amini2

اچ آر تاک مریم امینی

این هفته با مریم امینی مدیرارشد منابع انسانی شرکت زیتل

در این سری از گفتگوها با مریم امینی مدیر ارشد منابع انسانی شرکت زیتل گفتگو داشتیم. در این گفتگو مریم امینی از سوابق خود در زیتل، سونی و دیجکالا گفت.

به عنوان توصیه طلایی به تازه واردان حوزه منابع انسانی، مریم امینی گفت: به دنبال عنوان و سمت شغلی نباشید و صبور باشید.

سلامت روان کارکنان

سلامت روان کارکنان در محیط کار

سلامت روان کارکنان موضوع مهمی در محیط کاری محسوب می‌شود. غالباً در مقطعی از زندگی از هر چهار نفر یک نفر درگیر مسائل مربوط به سلامت روان می‌شود و این موضوع تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان سایر کارکنان خواهد داشت.

یکی از دلایل اصلی غیبت طولانی مدت از کار، همین مسئله است. کارفرمایان با ارتقای سلامت روانی در محیط کار، باید از کارمندانی که از بیماری‌های روانی مثل اضطراب یا افسردگی رنج می‌برند حمایت کنند.

در حال حاضر بیش از نیمی از جمعیت جهان مشغول به کار هستند و 15 درصد از بزرگسالان در سن کار با یک اختلال روانی روزهایشان را می‌گذرانند. بدون حمایت موثر، اختلالات روانی و سایر مشکلات سلامت روان می‌توانند بر اعتماد به نفس، هویت فرد در محل کار، ظرفیت کار مولد، غیبت‌ها و سهولت حفظ یا به دست آوردن کار تأثیر بگذارند.

حقوق همه افراد جامعه قابل احترام است، کارکنان حق دارند از محیط کار ایمن و سالمی برخوردار باشند. کار می‌تواند تاثیر مثبتی بر سلامت روان داشته و نقش محافظ را ایفا کند، اما در شرایط منفی می تواند موجب بدتر شدن سلامت روان نیز شود.

مشکلات بهداشت روانی ناشی از کار قابل پیشگیری است. همچنین می‌توان کارهای زیادی برای محافظت و ارتقای سلامت روان در محل کار انجام داد و از افراد دارای مشکلات سلامت روان حمایت کرد تا به طور کامل و عادلانه در کار مشارکت داشته باشند.

سلامت روان کارکنان چیست؟

سلامت روان کارکنان مانند سلامت جسم، چیزی است که اکثر افراد از آن بهره‌مندند، اما روح و روان نیز مانند جسم گاهی دچار بیماری می‌شود. طبق مقاله منتشر شده در رسانه CIPD سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان را به عنوان حالتی توصیف می‌کند که فرد توانایی‌های بالقوه خود را درک می‌کند، توانایی کنار آمدن با استرس‌های زندگی را دارد و می‌تواند به طور مولد و ثمربخش کار کند.

بیماری روانی می‌تواند یا از شایع‌ترین آن‌ها مثل اضطراب و افسردگی باشد یا شرایط شدیدتری مثل اختلال دو قطبی.

افراد با وضعیت سلامت روانی یکسان می‌توانند علائم متفاوتی را داشته باشند، بنابراین پشتیبانی در محل کار باید با توجه به نیازهای افراد متفاوت باشد.

با این وجود هنوز سوء تفاهم‌های بسیاری در مورد سلامت روان در جامعه و محل کار وجود دارد. افزایش آگاهی از سلامت روان می‌تواند به شکست این تابو و ایجاد محیطی باز تر و فراگیرتر کمک کند.

گام‌های کلیدی برای حمایت از سلامت روان کارکنان

فرهنگ یک سازمان و میزان آگاهی و اطلاع رسانی در مورد سلامت روان کارکنان، بر ایجاد روابط آزاد گفتگو و عکس‌العمل‌های حمایتی تأثیر می‌گذارد. کارفرمایان برای حمایت بهتر از کارکنان و نشان دادن تعهد خود به سلامت روان باید گام‌های کلیدی را در این جهت بردارند.

توسعه مهارت‌های مدیران

مدیریت خوب افراد می‌تواند به پیشگیری از مسائل و مشکلات روانی در محل کار کمک کند. اگر شیوه مدیریت صحیح باشد، اضطراب و استرس کار به حداقل میزان خود می‌رسد.

مدیران با رفتارهای مثبت می‌توانند تعامل بهتری با کارکنان خود داشته باشند و برای رفاه آن‌ها گام‌های مثبتی بردارند.

تشخیص اولیه مشکلات سلامت روان

کارفرمایان و مدیران باید نسبت به علائم اولیه مشکلات اضطراب و استرس هوشیار بوده و واکنش درستی در مواجه با آن داشته باشند.

مداخله زودهنگام می‌تواند از تشدید چنین مشکلاتی پیشگیری کند، گرچه زمانی که با موارد این‌چنینی مواجه شدند نباید توصیه و تجویز داشته باشند، زیرا به ندرت صلاحیت انجام این کار را دارند و باید از متخصصان این امر درخواست کمک کنند.

تابلوهای راهنما برای پشتیبانی

کارفرمایان برای حمایت از کارکنانی که ممکن است در مقطعی از زندگی دچار مشکلات سلامت روان باشند باید تمهیداتی را بیندیشند.

مثلاً همکاری با مراکز و پزشکان سلامت روان و در اختیار گذاشتن اطلاعات تماس آن‌ها به صورت تابلوی راهنما در محیط کار. در این صورت فرد هنگام مواجه با مشکل، به منظور رفع و جلوگیری از پیشرفت آن سریع به پزشک مراجعه می‌کند.

یادداشت مناسب و بازگشت به کار

زمانی که شرکت با موسسه پزشکی برای حمایت از سلامت روان کارکنان در ارتباط است می‌تواند حتی به صورت الکترونیکی با پزشکان در تماس بوده و از وضعیت سلامت روان کارمند آگاه باشد.

کارفرمایان زمانی که در جریان مشکلات سلامتی کارمندشان هستند، شرایط او را درک کرده و محیط بهتری برای او فراهم می‌کنند و با حمایت درست، به رفع شدن هر چه زودتر مشکل او کمک می‌کنند.

بررسی حجم کاری

تحقیقات نشان می‌دهد که حجم بالا و غیر قابل کنترل کاری عامل اصلی استرس ناشی از کار است. ارائه کار معنادار با زمان بندی واقع بینانه، به مدیریت خطر استرس ناشی از کار کمک می‌کند.

ارتقای آگاهی در مورد بهداشت و سلامت روان در محل کار

ارتقای آگاهی و بینش درست در مورد مسائل بهداشتی و سلامت روان در بین همه کارکنان می‌تواند به کاهش تابوی مشکلات روان در محل کار کمک کند.

تعادل کار و زندگی را ارتقا دهید

کار طولانی مدت راهی است که خیلی زود فرد را با انواع مشکلات سلامت دچار می‌کند. ایجاد تعادل بین کار و زندگی به این معنی است که فرد طراوت و انرژی خود را برای شروع یک روز جدید کاری حفظ کند.

کار انعطاف پذیر

ارائه کار انعطاف پذیر روشی است که می‌توان به منظور جلوگیری از استرس و اضطراب کاری از آن بهره گرفت. روزمرگی یکی از دلایل ایجاد مشکلات سلامت روان کارکنان است.

خطر خودکشی را رفع کنید

فردی که با مشکلات سلامت روان درگیر است و این موضوع از طرف کارفرما جدی گرفته نشده، یک خطر جدی است. معمولاً افرادی که استرس بالایی را در کارشان تجربه می‌کنند، در مورد مسائل شخصی زندگی هم به مشکل بر خواهند خورد. این یعنی انباشته شدن حجم بالایی از ناراحتی‌ها، نگرانی‌ها و انرژی‌های منفی، چنین فردی قطعاً به خودکشی فکر می‌کند و در صورت رقم خوردن این اتفاق هولناک، تأثیر سوئی بر سایر کارکنان و محیط کار خواهد داشت.

بنابراین با اقدامات پیشگیرانه و همدلی با کسانی که مشکلات و مسائل زیادی را در زندگی‌شان به دوش می‌کشند به ارتقای هر چه بیشتر سلامت روان کارکنان کمک کنیم.

با توجه به اینکه همه ما زمان زیادی را در محیط کاری سپری می‌کنیم، تعجبی ندارد که محیط کار بیشترین تاثیر را روی سلامت روان ما داشته باشد.

با توجه به اهمیت سلامت روان و مشکلات مربوط به آن در محیط کار، کارفرمایان باید به فراهم آوردن شرایط ایده‌آل در محیط کار و رفع عوامل استرس‌زا، نیروی کار خود را در محیط ایمنی قرار دهد.

افرادی که در محیط کار ناسالمی هستند، اضافه وزن بیشتری دارند، میزان غیبت‌هایشان بیشتر است و در معرض ابتلا به بیماری‌های مزمن، حملات قلبی قرار داشته و درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی هستند.

درگیری میان کارکنان

درگیری میان کارکنان را چطور حل و فصل کنیم؟

درگیری میان کارکنان معضلی است که تاثیر مستقیم بر عملکردشان دارد. اینجاست که منابع انسانی و مدیریت داخلی باید به شیوه‌ای وارد عمل شوند که آب از آب تکان نخورد.

وقتی کارکنان یک سازمان دچار درگیری لفظی یا فیزیکی می‌شوند باعث حواس پرتی در کل سازمان شده و در نتیجه منجر به کاهش بهره‌وری و روحیه افراد می‌شود.

مسئله مهم دیگر وقت‌گیر بودن این تنش‌هاست. طبق یک گزارش تحقیقاتی جهانی، کارمندان و مدیران هفته‌ای 3-4 ساعت را صرف رسیدگی به این درگیری‌ها می‌کنند و 36 درصد گفته‌اند همیشه با تنش‌های محل کار سروکار دارند.

دلایل درگیری میان کارکنان

سه عامل رایج موجب درگیری میان کارکنان می‌شود:

ارتباطات ضعیف، عدم شفافیت نقش و حجم سنگین کار

یکی از پیامدهای تنش در محیط کار، کاهش رضایت شغلی است، اغلب کارکنانی که زمان بیشتری را صرف رسیدگی به درگیری‌های محیط کار می‌کنند؛ از شغل خود ناراضی‌اند.

دلایل درگیری میان کارکنان

این را هم بگوییم که همه تنش‌ها هم ناسالم نیستند. ایمی گالو می‌گوید: «تعارض سالم شامل بحث‌ها، اختلاف نظرها و گفتگوهایی است که جلسه، مکالمه یا پروژه را به سمت هدف پیش‌ می‌برد.» این تنش فواید بسیاری دارد از جمله نوآوری، نتایج کاری بهتر، بهبود روابط و ایجاد فرصت یادگیری و رشد برای افراد.

گالو اینطور ادامه می‌دهد: « تنش‌ها زمانی ناسالم می‌شود که افراد به یکدیگر بی‌احترامی کرده و درگیر بحث و کشمکش‌های طولانی شده و مشکل را شخصی کنند.»

