شایستگیهای اصلی رهبری که یک رهبر عالی را از یک مدیر خوب متمایز میکند چیست؟
ارتباط مؤثر، تفویض اختیار و توانایی ایجاد انگیزه در دیگران، احتمالاً مهارتهایی هستند که به ذهن میرسد؛ اما ویژگی غالباً گمشده، نادیده و دست کم گرفته شده یک رهبر، توانایی آنها در نشان دادن “همدلی” است.
همدلی عنصر اساسی هوش هیجانی است که به عنوان یک ظرفیت متمایزکننده رهبری شناخته شده است. یک رویکرد همدلانه میتواند به رهبران و مدیران در موقعیتهای مختلف، از ایجاد پویایی در تیم گرفته تا رسیدگی به چالشهای روزانه و دشوار کمک کند.
همدلی و همدردی اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند. با این حال یک تفاوت کلیدی وجود دارد. به طور ساده همدردی یعنی من برایت متأسفم. “همدلی” یعنی من آنچه را که تو احساس میکنی، احساس میکنم.
همدلی یعنی توانایی تجربه احساسات دیگران و دیدن موقعیت از دیدگاه آنها است و این مهم، سنگ بنای اعتمادسازی در میان تیم شما است.
ویژگهای رهبر همدل
- به افراد احترام گذاشته و برای آنها ارزش قائل میشود.
- نسبت به احساساتی که افراد تجربه میکنند حساس است و آنها را مدنظر قرار میدهد.
- تلاش قابلتوجهی را در زمینه درک نیازهای واقعی، نگرانیها و احساسات دیگران به کار میبندد.
- حامی خواستها، نیازها و تمایلات دیگران است.
- نشاندهنده حساسیتها و تفاهمات میان فرهنگی است.
- ریسکها و خطرات فردی و حرفهای را برای خوشایند دیگران میپذیرد.
- به جای تذکر و توبیخ یک کارمند به دلیل کاستی و خطا در کار به آنها کمک میکند تا بر این نقصها غلبه کنند.
- نشان میدهد که نسبت به دیگران نگران و صادق است.
سه ویژگی کلیدی برای رهبران همدل وجود دارد:
- شنونده خوب
- بدون قضاوت
- هوش هیجانی
رهبران همدل از قانون “۲ گوش و ۱ دهان” پیروی میکنند؛ آنها زمان بیشتری را صرف گوش دادن میکنند تا صحبت کردن. رهبران همدل وقتی کسی صحبت میکند، تمام توجه خود را نشان میدهند، تماس چشمی برقرار کرده و هرگونه مزاحمتی (مانند ایمیل یا تماسهای تلفنی) را حذف میکنند تا به آن شخص اجازه دهند بدون وقفه صحبت کند.
دومین ویژگی یک رهبر همدل، توانایی آنها در گوش دادن بدون قضاوت است. همدلی به معنای موافقت و مخالفت نبوده و فقط درک کردن است. رهبران همدل، حتی زمانی که احساسات دیگران با احساسات خودشان در تضاد است، بدون اینکه قضاوت کنند که آیا این احساسات درست یا نادرست هستند، طرف مقابل را به خوبی درک میکنند.
در نهایت، رهبران همدل از نظر احساسی باهوش هستند. آنها میتوانند احساسات خود و دیگران را به دور از قضاوت تحلیل کنند. رهبران همدل اجازه نمیدهند که احساسات، نتیجه را کنترل کند. در حالی که قضاوت نکردن به معنای گوش دادن بدون قید و شرط است، هوش هیجانی به معنای عقبنشینی از احساسات و دیدن چیزهایی است که واقعاً هستند.
انواع همدلی
-
همدلی شناختی
زمانی است که بتوانید وضعیت روانی شخص دیگری را درک کنید، مانند فکر کردن به آنچه در ذهن او میگذرد (به معنای قرار دادن خود به جای دیگران). در همدلی شناختی تفکر بیشتر از احساس است. وقتی با همکار خود در مورد موضوعی صحبت میکنید که آزارتان میدهد و احساس میکنید توسط آن شخص درک میشود، اغلب به این دلیل است که همکارتان از همدلی شناختی استفاده میکند.
-
همدلی عاطفی
توانایی درک احساسات شخص دیگر و ارائه پاسخ مناسب به آن است. درک عاطفی منجر به احساس نگرانی و ناراحتی در مورد حال شخص دیگر میشود. اگر در مورد یک موقعیت چالشبرانگیز یا استرسزا که شخص دیگری تجربه میکند فکر کنید و شروع به احساس اضطراب کنید، این جنبه از همدلی را تجربه میکنید.
