استمرار و استقامت نیاز دارد و فرآیند سختتری نسبت به طراحی فرمهای ارزیابی عملکرد دارد؛ اما تاثیر و خروجی آن نسبت به سیستمهای ارزیابی عملکرد معمول کارایی و اثربخشی به شدت بالاتر و ملموستری دارد و هم همکار و هم مدیر رضایت شغلی بیشتری را تجربه خواهند کرد.