محیط را آرام کنید

منابع انسانی باید به مدیران گوشزد کند که مسائل را میان اعضای تیم خود حل کنند تا مشکل بزرگ‌تر نشود. هدف، حل تنش در پایین‌ترین سطح ممکن است.

منابع انسانی نمی‌تواند به طور دائم داور همه‌چیر باشد، بنابراین باید به مدیران آموزش دهد چطور تنش‌ها و درگیری میان کارکنان را حل کرده و چه زمانی نیاز به دخالت منابع انسانی است.

برای حل و فصل مسئله همه را دور هم جمع کرده و همه‌چیز را روشن کنید، در بیشتر مواقع با شفاف سازی تنش به خودی خود حل می‌شود.

گاهی یک عذرخواهی ساده، کلید حل مشکل است و این زمانی محقق می‌شود که طرفین با حضور مدیر گفتگو کرده و اختلاف نظرها را رفع کنند.

خاموش کردن آتش تنش

گاهی هم مشکل ریشه‌دارتر از آن است که با گفتگو حل شود. مدیری را در نظر بگیرید که به دلیل خصومت شخصی و آزار دادن یک کارمند درخواست‌ها و وظایف خارج از توان فرد را به او محول کرده باشد.

شخص هم نه از توان انجام کار برمی‌آید و نه به دلیل ترس از دست دادن کار، سراغ منابع سازمانی می‌رود. آن زمان است که تبدیل به انبار باروت شده و هر زمان ممکن است منفجر شود!

در این موارد منابع انسانی باید با نظارت بر مدیریت و تحقیق دوره‌ای نظر دیگران را جویا شده و در صورت شکایت، مدیر را آموزش داده یا اخراج نماید.

تعیین پروتکل

برای رسیدگی به درگیری میان کارکنان پروتکل‌های خاصی را تعریف کرده و طبق خط مشی مکتوب ضد تبعیض، با آنها مقابله کنید.

این می‌تواند شامل گفتگو با طرفین و جمع آوری شواهد باشد. به متخصصان منابع انسانی توصیه می‌شود نسبت به انواع شکایت‌هایی که ممکن است به تنش‌های بزرگ تبدیل شود هوشیار باشند.

اگر طرح شکایتی دریافت کردید که بی نام و نشان بود و از رفتار بی ادبانه همکاری شکایت شده بود، بهتر است در شروع یک روز کاری همه را جمع کرده و در مورد رفتار شایسته در محیط کار صحبت کنید. اینگونه نشان داده‌اید که به نظرات افراد اهمیت می‌دهید.

احترام متقابل

در نهایت بهترین راه برای پیشگیری از درگیری میان کارکنان ایجاد یک فرهنگ قوی مبنی بر اعتماد، عدالت و احترام متقابل به یکدیگر در تمام سطوح سازمان است.

دوره‌های آموزشی سالانه برگزار کنید و آگاهی لازم برای نحوه ارتباط مدیران با کارکنان را در اختیارشان قرار دهید و اینکه در مواقع مواجه با مشکل چه کاری باید انجام دهند.

 

 

download-Recovered

چطور نتفلیکس اچ آر را از نو تعریف می‌کند!

پتی مک کورد از سال 1998 تا 2012 مدیر ارشد استعدادیابی نتفلیکس (پلتفرم و شرکت تولیدکنندهٔ محتوای آمریکایی) بود و اکنون هم به استارت‌آپ‌ها و کارآفرینان مشاوره می‌دهد. از همان سال‌ها تا اکنون، HR نتفلیکس در مرکز توجه جامعهٔ منابع انسانی قرار گرفته است. متن پیش رو، مقاله‌ای از مک کورد است که در سایت هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است. پیشنهاد می‌کنیم این مقالهٔ روان و ارزشمند را به هیچ عنوان از دست ندهید.

patty maccord

 

شریل سند برگ (Sheryl Sandberg) این مقاله را یکی از مهم‌ترین اسنادی می ­داند که تابه‌حال از سیلیکون ولی منتشر شده است و بیش از 5 میلیون بازدید در اینترنت داشته است. در حقیقت وقتی رید هستینگز (Reed Hastings)، من و چندین تن از همکارانمان یک پاور­پوینت در مورد اینکه ما چطور فرهنگ و عملکرد کار با انگیزه را در نتفلیکس شکل دادیم (زیرا هستینگ CEO و من مدیر ارشد استعداد­یابی نتفلیکس از سال 1998 تا 2012 بوده­ایم) را منتشر کردیم اصلا فکرش را نمی­ کردیم که تا این حد مورد توجه قرار بگیرد. ما متوجه شدیم که برخی از ایده­ هایی که مرتبط با “مدیریت ارشد استعداد یابی” بود و ما در آن پیش قدم شدیم (مثل اینکه کارکنان باید اجازه داشته باشند هر زمان که به نظرشان مناسب بود به تعطیلات بروند) تا حدی دیوانه وار به نظر می­رسیدند (حداقل تا زمانی که دیگر کمپانی­ ها هم از این ایده­ ها استقبال کردند و آنها را پیاده کردند). اما شگفت زده شدیم وقتی دیدیم که 127 اسلاید پاور پوینت­ ما، بدون تزئین، ساده، بدون موسیقی و بدون انیمیشن، تا این حد مورد توجه قرار گرفته است.

مردم رویکرد نتفلیکس به برخورد با “استعداد” و “فرهنگ کار” را به چند دلیل قانع کننده می­ دانند. واضح ترین و روشن ترین دلیل، اینکه نتفلیکس با این رویکردی که تابه‌حال پیش گرفته، واقعا موفق بوده است: تنها در سال 2013 سهام آن بیش از سه برابر شد، سه جایزه امی (Emmy) دریافت کرد و تعداد مشترکان آن در ایالات متحده به 29 میلیون نفر افزایش پیدا کرد. همه این­ ها به کنار، این رویکرد قانع کننده است زیرا از عقل سلیم و حس مشترک انسان ­ها نشات می ­گیرد. من در این مقاله از نکات مهم اما سطحی فراتر می‌روم و پنج ایده را توضیح می‌دهم که نحوه جذب، حفظ و مدیریت استعداد توسط نتفلیکس را مشخص می­ کنند. اما ابتدا مکالمه­ای را که با دو تن از کارمندان قدیمی نتفلیکس داشته­ ام را با شما به اشترک می­ گذارم. لازم به ذکر است که دیدگاه این دو کارمند به شدت در شکل گیری فلسفه­ ی نتفلیکس موثر بوده است.

اولین مکالمه در اواخر سال 2001 اتفاق افتاد. نتفلیکس به سرعت در حال رشد بود، تعداد کارمندان ما به 120 کارمند رسیده بود و در حال برنامه­ ریزی برای عرضه اولیه بودیم. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام و وقوع حملات 11 سپتامبر، اوضاع تغییر کرد. معلوم شد که باید عرضه اولیه سهام را به حالت تعلیق درآوریم و حدود یک سوم از کارکنان خود را اخراج کنیم؛ که حقیقتا بی رحمانه بود. کمی بعد، تا حدودی غیرمنتظره، پخش کننده­ های DVD ما تبدیل به هدیه ­ای محبوب در دوران کریسمس شد. در اوایل سال 2002، کسب و کار اشتراک DVD-by-mail ما دیوانه وار رشد می­ کرد؛ حالا ما کار­های زیادی برای انجام دادن داشتیم با 30 درصد نیروی کار کمتر.

یک روز داشتم با یکی از بهترین مهندس­ هایمان صحبت می ­کردم، کارمندی که او را جان صدا می ­کنم. قبل از اخراج ­های زیادی که انجام دادیم، او مدیریت سه مهندس را بر عهده داشت اما اکنون او یک تیم تک نفره بود که ساعت‌های زیادی را کار می‌کرد. به جان گفتم امیدوارم شرایط طوری مهیا شود که زودتر شخصی را برای کمک به او استخدام کنم. پاسخ جان شگفت زده ­ام کرد. گفت:( عجله ای نیست. من اینطوری خوشحال ترم). معلوم شد مهندسانی که ما اخراج کرده بودیم، در اصل “نیاز” نبودند، بلکه صرفا صلاحیت داشتند. جان متوجه شده بود که زمان زیادی را صرف مدیریت کردن و رفع اشتباهات آنها می­ کرد. او گفت: (فهمیدم که ترجیح می­دهم خودم تنهایی کار کنم تا اینکه بخواهم با افراد پایین تر از خودم سر و کله بزنم). هر زمان که می­خواهم مهم‌ترین عنصر فلسفه ی نتفلیکس را توضیح دهم، جملات او در ذهن من طنین انداز می ­شوند “بهترین کاری که برای کارمندان می­ توانید انجام دهید (کاری جالب تر و بهتر از فوتبال یا سوشی رایگان) این است که فقط کارمندان درجه A را برای کار با آنها در نظر بگیرید. همکاران حرفه ای بر هر چیزی برتری دارند”.

مکالمه­ ی دوم در سال 2002، چند ماه بعد از عرضه اولیه عمومی ما انجام شد. لورا حسابدار ما، باهوش، سخت کوش و خلاق بود. او برای رشد اولیه ما بسیار مهم بود، به این دلیل که سیستمی را برای ردیابی دقیق اجاره فیلم ابداع کرد تا بتوانیم حق امتیاز را درست و دقیق پرداخت کنیم. اما در آن زمان ما به‌عنوان یک شرکت عمومی، به CPA و متخصصان حسابداری کاملاً معتبر و با تجربه نیاز داشتیم و لورا فقط مدرک کاردانی از یک کالج محلی داشت. با وجود اخلاق خوب، سوابق کاری و این واقعیت که همه ما واقعاً او را دوست داشتیم، مهارت­ های او دیگر برای ما کافی نبود. برخی از ما سعی کردیم که جایگاه و سمت دیگری برای او در نظر بگیریم اما در آخر نتیجه گرفتیم که این کار هم درست نیست.

در نهایت من با لورا صحبت کردم و وضعیت را شرح دادم و گفتم که با توجه به خدمات فوق العاده ­ی او، یک پیشنهاد سنوات فوق العاده به او می­ دهیم. بعد از گفتن این حرف، من منتظر سیل اشک­ ها و اتفاقات دراماتیک بودم، اما ری اکشن لورا عالی بود: او از رفتن ناراحت بود، اما متوجه بود که این جدایی به او اجازه می‌دهد دوباره خودش را پیدا کند، آموزش ببیند و مسیر شغلی جدیدی را پیدا کند. این اتفاق به ما کمک کرد تا عنصر اساسی دیگر فلسفه مدیریت استعدادمان را ایجاد کنیم: اگر ما فقط کارکنان درجه A را در تیم خود می‌خواستیم، باید افرادی را که دیگر مهارت‌هایشان برایمان کافی نیست را صرف نظر از اینکه چقدر کمک‌هایشان ارزشمند است، رها کنیم. از روی انصاف و برای رعایت عدالت در قبال چنین افرادی – و صادقانه بگویم، برای کمک به خودمان برای غلبه بر ناراحتی خود از ترخیص آنها – یاد گرفتیم که بسته­ های غنی و خوبی را برای بازنشسته کردن کارمندان ارائه دهیم.

