MNASS

اچ آر تاک با میثم نصیری

اینبار در اچ آر تاک رفتیم سراغ دکتر میثم نصیری، مدیرعامل لابراتور دکتر اخوی (سی گل) و مدیر آموزش دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تا مسائل منابع انسانی رو از نگاه یک مدیرعامل و مدرس دانشگاه بررسی کنیم.

6

ترندهای منابع انسانی در 2024

 

1.حل پارادوکس بهره وری

با تغییرات اقتصادی قابل توجه، اختلالات و پیشرفت های فناوری در 20 سال گذشته، بهره وری همیشه در دستور کار منابع انسانی قرار داشته است. اگرچه مشارکت کارکنان، تجربه کارکنان و مداخلات رفاهی منجر به بالاترین رضایت شغلی در ایالات متحده در 36 سال گذشته شده است ، اما عمدتاً بر بهره‌وری کارکنان تأثیری نداشته است.

2.بهره برداری از نیروی کار پنهان

نیروی کار پنهان که به عنوان «نیروی کار فراموش شده» نیز شناخته می‌شود، شامل بازنشستگانی است که می‌خواهند کار کنند، افرادی که مشکلات سلامتی طولانی‌مدت داشتند، زندانیان و افراد بدون مدرک!

اینها یا قبلاً در نیروی کار شرکت می کنند اما می خواهند بیشتر کار کنند.

ما معتقدیم که سال 2024 سالی است که در آن این نیروی کار دیگر فراموش نخواهد شد.

3.نقطه بدون بازگشت برای DEIB

2024 سال توجه مجدد به تنوع، برابری است.

4.منابع انسانی باعث سازگاری با تغییرات آب و هوایی می شود

در حالی که نقش منابع انسانی دراین بخش نسبتاً جدید است، اما با تلاش شرکت‌ها برای انطباق با چالش‌های تغییرات آب و هوایی و اطمینان از انعطاف‌پذیری، آگاه بودن و آماده شدن نیروی کار خود برای اختلالات زیست‌محیطی، به سرعت تبدیل به موضوع مورد توجه می‌شود.

5. از تفکر جزیره ای به راه حل

مدل‌های کسب‌وکار به گونه‌ای تکامل یافته‌اند که دیجیتالی‌تر و سازگارتر با نیازهای در حال تغییر مصرف‌کنندگان شوند. به همین دلیل است که ماهیت عملکردی و بی‌حساب مدل عملیاتی محبوب اولریش از نظر توانایی آن در ارائه راه‌حل‌های تجاری متقابل و یکپارچه زیر سوال رفته است.

ما بر این باوریم که در بلندمدت، مدل اولریش به یک مدل عملیاتی منابع انسانی جدید تبدیل خواهد شد که با استراتژی تجاری سازمان منطبق است.

6.نیروی انسانی به سمت خود متمایل می شود

در تاریخچه منابع انسانی، تغییرات و بخش های مختلفی ایجاد شده است – از منابع انسانی گرفته تا سرمایه انسانی، HRBP، people and culture و اخیراً هم تجربه کارکنان.

با این حال، یک تغییر اساسی فراتر از تغییر در نامگذاری برای فعال کردن و ایجاد تحولات تجاری مورد نیاز است.

7. منابع انسانی با روابط عمومی ملاقات می کند

تجربه کارمندان به طور فزاینده ای عمومی شده است. از افرادی که اخراج شده‌اند تا اخراج‌های مستقیم در TikTok با بیش از 10 میلیون بازدید.

از آنجایی که مسائل اخلاقی و اجتماعی بیشتری نیاز به پاسخ سازمانی دارند، منابع انسانی باید با بازاریابی همکاری کند تا یک استراتژی روابط عمومی برای تأثیرگذاری و کنترل روایت در حوزه عمومی داشته باشد.

کارمندان به طور فزاینده ای به‌جای استفاده از کانال‌های سازمانی داخلی برای بالا بردن صدایشان، راحت‌تر به اشتراک‌گذاری اطلاعات حساس به صورت عمومی هستند.

8. تکامل نیروی کار مبتنی بر هوش مصنوعی

رشد فوق‌العاده هوش مصنوعی، مانند ChatGPT، عمیقاً بر نیروی کار در سال 2023 تأثیر گذاشته است. از آنجایی که سازمان‌ها همچنان به پتانسیل تحول‌آفرین آن پی می‌برند، بیشتر آنها هوش مصنوعی را در نیروی کار و عملیات در سال 2024 ادغام خواهند کرد.

با محو شدن خطوط بین وظایف انسانی و عملکرد ماشین، یک رویکرد جامع به هوش مصنوعی در نیروی کار برای رشد پایدار کسب و کار بسیار مهم خواهد بود.

9. تغییر تعادل کار و زندگی به تناسب کار و زندگی

بیماری های همه گیر رابطه ما با کار را از بین برد و استرس و عدم تعادل در زندگی حرفه ای ما را آشکار کرد.

تمایل فزاینده ای برای شیوه های زندگی کاری جایگزین وجود دارد. اکثر کارمندانی که در یک آزمایش آزمایشی چهار روز کار در هفته شرکت کردند، گفتند که نمی‌خواهند به عقب برگردند و بیش از 4 روز کار کنند.

نیاز ها ی کارکنان در حال تغییر وتنوع هستند. منابع انسانی می تواندبه سازمان ها کمک کندتابتوانند آزاد ی، انعطاف پذیر ی و انصاف مورد نیاز کارکنان را مهیا کنند.

10. پایان مشاغل بی فایده

یک مطالعه گسترده که 47 کشور را پوشش می دهد نشان می دهد که 17٪ از کارکنان در مورد سودمندی شغل خود تردید دارند. به طور مشابه، مطالعه دیگری در ایالات متحده گزارش می دهد که 19٪ مشاغل خود را از نظر اجتماعی بی فایده می دانند.

علاوه بر این، پیشرفت‌های فناوری بر محتوای شغلی و مهارت‌های مورد نیاز برای انجام موفقیت‌آمیز وظایف مورد نیاز تأثیر می‌گذارد. با پیش‌بینی از بین رفتن 83 میلیون شغل و ایجاد 69 میلیون شغل جدید ، طراحی مشاغل معنادار که با نقاط قوت کارکنان مطابقت داشته باشد برای حفظ مزیت رقابتی در یک بازار در حال تحول بسیار مهم است.

11.از استعدادیابی تا دسترسی به استعداد

اتخاذ یک رویکرد فعال تر و پایدارتر که راه هایی برای دسترسی به استعدادها ایجاد می کند در سال 2024 ضروری خواهد بود.

انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب

انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب در محل کار

انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب پیامدهای مختص به خود را دارد. از نظر تئوری همه می‌دانند که انتقاد سازنده این امکان را فراهم می‌کند که با حفظ توانایی‌ها در روند انجام فرآیندها بدون ایجاد هر حس بدی، بهبود قابل ملاحضه‌ای در فعالیت‌ها مشاهده کنید.

اما نحوه سنجیدن انتقادهایی که در محل کار ممکن است بشنوید کار ساده‌ای نیست. متغیرهای زیادی وجود دارد که برای تشخیص انتقاد مثبت یا مخرب باید در نظر گرفت.

درک انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب

تشخیص انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب کار ساده‌ای نیست. انتقاد سازنده باعث افزایش بهره‌وری می‌شود. فرد را ترغیب می‌کند تا بهتر کار کند. این نوع انتقاد روی عیب فرد تمرکز ندارد، به او فرصت می‌دهد از اشتباه درس گفته و رشد کند.

انتقاد مخرب نه تنها باعث افزایش بهره‌وری نمی‌شود بلکه آن را از بین می‌برد. در این نوع انتقاد با به رخ کشیدن عیب او باعث کاهش اعتماد به نفس و از بین بردن روحیه فرد می‌شود. اینگونه کارمند مستعد اشتباه کردن می‌شود.

در انتقاد مخرب قطعا فرد با یافتن موقعیت بهتر محل کار فعلی خود را ترک می‌کند، قطعا شما این را نمی‌خواهید.

نمونه‌هایی از انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب

  • سازنده: شاید بتوانیم با کمی فکر و ایجاد تغییر نمونه اولیه را بهبود ببخشیم، نظر شما چیست؟
  • مخرب: اصلا این کار را دوست ندارم، زمان بیشتری بگذارید و طراحی جدیدی ارائه دهید!
  • سازنده: واقعا تحت تاثیر نتایجی هستم که تا به حال کسب شده، اما به نظر من رفتن از مسیر X به جای Y سود بیشتری برای ما خواهد داشت.
  • مخرب: چرا روش X؟! روش Y را باید انجام دهیم!

قطعا متوجه شده‌اید که انتقاد سازنده تفاوت ساختاری با انتقاد مخرب ندارد، اما با اضافه شدن کمی همدلی در کنار تشویق و اشاره به نقاط مثبت، انتقاد را سازنده خواهد کرد.