-
همدلی دلسوزانه
وقتی همدلی شناختی و همدلی عاطفی به روشی متعادل کنار هم قرار گیرند، میتوانید همدلی دلسوزانه را تجربه کنید. با این نوع همدلی نه تنها وضعیت فرد را درک میکنید و با او احساس همدلی عاطفی میکنید، بلکه به طور خود به خود در صورت نیاز برای کمک به او اقدام میکنید.
برای اینکه بفهمید چگونه این سه شاخه همدلی با هم کار میکنند، تصور کنید که یکی از کارکنان شما اخیراً یکی از اعضای نزدیک خانواده خود را از دست داده است. واکنش طبیعی شما ممکن است همدردی، احساس ترحم یا اندوه باشد. همدردی ممکن است شما را به ابراز تسلیت یا ارسال کارت، تشویق کند و دوست شما ممکن است از این اقدامات قدردانی کند؛ اما نشان دادن همدلی به زمان و تلاش بیشتری نیاز دارد. با همدلی شناختی شروع میشود:
تصور آنچه که شخص در حال گذراندن آن است
- چه کسی را از دست داده؟
- چقدر به این شخص نزدیک بوده؟
- علاوه بر احساس درد و از دست دادن، زندگی او چه تغییری میکند؟
همدلی عاطفی به شما کمک میکند نهتنها احساسات همکار خود را درک کنید، بلکه آنها را به نوعی به اشتراک بگذارید. سعی میکنید با چیزی در خودتان ارتباط برقرار کنید که احساس غم و اندوه عمیق و درد عاطفی را میشناسد. ممکن است به یاد بیاورید که وقتی یکی از نزدیکانتان را از دست دادید چه احساسی داشتید؟
درنهایت همدلی دلسوزانه شما را به انجام نوعی اقدام برای ایجاد احساس بهتر در او تشویق میکند. میتوانید به او بگویید که نگران کار خود نباشد و با خیال راحت از مرخصی خود استفاده کند یا به او پیشنهاد دهید که برخی از هزینههای مراسم خاکسپاری را شرکت برعهده بگیرد.
امروزه ارزش همدلی در رهبری را نمیتوان نادیده گرفت یک رهبر همدل:
- دیوارها را میشکند
- روابط را عمیقتر میکند
- به دیگران الهام میبخشد
- اعتمادسازی میکند
- زبان تشکر و قدردانی دارد
- نقش حمایتی دارد و به دیگران کمک میکند تا احساس ارزشمند بودن کنند
همدلی در رهبری باعث افزایش خلاقیت میشود
همدلی در رهبری میتواند منجر به افزایش تفکر خارج از چارچوب کارکنان شود. افرادی که احساس میکنند بخشهای مهم و معنیداری از یک سازمان هستند، تمایل بیشتری دارند و به دنبال ارائه ایدههای جدیدتر و راهحلهای خلاقانه و کارآمد برای بهبود کار خود و سازمان هستند.
همدلی در رهبری به توسعه کار تیمی کمک میکند
از آنجایی که همدلی به تقویت ارتباط کمک میکند، منجر به ایجاد پیوندهای عمیق و همکاری خوب بین اعضای تیم میشود. داشتن یک رهبر همدل به دلیل اعتماد و احترام متقابل به تیم کمک میکند تا از یکدیگر حمایت کنند. این نوع پیوند بین اعضای تیم، به آنها کمک میکند تا روی یکدیگر حساب کنند، برای حمایت به یکدیگر تکیه کنند و یکدیگر را بالا ببرند تا به بهترین نسخه از خود تبدیل شوند و در کار خود بهرهوری بیشتری داشته و عملکرد خوبی از خود نشان دهند.
نتایج داشتن رهبر همدل
- همدلی در رهبری به شادی و سلامت کارکنان کمک میکند
- سطح استرس به طور قابلتوجهی پایینتر است
- کارکنان در محل کار خود احساس آرامش میکنند
- سلامت روانی آنان به دلیل فضای کاری موجود از کیفیت بالاتری برخوردار است
همدلی در رهبری تیمها را متنوع و فراگیر میکند
از آنجایی که امروزه شرکتها متنوع و فراگیر میشوند، افراد با پیشینههای نژادی، قومی، مذهبی و… مختلف با هم کار میکنند. این ممکن است منجر به تفاوتهای خلاقانه و فرهنگی شود که میتواند با کمک رهبری که ارزش همدلی در رهبری را درک میکند، دوستانه حل شود. با داشتن یک رهبر همدل، گروه اقلیت به دلیل همدلی که رهبرشان نسبت به آنها نشان میدهد، تشویق میشوند تا فعالتر باشند و عملکرد بهتری داشته باشند.

دیدگاه شما چیست؟