با در نظر گرفتن این دو اصل کلی، ما رویکرد خود را به استعداد را با استفاده از پنج اصل زیر شکل دادیم.

 

  1. فقط بزرگسالان به بلوغ رسیده را استخدام کنید، پاداش دهید و حتی در صورت لزوم تحمل کنید.

در طول سال‌ها یاد گرفتیم که اگر از آدم­ها بخواهیم به‌جای سیاست‌های خشک و رسمی به منطق و عقل سلیم تکیه کنند، بیشتر اوقات نتایج بهتری با هزینه ­های کمتری می­ گیریم. اگر دقت کنید افرادی را استخدام کنید که منافع شرکت را در اولویت قرار می­ دهند، کسانی که تمایل شرکت به کار با عملکرد بالا را درک کرده و حمایت می ­کنند، 97٪ از کارمندان شما کار درست را انجام خواهند داد. (بیشتر شرکت­ ها زمان و هزینه­ های هنگفتی را صرف نوشتن و اجرای سیاست ­های منابع انسانی برای مقابله با مشکلاتی می­ کنند که 3 درصد باقی مانده ممکن است ایجاد کنند). در عوض، ما تلاش کردیم تا آن افراد را استخدام نکنیم و اگر هم مشخص شد که اشتباه استخدام کرده‌ایم، آنها را رها کنیم.

رفتار بزرگسالانه به این معناست که در مورد مسائل با رئیس، همکاران و زیردستان خود صحبت کنید. این قضیه به معنی فهمیدن این مسئله است که حتی در شرکت‌هایی که مجموعه‌ای از سیاست‌های منابع انسانی دارند، سیاست­هایی که اغلب توسط مدیران نادیده گرفته می‌شوند، به صورت موردی مشخص می­ کند که چقدر چیز منطقی است.

اجازه بدهید دو مثال واضح بزنم:

زمانی که نتفلیکس راه اندازی شد، ما یک خط مشی استاندارد درباره­ ی مرخصی با حقوق داشتیم: کارکنان 10 روز مرخصی، 10 روز تعطیلی و چند روزاستراحت مختص به بیماری داشتند. ما از یک سیستم قاعده ­مند استفاده می­ کردیم که طبق آن کارمندان روزهایی را که می خواستند تعطیل باشند را بررسی می‌کردند و پس از آن به مدیران خود اطلاع می‌دادند که چه زمانی سر کار نخواهند بود. پس از انتشار عمومی این روش، ماموران ما ترسیدند. آنها گفتند که ساربنس آکسلی دستور داده است که گزارش روزهای تعطیل ارائه شود. پس ما به فکرایجاد یک سیستم ردیابی افتادیم. اما بعد از آن رید از ما پرسید ” شرکت­ ها که نیاز ندارند وقت­ های تعطیلی و تایم آف خودشان را اعلام کنند، درسته؟ پس چرا ما بیخیال این سیستم گزارش و شمارش بیخود نمی ­شویم و این کار را به صورت غیر رسمی و عادی پیش نمی­ بریم؟”. من هم تحقیقاتی انجام دادم و در نهایت متوجه شدم که در واقع هیچ قانونی در کالیفرنیا در مورد زمان تعطیلات وجود ندارد.

بنابراین ما به جای استفاده از یک سیستم رسمی، روش برعکس آن را برگزیدیم: به کارمندان حقوق بگیر گفته شد که هر قدر زمان که فکر می­ کنند برایشان مناسب است را برای خود در نظر بگیرند. از روسا و کارمندان دیگر هم خواسته شد تا این موضوع را بین خودشان حل و فصل کنند. ( البته به کارگران ساعتی که در مراکز تماس و انبارها کار می کردند، خط مشی ساختارمندتری داده شد). در نهایت ما یک راهنمای جزئی تر هم تهیه کردیم. مثلا اگر در حسابداری یا امور مالی کار می‌کردید، نباید در ابتدا یا پایان یک سه‌ماهه، بیرون از محل کار باشید. زیرا این زمان­ ها، دوران اوج شلوغی کاری بود. اگر 30 روز متوالی مرخصی می­ خواستید، باید با HR ملاقات می­ کردید و با او در میان می ­گذاشتید. از رهبران ارشد خواسته شد که به تعطیلات بروند و کارکنان را در مورد آنها با خبر سازند زیرا آنها الگوهایی برای این سیاست بودند. بیشتر افراد با این روند موافق بودند، هر چند برخی از آنها  نگران این بودند که این سیستم چندان هم مناسب و سازگار نباشد؛ یعنی در حالی که برخی از روسا زمان های زیادی را مرخصی می­ دهند، برخی دیگر خسیس باشند و زیر بار نروند. اما به طور کلی، من بیشتر نگران رعایت شدن عدالت بودم تا ثبات. زیرا واقعیت این است که در هر سازمانی، کارکنان با انگیزه و حرفه ای و ارزشمند، آزادی عمل بیشتری نیاز دارند.

ما همچنین از سیاست­ های رسمی و خشک درباره ی سفر و هزینه­ ها دوری کردیم و تصمیم گرفتیم اتکا کردن به رفتار بزرگسالانه را در اینجا هم پیاده کنیم. سیاست اصلی نتفلیکس این است که:”به صلاح نتفلیکس عمل کنید”. به کارمندان گفتیم که همه انسان­ های بالغی هستیم و ما از شما انتظار داریم پول شرکت را با صرفه جویی و دلسوزی خرج کنید، انگار که این پول متعلق به خودتان است. با حذف کردن سیاست رسمی و صرف نظر کردن از صورت هزینه­ های اداری، مسئولیت را به مدیران ارشد یعنی به کسانی که باید، منتقل کردیم که این کار هزینه ها را به شدت کاهش داد:

مثلا بسیاری از شرکت‌های بزرگ، برای اجرای سیاست­ های مربوط به سفر، همچنان از آژانس ­های مسافرتی برای رزرو سفر­ها استفاده می ­کنند و حق الزحمه آن آژانس­ ها را هم پرداخت می­ کنند. در حالی که آنها می­ توانند با اجازه دادن به کارمندانشان برای رزرو آنلاین سفرهایشان، در هزینه­ ها صرفه جویی کنند. از طرف دیگر من هم گاها مانند بسیاری از مدیران نتفلیکس، مجبور بودم با کارمندانی که در رستوران­ های مجلل غذا می­ خوردند صحبت کنم (غذاهایی که برای یک کارمند تازه استخدام شده خوب بود، اما نه برای صرف غذا به تنهایی یا نهایتا با یک همکار نتفلیکسی). حتی مدتی حواسمان را بچه­ های IT خود جمع کردیم که مستعد خرید ابزارهای زیادی بودند. اما به طور کلی متوجه شدیم که هزینه­ ها یکی دیگر از زمینه­ هایی هستند که اگر تصویر روشنی از رفتار مسئولانه ایجاد کنید، اکثر کارمندان از آن پیروی خواهند کرد.

 

  1. درباره­ ی عملکرد کاری، حقیقت را بگویید.

سال‌ها پیش ما بررسی­ های رسمی درباره ی “عملکرد کاری” را حذف کردیم. در اصل ما آنها را برای مدتی نگه داشتیم، اما متوجه شدیم که آنها منطقی نیستند و بیش از حد تشریفاتی­ اند. و به جای آن از مدیران و کارمندان خود خواستیم تا در مورد عملکرد کاری خود به عنوان بخشی ارگانیک که با سایر بخش­ ها در ارتباط است، با یکدیگر گفتگو کنند. در بسیاری از عملکرد­های کاری مثل بخش فروش، مهندسی، توسعه محصول و… کاملاً واضح است که افراد تا چه حد خوب و با کیفیت کار می­ کنند اما در بعضی بخش ­ها نه. ایجاد یک سیستم بوروکراسی و اجرای تشریفات دقیق برای اندازه‌گیری عملکرد کاری کارکنان، معمولاً آن را بهبود نمی‌بخشد.

بررسی­ های رسمی درباره عملکرد شرکت­ ها عمدتاً ناشی از ترس از طرح دعوی قضایی است. یعنی پیگیری این تئوری که اگر می‌خواهید از شر کسی خلاص شوید، به یک مدرک کاغذی نیاز دارید که نشان دهنده­ ی عملکرد ضعیف آنها باشد. در بسیاری از شرکت ­ها، افرادی که عملکرد پایینی دارند در “برنامه­ های بهبود عملکرد” قرار می­ گیرند. من از این برنامه­ ها متنفرم و فکر می کنم که آنها اساساً کارآمد و درست نیستند: چون آنها هرگز آنچه از نامشان پیداست را انجام نمی دهند.

یکی از مدیران نتفلیکس برای یک مهندس کنترل کیفیت به نام ماریا، که برای کمک به توسعه سرویس پخش ما استخدام شده بود، درخواست برنامه­ ی بهبود عملکرد یا همان PIP  کرد. این فناوری جدید بود و خیلی سریع در حال رشد بود. کار ماریا یافتن حشرات بود. او سریع، شهودی و سخت کوش بود. اما ما پس از مدتی متوجه شدیم که چگونه تست­ های QA خود را خودکار کنیم در حالی که ماریا اتوماسیون را دوست نداشت و در آن مهارت خاصی هم نداشت. رئیس جدید او (که برای ایجاد یک تیم اتوماسیون در سطح جهانی آمده بود) به من گفت که می‌خواهد یک برنامه­ ی بهبود عملکرد برای او در نظر بگیرد.

به او گفتم:(چرا خودت را به زحمت می­اندازی؟ ما که می ­دانیم قضیه چطور پیش خواهد رفت. شما اهداف و موارد قابل ارائه­ ای را برای او می­ نویسید که او نمی ­تواند به آنها دست یابد، زیرا مهارت­ های لازم را برای آنها ندارد. هر چهارشنبه شما زمانی را از کار واقعی خود به بحث و بررسی (و مستندسازی) کاستی­ های او اختصاص می­ دهید. و لابد سه‌شنبه‌ شب­ ها هم نمی‌خوابید، زیرا می‌دانید که این ملاقات افتضاحی خواهد بود و همین امر در مورد او(ماریا) نیز صادق خواهد بود. بعد از چند وقت هم اوضاع به هم می ریزد. این داستان تا سه ماه ادامه خواهد داشت. کل تیم متوجه خواهند شد و در پایان او را اخراج خواهید کرد. البته هیچ‌کدام از این‌ها برای او اهمیتی ندارد، زیرا او به مدت پنج سال به طور مداوم به خاطر عالی بودن در شغلش پاداش دریافت می­ کرد شغلی که اکنون دیگر وجود ندارد. حالا به من بگویید نتفلیکس این وسط چه سودی می­ برد؟ در عوض بگذارید حقیقت را بگوییم: تکنولوژی تغییر کرده، شرکت تغییر کرده و مهارت‌های ماریا دیگر کاربرد ندارد. این برای او تعجب آور نخواهد بود: او در دل کار بوده و جریانات اطراف خود را تماشا کرده است. به او پیشنهاد خدماتی عالی برای پایان خدمت بدهید که زمانی که اسناد را امضا می‌کند، احتمال شکایت را به طور چشمگیری کاهش دهد. (البته اگر به کل حذف نکند). در تجربه من، مردم تا زمانی که حقیقت به آنها گفته شود، می­ توانند از عهده هر کاری برآیند و این موضوع در مورد ماریا هم صادق است.