اکثر افراد معتقدند که خود ما یا شیوه انتقاد است که آن را مخرب یا سازنده می‌کند، تقریبا همینطور است، اما مسئله مهمی که نباید فراموش شود، خود کارمند است.

پیشینه و خلق و خوی کارمندی که مورد انتقاد قرار می‌گیرد باید در نظر گرفته شود. انتقادات یکسان از کارمندان با پیشینه‌های مختلف ممکن است متفاوت عمل کند. قبل از اینکه از کسی انتقاد کنید به قول معروف با کفش‌های او چند قدم راه بروید.

تا جایی که ممکن است ایمن بازی کنید

بهترین راه برای ارائه انتقاد، رعایت جانب احتیاط است. خصوصا در موقعیت‌های حساسی مثل انتقاد از مافوق که مثلا میخواهید در مورد موانع بهره‌وری در طولانی مدت با او صحبت کنید.

باید به شیوه‌ای زیرکانه ماهیت انتقادی انتقاد را پنهان کنید.

مثلا نگویید: اگر خط مشی درست بود بهتر کار می‌کردیم. بگویید: اگر به جای انجام پلن X پلن Y را اجرا کنیم کمتر لطمه می‌بینیم، اینطور نیست؟ این باعث می‌شود افرادی که در موقعیت‌های قدرتمندتری قرار دارند گزینه جایگزین را یک روش کاری محسوب کنند نه یک انتقاد!

بازخورد مهم است

گرچه شاید انتقاد از افراد زیردست و پایین‌تر به نظر ساده و آسان باشد، اما در صورتی که شکل انتقاد مخرب را داشته باشد همانطور که از نام آن پیداست نتایج مخرب خود را خواهد گذاشت.

یکی از خصوصیات محل کار سمی وجود انتقاد مخرب است، پس به بازخوردها اهمیت دهید.

در واقع هستند کارمندانی که با دریافت راهنمایی و دستورالعمل‌های مناسب هم، باز مرتکب اشتباه می‌شوند، با این حال انتقاد مخرب هرگز راه‌حل مناسبی نیست و تنها وضعیت را بدتر می‌کند.

حواستان به تجربیات گذشته کارمند باشد

قبل از اینکه از کارمندی انتقاد کنید اینها را از خودتان بپرسید و در نظر بگیرید: این فرد کم کاری می‌کند؟ قبلا هم در این موقعیت کار کرده؟ سوابق کاری او الهام بخش است؟

اگر فرد در گذشته دارای اشتباهات مشابه بوده، این یعنی فرد اشتباه را برای این موقعیت در نظر گرفته‌اید و در این هنگام تشویق مثبت به انتقاد منفی تبدیل خواهد شد.

تشخیص خفیف یا اشتباه یک مشکل، حتی اگر به شکل مثبت هم ارائه شود موجب ناراحتی فرد می‌شود. در این مورد انتقاد سازنده شما هیچ فرقی با انتقاد مخرب نخواهد داشت.

این اشتباه، تمام بحث‌های انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب را محو می‌کند.

بهترین شیوه‌های ارائه انتقاد سازنده یا تبدیل انتقاد مخرب به سازنده

  1. هشدار: دادن هشدار به کارمند قبل از ارائه انتقاد این امکان را به او می‌دهد تا عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار داده و او را از هر گونه غافلگیری یا شوک نجات دهد. اگر کارمندی سخت روی پروژه ای کار کرده باشد و چیزی کم باشد که از آن اطلاعی ندارد، او در ذهن خود کار شگفت انگیزی انجام داده و انتظار قدردانی دارد.انتقاد ناگهانی شما همه چیز را از بین می‌برد.
  2. انتقاد را به سوال تبدیل کنید: اگر کارمندی مرتکب اشتباه شد از او بپرسید که کارش را بررسی کرده است؟ اگرگفت همه چیز خوب پیش رفته از او بخواهید دوباره بررسی کند. در صورتی که کارمند به این روش اشتباه خود را پیدا کند، در آینده نیز بیشتر مراقب خواهد بود.
  3. ابتدا از اشتباهات مشابه صحبت کنید: شاید صحبت در مورد اشتباهی که خودتان در گذشته مرتکب شده‌اید به کارمند گوشزد کند که او این اشتباه را تکرار نکند. اینگونه به کارمند این فرصت را داده‌اید که همه چیز را در ذهن خود بررسی کند، تا او این اشتباه را نکرده باشد.

این‌ها برخی روش‌هایی است که شاید انتقاد مخرب را به انتقاد سازنده تبدیل کند. کلید انتقاد سازنده در مقابل انتقاد مخرب، همدلی است. هر نوع ارتباط همدلانه انتقاد شما را از منفی به مثبت تبدیل می‌کند.

انتقاد مثبت و سازنده موجب تقویت روحیه افراد سازمان می‌شود. گرچه هیچ چارچوبی وجود ندارد که مشخص کند انتقاد سازنده کدام است، هر نوع بازخورد مثبت بسته به فرد مقابل و موقعیت می‌تواند منفی باشد.

همیشه قبل از انتقاد خود را جای طرف مقابل قرار دهید.

 

 

محل کار سمی

محل کار سمی چیست و چگونه باید با کارکنان سمی برخورد کرد؟

به زبان ساده محل کار سمی محیطی است که کار کردن در آن دشوار است. جو و فضای حاکم بر محیط کار به قدری سنگین و منفی است که نفس کشیدن را هم برای کارمندان دشوار می‌کند.

در چنین محیطی تنش بالاست، تمرکز به شدت پایین است، بی‌اعتمادی میان افراد غوغا می‌کند، بهره‌وری پایین بوده و کارکنان بسیار بی‌انگیزه هستند.

تعریف محل کار سمی از زبان کارمندان

رسانه seek در یک نظرسنجی از کارمندان استرالیایی از آنها خواسته محل کار سمی را تعریف کنند، نتیجه جالبی به دست آمد:

45% گفتند: محیط کاری که کارمندان در آن انگار روی پوسته تخم مرغ راه می‌روند.

44% گفتند: محیطی که در آن تفرقه، دسته دسته شدن افراد و شایعات زیاد است.

44% گفتند: محیطی که در آن کارمندان مختلف حرف‌های مختلفی از رهبران می‌شنوند.

41% گفتند: محیطی که در آن قلدری موج می‌زند و حتی در صورت گزارش دادن اقدامی صورت نمی‌گیرد.

کارمندان استرالیایی با تعریف جالبی که داشتند می‌توانند بینش بهتری به شما برای تشخیص محل کار سمی بدهند.

پرچم‌های سرخ را بشناسید

محل کار سمی علامت‌هایی دارد که وقتی به چنین مکانی وارد می‌شوید آنها را مشاهده خواهید کرد، برخی از این نشانه‌ها آشکار هستند. مثل قلدری علنی، آزار جنسی، پرخاشگری، رهبران بی کفایت و…

  • اگر یک تیم خاص یا گروهی از افراد در سازمان دارای گردش مالی بسیار بالایی هستند، دلیل بسیار خوبی برای محیط کار سمی است.
  • تبعیض جنسی، نژاد پرستی، تبعیض سنی و بسیاری دیگر از این اشکال نشانه سمی بودن آن محیط است و نباید نادیده گرفته شود.
  • تمرکز داشتن بر نقاط منفی و فرهنگ بد یک سازمان از سمی بودن آن محیط نشات می‌گیرد.
  • اگر بیشتر افراد یک سازمان دچار عدم تعادل بین کار و زندگی‌شان هستند و بر رشد شخصیتی تمرکز ندارند، یعنی یک چیز در آن سازمان مشکل دارد.
  • تعریف این مورد شاید کار ساده‌ای نباشد چون چیزی است که باید آن را حس کنید. داشتن حس بد در مورد یک محیط، نشانه مسمویت آن مکان است.

عواقب یک محل کار سمی

در یک محیط کار سمی نباید به دنبال مزیت بود، چون وجود خارجی ندارد! تعجب آور است، اما برخی مدیران بر این باروند که در محیط سمی با فلیتر کردن افراد ضعیف بهره‌وری بالا می‌رود، قطعا اینگونه نیست.

دکتر ریچارد کلایدون، مدیر ارشد شناختی آزمایشگاه EQ در مورد عوارض حضور در محیط کار سمی اینگونه می‌گوید:

«امروزه کارمند باید در محیطی امن باشد تا در آشفتگی‌های محیط کاری عملکردهای بالایی داشته باشد، رفتار سمی مدیر یا فضای کاری نا امن، منجر به هجوم ترس به صورت کورتیزول در بدن شده و خطر ابتلا به انواع بیماری‌ها از جمله افسردگی، بیماری‌های قلبی و اختلال شناختی را ناشی می‌شود، کورتیزول بالا ناشی از اضطراب، استرس و ترس است. »

یک مطالعه یک ساله نشان می دهد که محیط های کاری سمی خطر ابتلا به افسردگی را تا 300 درصد افزایش می دهد.