خلاصه زمانی که انجام بررسی­ های رسمی عملکرد کاری را متوقف کردیم، بررسی­ های غیررسمی را آغاز کردیم که 360 درجه با قبلی­ ها تفاوت داشتند. در اصل آن­ها را عادلانه و ساده نگه داشتیم: از کارمندان خواستیم تا چیزهایی را که همکاران دیگر باید متوقف کنند، شروع کنند یا ادامه دهند، شناسایی کنند. ابتدا از یک سیستم نرم‌افزاری ناشناس استفاده می‌کردیم، اما به مرور زمان به بازخورد امضا شده و معلوم روی آوردیم و بسیاری از بازخورد­های خود را رو در رو اعلام می­ کردیم.

راستش را بخواهید افراد منابع انسانی نمی­ توانند باور کنند که شرکتی به بزرگی نتفلیکس، بررسی­ های سالانه انجام نمی ­دهد. گاهی اوقات از من می­پرسند که “نکند این چیز­ها را سر هم میکنی تا حال ما را خراب­تر کنی؟”. اما خوب اینطور نیست. اگر به طور منظم در مورد عملکرد کاری کارمندان، ساده و صادقانه صحبت کنید، می­ توانید نتایج خوبی به دست آورید. حتی احتمالاً نتایج بهتری از شرکت­ هایی که همه چیز و همه کس را در مقیاس های پنج درجه ای رتبه بندی می کند.

  1. مدیران وظیفه دارند که تیم­ های بزرگی ایجاد کنند؛ باید ایجاد کنند.

دونالد رامسفلد (Donald Rumsfeld)، وزیر دفاع سابق آمریکا، در بحث درباره عملکرد ارتش در طول جنگ عراق، یک بار حرف جالبی زد که بسیار هم معروف شد. او گفت” شما با ارتشی که دارید به جنگ می­ روید، نه ارتشی که ممکن است بخواهید یا بخواهید بعداً داشته باشید”. وقتی با مدیران درباره ایجاد تیم‌های بزرگ صحبت می‌کنم، به آنها می‌گویم که دقیقاً برعکس این فرآیند را پیش بگیرند.

من در کار مشاوره‌ای‌ام، از مدیران می‌خواهم که مستندی را در مورد دستاوردهای تیمشان در شش ماه آینده تصور کنند. اینکه آنها چه نتایج مشخصی را می­بینند؟ کار شما در آن زمان چقدر با کاری که تیم شما امروز انجام می ­دهد متفاوت است؟ بعد، از آنها می خواهم در مورد مهارت­ های مورد نیاز برای تبدیل شدن این تصاویر به واقعیت فکر کنند. در هیچ کجای مراحل اولیه این فرآیند به آنها توصیه نمی­ کنم که به تیمی که در واقع همین الان دارند فکر کنند. فقط بعد از اینکه آنها کار تجسم نتیجه ایده آل و مجموعه مهارت ­های لازم برای دستیابی به آن تصویر را انجام دادند، می­ توانند تجزیه و تحلیل کنند که تیم فعلی خود، چقدر با آنچه که نیاز دارند، مطابقت دارد.

اگر شما در یک محیط کاری هستید که به سرعت در حال رشد و تغییر است، قطعا با بی­ تناسبی های زیادی رو به رو خواهید شد. در این صورت، باید صحبت‌های صادقانه‌ای داشته باشید و به برخی از اعضای تیم خود اجازه دهید جایی را پیدا کنند که مطابق با مهارت‌هایشان است و از طرف دیگر باید افرادی را با مهارت ­های مناسب استخدام کنید.

 

ما با دومین چالش در نتفلیکس با روشی نسبتاً دراماتیک روبرو شدیم، زیرا شروع به تغییر از دی وی دی از طریق پست به یک سرویس استریم کردیم. ما مجبور بودیم حجم عظیمی از فایل ­ها را در فضای ابری ذخیره کنیم و بفهمیم که چگونه تعداد زیادی از مردم می­ توانند به صورت کاملا امن به آنها دسترسی داشته باشند (بر اساس برخی تخمین‌ها، حدود یک سوم ترافیک اینترنتی مسکونی در ایالات متحده از مشتریانی است که فیلم‌های نتفلیکس را استریم می‌کنند). بنابراین ما باید افرادی را پیدا می‌کردیم که عمیقاً در زمینه خدمات ابری با تجربه باشند و در مقیاس بزرگ این کار را انجام داده باشند. یعنی افرادی در کمپانی­ هایی مانند گوگل، آمازون، ایبی و فیسبوک، که هر کسی به راحتی در آنها استخدام نمی شود.

فلسفه ­ی جبران ما در این قسمت کمک بزرگی کرد. بیشتر اصول آن از ایده‌آل‌هایی سرچشمه می‌گیرد که قبلاً توضیح داده شد: صادق باشید و با مردم مانند انسان­ های بالغ رفتار کنید. به عنوان مثال در دوران اشتغال من، نتفلیکس پاداش عملکرد پرداخت نکرد. زیرا ما معتقد بودیم که اگر افراد مناسب را استخدام کنید، آنها کار­ها را خود به خود انجام خواهند داد و نیازی به پاداش تعیین کردن نیست. اگر کارمندان شما بزرگسالانی کاملاً شکل گرفته هستند که شرکت را با دلسوزی در اولویت قرار می ­دهند، پاداش سالانه آنها را سخت کوش­تر یا هوشمندتر نمی­ کند. ما همچنین به پرداخت دستمزد مبتنی بر نرخ بازار اعتقاد داشتیم و به کارمندان می‌گفتیم که داشتن گفت و گویی با رقبا در زمانی که فرصت تصمیم گیری دارند، کار هوشمندانه ­ای است برای اینکه بتوانند درک خوبی از نرخ بازار در قبال استعداد هایشان داشته باشند. حتی با اینکه بسیاری از افراد منابع انسانی از صحبت کارمندان با استخدام‌کنندگان خوششان نمی‌آید، من همیشه به کارمندان می‌گفتم تماس بگیرند، نرخ و قیمت را بپرسند و عدد نهایی را به من بگویند. راستش را بخواهید این­ها اطلاعات ارزشمندی به شمار می­ روند.

علاوه بر این، ما از سیستم پاداش سهام بسیار متفاوت­تر از روشی که اکثر شرکت ­ها انجام می­ دهند، استفاده کردیم. به‌جای اینکه گزینه‌های سهام را در کنار حقوق  به صورت رقابتی قرار دهیم، به کارمندان اجازه می‌دهیم تا میزان (در صورت وجود) پاداش را به صورت سهام عدالت انتخاب کنند. اگر کارمندان خواهان اختیار خرید سهام بودند، حقوق آنها را بر این اساس کاهش می­ دادیم. ما بر این باور بودیم که آنها به اندازه کافی حرف ه­ای بودند تا بتوانند شرایط مبادلات را درک کنند، تحمل شخصی خود را برای خطر بسنجند و تصمیم بگیرند که چه چیزی برای آنها و خانواده هایشان بهترین است. ما هر ماه آپشن ­هایمان را با تخفیفی جزئی نسبت به قیمت بازار توزیع می­ کردیم. علاوه بر این ما زمان اعطا کردن خاصی نداشتیم و سهام ­ها هر وقت که لازم بود می­ توانستند نقد شوند. اکثر شرکت‌های فناوری محور یک برنامه چهارساله برای اعطای سهام دارند و سعی می­ کنند از هر طریقی که می­ توانند، راهکار­هایی را به کار ببرند و اصطلاحا “دستبند های طلا” ای را به دست کارکنان ببندند تا بتوانند از حضور نیروی خود مطمئن شوند. البته ما هرگز فکر نکردیم که این کار، کار منطقی است. اگر در جای دیگری فرصت بهتری می­بینید، باید به شما اجازه داده شود که آنچه را که به دست آورده اید را بردارید و بروید. اگر دیگر نمی­ خواهید با ما کار کنید، ما نمی­ خواهیم شما را گروگان بگیریم.

ما به طور مداوم به مدیران می گفتیم که ساختن یک تیم فوق العاده مهمترین وظیفه آنهاست. ما آنها را بر این اساس نسنجیدیم که آیا آنها مدیران عالی هستند یا کارهای اداری و کاغذ بازی­ های خود را به موقع انجام می­ دهند یا نه. تیم­ های بزرگ کارهای بزرگی را انجام می ­دهند و استخدام تیم درست، اولویت اصلی ما بود.

 

  1. رهبران وظیفه ایجاد “فرهنگ” را در شرکت­ ها دارند.

بعد از اینکه نتفلیکس را ترک کردم و کار مشاوره را آغاز کردم، از یک استارت آپ تازه در سانفرانسیسکو بازدید کردم. 60 کارمند در یک دفتر روباز به سبک شیروانی با یک میز فوتبال، دو میز بیلیارد و یک آشپزخانه داشت که در آن یک آشپز هم برای کل کارکنان ناهار می­پخت. همانطور که مدیرعامل به من نشان داد، او در مورد ایجاد یک فضای سرگرم کننده صحبت می ­کرد. جایی از او پرسیدم که مهمترین ارزش برای شرکتش چیست؟ او پاسخ داد: “کارایی و سودمندی”. گفتم “بسیار خوب. تصور کنید که من اینجا کار می ­کنم، و ساعت 2:58 بعد از ظهر است. من در حال انجام دادن یک بازی سفت و سخت هستم و فکر می­ کنم بتوانم بازی را تا 5 دقیقه­ ی دیگر تمام کنم. اما نکته اینجاست که ما ساعت 3 با هم جلسه داریم. حالا به نظر شما باید بمانم و بازی را ببرم یا به جلسه­ ام برسم؟”

گفت “باید بازی ات را تمام کنی”. راستش را بخواهید تعجب نکردم. مانند بسیاری از استارت‌آپ‌های فناوری، اینجا مکانی معمولی بود که در آن کارمندان هودی می‌پوشیدند و حیوانات خانگی شان را به سر کار می‌آوردند، و این سبک معمولا به وقت‌شناسی منجر نمی‌شود. معمولا در این شیوه­ ی کاری کمتر وقت شناسی به چشم می­خورد. گفتم” صبر کن ببینم. شما به من گفتید که کارایی مهمترین ارزش فرهنگی شماست. به تأخیر انداختن یک جلسه و منتظر نگه داشتن همکاران به خاطر یک بازی “کارآمد” نیست. به نظر شما بین ارزش‌هایی که از آنها حرف می زنید و رفتارهایی که پیش می گیرید یا تشویق می‌کنید، تناقضی وجود ندارد؟”

وقتی به رهبران در مورد شکل‌دهی یک فرهنگ شرکتی توصیه می‌کنم، سه موضوع مهم را ذکر می کنم. این شکل از عدم تطابق هم یکی از آن­هاست. این یک مشکل خاص در استارت‌آپ‌ها است. جایی که راحت بودن و گاها سرسری گرفتن با رفتارهای سودمند و پر بازدهی که رهبران می‌خواهند، مغایرت دارد. من بیشتر اوقات در جلسات شرکت می­نشینم تا درک کنم که مردم چگونه کار می ­کنند. من اغلب مدیران عاملی را می­بینم که فاقد یک برنامه واقعی هستند. آنها از اسلایدهایی استفاده می ­کنند که معلوم است یک ساعت قبل کنار هم چیده شده اند و تهیه شده اند و  یا از جلسات قبلی بازیافت شده اند.کارکنان متوجه این چیزها می­ شوند و اگر رهبری را ببینند که آماده نیست و به جذابیت صرف، ضریب هوشی و بداهه گویی متکی است، بر عملکرد آنها نیز تأثیر می­ گذارد. با آب و تاب بیان کردن ایده‌هایی که درباره ارزش‌ها و فرهنگ است، چیزی جز وقت تلف کردن نیست اگر که رفتار هایی که مطابقت اهدافتان هستند را تشویق نکنید و به آنها پاداشی ندهید.

موضوع دوم مربوط به مطمئن شدن از درک کارکنان از اهرم‌هایی است که کسب و کار را هدایت می‌کند. من اخیراً از یک استارت آپ در تگزاس بازدید کردم که کارمندان آن اکثراً مهندسان بیست و چند ساله بودند. به مدیر مالی آنها گفتم: “شرط می‌بندم نصف افرادی که در این اتاق حاضر هستند، هرگز P&L را نخوانده‌اند”. او پاسخ داد “درست است. آنها چیزی از ماهیت بیزینس کردن نمی­دانند و بزرگترین چالش ما این است که به آنها آموزش دهیم که یک بیزینس واقعی چطور کار می­ کند و اصلا بیزینس یعنی چه؟” حتی اگر افرادی را استخدام کرده‌اید که خودشان می‌خواهند عملکرد خوبی داشته باشند و مستعد هستند، باید به وضوح نحوه کسب درآمد شرکت و راه­ هایی که منجر به موفقیت شرکت می‌شود را به وضوح بیان کنید. به عنوان مثال، در نتفلیکس، کارمندان بیش از حد روی افزایش مشترکین تمرکز می­ کردند، بدون اینکه آگاه باشند که ما جداگانه هزینه­ های زیادی را صرف این کار می­ کردیم: ما مبالغ هنگفتی را برای خرید دی‌وی‌دی، راه‌اندازی مراکز توزیع، و سفارش برنامه‌های اصلی هزینه می‌کردیم، همه قبل از اینکه یک سنت از مشترکین جدیدمان جمع آوری کنیم. کارمندان ما باید یاد بگیرند که حتی با وجود افزایش درآمد، مدیریت هزینه­ ها واقعا مهم است.

موضوع سوم چیزی است که من آن را “استارت‌آپ چند شخصیتی” می‌نامم. در شرکت‌های فناوری، این معمولاً خود را به‌عنوان شکافی بین مهندسان و تیم فروش نشان می‌دهد، اما می‌تواند اشکال دیگری نیز داشته باشد. به عنوان مثال، در نتفلیکس، گاهی اوقات مجبور می­شدم به مردم یادآوری کنم که تفاوت ­های زیادی بین کارکنان حرف ه­ای حقوق بگیر در دفتر مرکزی و کارگران ساعتی در مراکز تماس وجود دارد. در مقطعی تیم مالی ما می‌خواست کل پرداختی­ های شرکت را به سمت چک‌های پرداخت مستقیم ببرد، و من مجبور شدم به این نکته اشاره کنم که برخی از کارگران ساعتی ما حتی حساب بانکی ندارند. این یک مثال کوچک است، اما به یک نکته بزرگ‌تر اشاره می‌کند: وقتی رهبران یک فرهنگ شرکتی را ایجاد می‌کنند، باید به خرده فرهنگ‌هایی که ممکن است به مدیریت متفاوتی نیاز داشته باشند، آگاه باشند.

  1. مدیران خوب، اول شبیه به بیزینس من ها و افراد مبتکر فکر می ­کنند و آخر شبیه به یک مدیر HR

من در طول دوران کاری خود، به انجمن­ های حرفه ای از مدیران منابع انسانی تعلق داشته ­ام. اگرچه من شخصیت افراد این گروه­ ها را بسیار دوست دارم، اما اغلب با  نظر آنها مخالفم. بیشتر این افراد وقت خود را به به کار بستن راه ­های “بهبود روحیه” اختصاص می ­دهند. در برخی مکان‌ها، کل تیم‌ها به معرفی کردن شرکت خود به لیست «بهترین مکان‌ها برای کار» تمرکز می‌کنند (که وقتی روش‌ها را بررسی می‌کنید، واقعاً فقط بر اساس مزایا هستند). در کنفرانسی که اخیراً برگزار شد، با فردی از یک شرکت آشنا شدم که خودش را «افسر ارشد خوشحالی» را می ­نامید که تقریبا حالم را بهم زد.

در طول 30 سال فعالیت در حوزه اچ آر، من هرگز ابتکار  جالبی از سمت نیروی منابع انسانی ندیده ­ام که روحیه را بهبود ببخشد. دپارتمان‌های منابع انسانی ممکن است مهمانی‌هایی ترتیب دهند و تی‌شرت‌هایی را توزیع کنند، اما اگر قیمت سهام در حال کاهش باشد یا محصولات شرکت مورد قبول واقع نشوند، افراد حاضر در همان مهمانی‌ها شکایت خواهند کرد و از تی‌شرت‌ها هم برای شستن ماشین­ هایشان استفاده خواهند کرد.

به جای تشویق کردن، افرادی که در حرفه من هستند باید خود را یک “بیزینس من” بدانند. بدانند چه چیزی برای شرکت خوب است؟ چگونه آن را به کارمندان منتقل کنیم؟ چگونه می ­توانیم به هر کدام از کارکنان کمک کنیم تا منظور ما از بهره وری و سودمندی را بفهمد؟ در اینجا یک تست ساده وجود دارد: اگر شرکت شما برنامه پاداش عملکرد دارد، به صورت رندوم به سراغ یک کارمند بروید و بپرسید: “آیا دقیقا می­دانید در حال حاضر چه کاری باید انجام دهید تا به پاداش عملکرد دست پیدا کنید؟” اگر او پاسخ این سوالات را نداند، یعنی تیم منابع انسانی همه چیز را آنطور که باید روشن نکرده است.

در نتفلیکس با همکارانی کار کردم که روش استفاده مردم از سرگرمی‌های فیلم‌برداری شده را تغییر می‌دادند. که یک کار فوق‌العاده “نوآورانه” است – اما جالب است که وقتی من آنجا کارم را شروع کردم، انتظار این بود که به طور پیش‌فرض از بهترین شیوه‌های شرکت‌های دیگر تقلید کنم ( که بسیاری از آنها قدیمی هستند)، که به نظر بهترین راه برای اچ آری ­ها بود. من آن محدودیت­ ها را رد کردم. چون دلیلی وجود ندارد که تیم منابع انسانی هم نتواند “نوآور” باشد.

گیمیفیکیشن در منابع انسانی

گیمیفیکیشن در منابع انسانی یک مزیت استراتژیک

گیمیفیکیشن در منابع انسانی اصطلاح نوظهوری است که با توجه به روند تغییرات گسترده دنیای پیرامون، در حوزه منابع انسانی پدیدار شده است. حوزه‌ای که دیگر شکل و ساختار کسل‌کننده گذشته را نداشته و اهمیت آن در موفقیت سازمان‌ها دیگر بر کسی پوشیده نیست.

استفاده از تکنیک گیمیفیکیشن در منابع انسانی روز به روز در حال افزایش بوده و ابتکاری است که منابع انسانی از جذب و استخدام نیرو تا آموزش و توسعه از آن بهره می‌برد. در این استراتژی از یک سری محرک‌های رفتاری مورد استفاده در بازی‌ها برای موقعیت‌های جدی استفاده می‌کنند. با کمک این روش، رقابت‌ها و فعالیت‌های سازمانی لذت‌بخش‌تر و کارآمدتر خواهد بود، راهی برای جلب توجه کارکنان به فعالیت‌های مرتبط که رسیدن به اهداف سازمان را محقق می‌کند.

کاربرد گیمیفیکیشن در منابع انسانی

منابع انسانی فرصت‌های زیادی برای خودکارسازی و بازی‌سازی عناصر آن سازمان در اختیار دارد، استخدام، آموزش و توسعه، سلامت و تندرستی. این روزها غول‌های فناوری بزرگی چون گوگل و فیس‌بوک از گیمیفیکیشن در فرآیند استخدام نیرو استفاده می‌کنند و به جای برگزاری آزمون‌های سنتی، متقاضیان را با چالش‌های گیمیفیکیشن درگیر کرده که طی این فرآیند استعداد‌ این افراد برجسته شده و نقاط‌ضعفی که دارند برملا می‌شود.

گیمیفیکیشن در استخدام

شاید شما و سازمانتان اندازه گوگل یا فیس‌بوک مطرح و بزرگ نباشید، اما این استراتژی برای هر جایی قابل پیاده‌سازی است. ساده است، به جای برگزاری آزمون‌های استاندارد برای کشف مهارت، معما و چالش‌هایی را برای حل کردن تعریف کنید، نتایج این چالش‌ها به خوبی می‌تواند در آینده نشان دهد افراد در نقش خود چطور عمل خواهند کرد.

گیمیفیکیشن در آموزش

یکی از حوزه‌هایی که گیمیفیکیشن به شدت در آن کاربرد دارد، آموزش نیروها است. آموزش معمولا برای کارکنان بحثی کسل‌کننده است و بیشتر آن‌ها از روی اجبار در  جلسات آموزشی شرکت می‌کنند، اما وقتی ما با موضوعی سرگرم‌کننده روبه‌رو باشیم و احساس کنیم کاملا با آن درگیر شده‌ایم، به خودی خود قدرت فراگیری و جذب اطلاعات بالا رفته و دیگر آن حس خسته‌کننده بودن را نخواهیم داشت. آموزش گیمیفیکینگ روشی است که چنین نتیجه‌ای را به ارمغان خواهد آورد.

وقتی ارائه‌های خواب‌آور و پاورپوینت‌های بی‌انتها با آموزش‌های سرگرم کننده و خودگردان گیمیفیکیشن جایگزین شود بازدهی آموزش چیزی فرای تصور خواهد بود. مثلا فروشگاه بزرگی مثل والمارت با بهره بردن از گیمیفیکینگ برای آموزش ایمنی به کارکنان توانسته موفقیت بزرگی را تجربه کند. حوزه آموزش کارکنان که در دسته کارهای «کسل‌کننده اما بسیار مهم» قرار دارد با کمک گیمیفیکیشن به فرآیندی لذت‌بخش تبدیل می‌شود.