بر اساس مطالعه Breathe HR در بریتانیا، 27 درصد از کارکنان شغل خود را به دلیل محیط کاری خصمانه یا فرهنگ بد شرکت ترک کرده‌اند و تنها 25 درصد گفتند که از سلامت روان در طول سال برخوردار بوده‌اند.

بر اساس نظرسنجی انجام شده در وبینارهای مجله HR، چهار نفر از هر پنج نفر (83٪) متخصصان منابع انسانی در سازمانی با فرهنگ سمی کار کرده‌اند (یا هنوز هم کار می‌کنند).

به عبارت ساده و به طور خلاصه باید گفت در محل کار سمی:

  • سلامت روان آسیب خواهد دید.
  • بهره‌وری کاهش خواهد یافت.
  • هم افراد و هم سازمان قرباتی محیط کار سمی خواهند بود.

نحوه برخورد با کارکنان سمی

برخورد با کارکنان سمی کار ساده‌ای نیست، اما مهم این است که منشا مشکل را پیدا کنید. فرهنگ بد توسط افراد ایجاد می‌شود، بنابراین برای رفع مشکل مسمومیت محیط کار، ابتدا باید عاملین سمی آن را شناسایی کنید.

مرحله اول: شناسایی فرد یا  افراد

یک کارمند بد لزوما کارمند سمی نیست، کارمند سمی کسی است که الگوی تضعیف، نا امیدی و سرکوبی باقی اعضای تیم است. محتمل‌ترین عامل فرهنگ سمی را شناسایی کرده و توجه را روی او منعطف کنید.

مرحله دوم: علت را پیدا کنید

حفاری را کمی عمیق‌تر کنید و به آنچه که موجب رفتار سمی شده نگاه کنید. دلایل مختلفی چون مشکلات شخصی، مشکلات سلامت روان، ناامیدی از همکاران یا نارضایتی شغلی ممکن است دلیل سمی شدن فرد باشد.

حالا لازم نیست با توپ پر سراغ فرد سمی بروید، از او بپرسید چرا؟ چه شده و چه مشکلی دارد؟ گاهی حل مشکل تنها با یک «حالت چطور است؟» شروع می‌شود.

اگر سازمان رفتار همدلانه داشته باشد و سعی در رفع مشکل فرد خاطی کند، احتمالا مشکل محل کار سمی به خودی خود حل می‌شود.

مرحله سوم: ارائه بازخورد مستقیم و صحبت در مورد عواقب

خیلی وقت‌ها فرد ندانسته مرتکب رفتارهای نادرستی می‌شود که روی افراد دیگر و سازمان هم تاثیر منفی دارد. با این افراد به طور مستقیم و صادقانه صحبت کنید، کمک کنید مشکل را حل کرده و مهم‌تر از همه به او فرصت اصلاح بدهید.

در صحبت‌هایتان از بازخوردهای مثبت و منفی بگویید و مثال‌هایی از رفتار سمی به او ارائه دهید. مثل پروسه فروش مجموعه‌ای از اهداف واضح و قابل اندازه‌گیری به او ارائه دهید، چیزهایی که می‌خواهید او به آنها دست پیدا کند.

به روشی غیر تهدید آمیز او را از پیامدهای رفتار منفی و سمی آگاه کنید، اینکه این رفتارها بر بررسی عملکرد، ارتقا و امنیت شغلی تاثیر خواهد گذاشت.

مرحله چهار: پذیرش و فاصله

اگر با گذر از تمام سه مرحله عنوان شده دیدید چیزی تغییر نکرده، باید بپذیرید که برخی افراد نمی‌خواهند تغییر کنند.

بر اساس تحقیقات پورات برخی افراد فقط این کار را برای اینکه «سرگرم کننده است» انجام می‌دهند. در صورتی که نمی‌توانید مشکل را با بازخورد مثبت حل کنید، از گزینه‌های جدی‌تر استفاده کنید.

یک راه حل این است که فرد را برای مدتی از باقی اعضای تیم دور کنید، گرچه این کار مشکل را چندان حل نمی‌کند.

نکته پایانی

همه چیز را مستند کنید، پس از هر ارتباطی بین منابع انسانی، فرد مشکل ساز و سایر اعضای سازمان، ایمیلی از صورت جلسه به طور رسمی برای آنها ارسال کنید. هر سند اضافی مثل شکایت رسمی کارمند باید مستند شود.

شما باید به عنوان منابع انسانی تمرکزتان را روی باقی مسائل حفظ کنید، بررسی و رفع مشکل محل کار سمی قطعا طولانی و زمان‌بر خواهد بود، بنابراین تمرکزتان را از دست نداده و دچار فرسودگی نشوید.

تنها راه مقابه با منفی نگری، مثبت اندیشی است. بنابراین خسته نشوید، روحیه خود را حفظ کرده و قوی باشید و در آخر مراقب خودتان باشید.

 

 

گیمیفیکیشن در منابع انسانی

گیمیفیکیشن در منابع انسانی یک مزیت استراتژیک

گیمیفیکیشن در منابع انسانی اصطلاح نوظهوری است که با توجه به روند تغییرات گسترده دنیای پیرامون، در حوزه منابع انسانی پدیدار شده است. حوزه‌ای که دیگر شکل و ساختار کسل‌کننده گذشته را نداشته و اهمیت آن در موفقیت سازمان‌ها دیگر بر کسی پوشیده نیست.

استفاده از تکنیک گیمیفیکیشن در منابع انسانی روز به روز در حال افزایش بوده و ابتکاری است که منابع انسانی از جذب و استخدام نیرو تا آموزش و توسعه از آن بهره می‌برد. در این استراتژی از یک سری محرک‌های رفتاری مورد استفاده در بازی‌ها برای موقعیت‌های جدی استفاده می‌کنند. با کمک این روش، رقابت‌ها و فعالیت‌های سازمانی لذت‌بخش‌تر و کارآمدتر خواهد بود، راهی برای جلب توجه کارکنان به فعالیت‌های مرتبط که رسیدن به اهداف سازمان را محقق می‌کند.

کاربرد گیمیفیکیشن در منابع انسانی

منابع انسانی فرصت‌های زیادی برای خودکارسازی و بازی‌سازی عناصر آن سازمان در اختیار دارد، استخدام، آموزش و توسعه، سلامت و تندرستی. این روزها غول‌های فناوری بزرگی چون گوگل و فیس‌بوک از گیمیفیکیشن در فرآیند استخدام نیرو استفاده می‌کنند و به جای برگزاری آزمون‌های سنتی، متقاضیان را با چالش‌های گیمیفیکیشن درگیر کرده که طی این فرآیند استعداد‌ این افراد برجسته شده و نقاط‌ضعفی که دارند برملا می‌شود.

گیمیفیکیشن در استخدام

شاید شما و سازمانتان اندازه گوگل یا فیس‌بوک مطرح و بزرگ نباشید، اما این استراتژی برای هر جایی قابل پیاده‌سازی است. ساده است، به جای برگزاری آزمون‌های استاندارد برای کشف مهارت، معما و چالش‌هایی را برای حل کردن تعریف کنید، نتایج این چالش‌ها به خوبی می‌تواند در آینده نشان دهد افراد در نقش خود چطور عمل خواهند کرد.

گیمیفیکیشن در آموزش

یکی از حوزه‌هایی که گیمیفیکیشن به شدت در آن کاربرد دارد، آموزش نیروها است. آموزش معمولا برای کارکنان بحثی کسل‌کننده است و بیشتر آن‌ها از روی اجبار در  جلسات آموزشی شرکت می‌کنند، اما وقتی ما با موضوعی سرگرم‌کننده روبه‌رو باشیم و احساس کنیم کاملا با آن درگیر شده‌ایم، به خودی خود قدرت فراگیری و جذب اطلاعات بالا رفته و دیگر آن حس خسته‌کننده بودن را نخواهیم داشت. آموزش گیمیفیکینگ روشی است که چنین نتیجه‌ای را به ارمغان خواهد آورد.

وقتی ارائه‌های خواب‌آور و پاورپوینت‌های بی‌انتها با آموزش‌های سرگرم کننده و خودگردان گیمیفیکیشن جایگزین شود بازدهی آموزش چیزی فرای تصور خواهد بود. مثلا فروشگاه بزرگی مثل والمارت با بهره بردن از گیمیفیکینگ برای آموزش ایمنی به کارکنان توانسته موفقیت بزرگی را تجربه کند. حوزه آموزش کارکنان که در دسته کارهای «کسل‌کننده اما بسیار مهم» قرار دارد با کمک گیمیفیکیشن به فرآیندی لذت‌بخش تبدیل می‌شود.