گیمیفیکیشن در سلامتی

حفظ سلامت کارکنان موضوع مهمی است که نباید سازمان تنها به ارائه برنامه سلامتی اکتفا کند. سازمان‌ها باید برای حفظ سلامت کارکنان امتیازاتی را ارائه دهند که به افزایش علاقه و مشارکت کارکنان در برنامه‌های سلامتی کمک کند. کارفرمایان می‌توانند برای ایجاد ارتباط و تشویق عادت‌های حفظ سلامت در محل کار از استراتژی گیمیفیکیشن بهره ببرند، عناصری چون سیستم امتیازدهی و آزمون‌های آنلاین در پرتال کارکنان.

تکلیف منابع انسانی سازمان شما

به سه حوزه‌ای که به آن اشاره شد دقت کنید، استخدام، آموزش و سلامت. اگر هنوز در هر کدام احساس ضعف دارید از استراتژی گیمیفیکیشن در منابع انسانی کمک بگیرید. این استراتژی به سازمان شما جانی دوباره می‌بخشد، اما قبل از هر کاری ابتدا باید نیازهای سازمانتان را بشناسید، چه رفتاری تشویق‌کننده است و چه چیزی را می‌خواهید برجسته کنید.

دلایل و نحوه اخراج کارمندان

دلایل و نحوه اخراج کارمندان که کمتر به آن توجه می‌شود!

همان‌قدر که نحوه استخدام و جذب نیرو مهم است، چگونگی اخراج یک کارمند هم در وجهه و جایگاه شرکت شما موثر است و اشتباه در این مورد ممکن است مشکلاتی را برایتان به وجود بیاورد.

دلایل اخراج کارکنان

تصمیم به اخراج یک نیرو می‌تواند دلایل متعددی داشته و برای شما دشوار باشد. دلایلی که می‌تواند موجب این تصمیم شود به شرح زیر بوده و ممکن است کار را برای شما راحت کند.

مشکلات رفتاری

مسائل رفتاری یکی از دلایل رایج اخراج کارمندان است. اگر برای اصلاح رفتار بد کارمندتان وقت گذاشته‌اید و تذکر هم افاقه نکرده است، وقت آن رسیده که رهایش کنید. وجود چنین فردی الگوی بدی است که به سازمان آسیب می‌رساند.

عملکرد در کار

اگر کارمندی نتواند عملکرد درست داشته باشد، در برآوردن خواسته‌های شما کوتاهی کند و با اینکه به او فرصت بهبود داده‌اید تفاوتی حاصل نشده یعنی او در موقعیت درست قرار نگرفته و بهتر است با اوقطع همکاری کنید.

آزار جنسی در محل کار

کارفرمایانی که به شکایات آزار جنسی توجه نکنند محیط کاری خصمانه‌ای برای کارمندانشان فراهم کرده‌اند. اگر شواهد خاصی وجود دارد آن‌ها را مستند کنید و اگر شواهدی هم نیست بدون ذکر دلیل عذر آن کارمند را بخواهید.

قلدری در محل کار

قلدری در محل کار یا آزار و اذیت دلیل قاطعی برای پایان دادن به همکاری است. مستندات مربوط را جمع آوری کرده و عواقب آن را برای کارکنان روشن کنید.

نحوه اخراج کارکنان

  • دلایل فسخ قرارداد را بررسی کرده و مطمئن شوید دلیلی که می‌آورید تبعیض آمیز نیست و با خط مشی شرکت شما مطابقت دارد.
  • مشکل را مستند کنید.
  • با شخص موردنظر جلسه‌ای ترتیب داده و در مورد مسائل و نگرانی‌ها صحبت کنید.
  • با توجه به دلیل اخراج کارمند به او یک فرصت دوباره دهید و عملکردش را در آن دوره بررسی کنید؛ اگر مشکل همچنان ادامه داشت عذرش را بخواهید.
  • در جلسه‌ای که مدیر و اعضای تیم منابع انسانی حضور دارد مستقیما سر اصل مطلب بروید و خیلی کوتاه خبر اخراج شدن کارمند را به او بدهید. این برخورد باید محترمانه، شفاف و محکم باشد.
  • مراحل اداری فرم‌های مربوط به تسویه را به طور کامل انجام دهید.

سخن پایانی

اخراج یک کارمند کار خوشایندی نیست و قطعا احساس خوبی بعد از این کار نخواهید داشت، اما این بخشی از وظایف شما است. اگر این فرآیند را به درستی انجام دهید قطعا وضعیت بهتری برای سازمان و همکارانتان فراهم کرده‌اید.

فرایند استخدام

ابزار جدید گوگل برای مصاحبه استخدامی

گوگل اخیراً یک ابزار آماده‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی را راه‌اندازی کرده است که به جویندگان کار کمک می‌کند تا با روش آزمایش شده و واقعی برای بهتر شدن در مصاحبه، تمرین کنند.

Google’s Interview Warmup، سؤالات متداول مصاحبه استخدامی را که توسط کارشناسان منابع انسانی انتخاب شده‌اند می‌پرسد، پاسخ‌ها را در زمان واقعی رونویسی می‌کند و از هوش مصنوعی برای ارائه بازخورد استفاده می‌کند.

جسی هینز، مدیر رشد گوگل گفت: «مصاحبه می‌تواند سخت باشد، به خصوص اگر به دوستان، خانواده یا مربیانی در این زمینه که به شما برای آماده شدن کمک کنند دسترسی نداشته باشید. آماده شدن برای مصاحبه همیشه کار زیادی می‌طلبد، اما ‌امیدواریم این ابزار بتواند اعتمادبه‌نفس بیشتری را برای متقاضیان کار ایجاد کند.»

نحوه کار ابزار Warmup

این ابزار، سؤالات کلی مصاحبه شغلی مانند “کمی درباره خودت بگو” و در مورد تجارب کاری گذشته مطرح می‌کند. همچنین سؤالاتی درباره نحوه واکنش متقاضی در موقعیت‌های خاص و سؤالات فنی و مهارتی مربوط به مشاغل در تجزیه و تحلیل داده‌ها، تجارت الکترونیک، مدیریت پروژه، پشتیبانی فناوری اطلاعات یا طراحی تجربه کاربر می‌پرسد.

علاوه‌بر رونویسی مصاحبه ساختگی برای بازبینی شخصی، هوش مصنوعی این ابزار، اصطلاحات مرتبط با شغل و عبارات بیش از حد استفاده شده را شناسایی می‌کند و برای بهبود پاسخ‌ها «نقاط صحبت» مشترک ایجاد می‌کند.

هاینز گفت: «می‌توانید ببینید که چقدر زمان صرف صحبت در مورد زمینه‌هایی مانند تجربه، مهارت‌ها و اهداف خود می‌کنید. پاسخ‌های شما درجه‌بندی یا قضاوت نمی‌شوند و می‌توانید هر چند بار که بخواهید به سؤالات پاسخ دهید. این فضای خصوصی شما برای تمرین و آماده‌سازی است.»

ابزار Warmup درحال‌حاضر فقط در ایالات متحده موجود و رایگان است. صوت و رونوشت‌های جلسات مصاحبه ذخیره نمی‌شوند، اگرچه کاربران می‌توانند به صورت دستی متن‌ها را کپی یا دانلود کنند.

کریس راسل، مدیر عامل RecTech Media، یک شرکت تحقیقاتی و مشاوره فناوری استخدام، گفت: “این ابزار قطعاً مفید است. هر چیزی که به شما در تمرین مصاحبه استخدامی کمک کند‌ تا پاسخ‌های بهتری داشته باشید ایده خوبی است.»

Warmup ابزاری بی‌رقیب

کارولین کلیمن، مربی شغلی و مشاور شغلی ارشد در دانشگاه جورج می‌سون در فیرفکس، از پیشرفت این فناوری در مقایسه با سایر ابزار‌های آماده‌سازی مصاحبه در بازار شگفت‌زده شد.

کلیمن گفت که سایر محصولات معمولاً فقط جلسه تمرین را ضبط می‌کنند. این ابزار‌ها هم می‌توانند مفید باشند، اما ابزار Warmup پاسخ شما را تجزیه کرده و به شما این امکان را می‌دهد که پاسخ‌های خود را بهبود بخشید. جویندگان کار می‌توانند در تمام ساعات شبانه‌روز و بدون آزار دادن شخص دیگری، هر چقدر که می‌خواهند، مصاحبه را تمرین کنند و اضطراب خود را کاهش دهند.

نقطه ضعف Warmup

این ابزار می‌تواند بسیار مفید باشد، اما کارشناسان توصیه می‌کنند که در مقابل افراد دیگر نیز تمرین کنید. فقط یک انسان دیگر می‌تواند کل مهارت‌های ارائه، نشانه‌های فیزیکی و کلامی و توانایی بداهه‌گویی مصاحبه‌شونده را ارزیابی کند. این فناوری فاقد سطحی از تعامل و احساسات است که فقط یک شخص می‌تواند آن را فراهم کند. یکی دیگر از نقاط ضعف این ابزار این است که نمی‌تواند سؤالات بعدی را براساس پاسخ‌های متقاضی ایجاد ‌کند.

هم کلیمن و هم راسل این ابزار را آغازی برای استفاده بیشتر از هوش مصنوعی در مصاحبه شغلی می‌دانند.

کلیمن گفت: «فناوری هوش مصنوعی فضایی برای رشد دارد و می‌تواند بسیار پیشرفته‌تر باشد و باید بیشتر بر تعامل متقابل کار کند»

کاربرد دیگر ابزار Warmup

راسل گفت که این ابزار آینده استخدام‌کنندگان رباتی است و کمک شایانی به سازمان‌های بزرگ، با حجم بالای متقاضی برای غربالگری اولیه خواهد کرد. او گفت: رباتی با شما تماس می‌گیرد، سؤالات اساسی می‌پرسد و بازخورد ارائه می‌کند. سپس تصمیم می‌گیرد که شما را به قیف استخدام منتقل کند یا خیر.