گیمیفیکیشن در سلامتی

حفظ سلامت کارکنان موضوع مهمی است که نباید سازمان تنها به ارائه برنامه سلامتی اکتفا کند. سازمان‌ها باید برای حفظ سلامت کارکنان امتیازاتی را ارائه دهند که به افزایش علاقه و مشارکت کارکنان در برنامه‌های سلامتی کمک کند. کارفرمایان می‌توانند برای ایجاد ارتباط و تشویق عادت‌های حفظ سلامت در محل کار از استراتژی گیمیفیکیشن بهره ببرند، عناصری چون سیستم امتیازدهی و آزمون‌های آنلاین در پرتال کارکنان.

تکلیف منابع انسانی سازمان شما

به سه حوزه‌ای که به آن اشاره شد دقت کنید، استخدام، آموزش و سلامت. اگر هنوز در هر کدام احساس ضعف دارید از استراتژی گیمیفیکیشن در منابع انسانی کمک بگیرید. این استراتژی به سازمان شما جانی دوباره می‌بخشد، اما قبل از هر کاری ابتدا باید نیازهای سازمانتان را بشناسید، چه رفتاری تشویق‌کننده است و چه چیزی را می‌خواهید برجسته کنید.

فرایند استخدام

ابزار جدید گوگل برای مصاحبه استخدامی

گوگل اخیراً یک ابزار آماده‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی را راه‌اندازی کرده است که به جویندگان کار کمک می‌کند تا با روش آزمایش شده و واقعی برای بهتر شدن در مصاحبه، تمرین کنند.

Google’s Interview Warmup، سؤالات متداول مصاحبه استخدامی را که توسط کارشناسان منابع انسانی انتخاب شده‌اند می‌پرسد، پاسخ‌ها را در زمان واقعی رونویسی می‌کند و از هوش مصنوعی برای ارائه بازخورد استفاده می‌کند.

جسی هینز، مدیر رشد گوگل گفت: «مصاحبه می‌تواند سخت باشد، به خصوص اگر به دوستان، خانواده یا مربیانی در این زمینه که به شما برای آماده شدن کمک کنند دسترسی نداشته باشید. آماده شدن برای مصاحبه همیشه کار زیادی می‌طلبد، اما ‌امیدواریم این ابزار بتواند اعتمادبه‌نفس بیشتری را برای متقاضیان کار ایجاد کند.»

نحوه کار ابزار Warmup

این ابزار، سؤالات کلی مصاحبه شغلی مانند “کمی درباره خودت بگو” و در مورد تجارب کاری گذشته مطرح می‌کند. همچنین سؤالاتی درباره نحوه واکنش متقاضی در موقعیت‌های خاص و سؤالات فنی و مهارتی مربوط به مشاغل در تجزیه و تحلیل داده‌ها، تجارت الکترونیک، مدیریت پروژه، پشتیبانی فناوری اطلاعات یا طراحی تجربه کاربر می‌پرسد.

علاوه‌بر رونویسی مصاحبه ساختگی برای بازبینی شخصی، هوش مصنوعی این ابزار، اصطلاحات مرتبط با شغل و عبارات بیش از حد استفاده شده را شناسایی می‌کند و برای بهبود پاسخ‌ها «نقاط صحبت» مشترک ایجاد می‌کند.

هاینز گفت: «می‌توانید ببینید که چقدر زمان صرف صحبت در مورد زمینه‌هایی مانند تجربه، مهارت‌ها و اهداف خود می‌کنید. پاسخ‌های شما درجه‌بندی یا قضاوت نمی‌شوند و می‌توانید هر چند بار که بخواهید به سؤالات پاسخ دهید. این فضای خصوصی شما برای تمرین و آماده‌سازی است.»

ابزار Warmup درحال‌حاضر فقط در ایالات متحده موجود و رایگان است. صوت و رونوشت‌های جلسات مصاحبه ذخیره نمی‌شوند، اگرچه کاربران می‌توانند به صورت دستی متن‌ها را کپی یا دانلود کنند.

کریس راسل، مدیر عامل RecTech Media، یک شرکت تحقیقاتی و مشاوره فناوری استخدام، گفت: “این ابزار قطعاً مفید است. هر چیزی که به شما در تمرین مصاحبه استخدامی کمک کند‌ تا پاسخ‌های بهتری داشته باشید ایده خوبی است.»

Warmup ابزاری بی‌رقیب

کارولین کلیمن، مربی شغلی و مشاور شغلی ارشد در دانشگاه جورج می‌سون در فیرفکس، از پیشرفت این فناوری در مقایسه با سایر ابزار‌های آماده‌سازی مصاحبه در بازار شگفت‌زده شد.

کلیمن گفت که سایر محصولات معمولاً فقط جلسه تمرین را ضبط می‌کنند. این ابزار‌ها هم می‌توانند مفید باشند، اما ابزار Warmup پاسخ شما را تجزیه کرده و به شما این امکان را می‌دهد که پاسخ‌های خود را بهبود بخشید. جویندگان کار می‌توانند در تمام ساعات شبانه‌روز و بدون آزار دادن شخص دیگری، هر چقدر که می‌خواهند، مصاحبه را تمرین کنند و اضطراب خود را کاهش دهند.

نقطه ضعف Warmup

این ابزار می‌تواند بسیار مفید باشد، اما کارشناسان توصیه می‌کنند که در مقابل افراد دیگر نیز تمرین کنید. فقط یک انسان دیگر می‌تواند کل مهارت‌های ارائه، نشانه‌های فیزیکی و کلامی و توانایی بداهه‌گویی مصاحبه‌شونده را ارزیابی کند. این فناوری فاقد سطحی از تعامل و احساسات است که فقط یک شخص می‌تواند آن را فراهم کند. یکی دیگر از نقاط ضعف این ابزار این است که نمی‌تواند سؤالات بعدی را براساس پاسخ‌های متقاضی ایجاد ‌کند.

هم کلیمن و هم راسل این ابزار را آغازی برای استفاده بیشتر از هوش مصنوعی در مصاحبه شغلی می‌دانند.

کلیمن گفت: «فناوری هوش مصنوعی فضایی برای رشد دارد و می‌تواند بسیار پیشرفته‌تر باشد و باید بیشتر بر تعامل متقابل کار کند»

کاربرد دیگر ابزار Warmup

راسل گفت که این ابزار آینده استخدام‌کنندگان رباتی است و کمک شایانی به سازمان‌های بزرگ، با حجم بالای متقاضی برای غربالگری اولیه خواهد کرد. او گفت: رباتی با شما تماس می‌گیرد، سؤالات اساسی می‌پرسد و بازخورد ارائه می‌کند. سپس تصمیم می‌گیرد که شما را به قیف استخدام منتقل کند یا خیر.

آیین نامه حقوق و دستمزد

عوامل موثر بر ناکامی پروژه‌های بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد در شرکت‌های ایرانی

بخشی از فعالیت حرفه‌ای و تخصصی من در حوزه مدیریت منابع انسانی به برنامه‌ریزی جبران خدمات و اجرای پروژه‌های مختلف مربوط با این بخش مهم از فرایند مدیریت منابع انسانی سپری شده است. در همین ارتباط در بیست سال گذشته مجری بیش از 40 پروژه مختلف در شرکت‌های گوناگون بوده و با ده‌ها پروژه جبران خدمات دیگر همراهی یا به‌طور غیر مستقیم در آن‌ها  ‌مشارکت داشته‌ام‌ و نتایج آن‌ها را دیده‌ام. به‌طور طبیعی همه این پروژه‌ها موفق نبود‌ه‌اند. پروژه موفق بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد پروژه‌ای است که تدوین و طراحی مدل و چارچوب آن بر یک مبنای قابل قبولِ حرفه‌ای انجام شده، به تصویب هیات مدیره شرکت رسیده و با میزان نسبتا بالایی از پذیرش و رضایت مدیریت شرکت و کارکنان اجرا شود و شرکت با به‌کارگیری آن قادر به جذب و نگهداشت نیروی مورد نظر خود باشد. کمتر دیده‌ام که مشاوری از دلایل شکست پروژه‌ها و خصوصا تجارب مستقیم خود بنویسد. اما به‌دلیل عقیده شخصی خودم که از شکست‌ها بسیار بیشتر از موفقیت‌ها می‌توان آموخت و امید به اینکه به اشتراک گذاشتن تجربه‌ام باعث انجام بهتر و روان‌تر پروژه‌های بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد توسط همکارانم شود، این مستند را به اشتراک گذاشته‌ام. ذکر این موضوع ضروری است که مطالب مطروح در این مستند بر اساس تجارب اینجانب نوشته شده و حتما و قطعا قابل نقد است. امیدوارم با نقد آن توسط همکاران و دوستان گرامی، همگی ما نگاه کامل‌تری از ریسک‌ها، چالش‌ها و عوامل ناکامی مسیر بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد داشته و پروژه‌های بهتر و موثرتری انجام دهیم.
  1. عدم توجه به ایجاد زیرساخت‌های لازم و پیش‌نیازها در تدوین آیین‌نامه حقوق و دستمزد