آیین نامه حقوق و دستمزد

عوامل موثر بر ناکامی پروژه‌های بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد در شرکت‌های ایرانی

بخشی از فعالیت حرفه‌ای و تخصصی من در حوزه مدیریت منابع انسانی به برنامه‌ریزی جبران خدمات و اجرای پروژه‌های مختلف مربوط با این بخش مهم از فرایند مدیریت منابع انسانی سپری شده است. در همین ارتباط در بیست سال گذشته مجری بیش از 40 پروژه مختلف در شرکت‌های گوناگون بوده و با ده‌ها پروژه جبران خدمات دیگر همراهی یا به‌طور غیر مستقیم در آن‌ها  ‌مشارکت داشته‌ام‌ و نتایج آن‌ها را دیده‌ام. به‌طور طبیعی همه این پروژه‌ها موفق نبود‌ه‌اند. پروژه موفق بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد پروژه‌ای است که تدوین و طراحی مدل و چارچوب آن بر یک مبنای قابل قبولِ حرفه‌ای انجام شده، به تصویب هیات مدیره شرکت رسیده و با میزان نسبتا بالایی از پذیرش و رضایت مدیریت شرکت و کارکنان اجرا شود و شرکت با به‌کارگیری آن قادر به جذب و نگهداشت نیروی مورد نظر خود باشد. کمتر دیده‌ام که مشاوری از دلایل شکست پروژه‌ها و خصوصا تجارب مستقیم خود بنویسد. اما به‌دلیل عقیده شخصی خودم که از شکست‌ها بسیار بیشتر از موفقیت‌ها می‌توان آموخت و امید به اینکه به اشتراک گذاشتن تجربه‌ام باعث انجام بهتر و روان‌تر پروژه‌های بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد توسط همکارانم شود، این مستند را به اشتراک گذاشته‌ام. ذکر این موضوع ضروری است که مطالب مطروح در این مستند بر اساس تجارب اینجانب نوشته شده و حتما و قطعا قابل نقد است. امیدوارم با نقد آن توسط همکاران و دوستان گرامی، همگی ما نگاه کامل‌تری از ریسک‌ها، چالش‌ها و عوامل ناکامی مسیر بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد داشته و پروژه‌های بهتر و موثرتری انجام دهیم.
  1. عدم توجه به ایجاد زیرساخت‌های لازم و پیش‌نیازها در تدوین آیین‌نامه حقوق و دستمزد

برای تدوین و بازنگری یک آیین‌نامه حقوق و دستمزد، دو پیش نیاز سیستمی ضروری است:
  • ساختار شغل جاری و پذیرفته شده در شرکت
  • وجود یک سیستم اطلاعاتی که اطلاعات صحیحی از کارکنان شرکت در آن ذخیره شده باشد
شاید تعجب کنید، مگر می‌شود شرکتی اطلاعات صحیح و کاملی از کارکنان خود نداشته باشد؟ یا به یک شغل یکسان در یک واحد “کارمند” و در واحد دیگر “کارشناس ارشد” بگویند؟ بله حتی در شرکت‌های بالای 1000 نفر گاهی این موضوع رخ می‌دهد. در شرکت‌های استارتاپی یا شرکت‌هایی که رشد ناگهانی دارند بروز این موضوع تا حدی طبیعی تلقی می‌شود، اگرچه واقعا جای تعجب دارد؛ اما شخصا با نبود اطلاعات و مشخصات فردی حتی در شرکت‌های کوچک هم مواجه شده‌ام. مشکل جایی حاد می‌شود که مدیریت منابع انسانی شرکت، اولویت انجام این کارها را پایین دانسته و قصد دارد بدون این زیرساخت‌ها تدوین یا بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد را در زمان کوتاهی به سرانجام و نتیجه برساند. در چنین شرایط ریسک ناکامی پروژه بسیار بالاست.
  1. سطح بلوغ فرآیند مدیریت منابع انسانی

یکی از دلایلی که شرکت‌ها اقدام به بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد می‌کنند، لزوم تاثیرگذاری تخصص، مهارت و به‌طور خلاصه شایستگی کارکنان بر تعیین حقوق مبنا و بخش ثابت دریافتی ایشان است. با این هدف پروژه‌های پرسروصدایی اجرا شده و کماکان می‌شود؛ اما سرانجام بسیاری از آن‌ها  به‌دلیل ناکامی در تعیین سطح مهارت و اندازه‌گیری شایستگی کارکنان، استفاده از نظر مدیر یا نتایج ارزیابی عملکرد (که اغلب این هم باز بر اساس نظر مدیریت بوده) برای تعیین حقوق است. درواقع یک الگوی نسبتا قابل اندازه‌گیری (اگرچه ناکامل) با یک الگوی کاملا سلیقه‌ای جایگزین می‌شود. درحالی‌که هدف بکارگیری سطح مهارت و شایستگی بود. بسیاری از مدیران فنی و ستادی عقیده دارند تعیین حقوق بر اساس مدل‌های سنتی تجربه و تحصیل پاسخگوی نیاز شرکت نیست. با این گزاره صددرصد موافقم؛ اما واقعا چقدر بلوغ فرآیند مدیریت منابع انسانی شرکت و بلوغ مدیریتی مدیران آمادگی و توان و پذیرش اجرای یک مدل حقوق و دستمزد مبتنی بر شایستگی را دارد؟ چند نفر از مدیران میانی شرکت حاضرند شایستگی مدیریتی ایشان ارزیابی شده و سپس بر اساس آن تعیین حقوق شوند؟ آیا بهتر نیست ابتدا از مفهوم شایستگی به‌عنوان زمینه‌ای برای توسعه فردی استفاده شده و پس از افزایش سطح بلوغ مدیران و پذیرش و هضم آن در شرکت از شایستگی برای تعیین حقوق و دستمزد استفاده شود؟ عجله و شتاب مدیریت شرکت و مدیریت منابع انسانی در به‌کارگیری شایستگی برای تعیین حقوق و جبران خدمات کارکنان در غیاب بلوغ مدیریتی لازم یکی از ریسک‌های جدی و عوامل ناکامی در بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد شرکت‌ها است. حتما قبل از اجرا سطح بلوغ و آمادگی فرآیندی خود را واقع‌بینانه بسنجید.
  1. تغییرات مدیریت ارشد شرکت

معمولا در یک شرکت متوسط و بزرگ، پروژه‌های بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد از زمان آغاز تا زمان تعیین حقوق کارکنان عمری بالای یک سال دارند. ثبات مدیریت ارشد شرکت در طول دوره عمر انجام پروژه موضوعی بسیار مهم است. با این مشکل بیش از همه در شرکت‌های نیمه دولتی (خصوصی-دولتی) برخورد داشته‌ام. توصیه می‌کنم پیش از ورود به بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد از ثبات مدیریت شرکت اطمینان حاصل کنید. تغییرات مدیریتی معمولا یک پروژه کاملا موفق را تبدیل به پروژه‌ای کاملا ناکام می‌کند.
  1. ناکامی در مدیریت انتظارات و توقعات

از زمانی که پروژه بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد در شرکتی آغاز می‌شود، موضوع برای همه کارکنان اهمیت می‌یابد. دلایل بازنگری در هر شرکت طبیعتا متفاوت است؛ اما جالب اینکه هر چقدر تعادل داخلی نامتناسب‌تر باشد، انتظارات و توقعات کارکنان و مدیران شرکت بالاتر است. با آغاز پروژه، کارکنان عقیده دارند “بالاخره قرار است حقوق‌ها درست شود” و این جمله نزد ایشان یعنی قرار است سطح حقوق و دستمزد افزایش یابد. از همه نامتناسب‌تر اینکه گاهی وعده‌های مدیریت منابع انسانی، مشاور یا مدیرعامل شرکت، خود ایجاد کننده چنین توقعاتی است. اطلاع‌رسانی صحیح از دلایل و چگونگی بازنگری و به تبع آن مدیریت توقعات و انتظارات کارکنان و مدیران شرکت یکی از نکات مهمی است که توجه به آن باعث موفقیت پروژه و عدم توجه به آن یک ریسک بزرگ برای ناکامی و عدم توفیق پروژه خواهد بود. قطعا نقش مشاور و واحد منابع انسانی هم در این رابطه پررنگ است. از نگاه من اعتراضات به حقوق و دستمزد و ناراضی بودن بخشی از کارکنان از میزان و سطح حقوق و دستمزد خود در همه شرکت‌ها موضوعی رایج است. اساسا رضایت مقوله‌ای نیست که دستیابی 100 درصد به آن امکان‌پذیر باشد. واقع ‌بینی و ایجاد انتظار برای برای پیاده‌سازی سیستمی مبتنی بر عوامل مشخص و قابل پاسخ‌گویی بسیار بهتر از ایجاد توقع برای حذف همه اعتراضات و افزایش سطح حقوق و دستمزد یا رضایت همگانی است.
  1. دقیقا چه می‌خواهید؟ دلیل اصلی ایجاد یا بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد چیست؟

در بیست سال گذشته با شرکت‌های زیادی برخورد داشته‌ام که آیین‌نامه نسبتا خوبی داشته‌اند. اما این آیین‌نامه بایگانی شده و عملا حقوق مبنای کارکنان به روش دیگری بجز آیین‌نامه مصوب و حتی گاهی چانه‌زنی مداوم تعیین می‌شده است. نتیجه این امر بطور طبیعی برهم خوردن جدی تعادل داخلی بوده است. وقتی با چنین وضعیتی مواجه می‌شوم، حتما و پیش از ورود به بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد از خود می‌پرسم: چه دلیلی وجود دارد آیین‌نامه جدید هم به سرنوشت آیین‌نامه قبلی مواجه نشود؟ به واقع اگر مدیریت ارشد شرکتی یا فرهنگ غالب در آن به جای اعتقاد به رویه و روش و انضباط داخلی، به مذاکره و چانه‌زنی مداوم عقیده داشته و به آن میدان دهد، حتی متناسب‌ترین الگوها هم قابلیت استمرار ندارند. اجرای پروژه بازنگری در چنین فضایی با صرف انرژی زیاد شانس موفقیت اندکی دارد. اما حتی در بهترین حالت، عمر آیین‌نامه تدوین شده چندان طولانی نیست و در نتیجه به جای یک سابقه و رزومه خوب با آیین‌نامه‌ای مواجه هستید که مجدد بایگانی شده یا کنار گذاشته می‌شود. واقعا فرهنگ، استراتژی را برای صبحانه می‌خورد. آیین‌نامه حقوق و دستمزد که جای خود دارد. اگر مشکل برهم خوردن تعادل داخلی حقوق و دستمزد ریشه در فرهنگ سازمانی و نگاه و خواست مدیریت ارشد دارد، اجرای پروژه بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد با ریسک بسیار بالایی مواجه است.
  1. فراموش شدن اجرای آزمایشی

پیش از اجرای آیین‌نامه جدید، حتما باید همه کارکنان حداقل یکبار و گاهی اوقات بیش از یکبار، توسط کارکنان مدیریت منابع انسانی، به‌صورت آزمایشی، تعیین حقوق شده و نتیجه اجرای آیین‌نامه از نظر بار مالی (بودجه و هزینه اجرا) و سایر نتایج مورد انتظار آنالیز حساسیت شود. البته که نتایج اجرای آزمایشی به کارکنان اطلاع‌رسانی نمی‌شود اما برای تحلیل دقیق‌تر نتایج آن، با تاکید بر تحلیل حساسیت، با بعضی از مدیران و ذینفعان اصلی موضوع علی‌الخصوص مدیریت ارشد شرکت مرور می‌شود. اجرای آزمایشی باعث برطرف شدن و اصلاح بسیاری از خطاها خواهد شد. فراموش شدن آن به هر دلیل، از جمله اصرار و تاکید مدیریت شرکت یا تاخیر پروژه و کمبود وقت، به معنای پذیرش ریسک بالایی برای ناکامی پروژه است.
  1. مدیریت تغییرات

اجرای یک آیین‌نامه جدید مستلزم یک برنامه مدیریت تغییر مفصل است؛ اما به قول یکی از همکاران، گاهی زمانی که برای آن اختصاص داده می‌شود کمتر از زمانی است که برای تغییر ویندوز یک لپ‌تاپ صرف می‌شود. در غیاب یک برنامه مدیریت تغییر جامع، ریسک ناکامی پروژه بالا است. در همه بازنگری‌‌های موفقی که داشته‌ام یکی از دلایل توفیق پروژه تدوین و اجرای دقیق یک برنامه مدیریت تغییر بوده است. از نگاه من برنامه مدیریت تغییر به تنهایی به اندازه طرح‌ریزی آیین‌نامه بر اساس یک الگوی معتبر اهمیت دارد و عدم پرداختن به آن ریسک ناکامی پروژه بازنگری آیین‌نامه حقوق و دستمزد را بالا خواهد برد. حتما پیش از اجرای آیین‌نامه از خود بپرسید برنامه شما برای مدیریت تغییرات و جابجایی از الگوی قبلی به الگوی جدید چیست؟ استفاده از الگویی معتبر در این زمینه قطعا شانس موفقیت را افزایش خواهد داد.
  1. آیین‌نامه حقوق و دستمزد مقوله‌ای فراتر از ارزشیابی شغل است