برای تدوین و بازنگری یک آیین‌نامه حقوق و دستمزد، دو پیش نیاز سیستمی ضروری است:
  • ساختار شغل جاری و پذیرفته شده در شرکت
  • وجود یک سیستم اطلاعاتی که اطلاعات صحیحی از کارکنان شرکت در آن ذخیره شده باشد
شاید تعجب کنید، مگر می‌شود شرکتی اطلاعات صحیح و کاملی از کارکنان خود نداشته باشد؟ یا به یک شغل یکسان در یک واحد “کارمند” و در واحد دیگر “کارشناس ارشد” بگویند؟ بله حتی در شرکت‌های بالای 1000 نفر گاهی این موضوع رخ می‌دهد. در شرکت‌های استارتاپی یا شرکت‌هایی که رشد ناگهانی دارند بروز این موضوع تا حدی طبیعی تلقی می‌شود، اگرچه واقعا جای تعجب دارد؛ اما شخصا با نبود اطلاعات و مشخصات فردی حتی در شرکت‌های کوچک هم مواجه شده‌ام. مشکل جایی حاد می‌شود که مدیریت منابع انسانی شرکت، اولویت انجام این کارها را پایین دانسته و قصد دارد بدون این زیرساخت‌ها تدوین یا بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد را در زمان کوتاهی به سرانجام و نتیجه برساند. در چنین شرایط ریسک ناکامی پروژه بسیار بالاست.
  1. سطح بلوغ فرآیند مدیریت منابع انسانی

یکی از دلایلی که شرکت‌ها اقدام به بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد می‌کنند، لزوم تاثیرگذاری تخصص، مهارت و به‌طور خلاصه شایستگی کارکنان بر تعیین حقوق مبنا و بخش ثابت دریافتی ایشان است. با این هدف پروژه‌های پرسروصدایی اجرا شده و کماکان می‌شود؛ اما سرانجام بسیاری از آن‌ها  به‌دلیل ناکامی در تعیین سطح مهارت و اندازه‌گیری شایستگی کارکنان، استفاده از نظر مدیر یا نتایج ارزیابی عملکرد (که اغلب این هم باز بر اساس نظر مدیریت بوده) برای تعیین حقوق است. درواقع یک الگوی نسبتا قابل اندازه‌گیری (اگرچه ناکامل) با یک الگوی کاملا سلیقه‌ای جایگزین می‌شود. درحالی‌که هدف بکارگیری سطح مهارت و شایستگی بود. بسیاری از مدیران فنی و ستادی عقیده دارند تعیین حقوق بر اساس مدل‌های سنتی تجربه و تحصیل پاسخگوی نیاز شرکت نیست. با این گزاره صددرصد موافقم؛ اما واقعا چقدر بلوغ فرآیند مدیریت منابع انسانی شرکت و بلوغ مدیریتی مدیران آمادگی و توان و پذیرش اجرای یک مدل حقوق و دستمزد مبتنی بر شایستگی را دارد؟ چند نفر از مدیران میانی شرکت حاضرند شایستگی مدیریتی ایشان ارزیابی شده و سپس بر اساس آن تعیین حقوق شوند؟ آیا بهتر نیست ابتدا از مفهوم شایستگی به‌عنوان زمینه‌ای برای توسعه فردی استفاده شده و پس از افزایش سطح بلوغ مدیران و پذیرش و هضم آن در شرکت از شایستگی برای تعیین حقوق و دستمزد استفاده شود؟ عجله و شتاب مدیریت شرکت و مدیریت منابع انسانی در به‌کارگیری شایستگی برای تعیین حقوق و جبران خدمات کارکنان در غیاب بلوغ مدیریتی لازم یکی از ریسک‌های جدی و عوامل ناکامی در بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد شرکت‌ها است. حتما قبل از اجرا سطح بلوغ و آمادگی فرآیندی خود را واقع‌بینانه بسنجید.
  1. تغییرات مدیریت ارشد شرکت

معمولا در یک شرکت متوسط و بزرگ، پروژه‌های بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد از زمان آغاز تا زمان تعیین حقوق کارکنان عمری بالای یک سال دارند. ثبات مدیریت ارشد شرکت در طول دوره عمر انجام پروژه موضوعی بسیار مهم است. با این مشکل بیش از همه در شرکت‌های نیمه دولتی (خصوصی-دولتی) برخورد داشته‌ام. توصیه می‌کنم پیش از ورود به بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد از ثبات مدیریت شرکت اطمینان حاصل کنید. تغییرات مدیریتی معمولا یک پروژه کاملا موفق را تبدیل به پروژه‌ای کاملا ناکام می‌کند.
  1. ناکامی در مدیریت انتظارات و توقعات

از زمانی که پروژه بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد در شرکتی آغاز می‌شود، موضوع برای همه کارکنان اهمیت می‌یابد. دلایل بازنگری در هر شرکت طبیعتا متفاوت است؛ اما جالب اینکه هر چقدر تعادل داخلی نامتناسب‌تر باشد، انتظارات و توقعات کارکنان و مدیران شرکت بالاتر است. با آغاز پروژه، کارکنان عقیده دارند “بالاخره قرار است حقوق‌ها درست شود” و این جمله نزد ایشان یعنی قرار است سطح حقوق و دستمزد افزایش یابد. از همه نامتناسب‌تر اینکه گاهی وعده‌های مدیریت منابع انسانی، مشاور یا مدیرعامل شرکت، خود ایجاد کننده چنین توقعاتی است. اطلاع‌رسانی صحیح از دلایل و چگونگی بازنگری و به تبع آن مدیریت توقعات و انتظارات کارکنان و مدیران شرکت یکی از نکات مهمی است که توجه به آن باعث موفقیت پروژه و عدم توجه به آن یک ریسک بزرگ برای ناکامی و عدم توفیق پروژه خواهد بود. قطعا نقش مشاور و واحد منابع انسانی هم در این رابطه پررنگ است. از نگاه من اعتراضات به حقوق و دستمزد و ناراضی بودن بخشی از کارکنان از میزان و سطح حقوق و دستمزد خود در همه شرکت‌ها موضوعی رایج است. اساسا رضایت مقوله‌ای نیست که دستیابی 100 درصد به آن امکان‌پذیر باشد. واقع ‌بینی و ایجاد انتظار برای برای پیاده‌سازی سیستمی مبتنی بر عوامل مشخص و قابل پاسخ‌گویی بسیار بهتر از ایجاد توقع برای حذف همه اعتراضات و افزایش سطح حقوق و دستمزد یا رضایت همگانی است.
  1. دقیقا چه می‌خواهید؟ دلیل اصلی ایجاد یا بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد چیست؟

در بیست سال گذشته با شرکت‌های زیادی برخورد داشته‌ام که آیین‌نامه نسبتا خوبی داشته‌اند. اما این آیین‌نامه بایگانی شده و عملا حقوق مبنای کارکنان به روش دیگری بجز آیین‌نامه مصوب و حتی گاهی چانه‌زنی مداوم تعیین می‌شده است. نتیجه این امر بطور طبیعی برهم خوردن جدی تعادل داخلی بوده است. وقتی با چنین وضعیتی مواجه می‌شوم، حتما و پیش از ورود به بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد از خود می‌پرسم: چه دلیلی وجود دارد آیین‌نامه جدید هم به سرنوشت آیین‌نامه قبلی مواجه نشود؟ به واقع اگر مدیریت ارشد شرکتی یا فرهنگ غالب در آن به جای اعتقاد به رویه و روش و انضباط داخلی، به مذاکره و چانه‌زنی مداوم عقیده داشته و به آن میدان دهد، حتی متناسب‌ترین الگوها هم قابلیت استمرار ندارند. اجرای پروژه بازنگری در چنین فضایی با صرف انرژی زیاد شانس موفقیت اندکی دارد. اما حتی در بهترین حالت، عمر آیین‌نامه تدوین شده چندان طولانی نیست و در نتیجه به جای یک سابقه و رزومه خوب با آیین‌نامه‌ای مواجه هستید که مجدد بایگانی شده یا کنار گذاشته می‌شود. واقعا فرهنگ، استراتژی را برای صبحانه می‌خورد. آیین‌نامه حقوق و دستمزد که جای خود دارد. اگر مشکل برهم خوردن تعادل داخلی حقوق و دستمزد ریشه در فرهنگ سازمانی و نگاه و خواست مدیریت ارشد دارد، اجرای پروژه بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد با ریسک بسیار بالایی مواجه است.
  1. فراموش شدن اجرای آزمایشی

پیش از اجرای آیین‌نامه جدید، حتما باید همه کارکنان حداقل یکبار و گاهی اوقات بیش از یکبار، توسط کارکنان مدیریت منابع انسانی، به‌صورت آزمایشی، تعیین حقوق شده و نتیجه اجرای آیین‌نامه از نظر بار مالی (بودجه و هزینه اجرا) و سایر نتایج مورد انتظار آنالیز حساسیت شود. البته که نتایج اجرای آزمایشی به کارکنان اطلاع‌رسانی نمی‌شود اما برای تحلیل دقیق‌تر نتایج آن، با تاکید بر تحلیل حساسیت، با بعضی از مدیران و ذینفعان اصلی موضوع علی‌الخصوص مدیریت ارشد شرکت مرور می‌شود. اجرای آزمایشی باعث برطرف شدن و اصلاح بسیاری از خطاها خواهد شد. فراموش شدن آن به هر دلیل، از جمله اصرار و تاکید مدیریت شرکت یا تاخیر پروژه و کمبود وقت، به معنای پذیرش ریسک بالایی برای ناکامی پروژه است.
  1. مدیریت تغییرات

اجرای یک آیین‌نامه جدید مستلزم یک برنامه مدیریت تغییر مفصل است؛ اما به قول یکی از همکاران، گاهی زمانی که برای آن اختصاص داده می‌شود کمتر از زمانی است که برای تغییر ویندوز یک لپ‌تاپ صرف می‌شود. در غیاب یک برنامه مدیریت تغییر جامع، ریسک ناکامی پروژه بالا است. در همه بازنگری‌‌های موفقی که داشته‌ام یکی از دلایل توفیق پروژه تدوین و اجرای دقیق یک برنامه مدیریت تغییر بوده است. از نگاه من برنامه مدیریت تغییر به تنهایی به اندازه طرح‌ریزی آیین‌نامه بر اساس یک الگوی معتبر اهمیت دارد و عدم پرداختن به آن ریسک ناکامی پروژه بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد را بالا خواهد برد. حتما پیش از اجرای آیین‌نامه از خود بپرسید برنامه شما برای مدیریت تغییرات و جابجایی از الگوی قبلی به الگوی جدید چیست؟ استفاده از الگویی معتبر در این زمینه قطعا شانس موفقیت را افزایش خواهد داد.
  1. آیین‌نامه حقوق و دستمزد مقوله‌ای فراتر از ارزشیابی شغل است

در بسیاری از شرکت‌ها آیین‌نامه حقوق و دستمزد مبنای اصلی ایجاد تعادل داخلی است. از همین رو و به‌طور کاملا منطقی شرکت‌ها به دنبال آن هستند تا از یک الگوی ارزشیابی متناسب برای طراحی و استقرار آن استفاده کنند؛ اما ایراد کار آنجا رخ می‌دهد که الگوی ارزشیابی با آیین‌نامه یکی تلقی می‌شود. الگوی ارزشیابی شغل در بهترین حالت پیاده‌سازی، ارزش نسبی هر شغل را بر اساس یک فرآیند منطقی براس شرکت نمایش می‌دهد. اما آیا این برای طراحی آیین‌نامه حقوق و دستمزد کافی است؟ به نظرم خیر. آیین‌نامه حقوق و دستمزد علاوه بر نگاه به ارزش نسبی مشاغل باید وضعیت پرداخت‌های و حقوق و دستمزد بازار و تفاوت‌های موجود در آن ‌را نیز در نظر داشته، آن‌ها  را بصورتی مدل کند و در کنار آن به عرف‌های رایج در صنعت و البته قانون کار هم نگاهی کامل داشته باشد. به این مجموعه قطعا نکات و موارد دیگری هم می‌‌توان افزود:
  • از مهم‌ترین آن‌ها لزوم آغاز بازنگری از Pay Model و شفاف‌سازی سهم بخش ثابت و سپس اقدام به طراحی آیین‌نامه و انتخاب الگوی ارزشیابی مطابق مقتضیات شرکت و خواسته‌ها است.
  • تعیین آنکه شرکت قرار است چگونه پرداخت‌کننده‌ای باشد؟ در واقع خط پرداخت هدف شرکت از منظر تعادل خارجی کجاست؟ میانه بازار؟ بالا یا پایین میانه؟ و چرا؟
  • تببین میزان شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی آیین‌نامه؛ اینطور بپرسم آیین‌نامه و الگوی محاسبه حقوق مبنا برای کدام از گروه اطلاع‌رسانی خواهد شد؟ برای همه کارکنان؟ صرفا معاونین و مدیران؟ یا مستندی است که فقط HR و مدیریت به آن دسترسی دارند؟
  • و … نظر شما چیست؟
ممنون و خوشحال می‌شوم اگر همکاران گرامی نیز تجربه‌ها و نظریات خود را در این ارتباط به اشتراک گذارند. این یادداشت به قلم جناب آقای جهانگیر پورصمیمی مشاور مدیریت منابع انسانی و مدرس مهارت‌های نرم است.
نحوه انجام مصاحبه خروج

نحوه انجام مصاحبه خروج

در هر سازمان و شرکتی ممکن است شرایطی پیش آید که یک یا چند نفر از کارمندان تصمیم به ترک سمت بگیرند و استعفا دهند.

مصاحبه خروج، مکالمه‌ای است بین شما و کارفرمایتان (احتمالاً یک نماینده منابع انسانی). این مصاحبه فرصت مناسبی را برای بحث در مورد رضایت شغلی یا ارائه بازخورد در مورد خط مشی و جهت‌گیری شغلی فراهم می‌کند. به بیان ساده‌تر باید بگوییم که مصاحبه خروج مکالمه‌ای است که بین یک کارفرما و کارمندی که تصمیم به ترک کسب و کار دارد، اتفاق می‌افتد. به جای اینکه بپرسید چرا می‌خواهند به شرکت شما بپیوندند، از آن‌ها بپرسید که چرا تصمیم به ترک شرکت گرفته‌اند.

هدف از مصاحبه خروج

هدف از این مصاحبه، ارزیابی تجربه کلی کارکنان در سازمان شما و شناسایی فرصت‌هایی برای بهبود مشارکت است. داشتن مجموعه‌ای مشخص از استانداردها در هنگام انجام مصاحبه‌های خروج نیز می‌تواند نقشی اساسی در مدیریت بحران داشته باشد.

دلایل اهمیت مصاحبه خروج

ما فهرستی از چند دلیل را گردآوری کرده‌ایم تا داده‌ها و بینش‌های لازم را برای ایجاد یک محیط کاری مثبت‌تر و محافظت از سازمان شما در برابر خطرات دریافت کنید.

  • دلیل خروج یک کارمند را خواهید دانست (ممکن است با چیزی که فکر می‌کنید متفاوت باشد!).
  • مصاحبه خروج به کارمند اجازه می‌دهد تا بازخورد سازنده ارائه دهد و با یک نکته مثبت کار خود را ترک کند.
  • این کار می‌تواند به کاهش بحران و همچنین شناسایی مواردی که ممکن است نیاز به توجه فوری داشته باشد، کمک کند.
  • شما یک ارزیابی صریح از محیط و فرهنگ سازمان خود دریافت خواهید کرد.
  • ممکن است بینش لازم در مورد نیازهای استخدام، حضور در هیئت‌مدیره و آموزش کارکنان آشکار شود.
  • بازخوردهای به‌دست ‌آمده به شما کمک می‌کند تا اقداماتی را که می‌تواند به بهبود حفظ کارکنان کمک کند، شناسایی کنید.
  • فرصت‌های بهبود در توسعه مدیریت و برنامه‌ریزی برای جانشین‌پروری شناسایی می‌شود.

نحوه انجام مصاحبه خروج

هنگامی که یک کارمند تصمیم می‌گیرد کسب‌و‌کار شما را ترک کند، دلیل آن برای شما مهم است. اگر بتوانید دلایل استعفای او را درک کنید، می‌توانید کارمندان دیگر را به ماندن در شرکت تشویق کنید.

اکنون می‌خواهیم در مورد نحوه انجام مصاحبه خروج به عنوان یک کارفرما صحبت کنیم. در زیر چند نکته‌ وجود دارد که هنگام انجام یک مصاحبه خروج باید به خاطر داشته باشید؛ همچنین برخی از نمونه سؤالات مصاحبه خروج ذکر شده است.

  1. هر کارمندی که استعفا می‌دهد، باید مصاحبه مجزا داشته باشد

هر فردی که شرکت شما را ترک می‌کند، شایسته یک مصاحبه خروج است.

  1. آن تایم عمل کنید

بهترین زمان برای برگزاری مصاحبه خروج در آخرین روز ترک یا بلافاصله پس از خروج است.

  1. شفاف عمل کنید

فهرستی از سوالاتی که می‌خواهید بپرسید یا زمینه‌هایی که می‌خواهید بررسی کنید، تهیه و سپس آن را در ایمیلی پیش از موعد به شخص موردنظر ارسال کنید.