در بسیاری از شرکت‌ها آیین‌نامه حقوق و دستمزد مبنای اصلی ایجاد تعادل داخلی است. از همین رو و به‌طور کاملا منطقی شرکت‌ها به دنبال آن هستند تا از یک الگوی ارزشیابی متناسب برای طراحی و استقرار آن استفاده کنند؛ اما ایراد کار آنجا رخ می‌دهد که الگوی ارزشیابی با آیین‌نامه یکی تلقی می‌شود. الگوی ارزشیابی شغل در بهترین حالت پیاده‌سازی، ارزش نسبی هر شغل را بر اساس یک فرآیند منطقی براس شرکت نمایش می‌دهد. اما آیا این برای طراحی آیین‌نامه حقوق و دستمزد کافی است؟ به نظرم خیر. آیین‌نامه حقوق و دستمزد علاوه بر نگاه به ارزش نسبی مشاغل باید وضعیت پرداخت‌های و حقوق و دستمزد بازار و تفاوت‌های موجود در آن ‌را نیز در نظر داشته، آن‌ها  را بصورتی مدل کند و در کنار آن به عرف‌های رایج در صنعت و البته قانون کار هم نگاهی کامل داشته باشد. به این مجموعه قطعا نکات و موارد دیگری هم می‌‌توان افزود:
  • از مهم‌ترین آن‌ها لزوم آغاز بازنگری از Pay Model و شفاف‌سازی سهم بخش ثابت و سپس اقدام به طراحی آیین‌نامه و انتخاب الگوی ارزشیابی مطابق مقتضیات شرکت و خواسته‌ها است.
  • تعیین آنکه شرکت قرار است چگونه پرداخت‌کننده‌ای باشد؟ در واقع خط پرداخت هدف شرکت از منظر تعادل خارجی کجاست؟ میانه بازار؟ بالا یا پایین میانه؟ و چرا؟
  • تببین میزان شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی آیین‌نامه؛ اینطور بپرسم آیین‌نامه و الگوی محاسبه حقوق مبنا برای کدام از گروه اطلاع‌رسانی خواهد شد؟ برای همه کارکنان؟ صرفا معاونین و مدیران؟ یا مستندی است که فقط HR و مدیریت به آن دسترسی دارند؟
  • و … نظر شما چیست؟
ممنون و خوشحال می‌شوم اگر همکاران گرامی نیز تجربه‌ها و نظریات خود را در این ارتباط به اشتراک گذارند. این یادداشت به قلم جناب آقای جهانگیر پورصمیمی مشاور مدیریت منابع انسانی و مدرس مهارت‌های نرم است.
نحوه انجام مصاحبه خروج

نحوه انجام مصاحبه خروج

در هر سازمان و شرکتی ممکن است شرایطی پیش آید که یک یا چند نفر از کارمندان تصمیم به ترک سمت بگیرند و استعفا دهند.

مصاحبه خروج، مکالمه‌ای است بین شما و کارفرمایتان (احتمالاً یک نماینده منابع انسانی). این مصاحبه فرصت مناسبی را برای بحث در مورد رضایت شغلی یا ارائه بازخورد در مورد خط مشی و جهت‌گیری شغلی فراهم می‌کند. به بیان ساده‌تر باید بگوییم که مصاحبه خروج مکالمه‌ای است که بین یک کارفرما و کارمندی که تصمیم به ترک کسب و کار دارد، اتفاق می‌افتد. به جای اینکه بپرسید چرا می‌خواهند به شرکت شما بپیوندند، از آن‌ها بپرسید که چرا تصمیم به ترک شرکت گرفته‌اند.

هدف از مصاحبه خروج

هدف از این مصاحبه، ارزیابی تجربه کلی کارکنان در سازمان شما و شناسایی فرصت‌هایی برای بهبود مشارکت است. داشتن مجموعه‌ای مشخص از استانداردها در هنگام انجام مصاحبه‌های خروج نیز می‌تواند نقشی اساسی در مدیریت بحران داشته باشد.

دلایل اهمیت مصاحبه خروج

ما فهرستی از چند دلیل را گردآوری کرده‌ایم تا داده‌ها و بینش‌های لازم را برای ایجاد یک محیط کاری مثبت‌تر و محافظت از سازمان شما در برابر خطرات دریافت کنید.

  • دلیل خروج یک کارمند را خواهید دانست (ممکن است با چیزی که فکر می‌کنید متفاوت باشد!).
  • مصاحبه خروج به کارمند اجازه می‌دهد تا بازخورد سازنده ارائه دهد و با یک نکته مثبت کار خود را ترک کند.
  • این کار می‌تواند به کاهش بحران و همچنین شناسایی مواردی که ممکن است نیاز به توجه فوری داشته باشد، کمک کند.
  • شما یک ارزیابی صریح از محیط و فرهنگ سازمان خود دریافت خواهید کرد.
  • ممکن است بینش لازم در مورد نیازهای استخدام، حضور در هیئت‌مدیره و آموزش کارکنان آشکار شود.
  • بازخوردهای به‌دست ‌آمده به شما کمک می‌کند تا اقداماتی را که می‌تواند به بهبود حفظ کارکنان کمک کند، شناسایی کنید.
  • فرصت‌های بهبود در توسعه مدیریت و برنامه‌ریزی برای جانشین‌پروری شناسایی می‌شود.

نحوه انجام مصاحبه خروج

هنگامی که یک کارمند تصمیم می‌گیرد کسب‌و‌کار شما را ترک کند، دلیل آن برای شما مهم است. اگر بتوانید دلایل استعفای او را درک کنید، می‌توانید کارمندان دیگر را به ماندن در شرکت تشویق کنید.

اکنون می‌خواهیم در مورد نحوه انجام مصاحبه خروج به عنوان یک کارفرما صحبت کنیم. در زیر چند نکته‌ وجود دارد که هنگام انجام یک مصاحبه خروج باید به خاطر داشته باشید؛ همچنین برخی از نمونه سؤالات مصاحبه خروج ذکر شده است.

  1. هر کارمندی که استعفا می‌دهد، باید مصاحبه مجزا داشته باشد

هر فردی که شرکت شما را ترک می‌کند، شایسته یک مصاحبه خروج است.

  1. آن تایم عمل کنید

بهترین زمان برای برگزاری مصاحبه خروج در آخرین روز ترک یا بلافاصله پس از خروج است.

  1. شفاف عمل کنید

فهرستی از سوالاتی که می‌خواهید بپرسید یا زمینه‌هایی که می‌خواهید بررسی کنید، تهیه و سپس آن را در ایمیلی پیش از موعد به شخص موردنظر ارسال کنید.

  1. مصاحبه را معمولی جلوه دهید؛ راحت باشید

انجام مصاحبه‌های خروجی تا حد امکان راحت است. بهتر است در مکانی غیررسمی‌تر، مانند کافه‌ای در نزدیکی محل کار برگزار شود. این کار به تقویت این ایده کمک می‌کند که یک گفتگوی دوستانه و دوطرفه بین دو همکار قدیمی است.

  1. مصاحبه را شخصی کنید

این کار به شخص موردنظر کمک می‌کند تا نسبت به ارائه بازخورد خود، کمی صادق‌تر باشد. یک ضرب‌المثل قدیمی در محافل منابع انسانی وجود دارد که می‌گوید: مردم شغل خود را رها نمی‌کنند، بلکه مدیران خود را رها می‌کنند.

  1. بیشتر از اینکه صحبت کنید، شنونده باشید

شما آنجا نیستید که از کسب‌وکار خود دفاع کرده یا تصمیمات خود را توجیه کنید؛ بلکه برای یادگیری هرچه بیشتر در مورد سازمان خود، این ملاقات را ترتیب داده‌اید.

  1. گفتگو را کنترل نکنید، بلکه آن را هدایت کنید

به عنوان یک مصاحبه‌کننده، ممکن است وسوسه شوید که مکالمه را به سمت موضوعاتی سوق دهید که عمیقاً تمایل دارید درباره آن‌ها صحبت شود. در دست گرفتن کنترل این گفتگو اشتباه است.

  1. نتایج را به صورت ناشناس به اشتراک بگذارید

این کار کمک می‌کند که رهبران شرکت درک روشنی از نحوه عملکرد در هر بخش از کسب‌وکار پیدا کنند.

  1. براساس نتایج اقدام کنید

همه‌چیز تا این مرحله آسان بوده است. اکنون باید براساس آنچه آموخته‌اید عمل کنید!

نمونه سؤالات مصاحبه خروج

ما به عنوان یک سازمان، به چه چیزهایی نیاز داریم؟

چه چیزی لازم بود تا شما را متقاعد کرد که کارتان را ترک نکنید؟

  • چه کاری را خوب انجام می‌دهیم؟
  • آیا احساس کردید که توسط مدیرتان به درستی حمایت می‌شوید؟
  • آیا احساس ‌کردید که این شرکت از اهداف شغلی شما حمایت می‌کند؟
  • آیا احساس کردید که فرصت‌های یادگیری و توسعه را به خوبی دریافت کرده‌اید؟
  • سخت‌ترین بخش کار در اینجا چیست؟
  • معیارهای شما برای انتخاب کارفرمای جدید چیست؟
  • آیا این شرکت را به دیگرانی که جویای کار هستند، توصیه می‌کنید؟
  • آیا در این شرکت، آموزش مناسب و کاملی دریافت کرده‌اید؟
  • تا به حال پیش آمده است که به کار در این شرکت افتخار کنید؟
  • نظر شما درباره مدیریت چیست و آیا بازخورد یا پیشنهادی برای بهبود عملکرد ما دارید؟
  • چرا سمت خود را ترک می‌کنید یا چه چیزی باعث شد که این تصمیم را بگیرید؟

کلام آخر

تا جایی که می‌توانید، با شخص ترک‌کننده به خاطر کاری که در شرکت شما انجام داده است، با احترام و قدردانی رفتار کنید. آن‌ها در سازمانی دیگر، با افراد زیادی کار خواهند کرد و شما قطعاً تمایل دارید که از رفتار و اتمسفر موجود در شرکت شما، به عنوان یک الگوی مناسب یاد شود.

به هر حال فردی که استخدام کرده‌اید تصمیم به ترک شغل گرفته است و می‌خواهد همه دلایل آن تصمیم را به شما بگوید. بله، خروج کارکنان به این معنی است که شرکت شما در حال تغییر است، اما تا زمانی که شما کنترل مسیر سفر کسب‌وکار خود را در دست دارید، این امر مثبتی خواهد بود.