  1. مصاحبه را معمولی جلوه دهید؛ راحت باشید

انجام مصاحبه‌های خروجی تا حد امکان راحت است. بهتر است در مکانی غیررسمی‌تر، مانند کافه‌ای در نزدیکی محل کار برگزار شود. این کار به تقویت این ایده کمک می‌کند که یک گفتگوی دوستانه و دوطرفه بین دو همکار قدیمی است.

  1. مصاحبه را شخصی کنید

این کار به شخص موردنظر کمک می‌کند تا نسبت به ارائه بازخورد خود، کمی صادق‌تر باشد. یک ضرب‌المثل قدیمی در محافل منابع انسانی وجود دارد که می‌گوید: مردم شغل خود را رها نمی‌کنند، بلکه مدیران خود را رها می‌کنند.

  1. بیشتر از اینکه صحبت کنید، شنونده باشید

شما آنجا نیستید که از کسب‌وکار خود دفاع کرده یا تصمیمات خود را توجیه کنید؛ بلکه برای یادگیری هرچه بیشتر در مورد سازمان خود، این ملاقات را ترتیب داده‌اید.

  1. گفتگو را کنترل نکنید، بلکه آن را هدایت کنید

به عنوان یک مصاحبه‌کننده، ممکن است وسوسه شوید که مکالمه را به سمت موضوعاتی سوق دهید که عمیقاً تمایل دارید درباره آن‌ها صحبت شود. در دست گرفتن کنترل این گفتگو اشتباه است.

  1. نتایج را به صورت ناشناس به اشتراک بگذارید

این کار کمک می‌کند که رهبران شرکت درک روشنی از نحوه عملکرد در هر بخش از کسب‌وکار پیدا کنند.

  1. براساس نتایج اقدام کنید

همه‌چیز تا این مرحله آسان بوده است. اکنون باید براساس آنچه آموخته‌اید عمل کنید!

نمونه سؤالات مصاحبه خروج

ما به عنوان یک سازمان، به چه چیزهایی نیاز داریم؟

چه چیزی لازم بود تا شما را متقاعد کرد که کارتان را ترک نکنید؟

  • چه کاری را خوب انجام می‌دهیم؟
  • آیا احساس کردید که توسط مدیرتان به درستی حمایت می‌شوید؟
  • آیا احساس ‌کردید که این شرکت از اهداف شغلی شما حمایت می‌کند؟
  • آیا احساس کردید که فرصت‌های یادگیری و توسعه را به خوبی دریافت کرده‌اید؟
  • سخت‌ترین بخش کار در اینجا چیست؟
  • معیارهای شما برای انتخاب کارفرمای جدید چیست؟
  • آیا این شرکت را به دیگرانی که جویای کار هستند، توصیه می‌کنید؟
  • آیا در این شرکت، آموزش مناسب و کاملی دریافت کرده‌اید؟
  • تا به حال پیش آمده است که به کار در این شرکت افتخار کنید؟
  • نظر شما درباره مدیریت چیست و آیا بازخورد یا پیشنهادی برای بهبود عملکرد ما دارید؟
  • چرا سمت خود را ترک می‌کنید یا چه چیزی باعث شد که این تصمیم را بگیرید؟

کلام آخر

تا جایی که می‌توانید، با شخص ترک‌کننده به خاطر کاری که در شرکت شما انجام داده است، با احترام و قدردانی رفتار کنید. آن‌ها در سازمانی دیگر، با افراد زیادی کار خواهند کرد و شما قطعاً تمایل دارید که از رفتار و اتمسفر موجود در شرکت شما، به عنوان یک الگوی مناسب یاد شود.

به هر حال فردی که استخدام کرده‌اید تصمیم به ترک شغل گرفته است و می‌خواهد همه دلایل آن تصمیم را به شما بگوید. بله، خروج کارکنان به این معنی است که شرکت شما در حال تغییر است، اما تا زمانی که شما کنترل مسیر سفر کسب‌وکار خود را در دست دارید، این امر مثبتی خواهد بود.

مدیریت عملکرد و سیستم بازخورد

مدیریت عملکرد و سیستم بازخورد

مدیریت عملکرد یا ارزیابی عملکرد فرآیند نام‌آشنای منابع انسانی بوده که در بسیاری شرکت‌ها و سازمان‌ها در حال اجرا است ولی اگر از مدیران درخصوص کارایی و اثربخشی آن سئوال بپرسیم، با احتمال بالایی اکثریت آن‌ها  احساس نمی‌کنند این فرآیند تاثیر ویژه‌ای بر بالا بردن سطح عملکرد و کیفیت خروجی در سازمان داشته است. چرا اینگونه است؟

چرا سیستم‌های ارزیابی عملکرد کارایی یا اثربخشی ندارند؟

عدم اثربخشی یا عدم امکان اندازه‌گیری اثربخشی این فرآیند می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد از جمله اینکه برای اجرای درست این فرآیند ابتدا نیاز است:

  • مشاغل سازمان به خوبی شناسایی و تجزیه و تحلیل شوند
  • شناسنامه شغل کاربردی برای مشاغل تهیه شود
  • تفکیک درست و شفاف بین عملکرد ضعیف، قابل قبول و مطلوب وجود داشته باشد
  • شایستگی‌های مورد نیاز هر شغل به درستی شناسایی و عواملی که نمایانگر شایستگی بالا در شغل هستند مشخص شوند

عموما انجام با کیفیت همه این اقدامات پرهزینه و از حوصله سازمان خارج است. حتی با فرض اینکه این بخش پیچیده و سخت، با کیفیت قابل قبول انجام شده باشد، مانع مهم بعدی فرهنگ سازمانی است.

فرهنگ سازمانی باید از بلوغ خوبی برخوردار باشد و ارزیابی افراد بیشتر از اینکه مبتنی بر احساسات و آخرین تجربه‌های تعاملی باشد، مبتنی بر واقعیت عملکرد افراد و فارغ از ملاحظات درون تیمی و سازمانی یا نظارت سخت‌گیرانه باشد.

نتیجه عدم اثربخشی سیستم بازخورد

به واسطه همین موانع و پیچیدگی‌ها، نظام‌های مدیریت عملکردی که در سازمان‌ها  اجرا می‌شود معمولا شفافیت بالایی ندارند و عملا کارکنان به سختی امکان دسترسی به نتایج ارزیابی خود را خواهند داشت و اگر هم داشته باشند،‌ معمولا توضیح شفافی برای آنچه ارزیابی شده دریافت نمی‌کنند. در واقع عموما گفت‌وگوی موثری درخصوص نتایج ارزیابی و اینکه چه اتفاقی باید بیفتد تا عملکرد بالا برود صورت نمی‌گیرد. به این ترتیب در عمل با اجرای حتی با کیفیت یک الگوی ارزیابی عملکرد، نمی‌توانیم با قاطعیت در مورد اثربخشی آن بر بالا رفتن بهره‌وری فردی و سازمانی صحبت کنیم.

در این میان معمولا یک موضوع اساسی در فرآیند مدیریت عملکرد نادیده گرفته می‌شود: گفت و شنود در خصوص عملکرد!

چگونه یک سیستم بازخورد موثر داشته باشیم؟

اگر مسئله ارزیابی عملکرد را بیشتر از اینکه یک فرآیند اندازه‌گیری کمی بدانیم و آن را بیشتر تبدیل به یک مسیر کیفی گفت‌وگو و بازخورد (گفت و شنود) در مورد عملکرد کرده و سیر رشد آن را هم از طریق گفت‌وگو و به صورت کیفی دنبال کنیم، در این شرایط احتمالا خیلی بیشتر از گذشته می‌توانیم به اثربخشی این فرایند امیدوار باشیم. البته که برای ارتباط با این روش و استفاده از مزایای آن نیاز داریم کمی از باورهای گذشته خود دست بکشیم و از الگوی نظارتی بر عملکرد و کنترل بر افکار و روش عملکرد افراد، روی مربی‌گری، تسهیل‌گری و راهبری همکارانمان متمرکز شویم.

مشکل اینجا است که ما چه در نقش واحد منابع انسانی و چه مدیر یک تیم، باور داریم که می‌دانیم بهترین شیوه عملکرد چگونه است و انتظار داریم همکاران ما نیز درک مشابهی از این موضوع داشته باشند، حتی بدون آنکه در مورد آن گفت‌وگو کنیم. در این میان دچار خطا می‌شویم و تفاوت‌های فردی را نادیده می‌گیریم، علایق، انتخاب‌ها و همچنین محدودیت‌های ذهنی همکار خود را در نظر نمی‌گیریم و بدتر آنکه در مورد این موارد حتی گفت‌وگوی موثر هم نمی‌کنیم.

نتیجه این می‌شود که با اینکه زمان زیادی را با همکاران خود سپری می‌کنیم، ولی همچنان به یک زبان مشترک در مورد عملکرد بالا نرسیده‌ایم. اجرای برنامه‌های مدیریت عملکرد بیشتر از اینکه یک سیستم و نظام باشد، یک فرهنگ است که من تمایل دارم نام آن را فرهنگ گفت‌وگو و بازخورد دوسویه بگذارم که البته وابستگی بالایی به سطح بلوغ سازمانی دارد.

نقش فرهنگ گفت‌وگو در سازمان‌ها

برای گفت‌وگو نیاز به صراحت بالا داریم و اینکه فرهنگ صراحت را در تیم خود جاری کنیم. شاید عجیب باشد ولی به نظر می‌رسد مدیران ترس بیشتری برای برگزاری جلسات بازخورد و شفافیت در تعامل با همکارانشان دارند.

دلایلی مثل:

  • نداشتن توضیحات کافی برای قضاوت در مورد عملکرد همکار
  • قابل پیش‌بینی نبودن واکنش همکار نسبت به بازخوردها
  • ترس از دست دادن همکار
  • احتمال ایجاد نارضایتی در همکار و لطمه خوردن به کار

دلایل ذکر شده مدیران را در شرایط محافظه‌کاری بالا قرار می‌دهد که خیلی از اوقات صراحت را آسیب‌رسان می‌دانند و به سمت آن نمی‌روند.

با این توضیحات واقعی به نظر می‌رسد که از طریق گفت‌وگو و با مشارکت دادن خود همکار در فرآیند انتخاب کار و شیوه انجام آن و در نهایت تعیین نتایج مطلوب آن می‌توان بیشتر از قبل به تحقق هدف اصلی سیستم مدیریت عملکرد که بالا بردن بهره‌‌وری و کیفیت انجام کارها هست امیدوار بود. در این مسیر نقش مدیر به عنوان تسهیل‌گر برای فراهم نمودن امکانات و نیازمندی‌های انجام کار به جای ریاست بر شیوه انجام کار تاثیر ویژه‌ای در این الگو دارد.

ایجاد فرهنگ گفت‌وگو در سازمان‌ها

برای ایجاد این فرهنگ و قبل از اینکه بتوانید به همکارتان بازخورد موثر بدهید و گفت‌وگو کنید. ابتدا نیاز دارید تا فضای ارتباطی بین شما فضای اعتماد متقابل بشود و ابتدا باید بستر این گفت‌وگو را مهیا کنید.

  1. برای ایجاد بستر ارتباطی امن، نیاز است فضای ارتباطی بین شما و همکارتان یک فضای دوستانه دو طرفه باشد و نه فضای سرزنشگری و مقصریابی. همانطور که انتظار دارید همکارتان با شما باز و راحت گفت‌وگو کند، شاید گاهی نیاز باشد شما هم بیشتر از خودتان به همکارتان بگویید تا شناخت بهتری نسبت به شما پیدا کند و فضای ارتباطی شما منعطف‌تر شود.
  2. در مورد دیدگاه‌ها و نگرش خود با همکارانتان صحبت کنید و دیدگاه‌های آن‌ها را نیز بشنوید و اتفاقا با کنجکاوی دیده‌گاه‌های آن‌ها  را بشنوید و بیشتر از اینکه بخواهید ثابت کنید حق با شماست، کنجکاوانه آن‌ها را بشنوید و هر کجا لازم شد نظر او را قبول کنید.
  3. مهم است که همکارانتان بدانند شما چگونه فکر می‌کنید و همان کاری را انجام دهید که حرفش را می‌زنید و کلام و عملکرد شما یکپارچگی داشته باشد.
  4. باید همکارانتان به صورت شفاف بدانند که از آن‌ها چه انتظاراتی دارید و چه کاری از دید شما مطلوب و باکیفیت محسوب می‌شود.
  5. فضای اظهارنظر برای همکارانتان مهیا کنید و در حل مشکلات از آن‌ها کمک بگیرید. به اظهارنظرهای آن‌ها  توجه کنید و درباره آن با خودشان گفت‌وگو کنید.
  6. رفتار انتقادگر نداشته باشید و مثل یک مشاور و مربی در کنار آن‌ها باشید. به آن‌ها  آموزش بدهید و این آموزش را محدود به دانش تخصصی کار نکنید، آموزش چگونه فکر کردن، چگونه احساسات را ابراز کردن، چگونه دیدن و تحلیل کردن و چگونه کار کردن را آموزش بدهید و در یک کلام برای آن‌ها  وقت بگذارید.

با ایجاد بستر ارتباطی امن و با اعتماد، می‌توانید وارد مسیر جلسات دوره‌ای گفت‌وگو و بازخورد با همکار خود بشوید و در این شرایط می توانید آسودگی خاطر بیشتری داشته باشید تا آنچه شما می‌گویید با احتمال بیشتری به درستی شنیده و به کار بسته ‌شود.

فرهنگ دوسویه بازخورد

اصل مهم در برگزاری اینگونه جلسات دوسویه بودن فرآیند گفت‌وگو و بازخورد است. یعنی این فضای امن باید به نحوی شرایط را برای همکار شما مهیا کند که او نیز بتواند به شما بازخورد بدهد. بتواند نسبت به عملکرد یا رویکرد شما و فرآیندهای تیم و شرکت بازخورد بدهد و سئوال بپرسد و اطمینان داشته باشید که بازخورد وی شنیده می‌شود و در صورت نیاز به کار بسته می‌شود.

در جریان این گفت‌وگو‌ها می‌توانید روی نتایج ارزیابی‌های عملکرد رسمی نیز صحبت کنید. توجه به این نکته مهم است که الگوی سرزنش‌گری که در زمان عملکرد پایین بسیار رواج دارد (هرچند که برخی مدیران حتی در شرایط عملکرد خوب، الگوی رفتاری سرزنشگری را انتخاب می‌کنند تا تشویق)، نسبت به گذشته کارایی خود را از دست داده است.

اتفاقا در شرایطی که عملکرد خوب نیست، به عنوان مدیر تیم نیاز است نقش و سهم خود را در رسیدن به نتایج ضعیف ببینید و در این خصوص در کمال صداقت با همکار خود گفت‌وگو کرده و الگوی مربی‌گری را جایگزین مقصریابی و الگوی سرزنشگری کنید.

زمان گفت‌وگو با همکار

فاصله بین گفت‌وگوها با همکاران خود را کوتاه‌تر کنید تا فضای ارتباطی صمیمی‌تر و منعطف‌تری شکل بگیرد. در گفت‌وگوها و تعاملات روزمره بستر ارتباطی را مهیا کنید و در جلسات گفت‌وگوی اختصاصی با همکار از آنها کمک بگیرید و موثر بازخورد بدهید و بازخورد بشنوید و روی عملکرد عالی و اهداف شغلی توافق کنید. بازخورد را فقط محدود به اشکالات و موانع عملکردی نکنید و اتفاقا با تاکید برآنچه که خوب انجام شده فضای گفت‌وگو را مثبت نگه دارید.

تاثیر ارزیابی عملکرد از طریق گفت‌وگو

وقتی فضای مدیریت عملکرد از ارزیابی براساس فرم وارد فضای گفت‌وگوهایی این‌چنینی شود، بعد از چندین جلسه از یک فضای ناامن که فقط فرهنگ ابراز نارضایتی یا غرزدن بر آن غالب بوده، به جلسات گفت‌وگویی که در آن همدلی و هم‌افزایی شکل گرفته است سوق پیدا می‌کند. در این شرایط در هر دوره زمانی هم شما پیشرفت همکار را خواهید دید و خودش هم آن را تجربه خواهد کرد و در صورت عدم پیشرفت و بهبود عملکرد، فضای بازخورد جدی‌تر را خواهید داشت.

برای ایجاد این فرهنگ، مدیران تیم‌ها باید علاوه‌بر اینکه بر اهداف کسب‌وکاری تیم خود متمرکز هستند و نسبت به آن پاسخگویی دارند، نیاز است در قبال فرآیندهای منابع انسانی تیم خود نیز پاسخگو باشند و این موضوع جزو اولویت‌های کاری آن‌ها  باشد، درغیر اینصورت جلسات گفت‌وگو و بازخورد وارد فضای کلیشه‌ای و غیرموثر خواهد شد که ماحصل آن بی‌اعتمادی بیشتر بین اعضای تیم و مدیران خواهد بود.

کلام آخر اینکه هرچند ایجاد این فرهنگ صبوری و استمرار و استقامت نیاز دارد و فرآیند سخت‌تری نسبت به طراحی فرم‌های ارزیابی عملکرد دارد؛ اما تاثیر و خروجی آن نسبت به سیستم‌های ارزیابی عملکرد معمول کارایی و اثربخشی به شدت بالاتر و ملموس‌تری دارد و هم همکار و هم مدیر رضایت شغلی بیشتری را تجربه خواهند کرد.

این یادداشت به قلم خانم نوشین محمدی مدیر منابع انسانی شرکت چارگون است.